en
Feedback
کنکور ارشد حسابداری

کنکور ارشد حسابداری

Open in Telegram

کانال مشاوره کنکور ارشد در رشته حسابداری جهت دیدن نتایج داوطلبین و اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید و یا به آی دی زیر پیام بدهید: https://www.mohsen-abbasi.ir @mohsen_abbasi_1995

Show more
690
Subscribers
+424 hours
+37 days
+6630 days
Posts Archive
یعنی؛ آدما همیشه با انگیزه نیستن موفقیت یعنی اونروزایی که حال ورزش کردن نداری، ورزش کنی حال درس خوندن نداری درس بخونی حال دویدن نداری بدوی در صورتی که طبیعیه هر کسی روزش باشه و حال داشته باشه میتونه اونکارایی که میخواد رو بکنه موفقیت یعنی اونروزایی که انگیزه نداری بازم ادامه بدی

Disipline

#سوال پر تکرار شما خستگی ناشی از تعویق آزمون یکی از مواردی که این روز ها دوستان درگیر هستند، بحث به تعویق افتادن کنکور ارشد هست. خستگی‌ و فرسایش یک مورد طبیعی هست. پر واضحه که جملات انگیزشی رو قبول ندارم، چون به ساختن مدل ذهنی کمک نمیکنه، و فقط خوشی های زودگذر عطا می‌کنه. انرژی ای از جنس مُسَکن موقتی! پس باید دنبال دلیل دیگه ای باشین. یکی از بهترین کار ها ، استراحت هست. یک استراحت یک هفته ای، مطلق. بدون اینکه حتی ذره ای به کنکور و این ها فکر کنید. دومین مورد هم همون‌طور که قبلا گفتم اینه که کنکور فقط یک مسیر هست. من امسال سومین سالی هست که در کنکور دکتری شرکت نکردم، حتی با وجود شرایط خوبم، امکان پذیرش استعداد درخشان رو داشتم، اما نرفتم. برای خیلی ها این یک فرصت استثنایی هست که در بهترین دانشگاه های ایران روزانه دکتری بخونند. اما برای من؟ من که اینطور فکر نمی کنم. ببینید حتی مسأله ای که خیلی ممکن است به نظر به شکل فراگیر جذاب باشد، نسبی است. برای یکی مناسب، برای دیگری خیر. کنکور ارشد هم همین شکل است، برای یکی خوب برای دیگری شاید نه. این رو نمیگم که الان ول کنید و بگید خب دیگه پس برم در یک مسیر دیگه، نه. میگم استرس نداشته باشید که میشه یا نه، رتبه م خوب میشه یا نه، تهران یا علامه یا بهشتی میشه یا نه! فقط آزمون رو بدید بره. سعی کنید بهترین عملکرد رو داشته باشید. بهترین عملکرد رو در آزمون دادن داشته باشید نه در نتیجه گیری. بگید با وجود همه سختی ها، سال سختی و پر التهاب سیاسی و اجتماعی، همه بیماری ها، آنفولانزا و کرونا، من سعی می کنم بهترین شکل خودم رو نشون بدم و روز آزمون بهترین خودم باشم. حالا اینکه آزمون رو خوب بدین، یا نه رتبه خوب بشه یا نه، باید باید باید به خودتون افتخار کنین. سال سال سختی بوده چه از نظر روانی چه از نظر مالی. ان شالله که بهترین اتفاق برای شما رخ میده. شاد باشید و سلامت.

