en
Feedback
خوب زيستن|بابک عباسی

خوب زيستن|بابک عباسی

Open in Telegram

آموزش ْ پُر کردن ظرف نیست، برافروختن آتش است. مهر ۱۳۹۶ @BabakAbbaasi

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 884
Subscribers
-424 hours
-57 days
-1930 days
Posts Archive
نامهٔ جمعی از اهل فلسفه در اعتراض به اخراج استاد فلسفه 🔹در جهان جدید، آزادی دانشگاهی از ارکان نظم اجتماعی است، قاعده‌ای که طبق آن فرد دانشگاهی علی‌الاصول اجازه و مصونیت به چالش کشیدن دیدگاه‌های پذیرفته‌شده و رایج را دارد و می‌تواند دیدگاه‌هایی مناقشه‌برانگیز در حوزه‌ کار خود عرضه کند. آزادی ابراز عقیده در محیط علمی در تاریخ ما نیز ریشه دارد و از سنت‌های دیرینه در حوزه‌های علمیه و حلقه‌های تدریس، حتی بر سر موضوعاتی مانند وجود باری، بوده است. بر این اساس، ارباب قدرت نه‌تنها حق اعمال فشار به‌منظور اثرگذاری بر محتوای سخن فرد دانشگاهی را ندارند، بلکه باید فضا را برای تبادل افکار و نظرات در محیط‌های علمی فراهم آورند تا مناقشه‌های علمی در محیط‌های طبیعی خود، و نه با دخالت عناصر اثرگذار بیرونی، حل‌وفصل شوند. 🔹فیلسوفان، به تأسی از پدر معنوی خود، سقراط، خرمگسانی برای برهم‌زدن چرت خواب‌آلودگان‌اند، تا آنجا که اهل شهر را با به پرسش کشیدن مسلّم‌ترین مسلّمات از کوره به در کنند. امروز هم در نظام‌های دانشگاهی، رشته‌ای که در آن طرح پرسش از فراهم آوردن پاسخ ارزشمندتر است همان فلسفه است، و ارباب قدرت باید بدانند که میان کارآمدی دولت‌ها و میزان پذیرندگی و رواداری آنان در قبال اهل علم، به‌ویژه فیلسوفان، که کارشان نقادی و تحقیر حماقت است، تناظری وجود دارد. 🔹بنابراین ملاحظات، ما، جمعی از معلمان و دانش‌آموزان فلسفه، به عنوان وظیفه دانشگاهی و مدنی خود، خواستار آن‌ایم که حکم تأسف‌بار محرومیت دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، از ادامه خدمت دانشگاهی لغو شود. به باور ما، فارغ از شخصیت علمی و عمومی دکتر عبدالکریمی و دیدگاه‌های او، این حکم نقض آشکار آزادی دانشگاهی است. نظام حکمرانی وظیفه‌ای جز فراهم آوردن زمینه تضارب آرا ندارد و خود در مقام داور مسابقه نباید به نفع یکی از طرفین اختلاف‌نظرهای علمی به صحنه وارد شود. بی‌تردید رواج چنین مداخله‌هایی، که متأسفانه مسبوق به سوابقی نیز هست، به رشته فلسفه و شخصی خاص محدود نخواهد شد و تضعیف نهاد شکننده علم را در کشور ما در پی خواهد داشت. 🔹بعدالتحریر: در آستانه انتشار این بیانیه خبر رسید که رییس محترم دانشگاه آزاد اسلامی دستور تجدیدنظر در حکم دکتر عبدالکریمی را صادر کرده است. امیدواریم نتیجه این تجدیدنظر انتظار معترضان را برآورده سازد و حاصل این ماجرا مصون ماندن حریم دانشگاه از چنین تعرضاتی در آینده باشد. @eudemonia https://etemadonline.com/content/513225

