en
Feedback
تاریخ فلسفه با ابوذر شریعتی

تاریخ فلسفه با ابوذر شریعتی

Open in Telegram

«اگر انسان "سقراط‌‌ِ ناراضی" باشد و جامِ زهر و مرگ بنوشد، بهتر از آن است که "خوکِ راضی" باشد و هیچ تخطی و تعرض و عُصیانی نداشته باشد» لینک کانال برای دعوت دوستاتون: https://t.me/+RIK1nqbDusdjt0ZD آیدی من جهت ارتباط: @abozar_shariati

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel تاریخ فلسفه با ابوذر شریعتی

Channel تاریخ فلسفه با ابوذر شریعتی (@abouzar_shariatii) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 32 853 subscribers, ranking 5 758 in the Education category and 10 534 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 32 853 subscribers.

According to the latest data from 09 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -255 over the last 30 days and by -17 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 7.93%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.39% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 607 views. Within the first day, a publication typically gains 1 442 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 19.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as فلسفه, نشست, وقت, تحقیر, حکومت.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
«اگر انسان "سقراط‌‌ِ ناراضی" باشد و جامِ زهر و مرگ بنوشد، بهتر از آن است که "خوکِ راضی" باشد و هیچ تخطی و تعرض و عُصیانی نداشته باشد» لینک کانال برای دعوت دوستاتون: https://t.me/+RIK1nqbDusdjt0ZD آیدی من جهت ارتباط: @abozar_shariati

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 10 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.

32 853
Subscribers
-1724 hours
-527 days
-25530 days
Posts Archive
دوستان اینو پلی کنید و همزمان این زیر بنویسید اگه الان به گذشته فکر کنید چی به ذهنتون میاد؟ مثلا از زخم‌ها و دردها و از دست‌دادن‌هایی که تو گذشته دفن شده تا شادی‌ها و پایکوبی‌هاتون من اینجا شروع میکنم: وقتی به گذشته فکر میکنم…

4_5771577099609441073.mp310.91 MB

دوستان ادامه‌ی این سلسله پادکستها درباره‌ی زرتشت رو میخوام ضبط کنم یعنی هم متن اصلی رو بخونم هم اگر جایی لازم بود خیلی کوتاه اصطلاحات آلمانی پیچیده‌ش رو یه توضیح کوچولو و ساده بدم اگر کسی میتونه توی ساخت پادکست کمک کنه همین زیر بهم خبر بده. من محتوا رو تحویل شما میدم شما یه موزیک لایت پس‌زمینه قرار بدید یه خورده ادیت بزنید که نویز نداشته باشه یا چه میدونم بی‌کیفیت نشه و غیره اگر میتونید کمک کنید ممنون میشم همینجا اعلام کنید. ❤️❤️❤️

▪️#نقد_دین نقد دین، انسان را  از توهم در می‌آورد تا او بتواند همچون انسانی که توهماتش را رها کرده و خِرَد خویش را باز یافته است بیندیشد، عمل کند و حقیقت خویش را قالب بریزد. 👤 #کارل_مارکس 📚 #درآمدی_به_نقد_فلسفه_هگل ▪️پیشگفتار ‌پ‌‌ن: البته دقت داشته باشیم که نقد دین با دین‌ستیزی متفاوت است. من نیچه را منتقد دین میدانم و آنهایی که در کلاب‌هاوس همانند یک داعشی، به دین‌داران صرفا فحش و ناسزا میدهند (و صدای هر گونه مخالفی را خفه می‌کنند)را دین‌ستیز می‌نامم.

بعضی از این افراد هم فکر میکنن دارن زرنگی میکنن زیرآبی می‌رن و ما نمی‌فهمیم 😅 اشکالیم نداره بذار اینجور فکر کنن من‌ توی زندگیم هیچوقت با هیچ احدی درگیر نشدم هرگز با این جماعت یکی‌به‌دو نکردم نگفتم اشتباه کردی خطا کردی یا کاری کردی که نباید میکردی چیزی از من بردی که نباید میبردی و … هرگز باهاشون جدل نمیکنم به‌جاش خیلی راحت و خیلیییی آروم بدون‌ اینکه حتی خودش متوجه بشه، کنار میکشم و برای همیشه ازش عبور میکنم. جوری میرم که حتی دستش به سایه‌مم نرسه. دقت کنید من اینجا از رابطه‌ی عاشقانه و این‌جور مسائل حرف نمیزنم. مقصودم دوستی و معاشرت و کلا تعامله وگرنه توی یک رابطه عناصر فراوانی دخیلن که مستلزم فکر و بررسی و صبوری بیشتری‌ست.

