en
Feedback
کنکور ارشد حسابداری

کنکور ارشد حسابداری

Open in Telegram

کانال مشاوره کنکور ارشد در رشته حسابداری جهت دیدن نتایج داوطلبین و اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید و یا به آی دی زیر پیام بدهید: https://www.mohsen-abbasi.ir @mohsen_abbasi_1995

Show more
690
Subscribers
+424 hours
+37 days
+6630 days
Posts Archive
اگر برمی گشتم به دو سال پیش، چگونه ارشدم را شروع می کردم و در چه مهارت هایی سرمایه‌گذاری میکردم؟ توصیه هایی برای نو ورود های ارشد #رشته_حسابداری (2/3) #قسمت_دوم؛ کار کردن و اپلای

اگر برمی گشتم به دو سال پیش، چگونه ارشدم را شروع می کردم و در چه مهارت هایی سرمایه‌گذاری میکردم؟ توصیه هایی برای نو ورود های ارشد #رشته_حسابداری تجربه شخصی از محسن عباسی دانش آموخته مقطع ارشد دانشگاه علامه طباطبایی در رشته حسابرسی (1/3) #قسمت_اول؛ کلیات ( روش تحقیق، زبان انگلیسی و روش هایی برای مطالعه آن ها) پی نوشت؛ به این صحبت ها با نگاه تجربه شخصی نگاه کنید، نه یک راه قطعی و حتمی موفقیت، و نه یک تحقیق علمی 🙏

سلام. دو ویس رکورد میکنم، یکی تجربه های شخصی من برای کسایی که رتبه هاشون خوب شده و می‌خوان برن دانشگاه و حتی کسایی که ارشدشون هنوز ادامه داره، و دیگری برای کسایی رتبه شون خوب نشده و ناامید و خسته ان. امیدوارم به دردتون بخوره 😊☺️ پی نوشت: این ها تجربه های شخصی من هست، نه یک راه قطعی و حتمی موفقیت. بهش به دید تجربه شخصی نگاه کنید.

دو پیام بالا رو با هم بخونید و در نظر بگیرید. هر دو پیام این رو مخابره میکنند: آهسته(پیام اول) و پیوسته (پیام دوم) رفتن. امیدوارم موفق و سلامت باشید.

یکی از مشکلاتی که در مسیر هست، ناامیدیه! نا امیدی ای از جنس عدم صبوری! اینکه من آزمون آزمایشی بدم، در هر زمینه ای، میخواد برای کنکور کارشناسی باشه یا ارشد یا GRE، و بعد خراب کردن این آزمون، بیام و بگم نه! من دیگه نمیتونم! این حجم از عجول بودن رو ما چجوری بهش عادت کردیم؟ چرا نیومدن بهمون بگن وقتی بچه بودیم، حتی وقتی دبیرستان رفتیم، حتی وقتی تحصیلات آکادمیک داشتیم، حتی وقتی تحصیلات تکمیلی در مقاطع بالاتر داشتیم، که آقا، خانم، صبر کن! قرار نیست بعد یبار تلاش کردن برسی به بهترین عملکرد ممکن! 🔴قرار نیست وقتی هنوز یک هفته یا یک ماهه شروع کردی، نتایج خودت رو با نتایج کسی سال هاست تو این زمینه داره حرفه ای کار می‌کنه، مقایسه کنی! والا من هم ایران بدنیا اومدم و در این سیستم آموزشی بزرگ شدم! حتی در بنیاد ملی نخبگان هم چنین آموزش هایی نیست. هیچی! پس باید خودمون این جنس صبوری رو تمرین کنیم. 🙂 🔸عشق چه زمانی اتفاق میفته؟! مثلاً زمانی در فلان تاریخ، فلان ساعت؟! نه. عشق در پیوستگی رخ میده. در تمام مدتی که کنار سختی ها کنار هم بودین، در تمام مدتی که سعی کردی اگر همسرت روز کاری بدی داشته، تو از روز خوبت نگی و سعی کنی حال اون رو خوب کنی و به حرف هاش گوش کنی. و عشق توی این پیوستگی ( consistency) رخ میده. 🔸اگر بیست دقیقه مسواک بزنی، نه تنها دندون هات سفید نمیشن بلکه لثه هات، خونریزی می‌کنه و بدتر میشه. اما اگر روزی دو دقیقه به طور مداوم برای یک ماه مسواک بزنی، شاید دندون هات در وضعیت بهتری قرار بگیرن. 🔸اگر یک روز برای شش ساعت بری باشگاه و وزنه بزنی، احتمالا سریع باید بعدش بستری بشی چه برسه به اینکه بدن خوش فرمی بدست بیاری! اما اگر روزی بیست دقیقه ورزش کنی، به مراتب بدن خوش فرمی خواهی داشت. ما از این جنس صبر کردن نیاز داریم. دیشب داشتم در مورد این موضوع روز نوشته ای از استاد شعبانعلی میخوندم. حتما وقت بذارید و بخونین. #delayed_gratification http://mrshabanali.com/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88/

