en
Feedback
MURAT BOZ

MURAT BOZ

Open in Telegram

بهترین بازیگر و خواننده ی پاپ ترکیه #muratboz ❤️❤️ @muratboziran

Show more
1 676
Subscribers
+124 hours
+67 days
+230 days
Posts Archive
4_5956532710796169226 (1).mp36.79 MB

4_5958589489029845569.ogg2.40 KB

سوپر ترک جدید و شنیدنی Murat Boz به نام Gözdeki Maviye @muratboziran
سوپر ترک جدید و شنیدنی Murat Boz به نام Gözdeki Maviye @muratboziran

4_5812425425460139191.ogg2.40 KB

Murat Boz - Derin Mevzular.mp36.62 MB

سوپر ترک جدید و شنیدنی Murat Boz به نام Derin Mevzular منتشر شد. ✨ @muratboziran
سوپر ترک جدید و شنیدنی Murat Boz به نام Derin Mevzular منتشر شد. ✨ @muratboziran

1980/03/07 🎉 @muratboziran
1980/03/07 🎉 @muratboziran

سرگذشتی پر از عبرت 🖤👇🏻 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0 مات صورتش بودم! عرق روی پیشونیش! چه گناهی کرده بودم که داشتم اینقدر تاوان میدادم؟ - سوگند م.. من بخدا..... با شنیدن صدای سحر تازه نگاهمو بهش دوختم خواهرم بره*نه زیر ملافه ای که سعی در پوشوندن خودش داشن با صورت اشکیش بهم خیره شده بود دوباره نگاهمو به فرد روبه‌روم انداختم که درکمال بی تفاوتی در حال بستن دکمه های پیراهن مردونه ی سفید رنگش بود این مرد چی میخواست جز شکوندن و له کردن من زیر پاهاش که حتی با دیدن اشک سحر هم ککش نگرید همچنان نقاب بی تفاوتی چهره اش را پوشانده بود https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0

براساس واقعیت 👇🏻 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0 بدون زدن در درو بازکردم که متوجه مهرداد شدم که با بالاتنه ی لخ*ت و پیرهن به دست از پشت پاراوان پزشکی داخل اتاقش بیرون اومد و به محض دیدن من بی اهمیت و بیخیال شروع به پوشیدن پیرهنش کرد و گفت - پریا گمشو بیرون! که بلافاصله اون منشیس هم از پشت اون پاراوان با آرایشی بهم ریخته و  مانتویی که دکمه هاش دوتا یکی بسته شده بود بیرون اومد و فوری از اتاق بیرون زد با پوزخند روی مبل مقابلش نشستم و با طعنه گفتم - استراحت با منشی جدید خوش گذشت دکتر؟ پشت میزش نشست و دستشو زیر چونه اش گذاشت و با نگاه خیرش به من گفت - حسودیت شد؟ - آدم لاشی ای مثل تو حسادت داره؟ - نه بابا؟ از جاش بلند شد و جلوی پنجره ی اتاقش وایستاد و پنجره رو باز کرد و سیگاری روشن کرد و کامی از سیگارش گرفت و گفت - پس الان تو اتاق من لاشی چیکار میکنی؟ برای خوندن ادامه رمان سریع عضو شین👇🏻😍 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0 https://t.me/+-KfKGEfpkng4NjU0