en
Feedback
Neveshttareman

Neveshttareman

Open in Telegram
461
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-2030 days
Posts Archive
خدا اگر بودم تو را به کسی نمی دادم برای خودم برمیداشتم و از کائنات میزدم بیرون. #عباس_معروفی

بین من با استکان چای تو دشمنی افتاد وقتی از لب تو سرخ شد. استکان؛ سیگار؛ آدم؛ هر چه باشد دشمن است هر کسی از آنچه که سهم من است او سرخ شد #محمدرضا_داسی

4_5925013010962717890.mp38.67 MB

سر را به دامنت اگر بگذارم سر است دامن چو می کشی به چه کار است سر مرا #علی_لواسانی

هنوز به تو فکر میکنم دروغ چرا تو را مرور می کنم دروغ چرا مباد زنده شود آن مرده خاطرات سریع عبور میکنم دروغ چرا #محمدرضا_داسی

ترسم از آن است که در قلب‌هامان بخوابند زخم‌هامان ترسم از آن است... #محمود_درویش ترجمه: #سعید_هلیچی

ما آنقدر ارزانیم که مرگمان با هزار شماره می شود و آن ها آنقدر گران که زخمشان دانه دانه. جام از برای خون ما را بزرگ ساخته اند و قاتلان از طناب تا گلوله و بمب هر چه می ریزند پر نمی شود. و این زمین عهد کرده تا خون ننوشد نفت را بالا نیاورد. #محمدرضا_داسی

سلام مجدد...

هستم ولی در چشم هایت نه‌. هستی ولی در دست هایم نه. #محمدرضا_داسی

چند وقتی روزه ام تا رویِ تو ماهم شود ماهِ من سالی گذشت و سهم ما عیدی نشد. #محمدرضا_داسی

شهیدش نام یا مفسد چه فرقی می کند کاتب که اینجا مادری داده تمام آرزویش را برایم نسخه ای آور که جز مرگش دوا باشد که جام شهد خالی شد ز بس دادی به عاشق ها #محمدرضا_داسی

شهیدش نام یا مفسد چه فرقی می کند کاتب که اینجا مادری داده تمام آرزویش را برایم نسخه ای آور که جز مرگش دوا باشد که جام شهد خالی شد ز بس دادی تو مردم را #محمدرضا_داسی

به شوق دیدن رقص تو در دامان گندم زار درِ آن باغ بشکستم و گندم را درو کردم ندا آمد دلیل راندن من از بهشتی «تو» ولی صدبار برگردم عقب ؛دور تو میگردم #محمدرضا_داسی

حیف از آن بغض که با اشک امانش دادم داشت می کشت مرا ؛راه نشانش دادم #محمدرضا_عزیزی

ما مردم خاورمیانه ایم از ابتدا به دنیا می آییم که بمیریم. #محمدرضا_داسی

أيتها البلاد المُصفحة بالقمر والرغبة والأشجار أما آن لكِ أن تجيئي ؟! أيتها البلاد المُعبأة بالدمار والعملات الصعبة المُمتلئة بالجثث والشحاذين أما آن لكِ أن ترحلي؟! ‌ ‌ ‌‌ ‌ای وطنِ مُزین به ماه و آرزوها و درختان آیا زمان آن نرسیده که بیایی...؟ ای وطنِ پیچیده شده به ویرانی و ارزهای پر رونق، ای آکنده از اجساد و تهی‌دستان آیا زمان آن نرسیده که بروی؟ ‌ ‌ ‌ برشی از شعر #رياض_الصالح_الحسين ترجمه: #سعید_هلیچی Channel: @heleichi_saeed

آیا آن‌قدر مرا دوست داری که بتوانم در مقابلت ضعیف باشم؟ #آلن_دوباتن

بستی کمر که با تلخی ات از ما خلاص شوی افسوس که اهل قهوه ایم و تلخ دوست داریم #محمدرضا_داسی

نِی گفت که تلخ است جهان؛ گفتمش این نیست نالید که من بار شکر داشتم این شد #حسین_جنتی

تو هرگز نخواهی فهمید آن امید که در من کشته شد با تو در چند خیابان قدم زده بود. #محمدرضا_داسی