«احمد مسعود در تقاطع تاریخ و اسطوره» چهره‌اش خندان، آرام و بی‌هراس است: احمد مسعود، بزرگترین فرزند و تنها پسر قهرمان ملی افغانستان، احمد شاه مسعود است که این روزها با داستان مقاومتش تاروپود سیمایی اسطوره‌ای را پیش چشم ما می‌بافد. گویی مادر تاریخ سال‌ها او را در دل خود پرورده بود تا درست همینجا بزایدش: در تندباد نبردی نابرابر و تراژیک. او قهرمان جوانی است که هنوز پا از نقشۀ تاریخ برنداشته، گام در آسمان اساطیر نهاده است. تماشای او به ورق زدن شاهنامه می‌ماند: جوانی‌اش مثالِ سهراب است، کین‌خواهی‌اش از خون پدر همچون فریدون، دلاوری‌اش چون کاوه و مظلومیتش یادآور سیاوش. در او و حکایتی که این روزها با دنیا می‌کند، همۀ ملزومات و مقتضیات شخصیت‌های اسطوره‌ای جمع است: جوانی و دلاوری و آرمانخواهی، صلب پاک، مقبولیت خلقی و فره ایزدی. عکس‌هایی که از او در صفحات رسانه‌ها منتشر شده، غالباً او را در درّۀ سبز و خرّم پنجشیر یا در پس‌زمینه‌ای از کوهستان نشان می‌دهد و این هر دو به انعکاس روح اسطوره‌ای و حماسی در سیمای او کمک می‌رساند: در اغلب تصاویر پس‌زمینه آباد و خرّم است و بدین ترتیب ایماژ قهرمان جوان به منبع حیات اصلی مردمش متصل می‌شود: کشاورزی و زرع، که منبع اقتصادی جامعه‌ای است که او به نجات آن امید می‌ورزد. عکس او با پس‌زمینۀ درختی که انارها از شاخه‌اش آویخته‌اند، عکسش با رودخانه‌ای پرآب در پشت سر، حتی چند مصاحبه در صحن سبز چمن، همه تصوری عمومی از ساخت جامعه‌ای مطمئن، پررزق، ریشه‌دار و آباد به دست او را برمی‌سازند؛ جامعه‌ای که چون مینویی بر زمین به پاسداشت طبیعت و زندگی شبانی انسان‌ها مؤمن است. زمان پرچم برافراشتن احمد مسعود نیز با ساخت اسطوره‌ای داستان او تطابق دارد: شهریور. «شهریور مرکب از دو جزء است. جزء اول به معنی سلطنت و مملکت و جزء دوم که صفت است به معنی آرزوشده و جمعاً به معنی سلطنت مطلوب و کشور آرزوشده است. در اوستا از شهریور کشور جاوردانی اهورامزدا، سرزمین فناناپذیر و بهشت برین اراده شده است.» (فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی، انتشارات فرهنگ معاصر، ص ۱۶۲). شهریور«مظهر توانایى، شکوه، سیطره و قدرت خداست. در جهان مینویى او نمایندۀ فرمانرواى بهشتى است و در زمین نمایندۀ آن سلطنتى است که با کمک کردن به فقرا و ضعفا و با چیرگى بر همۀ بدى‌ها ارادۀ خدا را در آن مستقر مى‌کند.» (شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلى، نشر چشمه، ص ۱۷۴) عده‌ای از دوستداران احمد مسعود با برهم‌دوختن چهرۀ تاریخی او با شخصیتی اسطوره‌ای مخالف‌اند و معتقدند او نیز چون دیگران انسانی است با همۀ خصال بشری؛ جز این که در موقعیتی تاریخی در تشخیص نیکی از شر خطا نکرد و سر از راه عدالت برنتابید. عجب آنکه فردوسی، حتی در تأیید رای این گروه هم، باز شاهدی اسطوره‌ای در کار می‌آورد تا ثابت کند که راه اسطوره‌هایی چون احمد مسعود از کوره‌راه تاریخ گذشته است: فریدون فرخ فرشته نبود ز مشک و ز عنبر سرشته نبود به داد و دهش یافت این نیکویی تو داد و دهش کن، فریدون تویی. https://t.me/Sayehsaar