اگر کنکور ارشد رو دادین ماه پیش و منتظر نتایج هستین، با یک رویکرد بلند مدت به تقویت زبان انگلیسی تون بپردازید.( این زبان انگلیسی در این حدی که اکثریت میدونید اصلا کفاف اون چیزی که باهاش رقابتی بشین رو نه داره نه خواهد داشت) این که چطور وقت بذارید و چه رویکردی داشته باشید، بسته به اهدافتون کاملا متفاوت هست. اگر کنکور ارشد رو ندادین، با همون تکنینک ده صفحه ای که گفتم از الان استارت کنکور رو بزنین. هر روز 5 صفحه حسابداری مالی از کتاب نوروش رو بخونید، در پنج ماه ( 150 روز) شما 750 صفحه حسابداری مالی رو به شکل کاملا مفهومی خوندین. اگر روزی 5 صحفه ریاضیات و آمار بخونید فکر کنم سه چهار کتاب از ناشران گوناگون رو از ریاضیات و امار خونده باشید. با این برنامه فکر نکنم ساعات مطالعه از 4 ساعت بیشتر بشه( دو ساعت صبح، دو ساعت هم عصر) این هایی که ده ساعت پونزده ساعت و... وقت میذارن واسه مطالعه رو نه درک کردم نه می کنم. فکر نکنم تا حالا رتبه برتری رو دیده باشم که اینطوری درس خونده باشه. کلا حسابداری یه دو دو تا چهار تای سادست. یه بدهکار بستانکاری، همین! قرار نیست مسائلی که مرحوم خانم دکتر میرزاخانی حل می کرد رو جواب بدین!!! امیدوارم با برنامه پیش برین و ثبات در خوندن رو حفظ کنید. ارشد خوندن هدف می خواد. فکر کنم به کرات در این مسائل صحبت کردم.( اگر برای دکتری میخواین ادامه بدین این تابستون برید روش تحقیق بخونید، اگر میخواید برید سرکار، برید استاندارد هارو درست درمون بخونید و به استاندارد های جدید مسلط بشید و تفاوت هارو یادبگیرین، اگر میخواید از ایران برید، ( کلا ارشد نخونید) ولی اگر میخواید بخونید برید زبانتون رو با رویکرد اپلای بخونید) بسته به هدفتون تلاشتون رو بکار ببندید. ولی در همه حالات زبانتون رو فراموش نکنین. رشته ما کلا کپی پیست استاندارد های بین المللی ای هست که به زبان انگلیسیه. و پیشرفت ها بر مبنای این زبانه. پس بهترش کنین. و به مدارک بین المللی بپردازید. موفق باشید.