روح های پاک! جیب های پوچ! مغزهای پوک! #امشب_شب_قدر_است. شبهای قدر نمی خوابم. فکر میکنم. می نویسم. نیایشی و کمی هم مطالعه درباره ی آیین زندگی. به همین منظور به خیابان انقلاب رفتم تا چند کتاب بخرم. * همیشه سر زدن به  کتابفروشی های انقلاب برایم غم انگیز است: مغازه های بی رونق و مشتریان بی رمق. کسانی که به توصیه یا اجبار استاد خود، راهی انقلاب شده اند تا کتابی را تهیه کنند و بخوانند. کسانی که «کتاب خواندن» برایشان، یک شغل است. چهار سال یا شش یا ده سال این کار را انجام میدهند تا «فارغ التحصیل» شوند. در زبان انگلیسی، برای یایان مقطع تحصیلی، از واژه Graduate استفاده می کنند از ریشه ی Grad به معنای «پله» و «گام». پایان مقطع تحصیلی به معنای یک گام به پیش یا حرکت به یک پله ی بالاتر است. ما ولی از «فارغ» شدن استفاده میکنیم. تو گویی که زایمانی سخت در کار بوده و اکنون میخواهیم به روند عادی زندگی بازگردیم… بگذریم… در خیابان انقلاب با این آگهی ها مواجه شدم:   با قیمت بسیار #ارزان، برایت پایان نامه می نویسند: تاریخ و علوم سیاسی، مدیریت و اقتصاد، زبان و ادبیات فارسی، مقاله ISI با قیمتی باورنکردنکی برایت برنامه نویسی میکنند: با هر زبان که بخواهی! آری. خوشبختانه امکانات در حدی زیاد شده، که میتوانی بی آنکه چیزی از مدیریت بفهمی، مدرکش را دریافت کنی. بی آنکه زبان بدانی، ترجمه کنی. بی آنکه سیاست و اقتصاد بفهمی، مقاله هایی در آن حوزه داشته باشی، آنهم در سطح ژورنال های بین المللی و #آی_اس_آی. کافی است پول داشته باشی آنهم نه زیاد، بلکه به #نرخ_دانشجویی! از امروز دیگر به #میوه_فروش همسایه نمی خندم که آنها که کت و شلوار دارند را «دکتر» و آنها که اسپورت می پوشند را «مهندس» صدا میزند. او جامعه را بهتر می شناسد. حتماً او هم میداند که هزینه ی دکتر و مهندس شدن، گرفتن یک تاکسی به مقصد میدان انقلاب است. از امروز دیگر، به #حسابدار شرکتمان نمیخندم که همیشه میگوید: درسته من دیپلم دارم. اما دیپلم قدیم است!  او فرق دیپلم جدید و قدیم را خوب فهمیده است. از امروز دیگر تعجب نمیکنم که چرا دوستم که کارشناس سخت افزار است – به قول خودش – #سوراخ_های_اطراف_لپ_تاپ را، با یکدیگر اشتباه میگیرد! از امروز دیگر میدانم که چرا، یکی از آشنایانم که سمت بالای اقتصادی در یک سازمان دارد، نمیتواند «اصل» و «بهره»ی وامی را که پرداخت میکند، جداگانه محاسبه کند. از امروز دیگر می دانم که چرا میگوییم: «فارغ التحصیل!» * امشب شب قدر است. اما خوب میدانم که سرنوشت شوم جامعه ی ما، نه آن هنگام که در تاریکی، نیایش میکنیم و اشک می ریزیم، بلکه آن هنگام که در روشنایی، تلفن نویسنده ی دانشنامه ی خود را روی دیوارهای میدان انقلاب می بینیم و لبخند میزنیم، نوشته میشود… ما مردمی شده ایم که #تقلب_میکنیم. دانش معامله میکنیم. عنوان میخریم. اقتصاد ایرانی، صنعت ایرانی، فرهنگ ایرانی، تاریخ ایرانی، ادبیات ایرانی. همه و همه را میتوانم صفحه ای ۱۵۰۰ تومان بخرم و خوشحال باشم که مدرکم را با کمترین وقت و هزینه گرفته ام. اما فراموش میکنم که در جامعه ای زندگی میکنم که سایر کالاها و خدمات نیز، به احتمال زیاد توسط کسانی به من ارائه میشود که دانش خود را از همین میدان، شاید کمی بالاتر یا پایین تر، خریده اند! * پی نوشت نامربوط ۱: گاه با خودم میگویم خوش بین باش. اما باز افسرده میشوم. چرا که خوب میدانم #جامعه_ای_که_تمام_سال_خوابیده است، #با_چند_شب_بیداری، «احیا» نمی شود…  لابد میگویید: اگر اوضاع چنین اسفناک است، چرا مردم بی درد و دغدغه این وضعیت را پذیرفته اند و کسی نگران نیست؟ دلیلش این است که «همه چیزمان» با «همه چیزمان» جور است. وقتی نماز را که قرار بود، راهمان را هموار و روحمان را بیدار کند، نمی خوانیم و #پول_میدهیم تا پس از مرگ برایمان بخوانند – درست مانند اینکه شما نوشابه بخوری و پول بدهی فرد دیگری به جایت بدود تا کالری های اضافه ی تو بسوزد! - طبیعتاً مقاله مان را هم میدهیم تا دیگری بنویسد. اصل، ثواب است که ما برده ایم… چنین است که جامعه ی مان سرشار میشود از: روح های پاک. جیب های پوچ و مغزهای پوک. * پی نوشت نامربوط ۲: بگذار متعصبین هر چه می خواهند بگویند. اما برای من، دیدن تن فروشان و مشتریان آنها، در کنار خیابان ساده تر است تا دیدن مدرک فروشان و مشتریانشان.م چه آنکه، گروه نخست، آنچه می خرند و می فروشند کاملاً شخصی است و گروه دوم، آنچه معامله میکنند و بر باد میدهند، تاریخ و اقتصاد و صنعت و معیشت یک ملت است… آری...روح های پاک، جیب های پوچ، #مغزهای_پوک ... از روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی

مورد سوم مهم تر بود برای همین در پیامی جدا می نویسم چون شاید همه ما با اون سر و کار داشته باشیم؛ ۳- لورا استک از کتاب leave the office earlier زیاد کار کردن و شلوغ بودن و زود به دفتر کار آمدن و دیر از محل کار رفتن،‌ برای بسیاری از ما به یک ارزش تبدیل شده است. یک جور فخرفروشی مدیریتی. مدیران هم با همین نگاه، کارمندی را کارمند خوب می‌دانند که زود بیاید و دیر برود. در حالی که کارمند و مدیر خوب، باید بتوانند در حالی که دیر می‌آیند و زود می‌روند، خروجی خود را افزایش دهند. ساعت کار، الزاماً پیش‌بینی کننده ی خوبی برای خروجی یک فرد نیست. یک فایل لاتین هم از دانشگاه کنتاکی برای مدیریت زمان هست که اگر بعداً وقت کنم و در صورت موفقیت آمیز بودن برای من، اینجا قرار میدم. منبع صحبت های من؛ متمم.

داشتم در مورد مدیریت زمان می خوندم، چند نکته خوب و جالب به نظرم اومد که فکر کنم برای شما هم کاربردی باشه. سه مورد نقل از مدیریت زمان رو از اساتید اینجا می نویسم. ۱- برایان تریسی از کتاب how to get things done مدیریت زمان به خودی خود، هدف نیست. بلکه یک وسیله است. هدف اصلی این است که کاری را که آغاز می‌کنیم بتوانیم با صرف کمترین انرژی و در مناسب‌ترین زمان به پایان برسانیم. ۲- نیل فیوره از کتاب the now habit کسانی که معتقدند مشکل مدیریت زمان دارند، عموماً مشکلشان در مدیریت زمان نیست، بلکه در اهمال کار بودن است و اینکه نمی‌توانند در لحظه‌ی مناسب خودشان را برای انجام کار،‌ برانگیزانند و آن را به عقب می‌اندازند. در طول زمان، این مشکل به تعویق انداختن، خود را با نامی دیگر، یعنی «نیاز به مهارت مدیریت زمان» نشان می‌دهد.

