en
Feedback
خوب زيستن|بابک عباسی

خوب زيستن|بابک عباسی

Open in Telegram

آموزش ْ پُر کردن ظرف نیست، برافروختن آتش است. مهر ۱۳۹۶ @BabakAbbaasi

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 884
Subscribers
-424 hours
-57 days
-1930 days
Posts Archive
دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران ۳ تا ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰ درصد تخفیف، ارسال رایگان لینک دسترسی به صفحۀ خرید کتاب معجزۀ توجه‌آگاهی
دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران ۳ تا ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰ درصد تخفیف، ارسال رایگان لینک دسترسی به صفحۀ خرید کتاب معجزۀ توجه‌آگاهی در نمایشگاه: https://book.icfi.ir/book/390897/%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C?paginatedParams=page%3D7%26size%3D12%26sort%3Dtitle%26exhibitorId%3D367

🎊🎊 پرفروش‌های نشر کرگدن در سومین روز نمایشگاه مجازی کتاب تهران ۱. رؤیا، استعاره و زبان دین متن دینی چون متن هنری امیر مازیار مجموعۀ «دین‌شناخت» ۲۰۰ صفحه/ ۶۵۰۰۰ تومان ۲. جعبه‌ابزار فیلسوف برگزیده‌ای از مفاهیم و روش‌های فلسفی جولیان بگینی، پیتر فوسل/ کامران شهبازی ۳۷۶ صفحه/ ۸۵۰۰۰ تومان ۳. انقلاب ایران ریشه‌های ناآرامی و شورش مهران کامروا/ مصطفی مهرآیین مجموعۀ «ایران‌پژوهی»/ دبیر: مصطفی مهرآیین ۲۹۶ صفحه/ ۶۰۰۰۰ تومان ۴. جامعه‌شناسی فرهنگ نظریه‌ای دربارۀ رابطۀ اندیشه و ساختار اجتماعی روبرت وُسنو/ مصطفی مهرآیین ۲۵۶ صفحه/ ۵۰۰۰۰ تومان ۵. رسالۀ منطقی ـ فلسفی از مجموعه‌آثار لودویگ ویتگنشتاین متن سه‌زبانه (با همکاری نشر هرمس) ترجمۀ مالک حسینی ۴۰۸ صفحه/ ۱۳۰۰۰۰ تومان ۶. هنر ظریف بی‌خیالی رویکردی نامتعارف به خوب زیستن مارک منسون/ رشید جعفرپور مجموعهٔ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی تعداد صفحه: ۲۲۲/ قیمت: ۷۰۰۰۰ تومان ۷. واقع‌نگری چرا جهان را کژ می‌فهمیم هانس رُزلینگ/ علی کاظمیان با مقدمۀ مصطفی ملکیان ویراستهٔ مسعود علیا مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی ۳۷۸ صفحه/ ۸۵۰۰۰ تومان ۸. درآمدی به اسطوره‌شناسی عصبی-تکاملی عبدالرضا ناصرمقدسی مجموعۀ «مطالعات تکامل»/ دبیر: محمدرضا معمارصادقی ۳۰۸ صفحه/ ۷۵۰۰۰ تومان ۹. مُخنویس یادداشت‌های یک پزشک اعصاب دربارۀ جهانِ انسان نویسنده: رضا ابوتراب ۳۵۲ صفحه/ ۸۵۰۰۰ تومان ۱۰. سرگذشت فلسفۀ غرب به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ میثم محمدامینی مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر مجموعه: بابک عباسی ۲۴۰ صفحه/ ۵۵۰۰۰ تومان #نشر_کرگدن #پرفروش‌های_نمایشگاه #نمایشگاه_مجازی_کتاب_تهران #بهمن_۱۴۰۰ #کتاب_فلسفه

