671
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
671
گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود با غم آنها که برای ما جان داده اند چه باید کرد؟
671
وقتی باورهات رو نسبت به یه نفر از دست میدی، حتی دیگه دلت نمیخواد باهاش دعوا کنی. نه خشمی باقی میمونه، نه میلی برای توضیح خواستن...
پایان واقعی معمولاً با سروصدا و درگیری اتفاق نمیفته ، بلکه بهصورت تدریجی، در درون ما و با یه خلأ شکل میگیره
671
میخندم و ظاهراً شادم امّا فقط خودم میدانم که اگر کسی مرا صمیمانه در آغوش بگیرد، تمام دریاها را خواهم گریست.
671
عجیبترین چیز درمورد آدمیزاد این است که میتواند از درون کاملاً ویران باشد، و از بیرون آباد و سرزنده.
671
همه چیز بدون آنکه در ان دخالتی داشته باشم رخ میداد.
سرنوشتم را رقم میزدند بی آنکه نظرم را جویا شوند.
