دکتر مهدی محبتی
Open in Telegram
1 451
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+5
in 0 channels
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '26
+4
in 0 channels
Get PRO
February '26
+26
in 2 channels
Get PRO
January '26
+11
in 1 channels
Get PRO
December '25
+24
in 2 channels
Get PRO
November '25
+40
in 2 channels
Get PRO
October '25
+31
in 3 channels
Get PRO
September '25
+31
in 5 channels
Get PRO
August '25
+15
in 2 channels
Get PRO
July '25
+26
in 2 channels
Get PRO
June '25
+17
in 0 channels
Get PRO
May '25
+38
in 7 channels
Get PRO
April '25
+56
in 42 channels
Get PRO
March '25
+41
in 4 channels
Get PRO
February '25
+44
in 8 channels
Get PRO
January '25
+26
in 0 channels
Get PRO
December '24
+46
in 0 channels
Get PRO
November '24
+64
in 0 channels
Get PRO
October '24
+84
in 3 channels
Get PRO
September '24
+30
in 2 channels
Get PRO
August '24
+29
in 0 channels
Get PRO
July '24
+30
in 2 channels
Get PRO
June '24
+52
in 2 channels
Get PRO
May '24
+32
in 1 channels
Get PRO
April '24
+33
in 1 channels
Get PRO
March '24
+37
in 2 channels
Get PRO
February '24
+24
in 0 channels
Get PRO
January '24
+44
in 1 channels
Get PRO
December '23
+26
in 1 channels
Get PRO
November '23
+31
in 2 channels
Get PRO
October '23
+58
in 0 channels
Get PRO
September '23
+43
in 0 channels
Get PRO
August '23
+40
in 0 channels
Get PRO
July '23
+22
in 0 channels
Get PRO
June '23
+28
in 0 channels
Get PRO
May '23
+51
in 0 channels
Get PRO
April '23
+38
in 0 channels
Get PRO
March '23
+17
in 0 channels
Get PRO
February '23
+24
in 0 channels
Get PRO
January '23
+17
in 0 channels
Get PRO
December '22
+53
in 0 channels
Get PRO
November '22
+15
in 0 channels
Get PRO
October '22
+16
in 0 channels
Get PRO
September '22
+15
in 0 channels
Get PRO
August '22
+13
in 0 channels
Get PRO
July '22
+12
in 0 channels
Get PRO
June '22
+25
in 0 channels
Get PRO
May '22
+26
in 0 channels
Get PRO
April '22
+42
in 0 channels
Get PRO
March '22
+45
in 0 channels
Get PRO
February '22
+16
in 0 channels
Get PRO
January '22
+16
in 0 channels
Get PRO
December '21
+20
in 0 channels
Get PRO
November '21
+39
in 0 channels
Get PRO
October '21
+27
in 0 channels
Get PRO
September '21
+17
in 0 channels
Get PRO
August '21
+16
in 0 channels
Get PRO
July '21
+9
in 0 channels
Get PRO
June '21
+14
in 0 channels
Get PRO
May '21
+14
in 0 channels
Get PRO
April '21
+24
in 0 channels
Get PRO
March '21
+15
in 0 channels
Get PRO
February '21
+38
in 0 channels
Get PRO
January '21
+19
in 0 channels
Get PRO
December '20
+642
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 25 May | 0 | |||
| 24 May | 0 | |||
| 23 May | 0 | |||
| 22 May | 0 | |||
| 21 May | 0 | |||
| 20 May | 0 | |||
| 19 May | 0 | |||
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | +1 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | +2 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | +1 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | +1 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
دستِ خشکِ زمستان از این باغ
رنگها را بدانسان ربوده است
کز شگفتی تو گویی در اینجا
هیچ باغ و بهاری نبوده است
🎙محمّدرضا شفیعی کدکنی
| 2 | 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷 براده ها 🌷