یکی از مشکلاتی که در مسیر هست، ناامیدیه! نا امیدی ای از جنس عدم صبوری! اینکه من آزمون آزمایشی بدم، در هر زمینه ای، میخواد برای کنکور کارشناسی باشه یا ارشد یا GRE، و بعد خراب کردن این آزمون، بیام و بگم نه! من دیگه نمیتونم! این حجم از عجول بودن رو ما چجوری بهش عادت کردیم؟ چرا نیومدن بهمون بگن وقتی بچه بودیم، حتی وقتی دبیرستان رفتیم، حتی وقتی تحصیلات آکادمیک داشتیم، حتی وقتی تحصیلات تکمیلی در مقاطع بالاتر داشتیم، که آقا، خانم، صبر کن! قرار نیست بعد یبار تلاش کردن برسی به بهترین عملکرد ممکن! 🔴قرار نیست وقتی هنوز یک هفته یا یک ماهه شروع کردی، نتایج خودت رو با نتایج کسی سال هاست تو این زمینه داره حرفه ای کار می‌کنه، مقایسه کنی! والا من هم ایران بدنیا اومدم و در این سیستم آموزشی بزرگ شدم! حتی در بنیاد ملی نخبگان هم چنین آموزش هایی نیست. هیچی! پس باید خودمون این جنس صبوری رو تمرین کنیم. 🙂 🔸عشق چه زمانی اتفاق میفته؟! مثلاً زمانی در فلان تاریخ، فلان ساعت؟! نه. عشق در پیوستگی رخ میده. در تمام مدتی که کنار سختی ها کنار هم بودین، در تمام مدتی که سعی کردی اگر همسرت روز کاری بدی داشته، تو از روز خوبت نگی و سعی کنی حال اون رو خوب کنی و به حرف هاش گوش کنی. و عشق توی این پیوستگی ( consistency) رخ میده. 🔸اگر بیست دقیقه مسواک بزنی، نه تنها دندون هات سفید نمیشن بلکه لثه هات، خونریزی می‌کنه و بدتر میشه. اما اگر روزی دو دقیقه به طور مداوم برای یک ماه مسواک بزنی، شاید دندون هات در وضعیت بهتری قرار بگیرن. 🔸اگر یک روز برای شش ساعت بری باشگاه و وزنه بزنی، احتمالا سریع باید بعدش بستری بشی چه برسه به اینکه بدن خوش فرمی بدست بیاری! اما اگر روزی بیست دقیقه ورزش کنی، به مراتب بدن خوش فرمی خواهی داشت. ما از این جنس صبر کردن نیاز داریم. دیشب داشتم در مورد این موضوع روز نوشته ای از استاد شعبانعلی میخوندم. حتما وقت بذارید و بخونین. #delayed_gratification http://mrshabanali.com/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88/

