en
Feedback
مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان

مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان

Open in Telegram

◀️ کانال رسمی مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان ارتباط با ادمین کانال @ravadetomomi وب سایت موسسه: 🌐 Www.mfpa.ir اینستاگرام: 🆔 instagram.com/mfpa.iran ایتا: 🆔 mfpa_ir

Show more
2 810
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-630 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+2
in 0 channels
Get PRO
January '26
+7
in 0 channels
Get PRO
December '25
+21
in 0 channels
Get PRO
November '25
+13
in 1 channels
Get PRO
October '25
+17
in 0 channels
Get PRO
September '25
+8
in 0 channels
Get PRO
August '25
+29
in 2 channels
Get PRO
July '25
+12
in 1 channels
Get PRO
June '25
+15
in 0 channels
Get PRO
May '25
+16
in 0 channels
Get PRO
April '25
+14
in 0 channels
Get PRO
March '25
+18
in 0 channels
Get PRO
February '25
+16
in 1 channels
Get PRO
January '25
+24
in 1 channels
Get PRO
December '24
+37
in 0 channels
Get PRO
November '24
+62
in 2 channels
Get PRO
October '24
+31
in 0 channels
Get PRO
September '24
+34
in 0 channels
Get PRO
August '24
+25
in 0 channels
Get PRO
July '24
+28
in 0 channels
Get PRO
June '24
+26
in 2 channels
Get PRO
May '24
+25
in 0 channels
Get PRO
April '24
+29
in 0 channels
Get PRO
March '24
+30
in 0 channels
Get PRO
February '24
+27
in 0 channels
Get PRO
January '24
+27
in 2 channels
Get PRO
December '23
+21
in 0 channels
Get PRO
November '23
+29
in 0 channels
Get PRO
October '23
+32
in 0 channels
Get PRO
September '23
+9
in 0 channels
Get PRO
August '23
+25
in 0 channels
Get PRO
July '23
+29
in 0 channels
Get PRO
June '23
+11
in 0 channels
Get PRO
May '23
+21
in 0 channels
Get PRO
April '23
+10
in 0 channels
Get PRO
March '23
+15
in 0 channels
Get PRO
February '23
+25
in 0 channels
Get PRO
January '23
+46
in 0 channels
Get PRO
December '22
+28
in 0 channels
Get PRO
November '22
+19
in 0 channels
Get PRO
October '22
+19
in 0 channels
Get PRO
September '22
+53
in 0 channels
Get PRO
August '22
+66
in 0 channels
Get PRO
July '22
+17
in 0 channels
Get PRO
June '22
+27
in 0 channels
Get PRO
May '22
+21
in 0 channels
Get PRO
April '22
+32
in 0 channels
Get PRO
March '22
+31
in 0 channels
Get PRO
February '22
+27
in 0 channels
Get PRO
January '22
+27
in 0 channels
Get PRO
December '21
+41
in 0 channels
Get PRO
November '21
+29
in 0 channels
Get PRO
October '21
+33
in 0 channels
Get PRO
September '21
+21
in 0 channels
Get PRO
August '21
+67
in 0 channels
Get PRO
July '21
+25
in 0 channels
Get PRO
June '21
+1 187
in 0 channels
Get PRO
May '21
+32
in 0 channels
Get PRO
April '21
+27
in 0 channels
Get PRO
March '21
+79
in 0 channels
Get PRO
February '21
+59
in 0 channels
Get PRO
January '21
+56
in 0 channels
Get PRO
December '20
+5 836
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
26 May0
25 May0
24 May0
23 May0
22 May0
21 May0
20 May0
19 May0
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May+1
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
بازآفرینی حال‌وهوای اردوگاه‌ دوران اسارت در سیزدهمین «عصر خاطره الماس‌های درخشان» به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی،هنری پیام
+4
بازآفرینی حال‌وهوای اردوگاه‌ دوران اسارت در سیزدهمین «عصر خاطره الماس‌های درخشان» به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی،هنری پیام آزادگان، فضاسازی نمادین اردوگاهی دوران اسارت، در سیزدهمین عصر خاطره حال و هوایی متفاوت و تأثیرگذار به این دورهمی بخشید. در این نشست صمیمی، شرکت‌کنندگان با بازگویی خاطرات ماه مبارک رمضان و سفره‌های ساده اما سرشار از معنویتِ افطار در روزهای اسارت، لحظاتی آکنده از احساس و همدلی را رقم زدند. در ادامه نیز نماز مغرب و عشا به جماعت اقامه و آیین افطار برگزار شد. این مراسم، بار دیگر جلوه‌ای از ایثار، استقامت و پیوند عمیق معنوی آزادگان را به نمایش گذاشت. #دورهمی #سیزدهمین_عصرخاطره #اسارت #آزادگان #دفاع_مقدس @mfpa_ir

2
سیزدهمین «عصر خاطره الماس‌های درخشان» با محوریت «افطار در اسارت» برگزار شد هم‌زمان با ماه مبارک رمضان، سیزدهمین برنامه «عصر خاطره الماس‌های درخشان» با عنوان «سفره افطار در اسارت» به همت مؤسسه پیام آزادگان و استان تهران برگزار شد. در این نشست، از آزادگان فعال در برنامه‌های اخیر (۱۲ و ۲۲ بهمن) تجلیل و خاطرات روزه‌داری دوران اسارت بازگو گردید. مراسم با اقامه نماز و افطار خاتمه خواهد یافت. به گزارش روابط‌عمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، در آستانه ماه ضیافت الهی، مؤسسه پیام آزادگان و استان تهران، سیزدهمین «عصر خاطره الماس‌های درخشان» را با عنوان «سفره افطار در اسارت» برگزار کردند. در این مراسم که با حضور جمعی از آزادگان سرافراز برگزار شد، حاضران به مرور خاطرات روزه‌داری و برگزاری برنامه‌های معنوی در دوران اسارت پرداختند. آزادگان ضمن بیان تجربیات خود از همبستگی، ایمان و صبر در شرایط دشوار اردوگاه‌ها عراق، بر انتقال ارزش‌های ایثار و مقاومت به نسل‌های جدید تأکید کردند. در ادامه برنامه، از آزادگان فعال استان تهران که طی مناسبت‌های اخیر در اجرای برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی تجلیل به عمل آمد خواهد آمد. این نشست با اقامه نماز و صرف افطار خاتمه خواهد یافت. #عصرخاطره #الماس‌های_درخشان #آزادگان #ماه_رمضان #اسارت @mfpa_ir
585
3
No text...