در شرایط سهمگین زندگی دو مشکل دارید که باید حل کنید؛ مساله‌ای که پیش آمده و نیازمند حل شدن است. و هیجانات آشفته‌کننده‌ی همراه آن. برای حل مساله‌ی کارامد نیاز دارید ابتدا هیجانات شدید خود را مدیریت کنید: برای شروع، هیجانات خود را بشناسید و تجربه کنید، از آن‌ها نترسید و فرار نکنید. هیچ اشکالی ندارد که در شرایط سخت شما احساس غم، اضطراب، خشم، وحشت‌زدگی و غیره داشته باشید. بعد با افراد قابل اعتماد، ایمن و همدل اطراف‌تان راجع به هیجانات‌تان صحبت کنید. انسان‌ها هیجانات ناخوشایند را به صورت جمعی راحت‌تر تحمل می‌کنند. درد دل کردن، کمک و مراقبت دریافت کردن از مهارت‌های انسان‌های رشدیافته‌است. در کنار این آدم‌های امن، هیجانات‌تان را برون‌ریزی کنید و اجازه دهید آن‌ها به شما حمایت عاطفی، روانی و فکری بدهند. شلوغ‌کاری نکنید؛ چند آدم نزدیک و امن کافی‌است. از افرادی که خودشان به سرعت آشفته می‌شوند، یا ایمن، قابل اعتماد و هم‌دل نیستند در این شرایط دوری کنید. از نوشتن غافل نشوید، هم در مورد هیجانات‌تان، هم در مورد مساله‌ای که باید حل شود. نوشتن ذهن شما را نظم می‌بخشد و باعث تخلیه هیجانی می‌شود. از روش‌های آرام‌بخشی خاص خودتان استفاده کنید. قدم زدن، دعا خواندن، بازی کردن، شعر خواندن، گوش دادن به موسیقی، نواختن ساز، نقاشی، دوخت و دوز، درد دل و ... سعی نکنید تمام امور را خودتان کنترل و مدیریت کنید. بخشی از کارها را به دیگران بسپارید و به آن‌ها اعتماد کنید. فقط کافی است به قدر کافی درایت داشته باشید که چه کاری را به چه کسی بسپارید. به‌طور موقت وظایف دیگرتان را کاهش دهید و تمرکز‌تان را بگذارید روی مساله‌ی بزرگ و مهم فعلی. کمال‌گرایی و خودسرزنشی را کنار بگذارید. قرار نیست در هر شرایط تمام وظایف‌تان را به بهترین نحو انجام دهید. دکتر پرستوامیری @engaarr @engaarr @engaarr

@dourha_ensani در روزگار سخت چه کمکی از فلسفه ساخته است؟ دکتر بابک عباسی مکتب رواقی، که شباهت‌های قابل تأملی هم با آیین بودا دارد، هدفش به زبان امروزی بالا بردن انعطاف‌پذیری روانی انسان‌ها بود و نیز کمک به انسان‌ها برای قرار گرفتن در مسیر زندگی درست (زندگی فضیلتمندانه). رواقیان هم تبیینی از رنج و زندگی نامطلوب داشتند، و هم بر اساس آن تبیین، راهکاری برای رهایی از رنج و قرار گرفتن در مسیر زندگی خوب پیشنهاد می‌کردند. من در اینجا سعی می‌کنم دو ایده را که نَسب‌شان به تعالیم رواقی می‌رسد طرح کنم و خیلی کوتاه ربط این دو را به تاب‌آوری و خوب زیستن نشان دهم: ایدۀ پذیرش (که مبتنی است بر تمایز امور قابل کنترل از امور غیرقابل کنترل) و ایدۀ بسندگیِ فضیلت. متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید؛ در سایت دورها: http://dourha.ir/?p=402

