| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
Closed channel
سیاه مینویسم ، اما تو سپید بخوان ... #مهسا_طلوع #انقلاب_هنری #حمایت_از_هنرمندان_بدون_مرز @phobicool
Show more6 530
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3230 days
Posts Archive
هر چه درد است،
سراپا ز آوای سکوت من و توست...
@phobicool
_خونآبه
#مهسا_طلوع
بوی خون ز درمانده ترین جام جهان می شنوم ...
درست مثل آن که
جنازهی کارگران معدن را از خاک بیرون بکشی،
تا دوباره به خاک بسپاری
چیزی میان ما تغییر نخواهد کرد...
💔 @phobicool
- زانیار برور
این شب ها که می تواند راحت بخوابد؟
_ هیچکس،جز آنان که زیر خاک
و میان پروازی صامت، جایی از دوزخ و بهشت
چشم به بیداری ما دوخته اند
پلکشان سنگین باد
بهمن ماه بود
و خاکستر شمع تولدی
دو یا سه روز
مانده یا گذشته به انقلاب نور
بعد از بیستم زادروزی
به دست قاتلی ناشناس
از دریا به ساحل رسید
🦋@phobicool
#مهسا_طلوع
- خونآبه
فردا چند شنبه از راه می رسد؟
فردایی که امید در آن خفته و شب
همیشه شب است
صدایم را در پاکت می گذارم
برایم نام آشنایی بفرست
دلم برای یک تبسم لک می زند
نامت بخیر
این دورهای نزدیک پریشانترم می کند
این صدای من است ، می شنوی؟
نخواب ، روی تختی سواریم حائل بر موج های مشوش شبگرد
غرقه خواهی شد ، ابری ولگرد گفت
@Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خو
ما جریان سیال ذهنیم
به اذهان عموم اما
ناآگاهیم و نا بالغ
در خواب مشوش کودکانه ها
ما کهکشان خواب کدام ستاره ایم؟
بشمار سه …
🩸@phobicool
- خونآبه
#مهسا_طلوع
جنگ به انسان یاد میدهد که زندهماندن هم میتواند نوعی گناه باشد
#پریمو_لوی
- اگر این یک انسان است
اتابک: استاد، ایرانِ کوچک را تنها نگذارید.
کمال الملک: شما از ایران دست بردارید، مملکت بزرگی میشود.
- کمالالملک (۱۳۶۲)
#علی_حاتمی
نامم را بخاطر بسپار
اینجا جائیست که تنها
#یادها_خنجرند
پس از پرنده هیچ گواه مخواه
ما خطوط مرگ را میان بارکد می خوانیم
ترک عادت به ترک وطن نمیرزد؟
- هشتگ یادتان خنجر باد
به چند بخش ارائه می شود این همه نام؟
به چند نام پخش می شود این همه خنجر از یاد؟
به چند میرزد این همه باداباد بر این داد؟
ای هوار از این همه در سرهای بریده فریاد
🍏 @phobicool
- خونآبه
#مهساطلوع
نمیدانم چه کسی نوشت، اما خوب نوشت:
«من از آنها که تسلایشان میدادم، غمگینتر بودم»
| معین دهاز |
و رفته رفت
و رفتگان همه رفتند؛
اما
ما،
زندانیان خانه و اشیا
تصدیق میکنم که نرفتیم!
بر جای خود، نشیمن تاریخ،
بنشستهایم گرم،
ور پرسشی سلام کند، در جواب آن
گفتارمان روانه شود نرم.
احساس میکنم
که از لبانمان
ترکیب آینهبندی لبخند ریختهست
و جای آن
بیرون زدهست هیئت ناساز پوزخند.
و پوزخند ما
اینک چو پای زمزمه حتی
نای نفس ندارد.
و من
در این «عریضه» نیز
حرفی به کس ندارم!
و رفته رفت
و رفتگان همه رفتند؛
اما
ما
تصدیق میکنم که نرفتیم!
🤩 @phobicool
#اسماعیل_شاهرودی
ای زن، نامت چیست؟ «نمی دانم.»
چند سال داری؟ اهل کجایی؟ «نمی دانم.»
چرا این گودال را کنده ای؟ «نمی دانم.»
چند وقت است که پنهان شده ای؟ «نمی دانم.»
چرا انگشتم را گاز گرفتی؟ «نمی دانم.»
نمی دانی که ما آزارت نخواهیم داد؟ «نمی دانم.»
کدام طرفی هستی؟ «نمی دانم.»
زمان جنگ است، باید انتخاب کنی. «نمی دانم.»
هنوز دهکده ات پابرجاست؟ «نمی دانم»
اینان فرزندان تو اَند؟ «آری.»
😔 @phobicool
#ویسلاو_شمبورسکا