495
4
پلی از جنس ایمان؛ از هورالعظیم تا امروز چهار دهه از عملیات خیبر می‌گذرد، اما نام آن هنوز در حافظه این سرزمین زنده است. عملیاتی که با پل ۱۴ کیلومتری شناور و شجاعت رزمندگانش، یکی از درخشان‌ترین فصول دفاع مقدس را رقم زد. تاریخ شاهد تولد نسلی شد که با ایمان، راه را بر ناممکن‌ها گشود. به گزارش روابط عمومی موسسه پیام آزادگان، یادداشت زیر به قلم زهرا کورانی مدیر روابط‌عمومی موسسه به یاد عملیات غرور آفرین خیبر نگاشته شده است. خیبر فقط یک نام نیست؛ یک مکتب است. اگر امروز در دفتر کارمان، پشت میز دانشگاه، یا در کارگاه کوچکمان با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنیم، بدانیم که بیش از چهل سال قبل، جوانانی در هورالعظیم با دست خالی اما دلی پر از ایمان، کاری کردند که دنیا را به حیرت واداشت. عملیات خیبر در اسفند ماه ۱۳۶۲ آغاز شد. جایی که رزمندگان اسلام باید از دل نیزارها و هورالعظیم عبور می‌کردند تا به جزایر مجنون برسند. عراق با تمام توان، این منطقه غیرقابل عبور را خطری جدی نمی‌دانست. اما آنها یک نکته را محاسبه نکرده بودند: "ما می‌توانیم" را. یکی از شاهکارهای این عملیات، ساخت پل عظیم ۱۴ کیلومتری شناور روی آب‌های هور بود. قطعه‌ای عظیم از جنس فولاد و ابتکار که در کارخانه‌های داخل ساخته شد و در دل شب روی باتلاق‌ها گسترده شد تا راهی شود برای عبور قهرمانان. خبرگزاری فرانسه آن زمان نوشت: «ساخت چنین پل عظیمی در تاریخ مدرن نظامی بی‌سابقه است». اما چه کسانی از این پل عبور کردند؟ جوانانی مثل شهید محمدابراهیم همت و حمید باکری. فرماندهانی که در اوج محرومیت‌های تسلیحاتی، با تکیه بر ایمان، خلاقیت و عشق به وطن، جزایر مجنون را فتح کردند و برگ زرینی بر دفتر افتخارات این ملت افزودند. دشمن که از شکست خود بهت‌زده شده بود، دست به دامان سلاح‌های شیمیایی شد. برای اولین بار در تاریخ جنگ، رژیم بعث با حمایت قدرت‌های جهانی، از بمب‌های شیمیایی علیه رزمندگان استفاده کرد. امروز میدان نبرد عوض شده. هورالعظیم ما، مشکلات اقتصادی، تحریم‌های فلج‌کننده، فشارهای بین‌المللی و گاه ناامیدی‌هایی است که به ما هجوم می‌آورند. دشمن امروز هم با همان ابزارهای گذشته یعنی تحریم و فشار، می‌خواهد ما را به زانو درآورد. اما ما با تکیه بر ایمان و دانش خیبروار "از دل باتلاق‌ها پيروز بیرون می‌آییم." خیبر به ما می‌گوید که: به جای منتظر غرب ماندن، باید پل ساخت؛ همانطور که رزمندگان در اوج تحریم‌های تسلیحاتی، پل ۱4 کیلومتری ساختند ، امروز هم باید به توان داخل تکیه کنیم و با خلاقیت و نوآوری، راهی به سوی قله‌های پیشرفت بگشاییم. تحریم فرصتی است برای اثبات خودکفایی. از مسیرهای سخت نهراسیم؛ عبور از هورالعظیم برای هیچ ارتشی آسان نبود، اما رزمندگان ما نشان دادند که سخت‌ترین مسیرها نیز با ایمان و اخلاص هموار می‌شود. مشکلات امروز هم سخت‌ترین پل‌های پیروزی ما خواهند بود. به آرمان‌هایمان وفادار باشیم؛ شهدای خیبر مانند همت و باکری، با دست خالی اما دلی سرشار از عشق به اسلام و ایران، به استقبال شهادت رفتند. امروز نیز وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی، استقلال و آزادی، نیاز اصلی ما برای عبور از پیچ‌های تاریخی است. عملیات خیبر به ما آموخت که اگر ایمان به خدا با اراده پولادین جوانان این سرزمین گره بخورد، هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد. جزایر مجنون با خون بهترین فرزندان این ملت فتح شد تا به همه دنیا بفهماند که ملت ایران در برابر ظلم و تجاوز، حتی اگر دنیا پشت دشمن باشد، تا پای جان می‌ایستد. #عملیات_خیبر #یادداشت #پل_خیبر #طلائیه @mfpa_ir
540
5
No text...