متأسفانه مطلع شدیم که دو دانشگاه بزرگ کشور، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه صنعتی شریف، همکاری خود را با دو تن از استادان برجسته، دکتر محمد فاضلی از گروه جامعه‌شناسی و دکتر آرش اباذری از گروه فلسفه علم، قطع کرده‌اند. اگر این قطع همکاری‌ها به دلایلی علمی و دانشگاهی، از قبیل فقدان شایستگی در تدریس، پژوهش و ادای وظایف آکادمیک، بود، جای اعتراض نداشت، اما تا آنجا که می‌دانیم و همکاران دانشگاهی این اساتید تایید می‌کنند، قطع همکاری‌ها بر اساس چنین دلایلی نبوده است. نیز تا آنجا که می‌دانیم، سابقه‌ کاری و تدریس و پژوهش این دو استاد جوان روشن و درخور افتخار است: یکی استاد جوان جامعه‌شناسی است که در سیاست‌گذاری و عرصه عمومی نیز حضور موثر دارد و دیگری استاد جوان فلسفه است که صلاحیت حرفه‌ای خود را با انتشار آثارش در مهم‌ترین مراجع نشر اندیشه‌ فلسفی در جهان نشان داده است. همچنین، تا آنجا که می‌دانیم دانشجویان از شیوه و محتوای تدریس این دو استاد رضایت داشته‌اند و دارند. پرسش اساسی ما، جمعی از اعضای جامعه دانشگاهی و اهل فرهنگ کشور، این است که در شرایطی که بلندپایه‌ترین مقام‌های سیاسی کشور از ایرانیان خارج از کشور دعوت می‌کنند به میهن خود بازگردند و نیز مصرانه از نخبگان می‌خواهند آنان را در برنامه‌ریزی و اداره بهینه امور یاری کنند، چنین اقداماتی در عمل به چه نتایجی می‌تواند منجر شود؟ آیا این تصمیمات موجب ناامیدی از امکان فعالیت علمی آزاد و مستقل نخواهد شد؟ آیا رواست دو دانشگاه مادر در پایتخت کشور بی‌پروا دست تطاول بر سرمایه انسانی خود بگشایند و افقی تیره پیش روی نسل آینده دانشگاهی بگشایند و سخن آنانی را که چیزی جز تیرگی در فضای فکری و فرهنگی کشور نمی‌یابند تقویت کنند؟ آیا به‌راستی ثبات داخلی و جذب حداکثری نخبگان مقتضی چنین اقداماتی است؟ ما، جمعی از اعضای جامعه دانشگاهی و اهل فرهنگ، به قطع همکاری دانشگاهی با این دو استاد معترض‌ایم و خواستار آنیم که دانشگاه‌های مربوط و وزارت علوم، ضمن بازنگری در این تصمیمات، مانع مداخله افراد و نهادهای خارج از دانشگاه در امور دانشگاهی شوند. ابراهیم آزادگان، محسن آزموده، سیدمحمدرضا ابن‌الرسول، شهلا اسلامی، موسی اکرمی، کیوان الستی، حسن امیری‌آرا، کاوه بهبهانی، حامد بیکران‌بهشت، یاسر پوراسماعیل، نعیمه پورمحمدی، بهمن پازوکی، محمدرضا پویافر، سمیه توحیدلو، حمیدرضا جلایی‌پور، غزاله حجتی، مالک حسینی، هادی خانیکی، امیرحسین خداپرست، مریم خدادادی، اسماعیل خلیلی، محمد راغب، گودر رشتیانی، مسعود زمانی، مسعود زنجانی، سیامک زندرضوی، سیدحسین سراج‌زاده، مهدی سلیمانیه، احمد شکرچی، حسین شیخ‌رضایی، هادی صمدی، بابک عباسی، مسعود علیا، مقصود فراستخواه، اسدالله فلاحی، امیراحسان کرباسی‌زاده، امیر مازیار، زهرا مبلغ، محمود مروارید، حسین معصومی همدانی، محمود مقدسی، سیدحسین موسویان، سیدنصرالله موسویان، مصطفی مهرآیین، مهدی ناجی، امیر ناظمی، محمد یزدانی‌نسب، سیدمحمود یوسف‌ثانی https://www.karzar.net/fazeli-abazari

📍📘📍📌 نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سوم تا دهم بهمن ۲۰ درصد تخفیف، ارسال رایگان به نشر کرگدن سر بزنید 🦏 #نشر_کرگدن #نمایشگاه_کتاب https://book.icfi.ir

مروری انتقادی بر نظریه‌های خوب‌زیستی چکیده‌ای از مباحث ترم اول (۵۰ دقیقه) بابک عباسی، آذر ۱۴۰۰ موسسهٔ سروش مولانا @eudemonia @sorooshemewlana

یکی از نظریه‌های مهم دربارۀ شادکامی، نظریهٔ «رضایت از زندگی» است. اما آیا می‌شود رضایت از زندگی داشت و شاد نبود؟ https://t.me/eudemonia

