آرشیو گروه علم و فلسفه علم
Open in Telegram
کنفرانس های گروه علم و فلسفه علم لینک گروه علم و فلسفه علم https://t.me/+TTM-tJ5WrVExZGNk
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
561
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
مخچه و کنترل کلی حرکت
به غیر از نواحی قشری مغز دو ساختمان دیگر به اسم مخچه و عقده های قاعده ای برای کنترل اعمال حرکتی وجود دارند
ولی هیچ کدام از این دو قسمت نمی توانند خودشان به تنهایی موجب بروز اعمال عضلانی شوند
و همیشه در ارتباط و همکاری با سایر سیستم های کنترل حرکت عمل می کنند
مخچه نقش عمده ای در اعمال زیر دارد :
۱) در زمان بندی فعالیت های حرکتی
۲) در رفتن سریع از یک حرکت به حرکت بعدی
۳) کمک به کنترل واکنش های متقابل لحظه ای بین گروههای عضلات آگونیست و آنتاگونیست
در کل هماهنگی و محاسبات حرکات بدن و به عهده داره
دستگاه دهلیزی و حفظ تعادل
اندام تعادل (دستگاه دهلیزی) در هر طرف در مجاورت حلزون گوش درونی قرار دارد
قسمت عملی دستگاه دهلیزی که اسمش لابیرنت غشایی هست که در داخل بخش خاره ای استخوان گیجگاهی به اسم لابیرنت استخوانی قرار گرفته است.
این اجزا شامل حلزون، سه مجرای نیم دایره ای و دو محفظه بزرگ ( اوتریکول و ساکول) می باشد
و همچنین فضاهایی پر از مایع که همه با هم ارتباط دارند و بوسیله عصب شنوائی به مغز متصل می شوند
به جز حلزون که ناحیه حسی اصلی برای شنوایی است ، بقیه اجزاء قسمت های اصلی مکانیسم تعادل هستند
اوتریکول و ساکول وضع عمود و درازکش را مشخص میکنند و به شتاب خطی پاسخ میدهند
مجازی نیم دایره ای ( قدامی و خلفی و افقی) با تغییرات سر و جهت چرخش سر در سه بعد ایمپالس متفاوت به مغز می فرستند و به شتاب دورانی پاسخ میدهند
گیرنده های پروپریوسپتیو گردن به شکل مستقیم به هسته های دهلیزی و مشبکی تنه مغزی و به شکل غیر مستقیم به مخچه میره تا حرکات سر و تشخیص بده و در حفظ تعادل سر توسط گردن نقش دارند
این سیستم باعث میشه تمایز بین اینکه کل بدن خم شده یا فقط سر خم شده شکل بگیره
سری آموزش عمومی علم
بیولوژی و پزشکی ( علوم بدن و جانوران )
درس پانزدهم : حس دهلیزی و مخچه
در گروه علم و فلسفه علم
لینک گروه ↙
https://t.me/+6xXq3G30L_piYWI0
سری آموزش عمومی علم🔴🔴🔴🔴
بیولوژی و پزشکی ( علوم بدن و جانوران )
درس چهاردهم : قشر مغز ۲
زمان : شنبه، ۲۵ تیر
ساعت : ۲۳ به وقت ایران
در گروه علم و فلسفه علم
✔️ انجام شد
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
مکانیسم تسهیل هم داریم که
اول تحریک نورون تسهیل کننده هم زمان با نورون حسی باعث میشن سروتونین از سیناپس تسهیل کننده روی سطح ترمینال پیش سیناپسی حسی بشه
دوم روی رسپتور سروتونین در ترمینال حسی عمل و آدنیلات سیکلاز غشا رو فعال میکنه و در ترمینال حسی پیش سیناپسی cAMP آزاد میشه
سوم cAMP موجب فعال شدن کیناز میشه و فرایند موجود باعث بسته شدن کانال پتاسیم در مسیر میشه برای چند دقیقه تا چندین روز متغیر هست
بعد خروج k موجب افزایش پتانسیل عمل در ترمینال پیش سیناپسی میشه و پتانسیل عمل طولانی باعث فعال شدن طولانی مدت منافذ کلسیم و ورود کلسیم زیاد به ترمینال حسی و زیاد آزاد شدن نوروترانسیمتر میشه و نتیجه ش میشه تسهیل انتقال سیناپسی .
در حافظه دراز مدت دیگه واقعا تغییرات ساختمانی دیده میشه جای تغییرات شیمیایی در سیناپس ها که ممکنه هدایت سیناپسی تشدید یا ضعیف بشه
تغییرات ساختمانی به این شکل که سطح کلی ناحیه آزاد شدن وزیکول ها افزایش پیدا میکنه برای ترشح نوروترانسیمتر.