ای درختان عقیم ریشه تان در خاکهای هرزگی مستور
یک جوانه ارجمند از هیچ جاتان رُست نتواند
ای گروهی برگِ چرکین تار چرکین پود
یادگار خشکسالی های گرد آلود؛
هیچ بارانی شما را شُست نتواند
اخوان ثالث ( م. امید)
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
@doctormohabati | 1 020 |
| 3 | 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷 براده ها 🌷
ای درختان عقیم ریشه تان در خاکهای هرزگی مستور
یک جوانه ارجمند از هیچ جاتان رُست نتواند
ای گروهی برگِ چرکین تار چرکین پود
یادگار خشکسالی های گرد آلود؛
هیچ بارانی شما را شُست نتواند
اخوان ثالث ( م. امید)
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 | 57 |
| 4 | خون سیاوشان
افراسیاب نمیخواست هیچ ردّ و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه بر خواهد داد:
نباید که خون سیاوش زمین
ببوید؛ بروید گیا روز کین
بر آن بود، حتی به بهای ناچیز کردن دخترش- که از سیاوش بار گرفته بود- ریشهٔ سیاوش را از بیخ برکند. به قول فردوسی:
نخواهم ز بیخ سیاوش درخت
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت
کام افراسیاب برنیامد. نه فقط، فرزند سیاوش، کیخسرو، ماند و خون پدر خواست که از خون سیاوش، درختی شگرف رست؛ درخت راز! درخت رمز! درخت همارهبهار و همیشهسبز که بر برگبرگش نقش سیاوش بود. درختی که نشان ناکامی افراسیاب در خاکمال کردن خون مظلوم بود:
ز خاکی که خون سیاوش بخورد
به ابر اندر آمد یکی سبز نَرْد
نگاریده بر برگها چهر اوی
همی بوی مشک آید از مهر اوی
به دیمه بسان بهاران بدی
پرستشگه سوگواران بدی
در روایتی عتیق از اسکندرنامه آمده است که اسکندر به زیارت خاک سیاوش رفت. خاک سیاوش سرخ بود؛ سرخ از خون. خونِ تازهٔ مظلوم که میجوشید و نمیخسبید. از میان خونِ گرم، درختی سبز رسته بود. قصه میگوید اسکندر قصهها، به چشم دید آنچه را که در قصهها شنیده بود. پس گریست، و پارهای از خون جوشندهٔ سیاوش را برای خجستگی، با خود برد، و سوگواران سیاوش را که زیر سایهٔ سبز و بلند درخت او بودند، چیزها بخشید.
سوگ سیاوش، نه فقط در کتب افسانه که در متن زندگی مردم جاری بود. مردم میگفتند که رسم مصیبت- جامهٔ سیاه پوشیدن و موی پریشان کردن و گیسو بریدن- با واقعهٔ سیاوش آغاز شد. نوشتهاند اهل بخارا را در سوگ سیاوش نوحهها بود و برای آن سرودها ساخته بودند؛ «کین سیاوخش» و «گریستن مغان». مردم اشک و کین و هنر را به هم آمیخته بودند تا نگذارند خون مظلوم پایمال شود؛ تا نام جوان بیگناهکشتهشده زنده بماند؛ تا چراغ حقجویی و دادخواهی فرونمیرد.
«باغ سیاووشان» نیز نام سرودی بود؛ در شاهنامه آمده کیخسرو، گرد «باغ سیاوش»، نزدیک جایی که سر او را بریدند، میگشت و گریان از خدا میخواست که راهی بنماید تا کین پدرش را از افراسیاب بستاند.
«مظلمهٔ خون سیاووش»، در فرهنگ رسمی و فولکلور ایران نمادی شد برای خونی که تا پایان جهان نمیخسبد و گاهوبیگاه به جوش میآید؛ ماجرایی که تمام نمیشود. حقی که باید استیفا شود.
در برخی نسخههای شاهنامه، ابیاتی شگفت آمده؛ روایتی بسیار کهن که از دیرباز به شاهنامه راه یافته است. معلوم نیست شاعرش که بود؛ هر که بود جوانمردی بود که کوشش مردم ایران را برای زنده داشتن خون مظلوم، منظوم کرد:
فروریخت خون سر پربها
به شخّی که هرگز نروید گیا
همانگه که خون اندرآمد به خاک
دل خاک هم درزمان گشت چاک
بهساعت گیاهی برآمد چو خون
از آنجا که کردند آن خون نگون
گیا را دهم من کنونت نشان
که خوانی ورا «خون اسیاوشان»
بسی خلق را فایدهست اندروی
که هست اصلش از خون آن ماهروی
در بعضی نقلها، به جای «خون اسیاوشان»، «فر/ پر اسیاوشان» آمده و چه بهتر؛ نام دو گیاه را با خون سیاوش پیوند زدهاند: پرسیاوشان و خونسیاوشان؛ هم سبز هم سرخ و هم مشکبو.