تجربه های کنکور سال 98 ( عرفان رتبه 27 - زهرا رتبه 4 - سپیده رتبه 36) رو دوباره گذاشتم برای کسایی که میخوان برای سال بعد بخونن. موفق باشین. تجربه خودمم، که رتبه 48 سال 96 بودم رو هم اوایل کانال هست. خیلی دیدگاهم عوض شده نسبت به اون موقع ولی فکر کنم پارت های مربوط به نحوه خوندن بدردتون بخوره.

#خاطره ای از دوستم #محمد ؛ اصلا نمی خوام انگیزشی ازش برداشت بشه، می خوام یکم با واقعیات آشنا بشین همین و بعد با وضعیت خودتون مقایسه کنین: (این داستان برای همین دو سال پیشه) محمد رفت سربازی وقتی که کارشناسیش تموم شد. خیلی ها بهش قول اینو داده بودن که تو شهر خودش سربازی ش رو درست می کنن. اما مثل همیشه داستان یه جور دیگه رقم خورد و همه زیر قولاشون زدن و محمد رفت سیستان و بلوچستان در نقطه ای نزدیک به مرز سربازی کنه! محمد می خواست که درس بخونه. یعنی قصد درس خوندن رو داشت. فکر می کرد بره سربازی این امکان رو داره که هم برای وکالت بخونه هم برای کنکور کارشناسی ارشد. ولی شرایط خیلی سخت تر از اونی بود که فکرش رو می کرد. واقعا مجالی برای درس خوندن نداشت و خیلی سخت بود شرایطش. تا یه مدتی توی برجک درس میخوند، تو آسایشگاه بدلیل خاموشی اینا هم نمیتونست درس بخونه. یه مدتی همینطوری ادامه داد. اما وقتی فرماندش فهمید که محمد تو برجک درس میخونه شروع کرد به اذیت کردنش. نمیذاشت درس بخونه و تحقیرش می کرد. ( ببینید نمیتونید فشار روانی ای که تو سربازی به یه پسر متحمل میشه رو درک کنید. وقتی یه کسی هم میاد ارشدتون میشه که کاملا خالی از شعور و سواد و منطقه) ولی محمد درسشو میخوند. میومد زیر نور چراغ درس میخوند. منظور اون چراغ هایی که هست که دور پادگانه. نمیدونم باورتون میشه یا نه ولی من همه اینارو از زبون خودش شنیدم. اما وقتی فرماندش فهمید بازوش رو داغ کرد. ( خیلی فیلم هندی شده ولی باور کنین من دیدم دستشو!) خیلی غیر قابل درکه واقعا! ولی اینکارو کرد. اذیت و آزار این بشر سوای اینکه آرامش روانی رو ازش گرفته بود باعث شده بود دیگه نتونه به راحتی درس بخونه. اون درخواست داد بره آشپزخونه که بهتر بتونه بخونه. ولی بعدا اونجا هم فهمیدن درس میخونه بیرونش کردن. خلاصه شرایطش هر روز وخیم تر میشد. یه سری اتفاقات دیگه هم تعریف کرد که والا من