در ترمینال پیش سیناپسی تعداد وزیکول های میانجی افزایش پیدا میکنه
تعداد ترمینال های پیش سیناپسی هم زیاد میشه
در نهایت تعداد نورون ها هم در اون مدار ها بیشتر میشه و کلا می مونه این تغییر به این سادگی ها از بین نمیره
انواع مختلف حافظه داریم
مثل حافظه فوری که چند ثانیه تا نهایت چند دقیقه با شماست به دلیل فعالیت عصبی مداوم کلا به وجود میاد.
در یک فعالیت نورونی نوسانی سیر میکنه در یک رگه حافظه موقت و هی به وجود میاد و هی پاک میشه.
گفته میشه در واقع این اتفاق در سیناپس هایی اتفاق می افته که روی ترمینال پیش سیناپسی قرار میگیرن و تسهیل یا مهار پیش سیناپسی هستند، به جای اینکه روی نورون های پس سیناپسی بعدی باشن.
حافظه کوتاه مدت داریم چند روز تا چند هفته باقی می مونه این حافظه ها میتونن هم حاصل تغییر شیمیایی باشن هم فیزیکی ( گاهی هم شیمیایی هستند هم فیزیکی ) که در ترمینال های پیش سیناپسی یا غشا پس سیناپسی اتفاق می افتن.
مکانیسم عادت ش اینجوری که عادت در ترمینال حسی ناشی از بسته شدن کانال های کلسیم در غشا پیش سیناپسی هست.
حافظه
ثبت حافظه در واقع تغییرات توانایی انتقال سیناپسی از یک نورون به نورون دیگر در نتیجه فعالیت عصبی قبلی انجام میشه.
این فعالیت و تغییرات توانایی انتقال سیناپسی هر بار اتفاق می افته مسیر جدید یا مسیر تسهیل شده برای انتقال سیگنال ایجاد میکنه که بهش میگیم رگه حافظه و هر بار که اتفاق بیوفته و ایجاد بشه قابلیت این و داره که در مسیر تفکر قرار بگیره و همون مسیر و باز دوباره بسازه و هر بار فکر میکنید باز همون مسیر ساخته میشه .
اطلاعات که به مغز میاد حدود ۹۹٪ ش به درد نمیخوره و دور ریخته میشه ولی اون یک درصد برای مغز خیلی مهمه اینقدر که اتوماتیک خودش رگه حافظه رو تجدید و ذخیره میکنه و اینقدر تسهیل میشه که بهش میگیم روند حساس شدن حافظه.
در رابطه نواحی تکلم ، مسیر عصبی تکلم یک کلمه نوشته شده رو که توضیح بدم راحت میتونید متوجه کل پروسه بشید
سیگنالهای بینایی تشکیل دهنده کلمه در ناحیه بینایی اولیه دریافت می گردد، سپس ناحيه شکنج زاویه ای کلمه نوشته شده یا خوانده شده را تفسیر می کند، ولی درک و شناخت کامل کلمه در ورنیکه انجام می شود و در همین جا تصمیم گیری در مورد افکار و کلماتی که باید تکلم شوند گرفته میشود . سپس سیگنال ها از طریق فاسیکولوس قوسی شکل از ناحیه ورنیکه به ناحیه بروکا منتقل می گردند.
در این محل برنامه های حرکتی ماهرانه در ناحیه بروکا به منظور کنترل تشکیل کلمه فعال می شود. پس از آن سیگنال های مناسب بداخل قشر حرکتی جهت کنترل عضلات مسئول تكلم منتقل می گردد
تخصص عمل داشتن نیمکره ها درست تر از نیمکره غالب
به خوبی ثابت شده است که اعمال زبانی انسان بیشتر در یک نیمکره وجود دارند
این نیمکره با طبقه بندی و شناخت سمبولها سروکار دارد وغالبا نیمکره غالب نامیده میشه
اما چیزی که مشخص شده این که نیمکره دیگه صرفا یک نیمکره کمتر تکامل یافته یا غیر غالب نیست ، بلکه در مورد روابط بین مکان و زمان تخصص عمل پیدا کرده است
این نیمکره است که مثلا با تشخیص اشیاء از روی شکل آنها و تشخیص آهنگ های موسیقی سروکار دارد.
همچنین نقش اصلی در تشخیص قیافه ها را دارد.
در نتیجه فرضيه غالب بودن نیمکره ای و وجود یک نیمکره غالب و یک نیمکره غیر غالب جای خود را به نظریه تخصص عمل داشتن مکمل نیمکره ها یکی برای روندهای تحلیلی استنتاجی متوالی (نیمکره طبقه بندی کننده)
و دیگری برای روابط بینائی۔ فضائی ( نیمکره تصویر کننده)داده است.