487
6
آخرین مأموریت آزاده خیبری پیش از اسارت همزمان با ایام عملیات غرورآفرین خیبر، قدرت قربانی، از آزادگان سرافراز این عملیات، در گفتگویی کوتاه به روایت لحظاتی پرداخته که از مجنون تا طلائیه، از مقاومت تا اسارت، برگی زرین از تاریخ دفاع مقدس را رقم زده است. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، به‌مناسبت ایام عملیات خیبر، با یکی از آزادگان این عملیات که توسط نیروهای بعثی به اسارت درآمد، گفتگو کرده‌ایم. آزاده‌سرافراز قدرت قربانی در این گفتگو، از نخستین لحظات ورود به عملیات تا دم فروبسته شدن اسارتش را بازگو می‌کند. قربانی با یادآوری آن روزها می‌گوید: «ما دو مرحله در عملیات خیبر حضور داشتم؛ یک مرحله در مجنون بود و یک مرحله رفتیم سمت طلائیه. شب عملیات، ما را توجیه کردند و هلی‌برد شدیم داخل مجنون. کمک کردیم به تصرف و پاک‌سازی جزیره. با اینکه گفته بودند اسیر نگیرید، چون مجنون نه پل داشت، نه پشتیبانی و نه معلوم بود بتوانیم حفظش کنیم، اما ما تعدادی اسیر گرفتیم و فرستادیم عقب. بعد در یک کانالی مستقر شدیم و استراحت کوتاهی کردیم. غروب قرار شد برویم سمت طلائیه؛ چهار گردان خط‌شکن و عملیاتی مأمور شدند این عملیات را ادامه بدهند.» در مسیر آتش؛ جایی که باکری راه را نشان می‌داد وی در ادامه به توصیف فضای طلائیه پیش از اسارتش می‌پردازد: «درگیری شدید بود. صدای انفجار امان نمی‌داد. راهنمای ما حمید باکری بود. حرکت کردیم به سمت هدف طلائیه. از کنار مثلثی‌ها رد شدیم. تانک‌های عراقی آمده بودند که مجنون را به هر قیمتی شده پس بگیرند.» قربانی ادامه می‌دهد: «ما گردان اول بودیم. حرکت کردیم رسیدیم به یک سه‌راهی؛ در واقع رسیدیم به خیابانی که بیشتر شبیه اتوبان بود. سر اتوبان یک موتوری ایستاده بود. فرمانده گردان به من گفت: «میتوانی موتوری را بزنی؟» گفتم: آره. رفتم که موتوری را بزنم. همان موقع ماشین‌های عراقی از راه رسیدند و مهمات حمل می‌کردند. بچه‌ها بدون فرمان، شروع کردند با آرپی‌جی به آنها بزنند. من همان جا دراز کشیدم. ماشین‌ها آتش گرفت و ترکش‌هایش به اطراف پاشیده می‌شد. راه افتادیم. از دو طرف خیابان دو گروه شدیم و شروع کردیم به حرکت. رسیدیم به خط سوم. تا رسیدیم به خاکریزی نسبتاً بلند، چند تا تیربار از آن طرف شروع کردند به رگبار. از آن طرف هم تانک‌های عراقی رسیدند. تا حدودی محاصره شدیم. درگیری شدت گرفت. همه چیز به هم ریخت و فرمانده گردان هم مجروح شد.» لحظه اسارت؛ از مجروحیت تا بند بعثی‌ها قربانی در چگونگی اسارتش اینگونه روایت می‌کند: «رفتیم بالای خاکریز را بررسی کنیم. یک مسیری بود که دو طرفش آب بود؛ جاده‌ای باریک، فکر می‌کنم سه، چهار متر عرض داشت. رفتیم جلو. چند تا تانک و پی‌ام‌پی جاده را بستند. از پشت هم تانک‌های عراقی ما را محاصره کردند. از بالای سرمان هم هلی‌کوپترها شروع کردند به تیراندازی. خیلی از بچه‌ها شهید شدند. من خودم جلوتر از همه بودم. رفتم توی یک چاله که ببینیم چه کار می‌توانیم بکنیم، شاید بتوانیم این تانک‌ها را بزنیم. یک‌دفعه چیزی منفجر شد که از ناحیه کمر مجروح شدم و بعد اسیرمان کردند.» در پایان این گفتگو، قدرت قربانی با گرامیداشت یاد همرزمان شهیدش تأکید کرد: «رشادت‌ها و مقاومت رزمندگان در عملیات خیبر، نشانه‌ای از ایمان و عشق بی‌پایان آنان به میهن و آرمان‌های انقلاب اسلامی بود. این خاطرات باید برای نسل‌های آینده زنده بماند.» #عملیات_خیبر #طلائیه #خاطرات_آزادگان #اسارت @mfpa_ir
551
7
No text...