یادم نمیاد ولی از همین دست اتفاقات بد بود. واسه روز کنکور هم واسه مرخصی خیلی اذیتش کرد. بگذریم: نتیجه کنکور اومد. فکر کنم رتبه ش زیر 20 شده بود. نمیدونم دقیق چند. فرمانده کل پادگان تو صبحگاه از همه سربازا خواست بخاطر همه سختی ای هایی که همه در جریانش بودن و محمد اونارو تحمل کرده بود دست بزنن. محمد از فرماندشون هم گلایه ای نکرد. نمیدونم چرا ولی اینکارو نکرد. اما همینجا قصه تموم نشد. دو ماه بعد اومدنش به دانشگاه آزمون وکالت داد و قبول شد!!! آزمون وکالت واقعا خیلی خیلی سخته و من میشناسم کسایی رو چندین سال! برای این آزمون درس میخونن و نمیشه! اون تو بهترین دانشگاه داره درس می خونه و دوره کارآموزیشو داره میگذرونه. تا قبل از شروع کارآموزشی : یه موتور گرفته بود و اسنپ کار می کرد!!! پیش خودمون بمونه یک تجربه ناموفق هم داشت که کسی که دوستش داشت بخاطر مسائل مالی زیر قول موندن باهاش رو زد ولی محمد خیلی خوب برخورد کرد و به تصمیمش احترام گذاشت و هیچ برخورد بدی نشون نداد... البته میدونم بعد ها از نظر مالی از خیلی از دوستانم جلوتر میره ولی بزرگیش رو در برخورد حرفه ایش نشون داد. و واقعا رد شدن از این همه اتفاقات بد یه اراده قوی میخواست. خیلیامون که ادعامون میشه تو همون مرحله سربازی لب مرز، بهم میریزیم چه برسه به اتفاقات بعدش و چه برسه برای اینکه رو پا خودت بمونی و به خونواده فشار نیاری بری اسنپ کار کنی!! می خوام رومو کنم سمت اونایی که الان احتیاج نیست برن زیر چراغ تو کوچه درس بخونن، کسی نیست تو خونه بره رو نِروشون و اعصابشونو بهم بزنه و کسی نیست که دستشون داغ کنه که درس بخونن و مشکل خورد و خوراک داشته باشن تا مجبور شن برن تو هوای صفر درجه تهران پشت موتور گاز بدن بخاطر چن قرون!!!! وقتی ببینیم سایر آدما با چه شرایطی موفق شدن و همشون آب پرتغال با شیر موز نخوردن که تونستن کنکور قبول بشن، میفهمیم خیلی از بهونه هامون غیر منطقیه. اصلا کنکور نه و هر کار دیگه ای که بخوایم شروع کنیم. هر کاری. فلذا! تقصیر شرایط نندازین همین :) 🚫هر موقع خواستین غر بزنین به شرایط یبار دیگه شرایط خودتونو با محمد مقایسه کنین🚫 این قطعا رو به خودمم هست و نصیحت وار نیست. این نقل بود همین. نقل کسی که داستانشو اونم بدون اجازش گفتم :)) 😊🌺