جانانم! بیا منصف باشیم و خاطرات خوانسار را شخم بزنیم. اردیبهشت بود و رفته بودیم دم دکان معین تا پوشال کولر بخریم. بس که هوا زود گرم شده بود. بهش گفتیم می‌خواهیم یک هفته فرار کنیم و برویم یک وری که خنک‌تر باشد. پرسید کدام ور؟ گفتیم نمی‌دانیم. گفت بروید خوانسار. همان‌جا زنگ زد به ابراهیم و گفت یک خانه برای دو نفر فراری دست و پا کند. آدرس داد و همان فردا رفتیم خوانسار. ابراهیم ما را برد دم خانه. ته شهر بود. این قدر ته که بنِ خانه چسبیده بود به کوه. یک اتاق داشت و یک کفِ دست حیاط و چهار تا درخت گیلاس. صدای آب می‌آمد. پرسیدی شیر آب باز است؟ ابراهیم جوی ته حیاط را نشان داد و گفت آب چشمه است. از کوه می‌آید. بعد هم گفت که این‌جا همسایه ندارد. همین یک کلید را هم بیشتر ندارد که دست شماست. خودتان هستید و این چهار تا درخت گیلاس. و رفت. تنبان‌مان را درآوردیم و نشستیم لب جوی و پاها را کردیم توی آب. ترش کردیم از سرما. اما زود عادت کردیم. بعد همان‌طور دراز کشیدیم روی موزائیک‌های تا به تای حیاط. تاریک شده بود. آسمان خوانسار از همه جا بیش‌تر ستاره داشت. حتی از لای برگ‌‌های درخت گیلاس هم دیده می‌شدند. دستت را گرفتم و گفتم من این‌جا خوشحالم، حیف که تمام می‌شود. بعد گفتی که بیا و تمامش نکنیم. زنگ زدیم به معین که می‌خواهیم یک باغ گیلاس بخریم و همین‌جا بمانیم. این‌جا خوشحالیم. معین گفت خوشحالی که به جا نیست. بهش گفتیم: «زر نزن، برایمان باغ گیلاس پیدا کن.» چهار روز بعد کدخدای یکی از دهات بالا را گذاشتیم توی ماشین و رفتیم باغ را دیدیم و قول‌نامه کردیم. باغی که قرار بود خوشحالی‌مان را مستدام کند. بیست اصله درخت گیلاس داشت. هشتاد تا هم خودمان کاشتیم. ما شدیم صاحب صد اصله درخت گیلاس. زیر آسمان پرستاره‌ی خوانسار. ته مخفی‌گاهی که آب چشمه از حیاطش رد می‌شد و هیچ همسایه‌ای هم نداشت. سر سال گیلاس‌ها را جمع می‌کردیم و می‌فروختیم. جان‌مان می‌رفت برای درخت‌ها . رنج شب‌هایی که یک چکمه برف می‌آمد را می‌کشیدیم. یا روزهایی که باران نداشتیم و دیدن ستاره‌ها آزارمان می‌داد. چرا یک لکه ابر توی آسمان نیست؟ اما خب، اولین دانه‌ی گیلاس نوبر را که می‌گذاشتیم توی دهان‌مان، برق رضایت‌مندی می‌آمد توی چشم‌ها. جانانم! آن شب ازت پرسیدم خوشحالی؟ تنبان‌مان را درآورده بودیم و پاکرده بودیم توی جوی آب سرد. گفتی راضی‌ام اما خوشحال نیستم. آخ! انگار یک‌هو لامپ را توی تاریکی روشن کردی برایم. ما راضی هستیم اما خوشحال نیستیم. همان سالی که باغ را خریدیم، تصمیم گرفتیم که از جاده‌ی خاکیِ خوشحالی برویم به اتوبان رضایت‌مندی. همان‌جایی که خوشحالی را تبدیل کردیم به وظیفه. ما شدیم معدن‌چیان الماس. سخت‌ترین کار جهان را می‌کنیم تا گران‌ترین عنصر جهان را به دست بیاوریم و بنشانیم روی سینه‌ی زنی زیبا، آن ورِ دنیا. به ما چه می‌رسد؟ رضایت‌مندی از این کار بزرگ و هراس از تصمیم آسمان برای باریدن یا نباریدن. این‌جا همه چیز هست. صد اصله درخت گیلاس. جوی آب سرد. طعم ترش و شیرین گیلاس. اسم بزرگ من و تو. همه چیز الا خوشحالی. خوشحالی را فروختیم به رضایت‌مندی. حالا فقط مالک بخش کوچکی از آسمان پرستاره‌ی این جهان هستیم. آسمانی که حتی دست‌مان بهش نمی‌رسد. برویم صد اصله درخت‌مان را بکنیم دویست اصله. اما دویست اصله کجا و چهار اصله کجا. #فهیم_عطار @fahimattar