512
8
مهندسی آزادی؛ از خواجه نصیر تا آزادگان سرافراز مهندسی تنها در کارگاه و آزمایشگاه تعریف نمی‌شود؛ گاه در دل اسارت و رنج نیز معنا می‌یابد. آزادگان سرافراز، در سخت‌ترین شرایط، روح جمعی خود را مهندسی کردند؛ آنان ثابت کردند که بزرگ‌ترین طرح انسان، «ساختن درون خویش» است. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی‌هنری پیام آزادگان، یادداشت پیش‌رو به قلم زهرا کورانی مدیر روابط‌عمومی موسسه، به مناسبت روز مهندس نگاشته شده است. خواجه نصیرالدین طوسی نماد مهندسی اندیشه در تاریخ ایران است. او تنها یک ریاضی‌دان یا ستاره‌شناس نبود؛ او معمار نظام‌های فکری بود. تأسیس رصدخانه مراغه، تدوین آثار ماندگار در ریاضیات، اخلاق و فلسفه، و نقش‌آفرینی در تحولات علمی زمانه، نشان می‌دهد که مهندسی پیش از آنکه در ابزارها تجلی یابد، در ذهن و نگرش شکل می‌گیرد. مهندس واقعی کسی است که بتواند بیندیشد، طراحی کند و با نگاه سیستمی، پیچیدگی‌ها را به نظمی کارآمد تبدیل سازد. پنجم اسفند، سالروز تولد اندیشمند بزرگ ایرانی، خواجه نصیرالدین طوسی، در تقویم ما به نام «روز مهندس» مزین شده است؛ روزی برای بزرگداشت آنان که با عقلانیت، خلاقیت و آینده‌نگری، جهان پیرامون ما را طراحی و بازآفرینی می‌کنند. اما مهندسی فقط محاسبه اعداد و طراحی سازه‌ها نیست؛ مهندسی، هنر ساختن است؛ ساختن پل میان ایده و واقعیت، میان آرزو و امکان، و میان انسان و آینده‌ای امن‌تر. امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه ما نیازمند «مهندسی اجتماعی» است؛ مهندسی‌ای که به جای تحمیل، بر پایه شناخت، مشارکت و اعتماد عمومی بنا شود. مهندسی اجتماعی یعنی طراحی سازوکارهایی که سرمایه اجتماعی را تقویت کند، همدلی را افزایش دهد و مسیر رشد جمعی را هموار سازد. همان‌گونه که یک مهندس برای ساخت یک بنا، زمین را می‌سنجد و مصالح مناسب انتخاب می‌کند، در مهندسی اجتماعی نیز باید واقعیت‌های فرهنگی، اقتصادی و نسلی را شناخت و بر اساس آن برنامه‌ریزی کرد. در کنار آن، «مهندسی زندگی» مفهومی است که هر یک از ما با آن روبه‌رو هستیم. زندگی امن و ایمن، محصول تصادف نیست؛ نتیجه طراحی آگاهانه است. مهندسی زندگی یعنی هدف‌گذاری، اولویت‌بندی، مدیریت منابع فردی و ساختن عادت‌هایی که آینده‌ای پایدار می‌آفرینند. همان‌طور که در طراحی یک سازه، کوچک‌ترین خطای محاسباتی می‌تواند پیامدهای بزرگی داشته باشد، در زندگی نیز بی‌توجهی به ارزش‌ها، اخلاق و مسئولیت‌پذیری، امنیت روانی و اجتماعی را تهدید می‌کند. از سوی دیگر، «مهندسی سیاسی» به معنای طراحی حکمرانی کارآمد، پاسخگو و عدالت‌محور است؛ ساختاری که در آن قانون، شفافیت و مشارکت مردم، ستون‌های اصلی بنا باشند. سیاست‌ورزی اگر از منطق مهندسی بهره‌مند شود یعنی مبتنی بر داده، تحلیل و آینده‌پژوهی باشد می‌تواند بستر یک زندگی امن و ایمن را برای شهروندان فراهم آورد. امنیت، تنها در مرزها تعریف نمی‌شود؛ امنیت اقتصادی، فرهنگی و روانی نیز به همان اندازه اهمیت دارد. در این میان، وقتی از «آزادگان» سخن می‌گوییم، به نمونه‌ای الهام‌بخش از مهندسی در سخت‌ترین شرایط اشاره می‌کنیم. آزادگان سرافراز در دوران اسارت، با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین سازه را بنا کردند: سازه‌ای از ایمان، امید و همبستگی. آنان در دل محدودیت‌ها، «مهندسی افکار» کردند؛ ناامیدی را مدیریت کردند، روحیه جمعی را سازمان دادند، آموزش و معنویت را در اردوگاه‌ها زنده نگه داشتند و اجازه ندادند ساختار روانی و هویتی‌شان فروبریزد. آنچه آزادگان انجام دادند، نوعی مهندسی اجتماعی در مقیاس یک اردوگاه اسارت بود؛ طراحی شبکه‌های حمایتی، تقسیم مسئولیت‌ها، تقویت روحیه جمعی و مراقبت از سرمایه انسانی. آنان مهندسان روح و اندیشه بودند؛ بی‌آنکه نقشه‌ای روی کاغذ داشته باشند، با تکیه بر ایمان و خرد، بنایی از مقاومت ساختند که سال‌ها بعد، سرمایه‌ای معنوی برای جامعه شد. امروز، مؤسسه آزادگان می‌تواند ادامه‌دهنده همان مسیر باشد؛ مسیری که در آن مهندسی، تنها یک تخصص فنی نیست بلکه رویکردی جامع برای ساختن جامعه‌ای سالم، آگاه و ایمن است. ما اگر می‌خواهیم آینده‌ای روشن داشته باشیم، باید مهندسی را از دانشگاه‌ها به متن زندگی بیاوریم؛ از طراحی سازه‌ها به طراحی رابطه‌ها، از ساختن ساختمان‌ها به ساختن اعتماد. روز مهندس، یادآور این حقیقت است که هر یک از ما در قبال جامعه خود مسئولیم. همان‌گونه که خواجه نصیرالدین طوسی با دانش و تدبیر خود، چراغی در تاریخ برافروخت، و همان‌گونه که آزادگان با مهندسی اندیشه، در تاریکی اسارت نور امید آفریدند، امروز نیز می‌توان با عقلانیت، همدلی و مسئولیت‌پذیری، زندگی فردی و جمعی را مهندسی کرد. مهندسی یعنی باور به ساختن حتی در سخت‌ترین شرایط. #روز_مهندس #مهندسی_در_اسارت #آزادگان @mfpa_ir
721
9
No text...
649
10
#پادکست روایتی کوتاه از آزاده سرافراز عباس شهریاری ماجرای ماه رمضان و اتفاقی که در ارودگاه اسرا رخ داد و پاسخ شجاعانه یکی از
#پادکست روایتی کوتاه از آزاده سرافراز عباس شهریاری ماجرای ماه رمضان و اتفاقی که در ارودگاه اسرا رخ داد و پاسخ شجاعانه یکی از اسرا به شخصی که به امام خمینی(ره) توهین کرد. #ماه_رمضان #اسارت #آزادگان @mfpa_ir
612
11
روایت تازه‌ای از عملیات خیبر و سرنوشت سه رزمنده ایرانی در هور سرمای استخوان‌سوز اسفند ۶۲، نیزارهای خیس هورالعظیم را در خود پیچیده بود که قایق رزمندگان ایرانی هدف رگبار دشمن قرار گرفت. عبدالملکی و دو همراهش از میان آب و خون گذشتند تا سرنوشتشان به اسارت در عراق گره بخورد. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، اسفند که می‌شود، یاد سرمای زمستان دهه شصت در خاک خوزستان و خاطرات عملیات‌های بزرگی چون خیبر و بدر زنده می‌شود. یاد مردانی که از جان و مال و زندگی‌شان گذشتند تا این خاک و این نظام بماند؛ فرماندهان غیوری همچون مهدی و حمید باکری، حسین خرازی و... در این میان، برخی مجروح شدند و برخی دیگر که بخش پنهان تاریخ دفاع مقدس‌اند، به اسارت درآمدند. این مردان که بخشی از زندگی‌شان را از اسرای کربلا به ارث بردند، سرگذشتی دارند که کمتر شنیده و گفته شده است. به همین دلیل، در این مطلب خاطرات آزاده سرافراز «صفر عبدالملکی» را مرور می‌کنیم تا شاید ذره‌ای از سختی‌های عملیات خیبر و لحظه اسارت را درک کنیم. قایق با سرعت آب را می‌شکافت و به سمت شط علی از میان نیزارها عبور می‌کرد. صدای خشک نی‌ها که به بدنه قایق می‌خورد، سکوت را می‌شکست. از لابه‌لای نی‌ها صدای عراقی‌ها می‌آمد که ناگهان رگبار گلوله، فضای نیمه‌تاریک هور را درید و قایق ما را نشانه گرفت. وقتی آرپی‌جی به بدنه قایق اصابت کرد، قایق وارونه شد و مثل ماهی به آب ریختیم. بچه‌ها با بدن‌های پاره‌پاره به بدنه واژگون‌شده قایق چسبیدند تا زیر آب نروند. سردی آب در نیمه اول اسفند، بدن‌های زخمی‌مان را می‌سوزاند. وضعیت من و دو سه نفر دیگر از بقیه بهتر بود. با هم مقدار زیادی نی کندیم و تختی شناور درست کردیم و مجروحان را از آب بیرون کشیدیم. بیشتر بچه‌ها نیمه‌جان بودند. فرمانده که زخمی شده بود و به زحمت صحبت می‌کرد، به ما توصیه کرد: «در نیزار پنهان شوید تا وضعیت بهتر شود.» هرچند شرایط سخت بود، اما مجبور شدیم با چشمانی گریان، شهدا را ترک کنیم. شناکنان