en
Feedback
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰

| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰

Closed channel

سیاه مینویسم ، اما تو سپید بخوان ... #مهسا_طلوع #انقلاب_هنری #حمایت_از_هنرمندان_بدون_مرز @phobicool

Show more
6 530
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3230 days
Posts Archive
ماهیِ خسته‌ی من... خواننده و آراستار:#فریدون_فروغی ترانه‌سرا و آهنگساز: #ویلیام_خنو اجرا: نیمه‌ی نخست ۲۵۳۳ (۱۳۵۳)

Repost from کتاب‌ها
«تنها دستانی که‌ پاک می‌کنند، می‌توانند بنویسند.» - Meister Eckhart

قلب من قطب نمای شکسته ایست که سراب ساحل ها به جذر ماه گمش کردند - از مجوعه خونآبه #مهسا_طلوع
قلب من قطب نمای شکسته ایست که سراب ساحل ها به جذر ماه گمش کردند - از مجوعه خونآبه #مهسا_طلوع

وقتی خودت را خدا می پنداری پیامبر دیوانه ات را عصایی ببخش ! معجزه ای نشان بده ! تا وحی مُنزلت مُضاعف قرین شود. #مهسا_طلوع _ خونآبه

سیگاری می گیرانم تا شعر بعدی شاید‌ خدا را چه دیدی؟ اصلا بباید میان دودها به مشامت برسم #مهسا_طلوع _ خونآبه

دست در دستت می گذریم و پشت هر سنگر ریخته ای دست تکان می دهم تا لب هایم را آزاد کنی -از کتاب: به _ مجموعه خونآبه #مهسا_طلوع

میخواهم اختیارات شاعری ام را در قطعه هنرمندان روی بوم با رنگ به جنگ بکشم #مهسا_طلوع _خونآبه * این هايکو زنده است.

ما هر چه را که باید از دست داده باشیم از دست داده ایم ما بی چراغ به راه افتادیم و ماه، ماه ، ماده ی مهربان همیشه در آنجا بود در خاطرات کودکانه ی یک پشت بام کاهگلی و بر فراز کشتزارهای جوانی که از هجوم ملخ ها می ترسیدند چقدر باید پرداخت..؟! @foroghfarokhzad فروغ فرخزاد

دست های تو بال هاییست که شعر مرا کلامی به کلامی در آسمان سرخ دلت روانه میکند تا به بیت آخر برسیم #مهسا_طلوع _خونآبه

خدا كند انگورها برسند جهان مست شود تلوتلو بخورند خیابان‌ها به شانه‌ی هم بزنند رئیس جمهورها و گداها... مرزها مست شوند، برای لحظه‌ای تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را كاردها یادشان برود بریدن را، قلم‌ها آتش را آتش‌بس بنویسند.      #الیاس_علوی

#موسیقی_نواحی #خراسانی #حامد_بهداد #دارکوب 💌 تقدیم به مادرم 💇 @phobicool

می نویسم برای نور شمع که چو من میلرزد و نمی ترسد وفایش در اشک هایش خاموش چو نیاکان غرق شود به نخی بسته اند ستون ایمانش را پارافین های قلابی دودمانش که چو خاک وطنش ناب ترین آتش زنه دارد در دل سایه ی شمع روی دیوار گچیش مسأله دارد با خویش رنگ سایه بر سقاخانه ی مام وطن چونان خاکستر روی آتش آس است و مات می ماند می نویسم برای نور شمع که چو من حیران معمای نامیرائیست تا به دعایی حل شود سوزان است میلرزد و وفادار است غرق در حل معما باز بیدار است باز تنهاترین دیوانه را مهسوگ می خوانند شمعی که معتاد سوختن عاشق چو روح تاج سیگار است @phobicool #مهسا_طلوع _ خونآبه

باران می تابد ابر رنگ می بازد و بی نیاز به تشبیه استعاره می گیرند چونان رویایی که با رنگ بی رنگ بر بوم ایرانی گرانمایه بر کلام می سوزند و می تازند بلاتشبیه رنگ برمیتابند هر چه کهنه تر می شوند فرش قرمزی زیر پا یا با کفش سیاهی روی خاک جان می گیرند و تن می بازند عصر همین حرف هاست همین ها شب را روز و زندگی را یکسره معترفا سیاه می سازند نمی خواستم بنویسم اما تا نوشتی شفای کلام عاجل شد @phobicool #مهسا_طلوع _ خونآبه

تو مرا به هیچ ببخش و به هیچکس نگو کلامی که ما عشقه ی نور را در نهانخانه به اشراف داشتیم سرکه ها افتادند ما قبل ها پیش در این دیر مغان تاریکخانه را روشْنا می داشتیم حالا که گذشت آب از سر ما بگذار که دریا بچکد از گل مژه ها ما در پنهان ترین مشرف ها سیب ممنوعه را گل کاشتیم از همه پنهان نیست از تو هم پنهان نماند کاشکی کاشکی ها ساختیم و زیر پایمان هی فرض بر قانون علف نور کاشتیم مغرورانه ترین بخش شکستن را در نقاشی به بوم باختم و این بار در قلم انگاشتی ‌ @phobicool #مهسا_طلوع _ خونآبه

ابرهای باردار سنکا امان نمی دهند خونآبه وار که باران اشک مادران ماست میچکد از سقف به سقف خانه هامان هر دمادم زار زار عجب گواهی میدهد صدای اذان دیگر نه کوک ساعت و نه ناودان میخواهی تا کی خاک وطن سیراب شود از خون جوانان وطن ژاله دمد لاله های وحشی خونخوار نسلت بگزند ترخیم و ترحیم قلم کاش نماند باقی … @phobicool #مهسا_طلوع _خونآبه ً‌‌* ایرانه خانم با توام ای کاش شبی سگی نخوابی

من اگر خدا بودم زمین را گهواره وار می ساختم تا هیچکس مثل من شبانه روز دور خودش نچرخد و موقع نوشتن چشمانش سیاهی نرود که نداند و نبیند چه می نویسد وقتی مادری ندارد تا تولدی دوباره او را تکان دهد آن قدر که گریه اش بند بیابد و آسوده بخوابد من اگر خدا بودم شیر مادر را شیرین تر از اولین آغوز میآفریدم تا از افت آن طعم بی تکرار اینگونه لمس نشود دستانم و چشمانم قبل از پایان این نا نوشته ها سیاهی هایش لکه دار نشوند من اگر خدا بودم ، زمین را شب ها می تکاندم @phobicool #مهسا_طلوع _ خونآبه

سیاه می نویسم به حجم اینبار اما تو غزلی سپيد بخوانش بسیار بار بسیار .. | مهسا طلوع | _ به