2 133
Subscribers
No data24 hours
-197 days
-8430 days
Posts Archive
2 133
زن و بچه ندارم. اگر داشتم هم به شما نمیدادم.
این چیزی بود که مرد یهودی بیچاره به سربازان نازی گفت. نازی ها یک چیز میخواستند، زن یهودی. یهودی همه جای خانه را نشان داد، مادرش را خواهرش را اما او زن و بچه نداشت. سربازان نازی یک دختر یهودی پیدا کرده و او را با مرد یهودی آشنا کردند. کم کم عاشق هم شدند. ازدواج کردند و بچه دار شدند. سربازان نازی به آنها کمک مالی میکردند. جنگ جهانی دوم تمام شده بود. سربازان نازی از لهستان خارج نمیشدند. سالها مرد یهودی، همسر یهودیش، مادرش، خواهرش و سه سرباز نازی و بچه کوچک خانواده باهم زندگی کردند. تا اینکه بچه ۱۸ ساله شد. سربازان نازی همانطور که قول داده بودند به بچه ۱۸ ساله تجاوز کردند و رفتند. وقتی رفتند، مرد یهودی دیگر تنها نبود. زن داشت. بچه داشت. سربازان نازی زندگیش را تغییر داده بودند. او زنش را کشت. بچه اش را کشت. کاش داستان قبل از این وحشی گری به پایان میرسید اما دنیا این گونه نیست. همه چیز تصادفی است. این داستان مثل زندگی ماست.
تق تق تق
اوه، یکی در میزند. احتمالا سربازان نازیاند و ازم زن میخواهند. اما من فقط مادر و خواهر دارم
📚 جنگ جهانی پنجم - یهودا مصطفوی
@mmootak | مموتک