با همراهانم در محلی که نی‌های زیادی روییده بود، از آب خارج شدیم. هوا روشن شده بود و بدن‌های هر سه ما یخ زده بود. به نیزار که نگاه کردم، یک بلم شکسته دیدم. انگار گنج پیدا کرده بودم! با قدرت سوار بر بلم شدیم و عبدالرضا هم آمد. نمی‌دانستیم کجا می‌رویم. بلم را از راهی باریک میان نیزارها پیش بردیم تا نزدیکی ساحل رسیدیم. صد متر جلوتر، پاسگاه ویران شده هویزه بود. از کنار پاسگاه گذشتیم و سیصد متر پایین‌تر به روستاهای «الصخره» و «البیضه» عراق رسیدیم که خالی از سکنه بودند. صدای قایق‌های عراقی یک لحظه قطع نمی‌شد. در یکی از خانه‌ها پنهان شدیم. چهار شب آنجا بودیم و چیزی برای خوردن نداشتیم تا اینکه بالاخره عراقی‌ها که رد ما زده بودند، ما را پیدا کردند. بدین‌سان سرنوشت رقم خورد: من، قدرت و عبدالرضا توسط نیروهای بعثی عراق اسیر شدیم. «هرچند فصلِ اسارت، بخشی ناگفته از تاریخِ پر فراز و نشیبِ دفاع مقدس است، اما همین روایت‌های صادقانه از دلِ هور و در میانِ نیزارها، چراغِ راهِ درکِ عمقِ فداکاری‌های آن دوران و یادآورِ مردانی است که جان و جوانی را در طبقِ اخلاص نهادند تا ایران بماند.» #عملیات_خیبر #هور #مجنون #اسارت #آزادگان @mfpa_ir
643
12
No text...
630
13
روایت تازه‌ای از عملیات خیبر و سرنوشت سه رزمنده ایرانی در هور سرمای استخوان‌سوز اسفند ۶۲، نیزارهای خیس هورالعظیم را در خود پیچیده بود که قایق رزمندگان ایرانی هدف رگبار دشمن قرار گرفت. عبدالملکی و دو همراهش از میان آب و خون گذشتند تا سرنوشتشان به اسارت در عراق گره بخورد. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، اسفند که می‌شود، یاد سرمای زمستان دهه شصت در خاک خوزستان و خاطرات عملیات‌های بزرگی چون خیبر و بدر زنده می‌شود. یاد مردانی که از جان و مال و زندگی‌شان گذشتند تا این خاک و این نظام بماند؛ فرماندهان غیوری همچون مهدی و حمید باکری، حسین خرازی و... در این میان، برخی مجروح شدند و برخی دیگر که بخش پنهان تاریخ دفاع مقدس‌اند، به اسارت درآمدند. این مردان که بخشی از زندگی‌شان را از اسرای کربلا به ارث بردند، سرگذشتی دارند که کمتر شنیده و گفته شده است. به همین دلیل، در این مطلب خاطرات آزاده سرافراز «صفر عبدالملکی» را مرور می‌کنیم تا شاید ذره‌ای از سختی‌های عملیات خیبر و لحظه اسارت را درک کنیم. قایق با سرعت آب را می‌شکافت و به سمت شط علی از میان نیزارها عبور می‌کرد. صدای خشک نی‌ها که به بدنه قایق می‌خورد، سکوت را می‌شکست. از لابه‌لای نی‌ها صدای عراقی‌ها می‌آمد که ناگهان رگبار گلوله، فضای نیمه‌تاریک هور را درید و قایق ما را نشانه گرفت. وقتی آرپی‌جی به بدنه قایق اصابت کرد، قایق وارونه شد و مثل ماهی به آب ریختیم. بچه‌ها با بدن‌های پاره‌پاره به بدنه واژگون‌شده قایق چسبیدند تا زیر آب نروند. سردی آب در نیمه اول اسفند، بدن‌های زخمی‌مان را می‌سوزاند. وضعیت من و دو سه نفر دیگر از بقیه بهتر بود. با هم مقدار زیادی نی کندیم و تختی شناور درست کردیم و مجروحان را از آب بیرون کشیدیم. بیشتر بچه‌ها نیمه‌جان بودند. فرمانده که زخمی شده بود و به زحمت صحبت می‌کرد، به ما توصیه کرد: «در نیزار پنهان شوید تا وضعیت بهتر شود.» هرچند شرایط سخت بود، اما مجبور شدیم با چشمانی گریان، شهدا را ترک کنیم. شناکنان با همراهانم در محلی که نی‌های زیادی روییده بود، از آب خارج شدیم. هوا روشن شده بود و بدن‌های هر سه ما یخ زده بود. به نیزار که نگاه کردم، یک بلم شکسته دیدم. انگار گنج پیدا کرده بودم! با قدرت سوار بر بلم شدیم و عبدالرضا هم آمد. نمی‌دانستیم کجا می‌رویم. بلم را از راهی باریک میان نیزارها پیش بردیم تا نزدیکی