شاعران با گیاه سیاوش مضمونها ساختند:
هر شبی بر خاکش از خون، دانهٔ دل کِشتمی
هر سحر خون سیاووشان از او بدرودمی
مردم نیز میگفتند هر برگی که از گیاه سیاوش کنده شود، خون سیاوش از آن میجوشد. باور داشتند خاصیت گیاه سیاوش، در جوان بیشتر است؛ تأکیدی بر حرمت خون جوان مظلوم. خونی که به هیچ تمهید و ترفند نمیبایست شسته شود.
میتوان کودکی را در رستاقی از سمرقند تصور کرد؛ نام گیاه سیاوش را میشنود و از مادر میپرسد:
—خون سیاوشان؟ سیاوش کیست؟
+ شاهزادهٔ جوان نجیب زیبای پاک.
— چرا خون؟
+ سیاوش را کشتند.
— چرا کشتند؟
+ بیگناه کشته شد. مظلوم.
— چه کسی سیاوش را کشت؟
+ افراسیاب کشت.
- سرانجام چه شد؟
+ سرانجام...؟
کیخسرو گفت: کینِ پدرم سیاوخش طلب کنید...
همی جان فدای سیاوش کنیم
نباید که این کین فرامش کنیم...
پس کیخسرو سر بر زمین نهاد و خدای را عزّوجلّ شکر کرد
که کشندهٔ سیاوخش را به دست او گرفتار کرد. پس گفت:
ای آنکه سیاوخش را تو کشتی و صورتِ دلپذیرِ او تو تباه کردی و جامه از تن او، تو بیرون کردی و این بیخ کینه تو بنشاندی و این عداوت و حرب به میان ما، تو افکندی، و این آتش سوزنده به میان هر دو گروه، تو انگیختی، و از رویِ نیکوی وی شرم نداشتی، و از مردی و قوت و فرهنگِ او نترسیدی، و از مهر و وفا و جوانمردی او یاد نکردی و بر خرّمیِ او نبخشودی، و از این سپاه عجم نیندیشیدی، سپاس مر خدای را که تو را گرفتار کرد.
کجات آن بزرگیّ و تخت و کلاه
کجات آن بروبوم و چندین سپاه!
که اکنون بدین تنگغار اندری
گریزان به سنگینحصار اندری!
که تا زندهای بر تو نفرین بود
پس از مرگ هم دوزخ آیین بود
https://t.me/n00re30yah | 813 |
| 5 | ✔️از رنج تا قاعده:مسئله ناتمام سیاست در ایران
✍🏻سهند ایرانمهر
در تاریخ پرحادثه ما، هرگاه فاجعهای سیاسی رخ نموده است-چه اشغال سرزمین، چه استبداد فرمانروایان- بیش از آنکه این فاجعه به مدرسهای برای «عقل نهادی» بدل شود، به مجلسی برای «سوگواری اخلاقی» تبدیل شده است. ما بسیار گریستهایم، بسیار گفتهایم، بسیار سرودهایم؛ اما کمتر آموختهایم چگونه قدرت را مهار کنیم. درد را به زبان آوردهایم، اما آن را به قاعده بدل نکردهایم. و این همان فاصلهای است که میان رنج بردن و خرد آموختن افتاده است.