هنر پیر شدن (اپیزود ۳۸ از پادکست «آمیزاد») @eudemonia @adamizadpod

چند دقیقه پای صحبت اریک فروم دربارۀ درد، غم، بیماری، و آدم نرمال (برشی از مصاحبه‌ای در سال ۱۹۷۷) ترجمه و زیرنویس: شهاب غدیری @eudemonia @hamporseh

کلاس فلسفیِ "مروری انتقادی بر نظریه‌های خوب زیستن" با تدریس دوست خوبم دکتر بابک عباسی، باعث شده با کنجکاوی بیشتری به نحوه‌ی نگرش مراجعان به آن‌چه "خوب یا بدِ زندگی" می‌نامند، دقت کنم. انگار این نحوه‌ی نگرش و تعبیر، روی شکایت‌ها، رضایت و نارضایتی آدم‌ها از خودشان، دیگران و زندگی مستقیما تاثیرگذار است. مثلا یک مراجع تمام خوبی یا بدی زندگی‌اش را به داشتن روابط خوب یا بد خلاصه می‌کند؛ دیگری به داشتن دستاوردها و موفقیت‌ها؛ برای مراجع دیگر آن‌چه از آن لذت ببرد خوب است؛ و ... این نگرش، حتی اگر آدم‌ها مستقیم به آن اشاره نکنند، لابه‌لای کلمات‌ و جملات‌شان، خود را برجسته و نمایان می‌کند. حتی روی بسامد واژه‌هایی که مراجع در اتاق درمان استفاده می‌کند هم تاثیر دارد. مثلا در یک جلسه درمان، یک مراجع بیشتر از کلمه "لذت" استفاده می‌کند وبه طور ضمنی، آن‌چه از آن لذت می‌برد را "خوب" و آن‌چه لذت نمی‌برد را "بد" تعبیر می‌کند؛ مراجع دیگر از کلمه "فایده" ، اگر امری در زندگی "فایده" داشته باشد "خوب" و اگر "فایده" نداشته باشد، "بد" است؛ دیگری از "عشق" و آن دیگری‌ها از "رشد" ، "کمال" ، "موفقیت" ، "خودشناسی" و ... می‌دانم این سوال هم‌ مانند بسیاری از سوالات اساسی انسان، پرونده‌اش نزد فلسفه، باز و بدونِ پاسخی فیصله‌بخش باقی مانده است، اما می‌خواهم بعد از این، این نگاهِ وام گرفته شده از فلسفه را در جلسات درمانم نگه دارم و از اولین سوالاتی که از مراجعان می‌پرسم این باشد که: از نظر شما زندگی خوب چه‌جور زندگی‌ای‌ست؟ اگر زندگی‌تان چطور پیش برود آخرسر به خودتان می‌گویید "خوب" زیسته‌ام؟ دکتر پرستوامیری @engaarr @engaarr @engaarr

📚 معرفی تازه‌های نشر توضیحات طناز لایق، مترجم کتاب هنر به روایت مدرسۀ دوباتن، دربارۀ این اثر. 🔶 اطلاعات کتاب‌شناسی: هنر به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ طناز لایق ویراستهٔ کاوه بهبهانی مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی ۱۴۴ صفحه/ ۳۵۰۰۰ تومان خرید مستقیم در تلگرام، با تخفیف ویژه: @kargadanpubBot #نشر_کرگدن #معرفی_تازه‌های_نشر #هنر_به_روایت_مدرسه_دوباتن #آلن_دوباتن #طناز_لایق #کاوه_بهبهانی #مجموعه_خوب_زیستن #بابک_عباسی #مدرسه_زندگی #کتاب_فلسفه