#کارنامه #تغییررشتهـازـمهندسی
#کارنامه #تغییررشتهـازـمهندسی

تجربه خانم سپیده - رتبه 36 کنکور ارشد حسابداری 98 - تغییر رشته از مهندسی - پارت دوم

تجربه خانم سپیده - رتبه 36 کنکور ارشد حسابداری 98 - تغییر رشته از مهندسی - پارت اول

#کارنامه
#کارنامه

تجربه خانم زهرا - رتبه 4 کنکور ارشد حسابداری سال 98 ( نحوه مطالعه)

#کارنامه
#کارنامه

تجربه آقای عرفان - رتبه 27 کنکور ارشد حسابداری 98 ( چرایی و نحوه مطالعه کنکور حسابداری)

http://www6.sanjesh.org/download/arshadq99/328-A.pdf دفترچه سوالات آزمون کارشناسی ارشد، رشته حسابداری امیدوارم امتحان خوبی رو پشت سر گذاشته باشید. در صورتی که رتبه ها اومد و مایل بودید تجربه تون رو با بقیه به اشتراک بذارید به من پیام بدید. @mohabc

ضعفِ قدرت همه‌ی ما گرایش داریم افراد را به خاطر خوبی‌هایشان دوست داشته باشیم. این همان چیزی است که ما را گرد هم می‌‌آورد. اگر دوستی از شما بپرسد چه چیزی را در شخصی می‌بینید که می‌خواهید با او رابطه داشته باشید، به برخی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی او اشاره خواهید کرد. شاید او در آشپزخانه خیلی مرتب و تمیز است و واقعاً از این‌که همه‌چیز تحت کنترل است و به‌زیبایی مرتب شده، لذت می‌برید. یا شاید خیلی خوش‌کلام و بازیگوش است و در کنار او بودن خیلی سرگرم‌کننده. در مهمانی‌ها همه فکر می‌کنند که او فرد جذابی است و شما هم به خود می‌بالید که با کسی هستید که در تعامل اجتماعی بسیار مهارت دارد. یا نه، شاید دارای تمایلاتی واقعاً جذاب و طغیان‌گر است: خیلی به نظر دیگران اهمیت نمی‌دهد،‌ راه خود را دارد و کار خودش را انجام می‌دهد. اگر کارش را دوست ندارد آن را رها می‌کند و در لحظه تصمیم می‌گیرد که آخر هفته در اردو پیش‌قدم باشد یا هشت نفری که در بیرون دیده را ناگهان به مهمانی آخر شب دعوت کند. اما وقتی رابطه ادامه‌دار می‌شود بیشتر و بیشتر در مورد نقص‌های شریک خود دغدغه پیدا می‌کنیم و اغلب تناقضی آزاردهنده در این‌جا وجود دارد: چیزهایی که ما را عصبانی می‌کنند به همه‌ی آن ویژگی‌هایی ارتباط پیدا می‌کنند که در ابتدا برایمان جذابیت داشتند. غیرقابل‌پیش‌بینی بودنِ شخصِ خودجوش کم‌کم ما را عصبانی می‌کند. آشپزخانه‌ای که همیشه مرتب است شاید این حس را در ما ایجاد کند که خواسته‌های همسرمان بیش از حد انتظار است. همسرمان که ستاره‌ی اجتماع است کم‌کم در ما احساس ناامنی ایجاد می‌کند. چیزی که در این‌جا می‌بینیم، نمونه‌هایی از اصول طبیعی انسان است: اصلِ ضعفِ قدرت. در این حالت هر ویژگی خوبی که یک شخص دارد، در برخی شرایط با یک ضعفِ مرتبط همراه خواهد بود. کسی که به‌طور هیجان‌انگیزی خلاق و مبتکر است احتمالاً کارهای عملی و روزمره را به سختی انجام می‌دهد. کسی که به‌طور حیرت‌انگیزی به کاری تمرکز دارد، به همان دلیل احساس می‌کند که مجبور است انتظارات کار خود را بر علایق و نیازهای شما ترجیح دهد. شخصی که شنونده و همدل خوبی است، گاه به فردی مردد تبدیل می‌شود، زیرا ذهن تیزی دارد که نکات خوب جنبه‌های مخالف را با هم ببیند. فردی که بسیار پرانرژی است، از نظر جنسی ماجراجوست و با وفاداری دست و پنجه نرم می‌کند. فرد بسیار پرحرف ممکن است بخواهد تا سه نیمه‌شب بیدار بماند و صحبت کند و وقتی به او یادآوری کنید که باید زود بیدار شود و بچه‌ها را به مهدکودک ببرد، واکنش بدی نشان خواهد داد. اگر در ذهن داشته باشیم که ضعف‌های هر شخصی با قوت‌هایی همراه است، آن‌گاه در روابط‌مان به آرامش بیشتری می‌رسیم. … نظریه‌ی ضعفِ قدرت به ما یادآوری می‌کند که بسیاری از ویژگی‌های آزارنده و ناامیدکننده‌ی همسر ما، در واقع سایه‌هایی از همان ویژگی‌های او هستند که ما دوست‌شان داریم. باید فهرستی از آزارنده‌ترین خلقیات او تهیه کنیم و برای هر کدام از خود بپرسیم: «این صفت ناراحت‌کننده به چه ویژگی خوبی مرتبط است؟» قطعاً چندتایی پیدا خواهیم کرد. آرامش آلن دو باتن