سه کتاب از مجموعهٔ «خوب زیستن» نشر کرگدن تجدید چاپ شد. ۱. معجزۀ توجه‌آگاهی تیک نات هان/ مرتضی کشمیری، پیوند جلالی مجموعۀ «خوب
+2
سه کتاب از مجموعهٔ «خوب زیستن» نشر کرگدن تجدید چاپ شد. ۱. معجزۀ توجه‌آگاهی تیک نات هان/ مرتضی کشمیری، پیوند جلالی مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی چاپ اول: ۱۳۹۸/ چاپ دوم: ۱۴۰۰ تعداد صفحه: ۱۰۴/ قیمت: ۲۰۰۰۰ تومان ۲. سرگذشت فلسفۀ غرب به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ میثم محمدامینی مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر مجموعه: بابک عباسی چاپ اول: ۱۳۹۸/ چاپ سوم: ۱۴۰۰ تعداد صفحه: ۲۴۰/ قیمت: ۵۵۰۰۰ تومان ۳. خوشی‌ها و ناخوشی‌های فرزندآوری به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ رشید جعفرپور مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر مجموعه: بابک عباسی چاپ اول: ۱۳۹۸/ چاپ سوم: ۱۴۰۰ تعداد صفحه: ۱۰۲/ قیمت: ۲۵۰۰۰ تومان @eudemonia خرید مستقیم از نشر کرگدن در تلگرام، با تخفیف ویژه: @kargadanpubBot

عضو شورای شهر تهران: «کارتن خوابی نوعی سبک زندگی است» ....................... در این کشور سال‌هاست که جامعه‌شناسان مستقل فریا
عضو شورای شهر تهران: «کارتن خوابی نوعی سبک زندگی است» ....................... در این کشور سال‌هاست که جامعه‌شناسان مستقل فریاد می‌زنند که ایران و ایرانیان دارای سبک‌های زندگی مختلفی هستند و حاکمیت نباید مدافع تنها یک سبک زندگی باشد. ما در ایران سبک‌های متنوع زندگی داریم و دفاع رسمی حاکمیت از یک سبک زندگی، بیش از پیش موجب گسترش شکاف حکومت و مردم می‌شود. خوشحالم که به رسمیت شناختن سبک‌های مختلف زندگی از «کارتن‌خوابان» آغاز شده است!!! دیگر با دیدن کارتن‌خوابان در سطح شهر نباید هیچ کس را سرزنش کنیم. آنان خودشان از روی تفنّن تصمیم گرفته‌اند تا کارتن خواب باشند. به هر حال زندگی کسالت آور ثروتمندان باید هیجان داشته باشد. بگذریم. این فقط سلبریتی‌ها نیستند که فقر را شیک جلوه می‌دهند. آرام آرام مقامات هم برای پوشاندن بی‌کفایتی‌های خود فقر را یک سبک زندگی خواهند دانست و گرسنگی را پدیده‌ای از سر شکم‌سیری! در دهه شصت با ارجاع به متون مقدس فقر را نوعی افتخار تعریف می‌کردند تا فقرا را به فقرشان راضی کنند و حالا هم با تکیه بر مفاهیم شیک جامعه‌شناسی، تا به این طریق تلخی، زشتی و چرکین بودن فقر را بپوشانند. ✅@fardinalikhah