هنر به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ طناز لایق ویراستهٔ کاوه بهبهانی مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی ۱۴۴ صفحه/ ۳۵۰۰۰ تومان در پاسخ به این پرسش که هنر به چه دردی می‌خورد، جوابی دیرینه و تحقیرآمیز وجود دارد: هنر به هیچ دردی نمی‌خورد؛ هنر برای خود هنر است. طرفداری از این پاسخ به میانۀ قرن نوزدهم بازمی‌گردد؛ به عصر شکوفایی صنعت و پیشرفت علمی. آنانی که مشتاق حمله به هنر و ارزش‌های آن بودند، می‌پرسیدند هنر تا آن زمان واقعاً چه دستاوردی داشته است. آیا نقاش می‌تواند راه‌آهن بسازد؟ آیا شاعر می‌تواند نان بپزد؟ این رویکرد سوءتفاهمی غم‌انگیز درخصوص کاری است که هنرمندان می‌توانند برای ما انجام دهند. برای اینکه ما انسان‌ها به‌سوی زندگی خوب هدایت شویم، فقط به لامپ برق و خط تلفن و سهام بورس احتیاج نداریم؛ بلکه نیاز داریم هنگام اندوه تسلی یابیم، برای رسیدن به حکمت هدایت شویم، فرصتی برای خودشناسی به دست آوریم، به وقت دلواپسی آرام شویم، امیدهایی تازه پیدا کنیم و افق‌هایی گسترده‌تر پیش چشمانمان گشوده شود؛ یعنی تمام کارهایی که برای انجام آنها ابزاری کارآمد به نام هنر وجود دارد. #نشر_کرگدن #تازه‌های_نشر #هنر_به_روایت_مدرسه_دوباتن #آلن_دوباتن #طناز_لایق #کاوه_بهبهانی #مجموعه_خوب_زیستن #بابک_عباسی #مدرسه_زندگی #کتاب_فلسفه @kargadanpub 🦏

🎊🎊 منتشر شد خرید مستقیم با تخفیف ویژه: @kargadanpubBot
🎊🎊 منتشر شد خرید مستقیم با تخفیف ویژه: @kargadanpubBot

دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه علوم و تحقیقات برگزار می کند: ❇️ "سلسله نشست‌های پژوهشی گروه های تخصصی: برنامه هفته
دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه علوم و تحقیقات برگزار می کند: ❇️ "سلسله نشست‌های پژوهشی گروه های تخصصی: برنامه هفته پژوهش" ✅ نظریه های کمالگرا درباره ارزش های صلاح اندیشانه 🎙️سخنران: دکتر بابک عباسی عضو هیات علمی گروه فلسفه 🕰️زمان برگزاری: سه شنبه30 آذر ساعت 11 صبح ✅شرکت در این نشست رایگان است و نیازی به ثبت نام ندارد. 🖥️نحوه برگزاری: ⬅️نرم افزارهای مورد نياز جهت ورود به نشست‌هاي دانشکده بویژه نرم افزار Adobe Connect را از طریق لینک زیر نصب کنید: http://srbiau.ac.ir/fa/page/6553 ⬅️ راهنمای نصب کیبورد فارسی در محیط Adobe Connect http://srbiau.ac.ir/fa/page/6256/ ⬅️ آدرس الکترونیکی نشست: ⬅️ پس از نصب نرم افزارهای لازم، لينک زیر را در قسمت Enter meeting URL وارد کنید: http://lms5.srbiau.ac.ir/theories/ در کادر مهمان(Guest)، نام خود را به انگليسي تايپ و وارد نشست شوید. @RDFLP

🎊 در دست انتشار 🎊 هنر به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ طناز لایق ویراستار: کاوه بهبهانی مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی ۱۴۴ صفحه/ ۳۵۰۰۰ تومان #نشر_کرگدن #در_دست_انتشار #هنر_به_روایت_مدرسه_دوباتن #آلن_دوباتن #طناز_لایق #کاوه_بهبهانی #مجموعه_خوب_زیستن #بابک_عباسی #مدرسه_زندگی #کتاب_فلسفه @eudemonia @kargadanpub