ساحل رسیدیم. صد متر جلوتر، پاسگاه ویران شده هویزه بود. از کنار پاسگاه گذشتیم و سیصد متر پایین‌تر به روستاهای «الصخره» و «البیضه» عراق رسیدیم که خالی از سکنه بودند. صدای قایق‌های عراقی یک لحظه قطع نمی‌شد. در یکی از خانه‌ها پنهان شدیم. چهار شب آنجا بودیم و چیزی برای خوردن نداشتیم تا اینکه بالاخره عراقی‌ها که رد ما زده بودند، ما را پیدا کردند. بدین‌سان سرنوشت رقم خورد: من، قدرت و عبدالرضا توسط نیروهای بعثی عراق اسیر شدیم. «هرچند فصلِ اسارت، بخشی ناگفته از تاریخِ پر فراز و نشیبِ دفاع مقدس است، اما همین روایت‌های صادقانه از دلِ هور و در میانِ نیزارها، چراغِ راهِ درکِ عمقِ فداکاری‌های آن دوران و یادآورِ مردانی است که جان و جوانی را در طبقِ اخلاص نهادند تا ایران بماند.» #عملیات_خیبر #اسارت #آزادگان #هور #مجنون #طلائیه #خاطرات @mfpa_ir
445
14
No text...
439
15
مربای تلخ اردوگاه؛ روایت شیرینی که ناتمام ماند احمد خراسانی، آزاده سرافراز در روایت خود از روزهای ماه مبارک رمضان در اردوگاه‌های عراق، داستان تلاش چند اسیر برای درست کردن مربای پوست پرتقال، نمادی از امید و همدلی و در عین حال تلخیِ ناکامی در میان روزهای سخت اسارت است. به گزارش روابط‌عمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، آزاده سرافراز احمد خراسانی در مورد ایام ماه مبارک رمضان در اردوگاه‌های عراق می‌گوید:«یکی از بچه‌های اردوگاه، آقای کبیری، به شیرینی‌پزی و مربا پختن علاقه داشت. به ما گفت که آقا، من می‌خواهم برای ماه رمضان یک مربایی درست کنم که انگشت‌هایتان را هم با آن بخورید! گفتیم: می‌خواهی چه کار بکنی؟ ما باید چه کار کنیم؟گفت: آقا، سهمیه شکرتان را بدهید.» وی توضیح می‌دهد:«در اردوگاه ما حانوت داشتیم؛ برخی بچه‌ها از آنجا شیر خشک، مسواک یا شکر می‌خریدند و با شیر خشک ماست درست می‌کردند و با شکر، شیرینی و مربا می‌پختند. خلاصه، بچه‌ها سهم شکرشان را به آقای کبیری دادند. بعد گفت: پوست آن چند پرتقالی که بهمان داده بودند را هم می‌خواهم.(شاید سالی یکبار به ما پرتقال میدادند آن هم هر چندنفر یکی، که بچه‌ها پوست پرتقال‌ها را برای مربا نگاه میداشتند)» خراسانی می‌افزاید:« او با چند نفر از بچه‌ها شروع کرد؛ پوست پرتقال‌ها را اول مغزش را گرفتند و بعد خیلی منظم خلال کردند. برای اینکه مربا تلخ نشود، باید چندین بار این پوست پرتقال‌ها را جوشاند. با چراغ علائدینی که داشتیم چند بار این‌ها را به سختی جوشاند و آبش را خالی کرد تا تلخی پوست‌ها برود. سپس شکرها را روی پوست پرتقال‌ها ریخت و دوباره گذاشت روی چراغ علائدینی و سفارش کرد کسی پای قابلمه نرود. این ازاده سرافراز اضافه می‌کند: « همین که این بنده خدا مراحل آخر را تمام کرد و مربا به جوش آمده بود، یکی از بچه‌ها گفت که بروم کمک کبیری کنم، بنده خدا خسته شده؛ قابلمه روی چراغ را برداشت، حسابی پوست پرتقال‌ها را شست و قابلمه را پر از آب کرد و گذاشت روی چراغ». خراسانی اذعان می‌کند: « کبیری که از راه رسید، دید قابلمه یخ یخ است. گفت: «ای بابا! من خیلی وقت است این را روی چراغ گذاشته‌ام، چرا یخ است؟ کسی دست زده؟!» گفتند: «نه.» یکی آمد و گفت: «آره، من شستم و یک بار دیگر آب زدم.» طبق روایت خراسانی، کبیری با ناراحتی می‌شود و می‌گوید: «مرد حسابی! مربا آماده شده بود، این همه شکر بچه‌ها دادند، جوابشان را چه بدهم؟!»«من خجالت‌ زده بچه‌ها شدم.» خراسانی خاطرنشان می‌کند: « اما دیگر فایده‌ای نداشت و کار از کار گذشته بود. آن روز مربا نخوردیم، اما شیرینی خاطره‌اش سال‌ها در دلمان ماند». #ماه_رمضان #اسارت #آزادگان @mfpa_ir
863
16
No text...