▫️▫️حفظ تعادل حیاتی بیایید به اقتصاد روانیمان فکر کنیم؛ به نحوه خرج کردنِ پول روانمان، به سرمایه‌گذاری‌های روانیمان و به اینکه چطور و برای چه چیزهایی وقت، توجّه و انرژی می‌گذاریم. احوالِ ما را همین کیفیتِ اقتصاد روانیمان تعیین می‌کند. البته همیشه هم کنترلِ زیادی بر آن نداریم و خیلی وقت‌ها دچار اتلاف‌هایی می‌شویم که به سختی بتوان کاری برایشان کرد. همینجا است که بعضی از ما به سراغ روانپزشک یا رواندرمانگر می‌رویم و از آن‌ها کمک می‌گیریم. امّا بیایید تا جایی که می‌فهمیم و تا جایی که زورمان می‌رسد، سر از منطقِ سرمایه‌گذاری‌های روانیمان در بیاوریم و ببینیم آیا می‌شود به گونه متفاوتی سرمایه‌گذاری کرد یا نه، مخصوصاً این روزها که رمقی برای زندگی باقی نمانده و پیش از پیگیری هر اشتیاقی، همه توان و توجّهمان صرف اندوه و ترس می‌شود. فروید در آثارش از دو گونه انرژی روانی یا لیبیدو صحبت می‌کند: لیبیدو معطوف به خود (ego-libido) و لیبیدوی معطوف به ابژه (object-libido). این یعنی روان نیاز دارد بخشی از انرژی‌اش را صرف خودش بکند و بخشی را صرف چیزهای دیگر (از آدم‌های دیگر گرفته تا حیوانات و اشیاء و ...). مسئلۀ مهم در این بین، ایجاد تعادلی حیاتی میان آن‌ها است. امّا خیلی وقت‌ها این تعادل از میان می‌رود. گاهی توش و توانمان زیاده از حد صرفِ خودمان می‌شود و از دل آن خودشیفتگی افراطی، خودبیمارانگاری و توهّم و هذیان بیرون می‌آید و گاهی چنان جهان خارج همه انرژیمان را مصرف می‌کند که چیزی برای خودمان باقی نمی‌ماند و افسردگی و ملال یا دردهای روان‌تنی و بی‌میلی‌های شدید، جایگزین شور زندگیمان می‌شود. خیلی وقت‌ها هم چنان که گفتم، آنچه رخ می‌دهد اتلاف است، چه در درون و چه در بیرون. کاری که باید کرد، پی بردن به منطق این مصرف‌ها و اتلاف‌ها و تلاش برای تغییر دادن آن‌ها است. مثلاً این روزها که جهانِ بی‌اندازه دیوانه‌وار آن بیرون دارد بخش زیادی از انرژی روانی ما را صرف خودش می‌کند، اگر حواسمان به حفظ این تعادل نباشد، بیش از آنچه ناگزیر است از پا در می‌آییم. این روزها اگر عامدانه و با برنامه‌ریزی، حتی با کارهای کوچک و ساده، بخشی کافی از انرژی روانیمان را صرف خودمان نکنیم، جهانِ بیرون کار خودش را می‌کند و از سر کنجکاوی، اضطراب، جاذبۀ غم و حتی احساس مسئولیتمان هم که شده، انرژی ضروری برای بقایمان را می‌بلعد و ما را کلافه و سردرگم باقی می‌گذارد. #محمود_مقدسی @TheWorldasISee

▪️فلسفه چیست؟ گوهر فلسفه مالکیت بر حقیقت نیست، بلکه جست‌وجوی حقیقت است. فلسفه همواره درراه است (بی‌آنکه به مقصد برسد) پرسش‌ها
▪️فلسفه چیست؟ گوهر فلسفه مالکیت بر حقیقت نیست، بلکه جست‌وجوی حقیقت است. فلسفه همواره درراه است (بی‌آنکه به مقصد برسد) پرسش‌های آن بنیادی‌ترند تا پاسخ‌های آن و هر پاسخی هم خود پرسشی تازه می‌شود. تعریف فلسفه در راه بودن جست‌وجوگرانه است و نه رسیدن به آرامش و کمال لحظه. هیچ‌چیز بالاتر یا در کنار فلسفه جای ندارد. فلسفه نمی‌تواند از چیز دیگر ناشی شود. برای تعیین ماهیت فلسفه فقط می‌توانیم آن را در عمل تجربه کنیم. پس فلسفه تحقق فکر زنده و تأمل بر این فکر، عمل و سخن از آن عمل خواهد بود. تنها با تجربه فلسفه به نفس خود، خواهیم توانست تفکر فلسفی تدوین یافته را درک کنیم. 📚 #کوره_راه_خرد 👤 #کارل_یاسپرس join us | کانال فلسفه @Philosophy3

سلامت کامل یعنی کنار آمدن با سلامت ناکامل @mashghesiah
سلامت کامل یعنی کنار آمدن با سلامت ناکامل @mashghesiah