ایرانیان، بهحق، مردمان اندیشه و تأملاند. اما تأمل ما غالباً در افق اخلاق و معنا یا حماسه و سوگ سیر کرده، نه در سپهر طراحی نهاد و تحدید قدرت. فاجعههایمان به روایت خیانت و قهر روزگار فروکاسته شدهاند؛ حاکم بد آمده و رفته، نخبگان نکوهش شدهاند، مردم تبرئه یا ملامت شدهاند، اما پرسش بنیادین کمتر طرح شده است: قدرت چرا بیمهار بود؟ چه نهادی غایب بود که چنین شد؟ کدام سازوکار میتوانست تکرار این رنج را ناممکن یا دستکم پرهزینه کند؟
در اینجاست که معمولاً صدایی برمیخیزد و میگوید: «اکنون وقت این سخنها نیست؛ میدان، میدان عمل است. بگذارید این وضع تمام شود، سپس به قاعده و نهاد میپردازیم.» این سخن، در ظاهر واقعگرایانه و عملپسند است، اما در باطن، همان تأخیر خطرناکی را بازتولید میکند که تاریخ ما بارها بهایش را پرداخته است. گویی اندیشیدن را میتوان به بعد موکول کرد، بیآنکه عمل، بینقشه و بیقطبنما، خود به تکرار همان بیراهه نیانجامد. تجربه تاریخی بهروشنی نشان میدهد که «زمانِ عملِ بیطرح»، درست همان زمانی است که طرحِ فاجعه بعدی ریخته میشود و راهحلی که همیشه از آن میپرسند هرچه که باشد باید همراه با این مقدمه ضروری باشد.
اگر چشم از خود برگیریم و به تاریخ دیگران بنگریم، درسها آشکارتر میشود. اروپا پس از جنگهای مذهبی، وقتی از خون سیر شد، دریافت که مسئله، ناپاکی نیت این یا آن فرقه نیست، بلکه آمیختگی باور و تعصب با شمشیر است. پس بهجای اصلاح دلها، به اصلاح ساختارها پرداخت. صلح وستفالی نه موعظه بود و نه توبهنامه؛ قاعده بود و قرارداد. فاجعه به حقوق ترجمه شد، و جنگ به استثنا بدل گشت، نه قاعده.
آلمانِ پس از ۱۹۴۵ نیز میتوانست در پناه روایت قربانیبودن یا افسانه خیانت، از زیر بار مسئولیت بگریزد. اما چنین نکرد. گذشته را نه دفن کرد و نه اسطوره ساخت، بلکه آن را به میز تشریح آورد. قانون اساسیاش، همچون آینهای شکسته اما صادق، بازتاب همان فاجعه بود: قدرت باید تقسیم شود، کرامت انسان باید غیرقابل تعلیق باشد، و هیچ ارادهای-حتی اراده اکثریت-نباید بیمهار بماند. اینجا فاجعه به حکمت نهادی بدل شد.
در تاریخ ما، تنها لحظهای که نسیمی از این عقلانیت وزید، مشروطه بود. تلاشی شریف برای آنکه استبداد به قانون سپرده شود و قدرت به حسابکشی عادت کند. اما این نوزاد نحیف، پیش از آنکه راه رفتن بیاموزد، زیر بار منازعه مشروعیت و فقر فرهنگ نهادی از نفس افتاد. قانون بود، اما حافظه نبود؛ نهاد بود، اما پاسدار نهاد نبود. و استبداد، این بار با زبانی نو، بازگشت.
پس از آن، حافظه ما زخمی ماند اما آموزگار نشد. کودتا، انقلاب، جنگ و تحریم، هر یک داستانی شدند برای روایت رنج، نه متنی برای بازطراحی قدرت. ما گذشته را به یاد آوردیم، اما آن را به دادگاه و آرشیو و قاعده نسپردیم. تفاوت ما با دیگران نه در عمق رنج، که در سرنوشت رنج است: رنج آنان قانون شد، رنج ما قصهی غُصه و شعر.
در چنین زمینهای، امید بستن به احیای یک الگوی تاریخیِ متمرکز از قدرت فردی و شمایل باشکوه بیش از آنکه نشانه عبور از این چرخه باشد، نشانی از تداوم همان خیال دیرینه است: امید به نجات از طریق صورت، نه سیرت ؛ از طریق نماد، نه سازوکار. گویی اگر جامه عوض شود، تن نیز درمان میشود. حال آنکه تاریخ - چه تاریخ ما و چه تاریخ دیگران - بهوضوح میگوید که هیچ شکلی از حکومت، بهصرف شکل بودن، ضامن آزادی و عدالت نیست. آنچه ضامن است، شبکهای از محدودیتهاست که بر گردن قدرت میافتد.