731
17
در سی و سومین دوره نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم که بصورت متمرکز می‌باشد انتشارات موسسه پیام آزادگان جدیدترین محصولات خود را با تخفیف ویژه ارائه میکند و پذیرای بازدیدکنندگان محترم خواهد بود. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مؤسسه فرهنگی‌هنری پیام آزادگان، انتشارات این مؤسسه در سی‌وسومین دوره نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم که با شعار «ایران در پناه قرآن» و به‌صورت متمرکز از اول اسفندماه در مصلای امام خمینی(ره) تهران آغاز به کار می‌کند، حضوری فعال خواهد داشت. انتشارات پیام آزادگان در این رویداد قرآنی با ارائه جدیدترین آثار خود و ارائه تخفیف‌های ویژه، پذیرای بازدیدکنندگان و علاقه‌مندان حوزه فرهنگ ایثار و مقاومت است. در این دوره از نمایشگاه، این انتشارات ۸۰ عنوان کتاب با محوریت موضوع اسارت را در معرض دید عموم قرار خواهد داد. نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم امسال در ۱۱ بخش نمایشگاهی و سه بخش فروشگاهی با ۷۰ زیرمجموعه و ۱۴ محور موضوعی برگزار می‌شود. بخش بین‌الملل این رویداد با عنوان «نشست تهران»، میزبان اندیشمندان و پژوهشگران قرآنی از ۱۵ کشور از جمله اندونزی، مصر، ترکیه، پاکستان و چین است. از دیگر نوآوری‌های این دوره، راه‌اندازی بخش ویژه «هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین» است که با حضور مجموعه‌های دانش‌بنیان، جدیدترین دستاوردهای فناورانه در حوزه قرآن و معارف دینی را معرفی می‌کند. گفتنی است نمایشگاه سی‌وسوم بین‌المللی قرآن کریم تا ۱۵ اسفند ماه، هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۳ میزبان علاقه‌مندان و بازدیدکنندگان خواهد بود. #نمایشگاه_قرآن #انتشارات_پیام_آزادگان #ماه_رمضان #مصلی_امام‌خمینی @mfpa_ir
800
18
No text...
648
19
خلاقیت در گرسنگی؛ روایتی از ابتکار آزادگان برای طبخ غذا با نان خام در اسارت سفره افطار اسرای ایرانی در شرایط سخت اردوگاه‌های عراق، بسیار ساده و محدود بود. سهم هر آزاده برای افطار تنها نصف لیوان شوربا، کمی بیش از نصف لیوان چای شیرین و یک و نیم قرص نان سمون بود؛ نانی که به دلیل پخت ناقص، خمیر درون آن کاملاً خام باقی مانده بود. با این حال، اسرا با تدبیر و همدلی، همین کمبودها را به فرصتی برای یاری به یکدیگر تبدیل می‌کردند. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، خاطرات آزاده سرافراز علی ابراهیمی از وضعیت افطار و سحر در اردوگاه‌های عراق مرور شده است. ابراهیمی در شرح این شرایط می‌گوید: «نان سمون که شباهت ظاهری به نان همبرگر داشت، به دلیل خامی قابل مصرف نبود. ما این نان‌ها را خشک می‌کردیم، سپس می‌کوبیدیم و به شکل آرد درمی‌آوردیم. در ادامه با استفاده از حرارت، آن را تف می‌دادیم تا بتوانیم برای سایر دوستان، حلوا یا غذای دیگری آماده کنیم.» وی با اشاره به کمبود شدید مواد غذایی می‌افزاید: «حجم برنجی که در اختیار داشتیم، حدود ۸ تا 5/8 قاشق برای هر نفر بود. با این حال، اسرا سعی می‌کردند سهم خود را به افراد ضعیف‌تر اختصاص دهند تا آنها سیر شوند. گاهی همان خمیر نان‌های تف داده شده را با برنج مخلوط می‌کردیم تا حجم غذا افزایش یابد.» ابراهیمی درباره جیره گوشت نیز توضیح می‌دهد: «برای ۱۶۰۰ نفر، تنها ۷۵ تا ۸۰ کیلو گوشت برزیلی اختصاص داده می‌شد. این گوشت‌ها را ریز می‌کردند و بنا به شانس، در هر ملاقه دو سه تکه کوچک گوشت به افراد می‌رسید. اسرا این تکه‌ها را ریش‌ریش کرده و با برنج و خمیر نان مخلوط می‌کردند تا همه بتوانند اندکی از آن بهره‌مند شوند. نگهداری این غذا تا سحر و توزیع آن میان دوستان، خود کاری دشوار بود.» این روایت‌ها، بخش کوچکی از ایستادگی و خلاقیت اسرای ایرانی در سخت‌ترین شرایط اسارت است که با اتکا به ایمان و همبستگی، روزهای دشوار را پشت سر گذاشتند. #ماه_رمضان #اسارت #افطار_اسارت #آزادگان @mfpa_ir
792
20
No text...
665