🎊🎊 در دست انتشار هنر به روایت مدرسۀ دوباتن ترجمۀ طناز لایق مجموعۀ «خوب زیستن»/ دبیر: بابک عباسی ۱۴۴ صفحه/ ۳۵۰۰۰ تومان #نشر_کرگدن #در_دست_انتشار #هنر_به_روایت_مدرسه_دوباتن #آلن_دوباتن #طناز_لایق #مجموعه_خوب_زیستن #بابک_عباسی #مدرسه_زندگی #کتاب_فلسفه

#به‌زودی از مجموعهٔ «خوب زیستن» نشر کرگدن 🔹در پاسخ به این پرسش که هنر به چه دردی می‌خورد، جوابی دیرینه و تحقیرآمیز وجود دارد
#به‌زودی از مجموعهٔ «خوب زیستن» نشر کرگدن 🔹در پاسخ به این پرسش که هنر به چه دردی می‌خورد، جوابی دیرینه و تحقیرآمیز وجود دارد: هنر به هیچ دردی نمی‌خورد؛ هنر برای خود هنر است. طرفداری از این پاسخ به میانۀ قرن نوزدهم بازمی‌گردد؛ به عصر شکوفایی صنعت و پیشرفت علمی. آنانی که مشتاق حمله به هنر و ارزش‌های آن بودند، می‌پرسیدند هنر تا آن زمان واقعاً چه دستاوردی داشته است. آیا نقاش می‌تواند راه‌آهن بسازد؟ آیا شاعر می‌تواند نان بپزد؟ 🔹این رویکرد سوءتفاهمی غم‌انگیز درخصوص کاری است که هنرمندان می‌توانند برای ما انجام دهند. برای اینکه ما انسان‌ها به‌سوی زندگی خوب هدایت شویم، فقط به لامپ برق و خط تلفن و سهام بورس احتیاج نداریم؛ بلکه نیاز داریم هنگام اندوه تسلی یابیم، برای رسیدن به حکمت هدایت شویم، فرصتی برای خودشناسی به دست آوریم، به وقت دلواپسی آرام شویم، امیدهایی تازه پیدا کنیم و افق‌هایی گسترده‌تر پیش چشمانمان گشوده شود؛ یعنی تمام کارهایی که برای انجام آنها ابزاری کارآمد به نام هنر وجود دارد. @eudemonia @kargadanpub