اگر هر نظم یا شکل دیگری، قرار است پاسخ رنجهای ما باشد، باید از همان راهی برود که اروپا و آلمان رفتند: ترجمه فاجعه به نهاد. تفکیک قوا، استقلال قضا، پاسخگویی بیامان، و حافظهای که خطا را فراموش نکند و تکرار را ناممکن سازد. بیاینها، بازگشت به هر صورت تاریخی، تنها جابهجایی نامهاست، نه دگرگونی معنا.
خلاصه کلام آنکه ما بسیار اندیشیدهایم، اما کمتر ساختهایم. بسیار گفتهایم، اما کمتر قاعده نهادهایم. تا وقتی از فرهنگ تفسیر به سیاست طراحی نرسیم، فاجعه با چهرههای تازه باز خواهد گشت. و امید، اگر بر نهاد ننشیند، خود به یکی از صورتهای خوشسیما اما ناکام همان تکرار بدل خواهد شد.
@sahandiranmehr | 1 378 |
| 6 | 📢 ... #پوشۀ_شنیداری نوزدهمین نشست از مجموعه درسگفتارهایی دربارهی شمس تبریزی با عنوان «گنج گوهربار یا مبالغهی مستعار»
سخنران: دکتر مهدی محبتی
زمان :چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸
مکان: مرکزفرهنگی شهرکتاب
@Bookcitycc | 790 |
| 7 | 🌴🌴🌴براده ها🌴🌴🌴
"اوضاع زمانه!"
دیوانه ای بود در ری.مردم را می زد که چرا همه به یک طرف نمی روید!
ودر این معنی دلیل عقل،نمی شنود.
مثلی .فته است در حکمت
مرد دانا ابوعلی سینا
پیش نادان دلایل عقلی
چون چراغ است پیش نابینا
عاقلی گفت:
دیوانه ای دیگر را بیاورید همانا که او،این فکر ورده باشد و جواب در خاطر آورده!
دیوانه را آوردند؛گفت:
دنیا چون سپری است بر روی آب،اگر هنه به یک طرف روند؛گران شود[سنگین] و بگردد[ بیفتد] !
مسموعش افتاد و پذیرفت.
مجد خوافی،روضه خُلد.باب پانزدهم
#دکتر_محبتی
#نقد_ادبی
@dotormohabati
@dr.mohabbati
🌴🌴🌴🌴🌴 | 477 |
| 8 | 🔰فایل صوتی نشست هفدهم کارگروه ادبیات و فلسفه:
"تأملی در بنیادهای فلسفی کتاب از معنا تا صورت" نوشتهٔ دکتر مهدی محبتی
✅سخنران:
دکتر مهدی محبتی
✅دبیر نشست:
دکتر فرزاد بالو
🕘 شنبه ۸ آذر ۱۴٠۴ | 433 |
| 9 | 🍀🍀🍀براده ها🍀🍀🍀
"بخشی از یک نامه"
دوست عزیز ونارنینم!
هرچه زمان بیشتر می گذرد و فهم ودرک آدمی از بودش و هستی فراخ تر و عمیق تر می گردد؛ بیش بدین گرایه ایمان می آورد که در وجود هیچ چیزی مثل یک روح خویشاوند ،هدیه ای برای تو نیست؛هیچ چیز حتی نزدیک ترین زادگان و منسوبان و محسوبان!یکی که از جنس تو و سنخ تو است ونه الزاما همانند یا همسان یا حتی همراه تو!
همان که مولوی با نام "قدر مشترک" در دوستی زاغ و لک لک یاد می کند و چون ره به درونشان می برد هر دو را لنگ می بیند!
لنگی مشترکی که همه مرزها را می برد و باورها و پندارها را به یک سو می اندازد و دل را به دل می چسباند!