شادکامی در یک دقیقه! (چه کنیم که در تلۀ شادکامی نیفتیم) ۱. خیلی امیدوار نباشید. اوضاع هر چیزی (سلامتی‌، شغل، تحصیل، ازدواج و...) ممکن است یکباره به هم بریزد. ۲. زیاد از این و آن گله نکنید. آدم‌ها بیش از آنکه خبیث و بدجنس باشند، در درون نگران و تحت فشارند. ۳. به یاد مرگ باشید. احتمالا بیش از ۴۰۰ هزار ساعت زمان ندارید. ۴. یاد بگیرید گاهی به خودتان واقعا و از ته دل بخندید، همان‌طور که به حماقت‌های یک شخصیت کمدی می‌خندید. ۵. گاهی با خودتان خلوت کنید و از خود بپرسید واقعاً چه می‌خواهید و دلمشغول چه چیزهایی هستید. ۶. بیش از آنکه به فکر شادی خودتان باشید برای شادکامی دیگران کاری کنید. ۷. به خودتان و مشکلات‌تان از فاصلۀ خیلی دور، از درون یک سفینۀ فضایی، نگاه کنید. قضیه خیلی هم جدی نیست، چیزهایی که آزارتان می‌دهد خیلی هم بزرگ نیستند. ۸. گاهی بی‌خیال گوشی همراه‌تان بشوید و با اطرافیان، خصوصا مادرتان، وقت بگذرانید. ۹. از این‌که بخواهید آدم نرمالی باشید، دست بردارید. آدم‌های نرمال کسانی‌اند که هنوز نمی‌شناسیدشان! @eudemonia

شادکامی در یک دقیقه! (چه کنیم که در تلۀ شادکامی نیفتیم) ۱. خیلی امیدوار نباشید. اوضاع هر چیزی (سلامتی‌، شغل، تحصیل، ازدواج و...) ممکن است یکباره به هم بریزد. ۲. زیاد از این و آن گله نکنید. آدم‌ها بیش از آنکه خبیث و بدجنس باشند، در درون نگران و تحت فشارند. ۳. به یاد مرگ باشید. احتمالا بیش از ۴۰۰ هزار ساعت زمان ندارید. ۴. یاد بگیرید گاهی به خودتان واقعا و از ته دل بخندید، همان‌طور که به حماقت‌های یک شخصیت کمدی می‌خندید. ۵. گاهی با خودتان خلوت کنید و از خود بپرسید واقعاً چه می‌خواهید و دلمشغول چه چیزهایی هستید. ۶. بیش از آنکه به فکر شادی خودتان باشید برای شادکامی دیگران کاری کنید. ۷. به خودتان و مشکلات‌تان از فاصلۀ خیلی دور، از درون یک سفینۀ فضایی، نگاه کنید. قضیه خیلی هم جدی نیست، چیزهایی که آزارتان می‌دهد خیلی هم بزرگ نیستند. ۸. گاهی بی‌خیال گوشی همراه‌تان بشوید و با اطرافیان، خصوصا مادرتان، وقت بگذرانید. ۹. از این‌که بخواهید آدم نرمالی باشید، دست بردارید. آدم‌های نرمال کسانی‌اند که هنوز نمی‌شناسیدشان! @eudemonia

چرا بعد از قطع رابطه با مخاطب خاصمان، می‌خواهیم همچنان با او دوست بمانیم؟ نوشتهٔ اَشلی فِتِرز ترجمهٔ میترا دانشور ربکا گریفیث و همکارانش چهار دلیل اصلی پیدا کردند که چرا شرکای عشقی سابق احساس می‌کنند باید دوستی‌شان را حفظ کنند یا پیشنهاد این کار را بدهند: از روی ادب (مثلاً، می‌خواهم این قطع رابطه باعث رنجش کمتری بشود)، به خاطر دلایلی مربوط به تمایلات عشقی حل‌نشده (می‌خواهم با آدم‌های دیگر آشنا بشوم، اما اگر زمانی نظرم عوض شد، تو را نزدیکم داشته باشم)، از روی واقع‌بینی (با هم کار می‌کنیم / با هم دانشگاه می‌رویم / دوستان مشترک داریم، بنابراین باید با هم خوب باشیم تا مسائل احساسی را به حداقل برسانیم) و برای احساس امنیت (بهت اعتماد دارم و می‌خواهم به عنوان معتمد و حامی در زندگی‌ام باقی بمانی). @eudemonia متن کامل: https://tarjomaan.com/neveshtar/9539/