Voice message02:59

Voice message04:59

آیا زن‌ها سطحی‌اند؟!!!!

به نظرتون چرا همه‌مون از اطرافیانمون ناراضی هستیم؟

دوستان اطرافیان شمام یه مشت به درد نخورن؟ البته همیشه استثنا هست منم تو زندگیم چند تا آدم استثنا دارم به جز اونا همه از دمممم به دردنخور و قاقن

نقل قول از فیلسوف به‌معنای حضرت فرمودند نیست‌. @abouzar_shariatii

#پادکست_شب #چشم_انداز_ابدیت #ابوذر_شریعتی خوانش: #امید_بیداری

JOIN US 👇 🔝 @Disco_Deep 🔝

البته این برای دیشب بود 🙏😁❤️

پس بله همین چشم‌انداز ابدیت بود که باعث می‌شد به هنگام زندگی کنی تا به هنگام بمیری و دیگر حسرت سال‌های گذشته و بر بادرفته را نخوری و به جای ذوب در غصه‌ی گذشته ‌و اضطراب آینده و بودن و نبودن، در زمان باشی. (ابن‌الوقت باشی و گاه ابوالوقت: جاودان شدن در سپهر ناجاودانگی) در زمان زندگی کنی و معاصریت داشته باشی (دقیقا بر خلاف کسانی که در قرن بیست و یکم هستند اما متعلق به قرن بوق‌اند و هیچ درک و فهمی از اتمسفر فکری جهان جدید و انسان جدید و معضلات و مشکلات و دغدغه‌های انسان مدرنِ دچار آمده بر موقعیت پست‌مدرن، ندارن و در واقع اصلا نیستن ولی ظاهرا هستن بله اینا هیچ و پوچن، همه شبیه هم کپی برابر اصل.) و بله این هم درست است که اصلا معلوم نیست چه خواهد شد تو چه خواهی شد (شاید اصلا نوع و نحوه‌ی وجودت هم تغییر کند شاید همین خط رو نتونی به پایان برسونی و بمیری: یعنی مرگ انقققققد به ما نزدیکه)‌ ولی باز هم تو بردی چون همواره در کنار همه‌ی اینها دغدغه‌ی درک درد دیگری داشتی و در این راه قلم و نوشتن را پیدا کردی و همین نوشتن شد پناه و پناهگاهت، پشتوانه‌ و سنگ صبور تمامی درد دل‌ها و دق دلی‌هات، میانجیِ بی‌میامجی و فوری و مستقیمِ در آغوش کشیدن درد و رنج و حس تلخ خیانت و لحظه‌ی دردناکِ به یادآوردن زخم زدن و زخم خوردن و نهایتا نابود شدنت. و باز هم تو بردی چون با وجود تمامی کوتاهی‌ها و کون‌گشادی‌ها و شلختگی‌ها و همیشه نفر اول و نابغه و سلبریتی و میلیاردر نبودن‌ها و جاودان نشدن‌ها در انتها به زندگی آری گفتی و شیفته‌و‌شانه در هر زمان ممکن ولو به شدت کوتاه وقتی شادی دق‌الباب کرد در را به رویش باز کردی ‌و زورباطور (نیکوس کازانتزاکیس) به استقبالش رفتی. #ابوذر_شریعتی #تاملات_شبانه

و باز به همین دلیل بود که تا کوچیک‌ترین فرصت بین آن همههههههه بدبختی و تلخی و زهرماری و گزندناکی زندگی، گیرت می‌آمد همان را زندگی می‌کردی تا آخرین جرعه‌‌اش را می‌نوشیدی و چیزی جز یک قلعه‌ی ویران (ژان‌پل‌سارتر) براش (هم وجود هم عدم هر دو باهم) باقی نمیگذاشتی و نمیگذاری به عبارت دیگر تو این عبارت نیچه را به شکل کاملا انضمامی زندگی کرده‌ای: هر چه بیشتر خود را شاد کنی، به همان میزان کمتر در اندیشه‌ی آزار دیگری خواهی بود.