#آموزنده یکی از سنت های حسنه دانشکده، برگزاری جلسه جمع بندی دوره است که در اون یکی از اساتید دوره تجارب کاری و زندگی اش رو با افرادی که در آستانه فارغ التحصیلی هستن، درمیان می ذاره. امروز آقای Lant Pritchett (لنت پریچت) این جلسه رو برای فارغ التحصیلان دوره MPA/ID برگزار کرد. لنت پریچت جمع بندی اش رو در قالب چند نکته جمع بندی کرد: اول، این که در هر کاری که می کنیم، یار خوبی انتخاب کنیم و همراه آن ها باشیم؛ افرادی که بتوان بر آن ها اعتماد کرد و دارای توانایی هایی مکمل برای توانایی های ما باشند. تاکید وی بر هر دو جنبه زندگی شخصی و زندگی حرفه ای بود. استدلالش این بود که هرگز فردی رو در زندگی ندیده که از «داشتن همراه خوب افسوس بخورد». دوم، یک «علت» واقعی برای کاری که قرار است انجام دهید، داشته باشید. داشتن چنین «علتی»، برای تداوم کار در لحظات سخت ناامیدی، برای آن که متوقف نشوید و به تلاش کردن ادامه دید، حیاتی است. در همین راستا، لازمه بتوانید حداقل خودتان را توجیه کنید که «چرا در حال انجام کاری که انجام می دید، هستید». لازمه داستان خوبی برای توجیه خودتون داشته باشید، داستانی که از همان «علت» ریشه می گیرد. سوم، حتما در زندگی حرفه ای (و شخصی) تان اشتباهاتی خواهید کرد. مسوولیت آن را برعهده بگیرید. با توجیه و تفسیر اشتباهتان، اشتباه دوم رو مرتکب نشوید. چهارم، حوزه «توسعه» حوزه ای مربوط به «مردم» است. برای کمک به این مردم، با افرادی که نزدیک ترین ارتباط با شما را دارند (خانواده و دوستان) بدرفتاری نکنید. در این رابطه مثال زد که در زمان خردسالی فرزندانش، هر روز ساعت 6 عصر برای شام به منزل می رفته تا با خانواده شام صرف کنند و کودکانش را بخواباند و سپس ساعت 10 شب به محل کار برمی گشته و تا ساعت 1 صبح کار می کرده و تولد 10 سالگی پسرش را به خاطر ارایه مقاله در مجمع جمعیت شناسان از دست نداده. ایده اصلی اش این بود که دشواری کار را خود برعهده بگیرید و آن را به خانواده منتقل نکنید. پنجم، با مردم با مهربانی رفتار کنید. همیشه این احتمال را درنظر بگیرد که فرزند مخاطب تان در بیمارستان بستری است و از این رو تحت فشار روانی است و به همین دلیل، همیشه روحیه طرف مقابلتان را در اتخاذ رفتار خود درنظر بگیرید. ششم، دنیای حوزه کاری «توسعه» کوچک است و بالاخره با آدم هایی که امروز با آن ها هم کلاس یا همکار هستید در آینده مواجه می شوید. خاطره خوبی از خود در ذهن دیگران بسازید. اگر در این رابطه، اشتباهی کردید، مسوولیت آن را بپذیرید و درصدد عذرخواهی و جبران آن برآیید. هفتم، هیچ وقت یک اشتباه را دو مرتبه تکرار نکنید. اگر دیدید که کاری که می کنید، جواب مورد نظر را نداده، قبل از رفتن برای کار/پروژه بعدی، با خود فکر کنید و ببینید کدام کاری که کردید، جواب نداده و از اشتباه خود درس بگیرید. هشتم، کار خود را به خوبی انجام دهید. ولی اگر می بینید که فرد مسوول (مدیرتان) متوجه کیفیت کارتان نیست یا قدرتان را نمی داند؛ لازم است به تغییر جایتان فکر کنید. وبسایت شخصی لنت پریچت: https://lantpritchett.org/

بسیاری از ما در انجام کارهایمان در این تله می افتیم که: "پایش می‌نشینم تا تمام شود." روش درست تر این است: "تا این ساعت باید ت
بسیاری از ما در انجام کارهایمان در این تله می افتیم که: "پایش می‌نشینم تا تمام شود." روش درست تر این است: "تا این ساعت باید تمامش کنم." 🆔 @pargarlink

و چقدر حسرت می خورم... شش سال در بهترین دانشگاه های ایران «مهندسی» خواندم و ....خواندم و .....خواندم ... الان مشغول تحصیل «علوم انسانی» در انگلستان هستم و درحیرت از این همه کاربرد و... کاربرد و .... کاربردم... چقدر حسرت میخورم که مجبورم اعتراف کنم، با وجود اینکه «علومِ فنی» ذاتا کاربردی تر هستند، «علومِ انسانی» را که این جا فرا میگیرم «کاربردی» تر از فراگرفته هایِ مهندسیِ ایرانم میبینم. به جد معتقدم که «روح توسعه»، علوم انسانی است و ... علوم انسانی است و .... علوم انسانی