listen to this every day ep17 joe rogan.mp37.74 MB

#سوال پر تکرار شما خستگی ناشی از تعویق آزمون یکی از مواردی که این روز ها دوستان درگیر هستند، بحث به تعویق افتادن کنکور ارشد هست. خستگی‌ و فرسایش یک مورد طبیعی هست. پر واضحه که جملات انگیزشی رو قبول ندارم، چون به ساختن مدل ذهنی کمک نمیکنه، و فقط خوشی های زودگذر عطا می‌کنه. انرژی ای از جنس مُسَکن موقتی! پس باید دنبال دلیل دیگه ای باشین. یکی از بهترین کار ها ، استراحت هست. یک استراحت یک هفته ای، مطلق. بدون اینکه حتی ذره ای به کنکور و این ها فکر کنید. دومین مورد هم همون‌طور که قبلا گفتم اینه که کنکور فقط یک مسیر هست. من امسال سومین سالی هست که در کنکور دکتری شرکت نکردم، حتی با وجود شرایط خوبم، امکان پذیرش استعداد درخشان رو داشتم، اما نرفتم. برای خیلی ها این یک فرصت استثنایی هست که در بهترین دانشگاه های ایران روزانه دکتری بخونند. اما برای من؟ من که اینطور فکر نمی کنم. ببینید حتی مسأله ای که خیلی ممکن است به نظر به شکل فراگیر جذاب باشد، نسبی است. برای یکی مناسب، برای دیگری خیر. کنکور ارشد هم همین شکل است، برای یکی خوب برای دیگری شاید نه. این رو نمیگم که الان ول کنید و بگید خب دیگه پس برم در یک مسیر دیگه، نه. میگم استرس نداشته باشید که میشه یا نه، رتبه م خوب میشه یا نه، تهران یا علامه یا بهشتی میشه یا نه! فقط آزمون رو بدید بره. سعی کنید بهترین عملکرد رو داشته باشید. بهترین عملکرد رو در آزمون دادن داشته باشید نه در نتیجه گیری. بگید با وجود همه سختی ها، سال سختی و پر التهاب سیاسی و اجتماعی، همه بیماری ها، آنفولانزا و کرونا، من سعی می کنم بهترین شکل خودم رو نشون بدم و روز آزمون بهترین خودم باشم. حالا اینکه آزمون رو خوب بدین، یا نه رتبه خوب بشه یا نه، باید باید باید به خودتون افتخار کنین. سال سال سختی بوده چه از نظر روانی چه از نظر مالی. ان شالله که بهترین اتفاق برای شما رخ میده. شاد باشید و سلامت.