و از همین چشم‌انداز ابدیت به جهان و زندگی نظر کردی و دیدی که بودن ما چنانکه سابق بر این در تمام این سالها مکرر در مکرر متذکرش شدی، بودنی‌ست میان دو ابدیت گذشته‌ای که میلیاردها سال بوده و تو نبودی و آینده‌ای که میلیاردها سال خواهد بود و تو نخواهی بود و به همین جهت بود که به کسانی که ناسزایت می‌گفتند، پرونده می‌ساختند، کینه‌ می‌ورزیدند و همواره با هر بهانه و اتفاق و حادثه ناجوانمردانه می‌تاختند و ترور شخصیتی‌ات می‌کردند نفرت نورزیدی، خودت را غرق در کینه‌ی همانی که از پشت خنجرت زده بود نکردی و اجازه ندادی کسی که روزی محبوب‌ترین و نزدیک‌ترین فرد زندگیت بود، به‌خاطر کینه داشتن، باوجود غایب بودن، همیشه و همواره حضوری گزندناک در زندگیِ ذاتا زهرمار داشته باشد. (و بله درست حدس زدید، این نه فراموش کردن است نه بخشیدن بلکه عبور کردن است و گذاشتن و گذشتن البته نه عبوری مطلق بلکه مقید با همان قید ردِّ دریدایی)

ولی در میان این همه تو یکی، زندگیِ بالذات باخت‌ و مالامال و سرشار از شر و آشوب و تشویش شوم و تلخ و آغشته به مشقت و آمیخته به مصیبت را برده‌ای! آن هم نه به عنوان یک نابغه و قهرمان و همیشه نفر اول و … بلکه به عنوان یک تجربه‌ی زیسته‌ی کاملاااا معمولی اما مرگ‌اندیشانه (اینجایی که بردی درست جایی بود که عموم افراد می‌بازند) و از همینجا بود که تو به‌جای خساست و خسیس بودن و پول روی پول گذاشتن و برای آینده‌ای نامعلوم و عدم، انباشت ثروت کردن و مو‌ را از ماست‌ بیرون کشیدن، دائم هرچه داشتی (حتی عمر و جوانی‌ات) را خرج حال (همان نه‌دیگر اکنون چون تا می‌گوییم اکنون، اکنون، نااکنون می‌شود!) کردی زندگی کردی عمیقا با نفس زندگی درآمیختی به یکی بودن و یگانگی رسیدی به عبارت دیگر به اوتنتیسیتی خودت آگاه شدی و از تمام هویت‌ها و پست و مقام‌های نمادین و اعتباری و قراردادی و جعلی تهی شدی و تازه اینجا بود که التفاتی جدی نسبت به چشم‌انداز ابدیت پیدا کردی.

باری این‌ها همه‌ا‌ش درست است و تو خوب می‌دانی انسان ذاتا موجود تباهی‌ست ابتنائش بر نیستی است و برای هستی به هییییچ وجه موجودی عزیز و شریف نیست و اساسا طبیعت به مرده و زنده‌ی او پشیزی ارزش قائل نیست.

دیگر غلطی نبود که نکرده باشی خطایی نبود که مرتکبش نشده باشی کلا یا در‌ حال زخم خوردن بودی یا آگاهانه و نا آگاهانه زخم‌ زدن یا غرق در مرگ‌اندیشی بودی یا مبهوت و متحیر در برابر این واقعیت که زندگی در مقیاس ابدیت چه‌قدررررر کوتاه است همچنین به دلیل قطعی بودن درد و مرگ، گاه و ناگاه غرق در تصور مرگ پدر، مادر، برادر، خواهر، همکلاسی دوست رفیق همراه و همدرد و معشوق و شاید از همه بدتر مرگِ خود و به عدم پیتوستن و دیگر نبودن، می‌شدی و پوستت زنده‌زنده کنده می‌شد.