در دنیایی که عاشق تجربه‌های تازه است، به تعهد و تکرار پناه ببرید #برشی_از_کتاب نویسنده: پیت دیویس مترجم: مجتبی هاتف حالت جست‌وجوی بی‌پایان شاید شما هم این تجربه را داشته‌اید: دیروقتِ شب، شروع می‌کنید به جست‌وجو در شبکۀ نتفلیکس تا فیلمی برای تماشاکردن پیدا کنید. عناوین مختلفی را زیرورو می‌کنید، چند تا پیش‌پردۀ تبلیغاتی می‌بینید، حتی سه چهار مقالۀ بررسی فیلم می‌خوانید، اما نمی‌توانید خودتان را ملزم به تماشای فیلم خاصی بکنید. ناگهان به خودتان می‌آیید و می‌بینید نیم ساعت گذشته و هنوز گرفتار «حالت جست‌وجوی بی‌پایان» هستید، بنابراین منصرف می‌شوید. آنقدر خسته شده‌اید که دیگر نای تماشای هیچ فیلمی را ندارید، پس وقتتان را بیشتر تلف نمی‌کنید و می‌خوابید. من به این نتیجه رسیده‌ام که چنین حالتی ویژگی معرفِ نسل ماست: در دسترس نگه‌داشتن گزینه‌ها. زیگمونت باومن، فیلسوف لهستانی، اصطلاحی بسیار خوب برای این حالت ساخته است: «مدرنیتۀ سیال». باومن توضیح می‌دهد که ما هرگز نمی‌خواهیم به هویت، مکان یا جمعی متعهد باشیم، بنابراین مثل مایع در حالتی باقی می‌مانیم که بتوانیم خودمان را در آینده با هر شکلی سازگار کنیم. و نه فقط ما، بلکه دنیای اطراف ما نیز مثل مایع باقی می‌ماند. نمی‌توانیم به شغل یا نقشی، ایده یا جنبشی، گروه یا نهادی تکیه کنیم به این امید که برای مدتی طولانی به همان شکلِ ثابت باقی بمانَد؛ آن‌ها هم نمی‌توانند با این امید به ما تکیه کنند. این مدرنیتۀ سیال است: همان حالت جست‌وجوی بی‌پایان، که به همه‌چیزِ زندگی‌مان تعمیم یافته است. پادفرهنگ تعهد حالا که بزرگ‌تر شده‌ام، بیشتر و بیشتر از کسانی الهام می‌گیرم که از حالت جست‌وجوی بی‌پایان بیرون آمده‌اند، کسانی که یک اتاق جدید را برگزیده‌اند، راهرو را ترک کرده‌اند، در را پشت سر خود بسته‌اند و در آن اتاق ماندگار شده‌اند. یکی از آن‌ها فرِد راجرز، مجری پیشگام تلویزیونی [برنامۀ کودکان آمریکایی] است که قسمت ۸۹۵ برنامۀ «محلۀ آقای راجرز» را ضبط می‌کند، چون خودش را وقف ارائۀ الگویی انسانی‌تر از برنامۀ تلویزیونی مخصوص کودکان کرده است. یکی دیگر دوروتی دِی، بنیانگذار جنبش کارگری کاتولیک، است که شب‌ها همنشین همان مردمان طردشده می‌شود، چون برایش مهم است که یکی به آن‌ها متعهد باشد. یکی هم مارتین لوتر کینگ جونیور است -و نه‌فقط مارتین لوتر کینگ جونیوری که سال ۱۹۶۳ جلوی ماشین‌های آب‌پاش ایستاد، بلکه مارتین لوتر کینگ جونیوری که سال ۱۹۶۷ هزاران جلسۀ هماهنگی خسته‌کننده‌ برپا کرد. زیر میزی بزنید که همۀ گزینه‌ها همیشه روی آنند. از اصطلاح «پادفرهنگ» استفاده می‌کنم چون فرهنگِ غالب امروزی ما را به چنین چیزی سوق نمی‌دهد. فرهنگ غالب ما را سوق می‌دهد به اینکه رزومۀ خود را پُر کنیم و پایبند جایی نشویم. ما را وادار می‌کند تا به مهارت‌های انتزاعی‌ای ارزش بدهیم که می‌توان آن‌ها را همه‌جا به کار برد، نه مهارت‌های دستی‌ای که به ما کمک می‌کنند فقط یک کار را به‌خوبی انجام دهیم. فرهنگ غالب به ما می‌گوید دربارۀ هیچ‌چیز زیاد احساساتی نشویم. به ما می‌گوید بهتر است محض احتیاط فاصلۀ خود را با هر چیز حفظ کنیم، چون ممکن است چوب حراج بخورد، واگذار شود، تحلیل برورد، یا [برعکس] کاراتر شود. از ما می‌خواهد چیزی را بیش‌ازحد جدی نگیریم و، وقتی هم دیگران جدی نمی‌گیرند، تعجب نکنیم. مهم‌تر از همه، به ما می‌گوید دست خود را در انتخاب‌هایمان باز بگذاریم. انسان‌هایی که از آن‌ها حرف می‌زنم یاغی‌اند. آن‌ها عمر خود را به سرپیچی از این فرهنگ غالب سپری می‌کنند. آن‌ها شهروندند؛ خود را در قبال اتفاقاتی که برای جامعه می‌افتد مسئول می‌دانند. وطن‌پرستند؛ به محل زندگی‌شان و به همسایه‌های ساکن در آن عشق می‌ورزند. سازنده‌اند؛ ایده‌ها را در بلندمدت به واقعیت بدل می‌کنند. ناظرند؛ بر نهادها و جوامع نظارت می‌کنند. پیشه‌ورند؛ به هنرهای دستی خود افتخار می‌کنند. و همراه‌اند؛ برای مردم وقت صرف می‌کنند. این افراد با چیزهای خاصی رابطه برقرار می‌کنند و، با مشغول‌شدن با چنین رابطه‌ای برای مدتی طولانی، عشق خود را به آن نشان می‌دهند، یعنی با بستن درها و چشم‌پوشی از گزینه‌های دیگر به‌خاطر این رابطه. @eudemonia برای مطالعهٔ متن کامل: (زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه) https://tarjomaan.com/barresi_ketab/10386/