سرمایه یا حقوق صاحبان سهام؟ در پست قبلی نوشتم که: ظاهرا برخی متون حسابداری یا صفحات آن‌لاین در ایران از این عبارت استفاده می‌کنند «سرمایه + بدهی = دارایی» که نادرست است و در واقع درستش هست «حقوق صاحبان سهام + بدهی = سرمایه». و تذکر دادم که همین ترجمه‌های بد باعث گمراهی عده‌ای شده است که سهام را معادل سرمایه و بازار سهام را معادل بازار سرمایه بگیرند! در حالی که اگر به تعریف درست رجوع کنیم، سرمایه در واقع حاصل جمع سهام (E) و بدهی (D) است و به این خاطر هم از مفهوم «ساختار سرمایه» یا همان Capital Structure استفاده می‌کنیم. (در برخی متون از عبارت «سرمایه بدهی» و «سرمایه سهام» هم استفاده می‌شود تا تاکید کند سرمایه از هر دو منبع می‌آید.) در رابطه با همین بحث چندین نفر از دوستان پیام دادند یا مباحثی در جای دیگر مطرح شد که اهمیت طرح و پرداختن به موضوع برایم دو چندان شد. اول یک چارچوب نظری بدهیم: در اقتصاد مالی و حسابداری، نقطه شروع ما همین رابطه پایه و استاندارد حسابداری یعنی A= E +D است که می‌گوید دارایی (یا سرمایه، فرق نمی‌کند) برابر است با جمع «بدهی» و «حقوق صاحبان سهام». به عبارت «حقوق صاحبان سهام» دقت کنیم چون خیلی معنی دارد. به این رابطه که شامل سه متغیر است دقت کنیم. طبعا یک معادله باید دو متغیر «کنترل» و یک متغیر «وابسته» (پسماند) داشته باشد. یعنی دو تا از متغیرها باید داده‌شده یا قابل تغییر باشند و متغیر سوم هم خودکار از طریق این معادله داده شود. سوال این است که کدام یک از سه متغیر فوق «متغیر‌ وابسته یا پسماند» است؟ احتمالا راحت‌تر است که فرض کنیم بدهی یا D یکی از متغیرهای داده‌شده است چون راحت می‌شود از طریق دفاتر شرکت میزان بدهی در هر لحظه را فهمید. می‌ماند تصمیم‌‌گیری بین E و A ۱) در برخی بحث‌‌ها با دوستان متمایل به نگاه حسابداری، حس کردم که برای آن‌ها متغیر کنترل «حقوق صاحبان سهام» است. یعنی از دید آن‌ها سهام‌داران با تزریق پول (یا سرمایه) بیش‌تر به شرکت میزان E را زیاد می‌کنند و در نتیجه ارزش کل شرکت یا A بالا می‌رود. ۲) از دید اقتصاد مالی ولی قضیه عکس این است: متغیر «حقوق صاحبان سهام» یک متغیر برون‌زا و قابل کنترل و دست‌کاری نیست و از نوع پسماند (Residual) است. یعنی چی؟ یعنی در هر لحظه بازار ابتدا ارزش روز دارایی‌های شرکت یعنی A را تعیین می‌کند و حقوق صاحبان سهام، می‌شود هر آن چیزی که از ارزش روز شرکت پس از کسر بدهی‌‌ها باقی می‌‌ماند. یعنی حقوق صاحبان سهام می‌شود یک متغیر تصادفی که به «تبعیت از ارزش روز دارایی‌ها» به صورت لحظه‌ای بالا و پایین می‌رود. البته اصل «مسوولیت محدود» می‌گوید که «حقوق صاحبان سهام» هیچ وقت منفی نمی‌شود و در بدترین حالت صفر است. یعنی اگر ارزش دارایی‌های شرکت کم‌تر از بدهی‌ها بود، سهام‌دار شرکت را رها می‌کند و می‌رود (ورشکستگی) و بدهکاران می‌مانند و دارایی‌ها. به این خاطر هم گفتیم بدهی هم در نهایتا ریسکی است. از یک نگاه عمیق‌تر و یک‌پارچه‌تر، البته بدهی و حقوق صاحبان سهام، فرق بنیادی با هم ندارند و همه‌شان یک نوع ادعا یا Claim (بگوییم بدهی) روی دارایی‌های شرکت هستند. فقط درجه اولویت یا Seniority آن‌ها فرق می‌کند. در هر لحظه صاحبان بدهی اولویت اول برای دریافت را دارند و سهام‌داران در اولویت بعدی. در عوض صاحبان بدهی حق خیلی کم‌تری روی کنترل شرکت دارند و صاحبان سهام قدرت کنترل بالاتر. منطقش هم روشن است: کسی که روی امور شرکت کنترل دارد باید بیش از همه در معرض نوسانات باشد تا انگیزه کار پیدا کند. به قول معروف پوست در بازی یا Skin in Game که این روزها رایج است. امیدوارم که با این بحث تفاوت عملی دو نگاه متفاوت به حقوق صاحبان سهام - یعنی نگاه به آن به عنوان متغیر کنترل یا پسماند - معلوم شود. بلی می‌فهمم که از دید «دفتری» حقوق صاحبان سهام می‌شود همان آورده ثبتی آن‌ها ولی خب از دید اقتصادی این‌ها فقط متغیرهای اسمی و دفتری هستند و اهمیت زیادی ندارند. از دید اقتصادی، «ارزش بازاری» (Market Value) بدهی و سرمایه است که مهم است. @hamed_ghoddusi تماس با نویسنده @hamedghoddusi