یکی از مشکلاتی که در مسیر هست، ناامیدیه! نا امیدی ای از جنس عدم صبوری! اینکه من آزمون آزمایشی بدم، در هر زمینه ای، میخواد برای کنکور کارشناسی باشه یا ارشد یا GRE، و بعد خراب کردن این آزمون، بیام و بگم نه! من دیگه نمیتونم! این حجم از عجول بودن رو ما چجوری بهش عادت کردیم؟ چرا نیومدن بهمون بگن وقتی بچه بودیم، حتی وقتی دبیرستان رفتیم، حتی وقتی تحصیلات آکادمیک داشتیم، حتی وقتی تحصیلات تکمیلی در مقاطع بالاتر داشتیم، که آقا، خانم، صبر کن! قرار نیست بعد یبار تلاش کردن برسی به بهترین عملکرد ممکن! 🔴قرار نیست وقتی هنوز یک هفته یا یک ماهه شروع کردی، نتایج خودت رو با نتایج کسی سال هاست تو این زمینه داره حرفه ای کار می‌کنه، مقایسه کنی! والا من هم ایران بدنیا اومدم و در این سیستم آموزشی بزرگ شدم! حتی در بنیاد ملی نخبگان هم چنین آموزش هایی نیست. هیچی! پس باید خودمون این جنس صبوری رو تمرین کنیم. 🙂 🔸عشق چه زمانی اتفاق میفته؟! مثلاً زمانی در فلان تاریخ، فلان ساعت؟! نه. عشق در پیوستگی رخ میده. در تمام مدتی که کنار سختی ها کنار هم بودین، در تمام مدتی که سعی کردی اگر همسرت روز کاری بدی داشته، تو از روز خوبت نگی و سعی کنی حال اون رو خوب کنی و به حرف هاش گوش کنی. و عشق توی این پیوستگی ( consistency) رخ میده. 🔸اگر بیست دقیقه مسواک بزنی، نه تنها دندون هات سفید نمیشن بلکه لثه هات، خونریزی می‌کنه و بدتر میشه. اما اگر روزی دو دقیقه به طور مداوم برای یک ماه مسواک بزنی، شاید دندون هات در وضعیت بهتری قرار بگیرن. 🔸اگر یک روز برای شش ساعت بری باشگاه و وزنه بزنی، احتمالا سریع باید بعدش بستری بشی چه برسه به اینکه بدن خوش فرمی بدست بیاری! اما اگر روزی بیست دقیقه ورزش کنی، به مراتب بدن خوش فرمی خواهی داشت. ما از این جنس صبر کردن نیاز داریم. دیشب داشتم در مورد این موضوع روز نوشته ای از استاد شعبانعلی میخوندم. حتما وقت بذارید و بخونین. #delayed_gratification http://mrshabanali.com/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88/

#جزوه #آمار خانم محمد زاده، رتبه ۴ کنکور کارشناسی ارشد حسابداری سال ۱۳۹۸

فرمول ها را به خانه ببر یکی از فرهنگ های آموزشی که در مدرسه اقتصاد لندن یاد گرفتم، «تعمق» (Reflection) است. موضوع هر جلسه از ابتدای ترم مشخصه و استاد ابتدای هر جلسه، 5 دقیقه به دانشجوها فرصت می ده که به «تجربه های شخصیشون» پیرامون اون موضوع فکر کنن و بعد در یک سامانه آنلاین اون رو ثبت کنن.(تعمق اولیه) در انتهای جلسه هم، هر دانشجو 2 الی 3 دقیقه فرصت داره که به آنچه که یادگرفته فکر کنه و بین «آموخته» هاش و «مسائل» روزمره اش ارتباط برقرار کنه و مجدد اون رو در سامانه آنلاین ثبت کنه.(تعمق ثانویه) نکته جالب اینه که فایل ابتدای جلسه فقط در اختیار استاد قرار می گیره ولی فایل پایان جلسه به صورت عمومی برای همه اعضای کلاس منتشر میشه. متن ها بسیار کوتاه هستن و میشه همه پیام ها رو تو یه رب مطالعه کرد. و چقدر جذاااااابه وقتی که «آموخته های دیگران» و «تصمیماتی که بر مبنای آموخته هاشون گرفتن» رو با برداشت های خودت مقایسه می کنی. آدم باورش نمیشه که این برداشت ها و تصمیم هایِ متنوع و گاها متضاد، همه انعکاس یک ارائه و یک جلسه هستن! این فعالیت، تقریبا ده دقیقه زمان میبره ولی به «کاربردی شدن» و «ماندگار ماندن» آموزش بسیار کمک میکنه.

#آموزنده در بابت حمایت از دانشجویان: از ابتدای ترم تحصیلی، یکی از دانشجویان کلاس با مشکلی در آرنج دست راست خود مواجه شده و نمی‌تواند بنویسد. راهکار استاد درس برای کمک به این دانشجو، درخواست از دستیاران آموزشی برای تقسیم کار برای یادداشت برداری در کلاس برای این دانشجو و تخصیص یکی از دستیاران آموزشی برای کمک در امتحان با نوشتن پاسخ‌‌های شفاهی ایشان بوده‌است.