نیمکره غالب و مغلوب
نواحی کنترل کننده حرکات ، ورنیکه و کنترل اعمال تکلم معمولا در یک نیمکره تکامل بیشتری پیدا میکنه که بهش نیمکره غالب میگیم
حدود ۹۵٪ افراد نیمکره چپ شون غالب هست
بیش از نیمی از افرادی که نیم کره چپ شون غالب هست (temporal planum) مغزشون در همون نیم کره چپ بزرگتره این تفاوت و هم بعضی ها دارن
و ۵٪ باقی مونده نیمکره غالب و مغلوب ندارن هر دو نیم کره به یک اندازه تکامل پیدا میکنه و یا باید بگیم به ندرت دیده میشه نیمکره راست مغز غالب باشه
به همین دلیل هم هست که اکثر چپ دست ها میتونن با هر دو دست بنویسن
نیم کره غالب در تکلم،بیان و آنالیز اعمال حرکتی و محاسبه س که در افراد راست دست در نیم کره چپ به تکامل میرسه
نیمکره مغلوب افراد راست دست هم که طرح بینایی ،درک فضایی و اشکال هندسی ،درک بین فرد و محیط اطراف، درک موسیقی و به عهده داره
و در افراد چپ دست که نیم کره غالب راست هست
یا هر دو نیم کره غالب هست یعنی ممکنه ناحیه تکلم در هر دو نیم کره به یه اندازه تکامل پیدا کنه یا ناحیه تکلم در نیم کره راست به تکامل میرسه
البته داریم افراد چپ دست که تکلم شون سمت چپه و اعمال حرکتی در راست به تکامل میرسه
سری آموزش عمومی علم
بیولوژی و پزشکی ( علوم بدن و جانوران )
درس چهاردهم : قشر مغز
در گروه علم و فلسفه علم
لینک گروه ↙
https://t.me/+6xXq3G30L_piYWI0
سری آموزش عمومی علم🔴🔴🔴🔴
بیولوژی و پزشکی ( علوم بدن و جانوران )
درس سیزدهم : قشر مغز
زمان : چهارشنبه، ۲۲ تیر
ساعت : ۲۳ به وقت ایران
در گروه علم و فلسفه علم
لینک گروه ↙
https://t.me/+6xXq3G30L_piYWI0
✔️ انجام شد
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
دوستان گرامی قشر مغز دو قسمت هست
این قسمت تموم شد
اگر سوالی داشتید در خدمتم
دکتر رستگار و دکتر وثوقی گرامی از مشکلی هست بفرمایید اصلاح کنیم
Əli
Ardeshir
نواحی ارتباطی مهم
در قشر مغز چندین ناحیه وجود دارد که جزو نواحی حرکتی و حسی اولیه و یا ثانویه نیستند حواس محیطی به این نواحی قشری نمیرسن که به آنها نواحی ارتباطی میگیم
این قسمت ها اطلاعات را از قسمت های مختلف میگیرن و آنها را تجزیه و تحلیل می کنند.
ناحیه اول
ناحیه ارتباطی اهیانه ای، پس سری، گیجگاهی
parieto occipito temporal association area
این ناحیه سیگنالهای حسی صادره از تمام نواحی حسی اطراف و میگیرن و تفسیر می کند و در شکل گیری افکار نقش دارند
و ناحیه ارتباطی جلوی پیشانی
(prefrontal association area)
این قسمت قدامی ترین قسمت لوب فرونتال که در برنامه ریزی و طرح ریزی و توالی افکار پیچیده و اعمال حرکتی و نظم دیدی و بررسی افکار نقش دارد.
آسیب این ناحیه اختلال حرکتی چندانی ایجاد نمی کند
ناحیه ارتباطی لیمبیک
(limbic association area)
این قسمت بین تشکیلات زیر قشری سیستم لیمبیک و سایر قسمت های قشر مغز ارتباط ایجاد می کند
این قسمت در فعال کردن سایر نواحی مغز و تأمین هدف برای روند یادگیری، کنترل جوابهای رفتاری و احساسات و عواطف و هیجانات و کنترل اعمال اندوکرینی بدن نقش دارد
۷.ناحبه تفسیر عمومی
(general interpretation area)
این قسمت بزرگترین نقش را در تمامی قشر مغز از نظر هوش ( بررسی و پردازش اطلاعات و تفکر پیچیده )دارد
۸.شکنج زاویه ای (angular gyrus )در انتهای شیار سیلویوس قرار دارد که ضایعه آن منجر به کوری كلمات میشود.یعنی بیمار کلمات را می بیند و حتی می داند که آنها کلمات هستند ولی مفهومی از آنها برداشت نمی کند.
