en
Feedback
𝒕𝒊𝒏𝒂𝒓

𝒕𝒊𝒏𝒂𝒓

Open in Telegram

تینار از دو واژه تَن + یار تشکیل شده یعنی تن تو یاری نداره، یا اینکه تنها یار تو خودتی و تن خودت :)))🖤

Show more
580
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-3230 days
Posts Archive
یه چیزی هست که نمیدونی و اون اینه که:
گر چشم دوختم به تماشای این و آن میخواستم که از تو بیابم نشانه‌ای🙂🤌🏻

تو زبون ترکی وقتی کسیو خیلی دوست داشته باشن بهش میگن: سن نواخدان منیم نفسیم اولدمن💗 یعنی: تو از کی نفس من شدی🥹🤌🏻 + اینجوری دلبری کنید😌!¡

قربان سر و چشم و دهان و خم ابروت هر لحظه اگر عید نباشد تو که هستی🫶🏻 👤نیما رودینی

آخرش لب به لب از شوق لبت میميرم عيد قربان من آن لحظه‌ی بوسيدن توست♥️ 👤حامد فلاحی راد

عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم🌝

تو مهتابی و من مرداب، خوشحالم که امشب هم مرا از دور می‌بینی، تو را از دور می‌بوسم🌚.. 👤فاضل نظری

تُرک‌ها وقتی میخوان قربون صدقه‌ی دلبرشون برن بهش میگن☘🫀 : "گوزلرین قاداسین آلیم" یعنی : "درد چشمات به جونم" 🫂:)

نگو : لانگ دیستنس ❌ بگو : عزیزِ راه دور :) ✅

شادمهر عقیلی توی یکی از آهنگاش میگه با خودم بدون تو چیکار کنم؟ حالا خودمونیم واقعا اگه اونایی که دوستشون داریم نباشن، دقیقا باید با خودمون چیکار کنیم🌚؟!

سیوش کن bitanem یعنی یکی ‌یدونم 🍓🫂:)

دل من کودکی سبک‌سر بود خود ندانم چگونه رامش کرد اوکه می‌گفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش کرد🙂..؟! 👤فروغ فرخزاد

با آنکه‌ دلش‌ بسته‌ ی‌ دل‌های‌ دگر‌ بود دیوانه‌ دلم‌ باز گرفتار‌ دلش‌ شد 🩶:))

یا لیتنی کل الناظرین الیک.. میگه : "کاش من تمام کسانی که نگاهت می‌کنند بودم💞"

طلسم نبودنت با هیچ باطل‌السحری شکسته نمیشد اما برای من، تو دست یافتنی‌ترین آرزوی محال بودی! می‌خواستمت و این کافی بود🩵.. :) 👤 امیرعلی نبویان

کراش واسه خارجیاست🫰🏻.. لُرا "لیوه" میشن.‌ شیرازیا کراش ندارن، "طالبش" میشن اصفهانیا میگن : "ما میخوایمش و خرجش میکونیم" مازندرانیا "بخواستی" دارن ترکا میگن "ورولمیشام" میشیم‌‌ مشهدیا میگن "مُخوامش" تهرونیا "خاطرخواه" میشن بندریا "خاطرش موا" بلوچ ها "گنوک" میشن.. کردها هم "شیت و شیدا" میشن عربا "حب الجنون" میشن و سیستانیا هم "خیراتش" میشن :)))♥️

نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی💭..

أنا ألوم نفسي أيضاً على قسوتك.. یعنی : من در نامهربانیِ تو هم خود را مقصر می‌دانم🙂

یه جا بیدل دهلوی میگه : گرَم بیایی و پُرسی:چه بُردی اندر خاک؟ ز خاک نعره برآرم که:آرزوی تو را...🩶

به ساعت نگاه کردم .. شش و بیست دقیقه صبح بود.. دوباره خوابیدم بعد پاشدم به ساعت نگاه کردم شش و بیست دقیقه صبح بود! با خودم فکر کردم هوا که هنوز تاریکه حتما دفعه اول اشتباه کردم. خوابیدم؛ وقتی پاشدم هوا روشن بود اما ساعت بازم شش و بیست دقیقه صبح بود.. سراسیمه پاشدم! باورم نمیشد که ساعت مرده باشه! به این کارها عادت نداشت ، منم توقع نداشتم..! ادم ها هم مثل ساعت ها هستند. بعضیا کنارمونن مثل ساعت.. مرتب ، همیشگی... اونقدرصبور دورت میچرخن که چرخیدنشون رو حس نمیکنی بودنشون برات بی اهمیت میشه همین طور بی ادعا میچرخن؛ بدون اینکه بگن باتریشون داره تموم میشه بعد.. یهو روشنی روز خبر میده که اون دیگه نیست.. قدر این ادما رو باید بدونیم؛ قبل از شش و بیست دقیقه صبح..!

عید آمد و من خانه تکانی کردم از دل همه را تکانده‌ام الا تو :))