اگر کنکور ارشد رو دادین ماه پیش و منتظر نتایج هستین، با یک رویکرد بلند مدت به تقویت زبان انگلیسی تون بپردازید.( این زبان انگلیسی در این حدی که اکثریت میدونید اصلا کفاف اون چیزی که باهاش رقابتی بشین رو نه داره نه خواهد داشت) این که چطور وقت بذارید و چه رویکردی داشته باشید، بسته به اهدافتون کاملا متفاوت هست. اگر کنکور ارشد رو ندادین، با همون تکنینک ده صفحه ای که گفتم از الان استارت کنکور رو بزنین. هر روز 5 صفحه حسابداری مالی از کتاب نوروش رو بخونید، در پنج ماه ( 150 روز) شما 750 صفحه حسابداری مالی رو به شکل کاملا مفهومی خوندین. اگر روزی 5 صحفه ریاضیات و آمار بخونید فکر کنم سه چهار کتاب از ناشران گوناگون رو از ریاضیات و امار خونده باشید. با این برنامه فکر نکنم ساعات مطالعه از 4 ساعت بیشتر بشه( دو ساعت صبح، دو ساعت هم عصر) این هایی که ده ساعت پونزده ساعت و... وقت میذارن واسه مطالعه رو نه درک کردم نه می کنم. فکر نکنم تا حالا رتبه برتری رو دیده باشم که اینطوری درس خونده باشه. کلا حسابداری یه دو دو تا چهار تای سادست. یه بدهکار بستانکاری، همین! قرار نیست مسائلی که مرحوم خانم دکتر میرزاخانی حل می کرد رو جواب بدین!!! امیدوارم با برنامه پیش برین و ثبات در خوندن رو حفظ کنید. ارشد خوندن هدف می خواد. فکر کنم به کرات در این مسائل صحبت کردم.( اگر برای دکتری میخواین ادامه بدین این تابستون برید روش تحقیق بخونید، اگر میخواید برید سرکار، برید استاندارد هارو درست درمون بخونید و به استاندارد های جدید مسلط بشید و تفاوت هارو یادبگیرین، اگر میخواید از ایران برید، ( کلا ارشد نخونید) ولی اگر میخواید بخونید برید زبانتون رو با رویکرد اپلای بخونید) بسته به هدفتون تلاشتون رو بکار ببندید. ولی در همه حالات زبانتون رو فراموش نکنین. رشته ما کلا کپی پیست استاندارد های بین المللی ای هست که به زبان انگلیسیه. و پیشرفت ها بر مبنای این زبانه. پس بهترش کنین. و به مدارک بین المللی بپردازید. موفق باشید.

🔸️قابل توجه کارمندان موسسات حسابرسی عضو جامعه 🔸️روابط عمومی موسسه مالی بازرگانی پارسیان به اطلاع می‌رساند، طبق تبصره ۴ تفاه
🔸️قابل توجه کارمندان موسسات حسابرسی عضو جامعه 🔸️روابط عمومی موسسه مالی بازرگانی پارسیان به اطلاع می‌رساند، طبق تبصره ۴ تفاهم نامه‌ای که بین این موسسه و جامعه حسابداران رسمی ایران به امضا رسیده است؛ از این پس کارمندان موسسات حسابرسی عضو جامعه با ارائه معرفی نامه از موسسه محل اشتغال خود میتوانند از تخفیف ۵۰ درصدی شرکت در دوره های آموزشی ACCA | DipIFR | CIMA برخوردار شوند 🔸️امیدواریم این تفاهم قدم مثبت دیگری در ارتقا سطح دانش حسابداری کشورمان باشد 💎 www.psbf.ir 💎 Think Smart🏅 💎 @ACCA_CIMA_IRAN 💎 ACCA Gold ALP & CBE Centre

مسائل مربوط به شغل اولی ها - 5

مسائل مربوط به شغل اولی ها - 4

مسائل مربوط به شغل اولی ها - 3

مسائل مربوط به شغل اولی ها - 2