هر پاسخی به دنبال یک تحریک ایجاد میشود
به این شکل که تحریک محیطی ابتدا ناحیه اولیه سپس ناحیه ثانویه و در انتها یک ناحیه ارتباطی را درگیر می کند تا پاسخ داده شود
ناحیه حرکتی تکلم (speech) در بالای شیار سیلویوس در ناحیه حرکتی ارتباطی قرار دارد.
مرکز حرکات سریع چشم ها (eye turning) هم در این ناحیه است.
ناحیه ارتباطی حسی رو قبلا نشون دادم تو درس های قبلی ناحیه ۵ و ۷ برودمن
قشر بینایی در لوب پس سری و قشر شنوائی در لوب گیجگاهی قرار دارند
نواحی اختصاصی قشری
۱.نواحی حرکتی اولیه (جلوی شیار رولاندو یا سنترال) دارای ارتباطات مستقیم با عضلات خاص برای ایجاد حرکات عضلانی
۲.نواحی حرکتی ثانویه اعمال نواحی حرکتی اولیه را به صورت مفهوم در می آورند.
۳. نواحی حسی اولیه (خلف شیار رولاندو) دارای ارتباطات مستقیم با گیرنده های
حسی خاص برای ایجاد یک حس از یک گیرنده.
۴.نواحی حسی ثانویه اعمال نواحی حسی اولیه را بصورت مفهوم در می آورند.
۵. نواحی ارتباطی باعث تجزیه و تحلیل سیگنال ها و اطلاعات می شوند.
۶.ناحیه تشخیص قیافه ها (مثلا اگر قسمتی از بخش میانی سطح زیرین هر دو لوب پس سری و سطوح میانی شکمی لوبهای گیجگاهی آسیب ببیند فرد مبتلاء به(Prosopagnosia) يا prosophenosia میشه که حاصل از ناتوانی در تشخیص قيافه ها است
بیماران مبتلا به این اختلال شکل ها را تشخیص میدهند و حتی میکشند و افراد و از روی صدا تشخیص میدن و حتی وقتی که افراد آشنا رو می بینن برخلاف وقتی که افراد غیر آشنا را می بینند پاسخ های هیجانی دارند
اما این افراد نمی توانند افراد آشنائی رو که می بینند بشناسن
سلولهای قشر مغز از نظر بافت شناسی به سه دسته تقسیم میشوند که هردسته با توجه به عملکردشان مشخص میشوند
اول سلول های دانه دار یا گرانولر یا ستاره ای
که بعنوان نورون های واسطه ای ( اینترنورون ) شناخته میشوند و بیشتر در نواحی ارتباطی هستند و نقش اصلی تجزیه و تحلیل پردازش اطلاعات را به عهده آنها دارند.
بعضی از این نورونها تحریکی بوده و حاوی
نوروترانسمیتر گلوتامات هستند و بعضی مهاری بوده و حاوی نوروترانسمیتر GABA هستند
گروه دوم سلول های هرمی هستند که عمدتا در لایه پنجم قشر مغز قرار دارند و منشأ الياف خروجی عصبی هستند و قطور و بلند هستند که به طرف نخاع می روند(الیاف کورتیکواسپینال یا راه پیرامیدال یا راه
هرمی)
گروه سوم سلول های قشر هم از نوع دوکی و الیاف خروجی قشر مغز هستند.
سلول های دیگه ای هم داریم که بعنوان بافت پشتیبان سیستم عصبی شناخته میشوند ، مثل عروق ، الیاف همبندی و سلول های چربی و سلولهای نورو گلی
لایه های ۱ و ۲ و۳ عمدتا مسئول ارتباطات داخل قشری هستند
سیگنال های حسی که از محیط میآیند به لایه چهارم قشر مغز می رسند
منشأ الياف حرکتی که به طرف نخاع می روند (الیاف کورتیکواسپینال) لایه پنجم است.
لایه ششم الياف و بهشون کورتیکونوکلئر میگیم که از قشر مغز به هسته های حرکتی اعصاب جمجمه ای در تنه مغز می روند.
تشریح قشر مغز
قشر مغز در سطح و خارجی ترین لایه مغز است و تمام چین و شکنج های آنرا احاطه کرده است
و
وسیع ترین قسمت سیستم عصبی مرکزی است بطوری که ۰/۲۵ متر مربع مساحت دارد
و از ستونهای عمودی تشکیل شده که است که ۲ تا ۵ میلیمتر ضخامت و حدود ۰/۳ میلیمتر وسعت دارند
همچنین از شش لایه نورونی تشکیل شده است که از سطح به عمق شماره گذاری شده اند.
درود و عرض ادب خدمت دوستان گرامی
سری آموزش عمومی علم
بیولوژی و پزشکی ( علوم بدن و جانوران )
درس سیزدهم : قشر مغز
