en
Feedback
ܩࡎرܟߺߺ

ܩࡎرܟߺߺ

Open in Telegram

راجبش فکر کن... Admin: @MdSarli

Show more
426
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
زمانی از دست دادن برای من فاجعه بود بعدها آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم! - عباس معروفی

عشقت گریستنِ بی اشک را به من آموخت... #نزار_قبانی

آیا شک داری که تو، شیرین‌ترین و مهم‌ترین زنِ دُنیایی؟ آیا شک داری که وقتی یافتمت کلیدِ تمامیِ درهایِ جهان از آنِ من شد؟ آیا شک داری وقتی دستت را گرفتم، جهان دگرگون شد؟ آیا شک داری بزرگ‌ترین روزِ تاریخ و زیبا‌ترین خبر دنیا لحظه ورودت به قلب‌ من بود؟ #نزار_قبانی.

تو را بسيار دوست دارم و می‌دانم که شيوه عشق من کهنه شده است شريانَ‌های قلبم کهنه شده است آمدن نامه بر من به پيش تو و بردن گل هاي زيبا به خانه‌ات همه آيين‌هايی کهنه شده  است... #نزار_قبانی

در ستایشِ معشوق جناب #نزار_قبانی خوب مینوازه: "او زیبا بود در عصر زشتی‌ها زلال در عصر پلشتی‌ها انسان در عصر آدمکشان لعلی نایاب بود میان تلی از خزف زنی بود اصیل میان انبوهی از زنان مصنوعی!"

می توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم... گل با بوی خود چه می کند؟ گندمزار با خوشه اش؟ طاووس با دمش؟ چراغ با روغنش؟ با تو سر به کجا بگذارم؟ کجا پنهانت کنم؟ وقتی مردم، تو را در حرکات دستهایم، موسیقی صدایم وتوازن گام هایم می بینند... #نزار_قبانی

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت بروی و درد بکشم. هم می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم می‌رود و پشیمان می‌شوم. حالا تو بگو! «کیف احبک بلا الم، و کیف لااحبک بلا ندم». چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟! -نزار قبانی

«دوستت دارم، این تنها حرفه‌ای است که در آن ماهرم و دوست و دشمن به‌خاطرش به من حسد می‌برند.» 🌱 #نزار_قبانی

حلمت بك أمس وكأنك غصن أخضر... تتمايلين...ترقصين... وتنحنين... على تضاريسي... وهل يسعدني أكثر من كونك غصن أخضر؟ «دیروز خوابت را دیدم و انگار شاخه‌ای سبز بودی... خرامان... رقصان... رویِ ناهمواری‌هایم... خم می‌شدی... مگر چیزی بیش از اینکه "شاخه‌ای سبز" باشی، خوشحالم می‌کند؟» #نزار_قبانی

«سلام بر کسی که در چشمانم تمامِ دنیاست و هیچ‌گاه غیر از او را از خدا نخواستم…» #نزار_قبانی

امروز ۳۰ ام آوریل است در چنین روزی جهان بی نزار قبانی شد... _روحش شاد باد.
امروز ۳۰ ام آوریل است در چنین روزی جهان بی نزار قبانی شد... _روحش شاد باد.

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت، برای همین خدا آه، اشک، خواب طولانی، لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد #نزار_قبانی🌱

«نامه‌‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تابِ خفتن در "دست‌هایم" یاس‌‌هایی سفیدند به خاطرِ سفیدیِ "یاس‌‌ها" از تو ممنونم می‌پرسی در "غیابت" چه کرده‌ام؟ غیبتت!؟ "تو در من بودی!" با چمدانت در پیاده‌روهایِ ذهنم راه رفته‌‏ای! ویزایِ تو پیش من استُ بلیط سفرت! "ممنوع الخروجی از مرزهایِ قلب من ممنوع الخروجی از سرزمینِ احساسم" "نامه‌هایت" کوهی از یاقوت است در صندوق پستی من از بیروت پرسیده بودی میدان‌ها و "قهوه‌خانه‌هایِ بیروت"، بندرها وُ هتل‌ها وُ کشتی‌هایش همه وُ همه در "چشم‌هایِ تو" جا دارند! چشم که ببندی بیروت گم می‌شود.» #نزار_قبانی

عشق آن است که چنان شعر عاشقانه‌ی جدیدی از من بخوانند، تو را سپاس گویند... #نزار_قبانی

عشق تو مرا آموخت بی اشک بگریم… #نزار_قبانی

"دعینی أفتش عن مفرداتٍ، تکون بحجم حنیني إلیك..." بگذار به دنبالِ واژگانی بگردم که به اندازهٔ دلتنگی‌ام برای تو باشد... #نزار_قبانی🌱

می‌خواهمت ، تا نهایت ویرانی... #نزار_قبانی

اونجا که نزار قبانی می‌گه: من از کسانی که دوستشان دارم بیشتر می‌ترسم زیرا تنها آنان هستند که می‌توانند مرا برنجانند...

كل ما يشغلني هذا هو: ستكونر دائما على خير وستكون عيناك على خير... تمامی آنچه که مرا به خود مشغول می‌کند، این‌ست که: تو همواره خوب باشی و چشمانت خوب باشند... |.نزار_قبانی.|

به وقت اولین دیدار به هیچ آهنگی گوش نده و هیچ عطری نزن و بر حذر باش که مکانش را زیاد دوست نداشته باشی و دلیلش را نپرس! #نزار_قبانی