| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
Closed channel
سیاه مینویسم ، اما تو سپید بخوان ... #مهسا_طلوع #انقلاب_هنری #حمایت_از_هنرمندان_بدون_مرز @phobicool
Show more6 530
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3230 days
Posts Archive
It's a long, lonely journey from death to birth▪️
💋 @phobicool ای شبنم سفید شفاف! با چه قضاوت سستی جای آرامیدنت را انتخاب میکنی؟ #سو_ین #هایکو
این شوخی نامردان است که امید میدهند و سپس باز پس میگیرند و بر نومیدشدگان از ته دل میخندند.
📕@phobicool
#بهرام_بیضایی
#مرگ_یزدگرد #نمایشنامه
@Dying_Serenade
Dyingserenade.bandcamp.com
خطهای جاده را به هم منگنه میکُنم و بر گردنم میاندازم...
فردا صبح، تلویزیون را که روشن میکنی، میشنوی:
«مردی در اتوبوسی که به سمت غرب میرفت، خود را حلقآویز کرد.»
نگران نباش
چون «من آن مرد نیستم»،
اما
از آنجایی که تو عادت داری از شعرها و جُملهها «آن» را برداری
این بار از تو میخواهم که مرحمت فرموده «مرد» را هم برداری
تا به واقعیت نزدیکتر شود...
با تشکر.
✉️ @phobicool
#آرش_معدنی_پور #شعر_معاصر
#منطقهی_عبور_حیوانات_وحشی
Ant Na Siftee · White Sun
#موزیک
#مانترا
«قطعهی پایانی»
مرگ بزرگ است.
دهانهای خندانش
ماییم.
وقتی خودمان را در مرکز زندگی منظور میکنیم
جرأت میکند که بگرید
در مرکزِ ما.
🪄 @phobicool
ـ راینر ماریا #ریلکه،
[کتاب تصویرها.]
به یاد #فروغ_فرخزاد ✨
🍏 @phobicool
«مرگ آرتیستها»
شارل بودلر
چند مرتبه میباید من زنگولههایم را بجنبانم
و پیشانیِ افتادهی تو را ببوسم، کاریکاتور دلگیر؟
تا به میان هدف بزنم، از طبیعتی عرفانی،
ای تیردانِ من، چند نیزه ببازم؟
ما روحهایمان را در دسیسههایی ظریف فرسوده خواهیم کرد
و بسیاری چارچوبِ وزین را ویران خواهیم ساخت،
قبل از اندیشیدن به آفریدهی بزرگ
که میل جهنمیاش از هقهقها لبریزمان میکند.
هستند برخی کسان که هرگز بُتشان را نشناختهاند،
و آن پیکرتراشان ملعون و داغِ بیآبروییخورده
که قدمزنان به سینه و جبینشان چکش میکوبند،
تنها یک امید دارند، کنگرهای غریب و تاریک!
مرگ است، که بالگستران به سانِ خورشیدی نو،
گُلهای مغزشان را شکوفان خواهد کرد!
🤍 @phobicool
ـ شارل #بودلر،
از «گلهای شر»، قسمت مرگ.
عیسی را صلیب مقدر کردی مرا سرگردانی | علیرضا روشن |🧿 phobicool
همه چیزم را باخته بودم. همه چیزم را! از کازینو بیرون آمدم. آن وقت دیدم یک گولدن ته جیب جلیقه ام مانده. گفتم: "آه پس هنوز میتوانم غذایی بخورم!" اما صد قدم نرفته بودم که تصمیمم عوض شد. برگشتم و یک گولدن را روی مانک گذاشتم (بله خوب به یاد دارم. روی مانک) و جداً وقتی آدم در کشوری بیگانه دور از وطن و کس و کارش تنهاست و نمیداند که همان روز چه خواهد خورد و میخواهد آخرین گولدن خود را آخرینش را به خطر اندازد احساس عجیبی دارد. اما خطر کردم و بردم و بیست دقیقه بعد با صد و هفتاد گولدن در جیب از کازینو بیرون آمدم. این یک واقعیت است. گاهی آخرین گولدن چه کارها میکند! اگر شکستم را پذیرفته بودم اگر جرئت تصمیم نمیداشتم چه شده بود؟
🤚 @phobicool
_قمارباز
#داستایفسکی
psychoanalys of Camil Yaghmaei
by Mahsa Tolou 1389
👁️ @phobicool
اکثر موجودات،
همیشه به خاطر نقطه ضعف هایشان
توی دردسر می افتند.
مگس ها چیزهای چسبناک را خیلی دوست دارند.
شب پره ها؛شعله را
و آدم ها؛ عشق را...
🌖 @phobicool
#هربر_لوپوریه
" کرکگور : منشا همه ی رنج های ما قیاس است. "
🧿 @phobicool
_ یادداشت ها
#آلبرکامو - جلد 1
Blue heterothallic
by Mahsa Tolou 1402
- ناتمام تمام من
🌀 @phobicool
و میبینم شب را، که با همه سنگینی خود بر من فرود آمده است.
و من هنوز زندهام!
@phobicool
#بهرام_بیضایی
پرنده
در آسمان تیرباران می شود
نه در قفس
📃 @phobicool
#علیرضاروشن
باید گریه کنم
اما نه برای فاجعه...
برای این،
که بازمانده را نجاتیافته میدانید
کوچهها در سیل
آوندهای شهرند
در خود همه را به پایینْدست میکشند
شهر
این درختِ افتاده
چقدر آشیانه ساختیم بر درختِ افتاده
ما از گم شدن در اقیانوس میترسیدیم
ما از پیدا شدن در عکسهای هوایی میترسیدیم
ما از قایقِ دورِ ناشناس میترسیدیم
خستهام
که هنوز حرف میزنم
از هنوز که نمیشنوی
نوشته بودی پرنده...
حالا پرید
بر لانهی شناوری نشست
آرام در آب فرو رفتند
چرا تقلا نکرد؟
نجات ندادمش
تا بتوانم گریه کنم
🗽 @phobicool
#معین_دهاز
از کتابِ #اسب_من نشرچشمه
🎨@phobicool
🪬گردانه: نامهای به آسمان
🍃شاعر: احمد حیدربیگی
💎با صدای: #احمد_حیدربیگی
🎨@phobicool
🪬گردانه: نامهای به آسمان
🍃شاعر: احمد حیدربیگی
💎با صدای: #احمد_حیدربیگی
علامت خطر را نمی بینی؟
در این جملات
کلمات مشغول کارند.
🌟 @phobicool
- خو
#مهسا_طلوع