یکی ممکن است از آن سو ترین چپ چپ بیاید و دیگری از این سوترینِ راست راست و آن خویشاوندی روح کار خویش را بکند و چنان آن دو را به هم بگیراند که صد برادر و خواهر و زن و فرزند و خویش و آشنا نتواند.و چه درست می گفت شمس تبریز که"در دنیا زخم هایی است که التیام نپذیرد الا به دیدار دوست"و مراد از این دوست همان روح خویشاوند است.
من اینجا دوگانه ای برای آن یگانه دارم
سال نو
و روز پدر
و پدر نه آن است که تخمی بر زمینی ریخته و رفته که مایه ای است که تو را داشته و برداشته ...
مهدهو | 558 |
| 10 | امام ابوالفرج عبدالرّحمن ابن جوزی (متوفّی ۵۹۷)، در کتاب «القُصّاص و المُذکّرین»، ترجمهٔ مهدی محبّتی تحت عنوان «قصّه و قصّهگویی در اسلام»، (ص۱۵۴-۱۵۵)، مینگارد:
ابوالخیر قزوینی در بغداد پیش ما آمد و به موعظه پرداخت و هر چه حدیث به دستش میرسید، نقل میکرد و هر بار هم که در باب حدیث دروغی که او روایت کرده بود، از من چیزی پرسیده میشد، ابوالخیر آزرده میشد و مرا سرزنش میکرد.
به او گفتم: اینها امانتهایی است که من اجازهٔ کتمانش را ندارم.
و این قصّهای دراز است که بیشتر از جهل به علم حدیث مایه میگیرد. چون قصّهگویان هر چه را در کتاب میبینند بر زبان میآورند بدون آنکه راست و دروغ آنها را تشخیص دهند. در بین این جماعت دروغپردازانی هستند که حدیث جعل میکنند چنان که یاد کردیم آنان روزْبازار جهل، حدیث میفروشند و مطمئن هستند که مخاطبانشان نادانهایی از عامّهٔ مردماند که از گروه چهارپایان به شمار میروند و آنچه را اینان میگویند انکار نمیکنند و در پایان از جلسات خارج میشوند و میگویند عالم چنین گفت. چون علم در نزد این عوام یعنی بالا رفتن از منبر.
گزینش از محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob
. | 526 |
| 11 | دیدی که چگونه گور "بهرام" گرفت؟
تلخ و تنگ و تار.در غربت با جانی شعله ور و جسمی بیمار و چشم انتظار.بو که بادی بوزد و بوی محبوبش را بیاورد ویا یاری، یادی کند و به معشوقه اش برساند:به ایران!
نه ،گور بهرام را نگرفت؛ بهرام بود که گور را گرفت تا با تنش وسعت زمین را بدان ببخشد و از قلب مادرش زمین برگردد به این سرزمین.به اینجابه اکنون به ایران.
گور با بهرام وسعت گرفت و برای همیشه پاره ای از بطن و متن زمین و زمان گشت!
گور کجا می توانست بهرام بگیرد اگر او خود نمی خواست؟
رنج تن ،رنج تو،رنج من ،رنج بیگانگی در وطن،
رنج غربت وغریبی و نگفتن سخن،نساختن و سوختن و لب دوختن.درد ماندن قلم ،درد خداگونه بودن و نداشتن خاک و آب و دستی و قلم،درد تیرگی پشت و پیری و نبود نان و یار آشنا و همسخن:
مصیبت بوَد پیری و نیستی!
و او اکنون با ماست و بیش از همیشه در ماست.مرد را مرگ نمی میراند که جانش را در جسم عاشقان می گستراند!
#بهرام بیضایی
#مهدی محبتی | 1 157 |
| 12 | واکنش یک مولویپژوه به شهرام ناظری/مولوی متعلق به ایران فرهنگی است - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
https://www.mehrnews.com/news/6703625/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87 | 956 |
| 13 | عکس از Dr.mohabbati | 1 |
| 14 | http://mehrnews.com/x39Z2H | 1 |
| 15 | https://mehrnews.com/x39Z2H | 1 |
| 16 | https://mehrnews.com/x39Z2H | 1 |
| 17 | https://mehrnews.com/x39Z2H | 1 |
| 18 | https://mehrnews.com/x39Z2H | 1 |
| 19 | https://mehrnews.com/x39Z2H | 1 |
| 20 | No text... | 1 |
