『نالوط』
Open in Telegram
435
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
435
لبخند شیرینم
نور چشم هایت در آستانهی سودایم ،
راهی شده اند که بر روی خط به خط
واژه هایم قدمی بگذارند
این روز ها به جوهر سادگی
اعتنایی نمیشود و مردم نبض ادراکشان را
پشت کلمات ملول و سرد پنهان میکنند .
تو رنگ به تصویر بی رنگِ
این آفاق بخشیدی همان هنگام که
خطوط صورتت به واسطهی خنده ،
لبخند را به یادم آورد
و سایه ام میان تمام نا آرامی ها، ارام یافت
میخوانمت ؛
که غریبه ترین آشنای قلبم ،
«آنکه نقشی دیگرش جایی مصور میشود
نقش او در چشم ما هر روز خوشتر میشود»
#فاطمه_برازنده
Channel | @naloT
435
لبخند شیرینم
نور چشم هایت در آستانهی سودایم ، راهی شده اند که بر روی خط به خط واژه هایم قدمی بگذارند
این روز ها به جوهر سادگی اعتنایی نمیشود و مردم نبض ادراکشان را پشت کلمات ملول و سرد پنهان میکنند .
تو رنگ به تصویر بی رنگ این آفاق بخشیدی همان هنگام که خطوط صورتت به واسطهی خنده ، لبخند را به یادم آورد و سایه ام میان تمام نا آرامی ها، ارام یافت
میخوانمت
که غریبه ترین آشنای قلبم ،
“ آنکه نقشی دیگرش جایی مصور میشود
نقش او در چشم ما هر روز خوشتر میشود”
#فاطمه_برازنده
Channel | @naloT
435
به سکوت اطرافم چشم دوختم ...
سکوتی ژرف وبدور از همهمه وهیاهو
سکوتی آمیخته با احساساتِ یکغرور
و یا غرورِ یک احساس!
خود را رها شده میانِ زندگی یافتم
با حالی سرگشته و آشفته...
که قصد داشتم حصار های سختِ عقلم را ویران کنم
تا که دلم جایی شود برای پروازِ آرزوهایم ...
میخواستم با تمام وجود در صدای زندگی غرق شوم ...
من خیره به دنیا ، بند بندِ وجودم را آغشته به تعقل میکردم ...
در بُنِ خلاءِ زندگی
و در اوجِ تیرگی
خیره و خاموش ، سکوتِ دنیا را زمزمه میکردم ...
#فاطمه_برازنده
channel | @naloT