کار در فلسفه در واقع بیشتر کار بر روی خود است. بر برداشت خود. بر اینکه امور را چگونه می‌بینیم ( و از آن‌ها چه می‌خواهیم.) لود
کار در فلسفه در واقع بیشتر کار بر روی خود است. بر برداشت خود. بر اینکه امور را چگونه می‌بینیم ( و از آن‌ها چه می‌خواهیم.) لودویگ ویتگنشتاین/ ترجمهٔ مالک حسینی (تصویرساز: فیلیپ بنکن) @eudemonia

📝 تمرین رواقی زیستن در فلسفه رواقی نکته عجیبی است که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. این فلسفه از یونان باستان تا امروز همچنان جاذبه خود را حفظ کرده است و مهر خود را بر متفکران مسلمان، مسیحی و حتی متفکران مدرنی چون دکارت و کانت زده است. امروزه نیز شاهد رستاخیز این تفکر در قالب‌های متفاوتی هستیم. با این همه، عده‌ای به خطا فکر می‌کنند رواقی‌گری یعنی تسلیم و رضا. در نتیجه، رواقی‌ها کسانی هستند که ورد زبان‌شان آن است که «چو قسمت ازلی بی‌حضور ما کردند/‌گر اندکی نه به وفق رضاست، خرده مگیر». اما تفکر رواقی عمیق‌تر از این باورهای سطحی است و به همین سبب کمتر متفکر اصیلی نسبت به آن بی‌تفاوت بوده است. این تفکر یا فلسفه سه جنبه بنیادین دارد: یکی آموزه‌هایی درباره عالم و آدم، دوم کاربست آنها در عمل و سوم جدیت در تمرینات و سختگیری به خود و مو را از ماست کشیدن. این جنبه سوم است که آن را از هر نوع تفکر نظری صرف و بحث و گفت‌وگو فراتر می‌برد. رواقی‌گری نوعی زیست مسوولانه و هوشیارانه است؛ نوعی خودنگری مدام و خودگستری عمیق است. برای همین، در دل همه تمرینات معنوی و ریاضت‌های رواقی توجه به خود و تامل کردن جایگاه خاصی دارد. در همه کتاب‌های اصلی متفکران رواقی، مانند اپیکتتوس و مارکوس اورلیوس، بر تامل روزانه و تفکر درباره کار و بار خود تاکید شده است. ایده آشنای مراقبه و خودسنجی (یا محاسبه النفس) در دل تمرینات این فلسفه عملی قرار دارد. حال این آموزه تمرین روزانه و مراقبت چگونه باید باشد و شکل عملی آن کدام است؟ کتاب دفتر یادداشت روزانه رواقی نوشته رایان هالیدی و استفن هانسلمن (The daily stoic journal: 366 days of writing and reflection on the art of living, Ryan Holiday and Stephen Hanselman, Penguin, 2017) می‌کوشد این ایده را در قالب اقداماتی برای 366 روز سال عملی سازد. نویسندگان یک سال را به 52 هفته تقسیم و برای هر هفته یک تمرین بنیادی را معرفی می‌کنند و از علاقه‌مندان می‌خواهند تا در هر هفته بر یک تمرین یا آموزه متمرکز شوند و طبق آن عمل کنند و حاصل آن را به شکل روزانه در دفتر یادداشت خود بنویسند. برای نمونه، در یک هفته از ما می‌خواهند به دقت میان آنچه بر آن مهار داریم و آنچه خارج از کنترل ماست، تفاوت بگذاریم و وقت خود را صرف گروه نخست کنیم. یا در هفته دیگری تعلیم داده می‌شود که هر روز را اندیشمندانه و با برنامه آغاز و به کارهای خود فکر کنیم و در پایان روز هم از خودمان بازخواست و مشاهدات و تاملات خود را ثبت کنیم یا آنکه تمرین کنیم هرگز از وضع روحی و هیجانی خود غافل نباشیم. ما نیازمند خلوت با خود هستیم، اما لازم نیست که برای این کار به گوشه غاری پناه ببریم یا از دیگران فاصله بگیریم، می‌توانیم همواره در میان جمع نیز این حالت خلوت درونی خود را حفظ کنیم. به جای شعار دادن و گفتن، در عمل و رفتار خود کمال را جلوه‌گر کنیم. فلسفه رواقی مانند هر اندیشه اصیلی در معرض بدفهمی و سوء تفسیر و در نتیجه انتقاد قرار گرفته است. اما هر چه باشد، این فلسفه ما را به بی‌تفاوتی دعوت نمی‌کند. برعکس از ما می‌خواهد دست‌کم در قبال خودمان مسوولانه عمل کنیم. به جای آنکه چون کاهی بر امواج دریا باشیم، به میزانی که می‌توانیم سررشته زندگی خود را به دست بگیریم، مقصدی برای خود طراحی کنیم و همواره در خوشی و ناخوشی، شیرینی و تلخی و فراز و فرود زندگی آن را دنبال کنیم. فلسفه رواقی به ‌شدت سختگیرانه و کمال‌طلبانه است و مغایر باری به هر جهت زیستن است. این فلسفه از ما می‌خواهد تا معمار روح و روان خود باشیم و حتی زمانی که شرایط به سود ما نیست، اجازه ندهیم ذهن و روان‌مان ناخواسته به دست دیگران تسخیر شود. فلسفه رواقی، تمرین آزادی و آزادگی است و به همین جهت به ‌غایت دشوار است. اما چیزی از زیبایی و اعتبار آن نمی‌کاهد. سید حسن اسلامی اردکانی ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۰ https://b2n.ir/d64859 instagram.com/eslamiardakani telegram: @hassan_eslami www.hassaneslami.ir

#معرفی_کتاب

- آقا چرا برای فقرا کاری نمی‌کنی؟ - این همه نیازمند هست حالا چرا گربه؟ - خوزستان تشنه است خجالت نمی‌کشی؟! - کابل سقوط کرد نشستی حیوون‌بازی؟! - موی گربه نماز نداره وا! - اسمتو صدا زدند لااقل برو واکسنتو بزن، زن و بچه‌ت هم آدم‌اند. - گر شوم مشغول اِشکال و جواب، تشنگان را کی توانم داد آب! @eudemonia

به جای درخشش در سراسر جهان، کافی است در همان گوشه ای که هستی بدرخشی. فقط همان جایی را که هستی روشن کن. @mindfulliving
به جای درخشش در سراسر جهان، کافی است در همان گوشه ای که هستی بدرخشی. فقط همان جایی را که هستی روشن کن. @mindfulliving

بوئتیوس و آرامبخشی به نام فلسفه فایل کم حجم @dr_iman_fani

شاید مکانیزم رشد هم این شکلی باشد. لنگ و لوک و خفته‌شکل و بی‌ادب، سوی او می‌غیژ و او را می‌طلب *پرفورمنس «مکانیزم تاریخ» اثر یوان بورژوا @eudemonia

آیا زندگی بی‌معناست؟ #فلسفه‌ورزی، #معنای_زندگی، #کامو، #TedEd ▪️مترجم: حسین محمدی‌زاده ▫️لینک ویدئو در آپارات 🍂

گوش دادن به شرم برنه براون در این گفتار بصیرت‌بخش از تجربۀ شرم خود حرف می‌زند، تجربهٔ شرمش درست فردای روزی که در سمینار تد از آسیب‌پذیر بودن سخن گفته بود؛ فردای این سخنرانی: https://t.me/eudemonia/1639 از گفتارهای تد @eudemonia