Nick Gorguin
Open in Telegram
908
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
908
توضيح
يک نمونه از بازخوانی کتاب انسان خردمند با صدای آقای فرهاد ارکانی (که بيش از همه توزيع شده) به دليل نامعلومی متأسفانه به يک سوم تنزل يافته بود. اما همه گمان میکردند که تمام کتاب بازخوانی شده.
زمان بازخوانی شده در اين نمونه فقط شش و نيم ساعت بوده.
در زير نمونۀ بازخوانی کامل کتاب را با صدای خانم پريوش زاهدی به اشتراک میگذارم.
زمان بازخوانی شده در اين نسخه بيش از بيست ساعت است.
نيک گرگين
.
908
عقدۀ جنسی بشر
مسئلۀ جنسی بشر را میتواند عقده ناميد، زيرا همچون يک نيروی قدرتمند پنهان در بشر عمل میکند.
رابطۀ جنسی به دنبال شرايط زيستی جامعۀ بشری از انبوه پيچ و خمهای اخلاقی، فرهنگی و مذهبی عبور کرده و آن را به امری بسيار بغرنج بدل کرده است.
هنجارهای اجتماعی معينی به وجود آمدهاند تا رابطۀ جنسی را تحت کنترل درآورند و در مسيرهای معينی هدايت کنند. از اين رو همواره بر احساسات و تمايلات جنسی بشر سرپوش گذاشته شده و اين امر باعث شده تا تمايلات و بروز احساسات جنسی اشکال عجيب و غريبی به خود بگيرد. در طول تاريخ هر گونه سرپيچی از هنجارهای تثبيت شدۀ جنسی پيامدههای بسيار جدی برای افراد داشته است.
اما چرا؟
زندگی بشر پس از يکجانشينی تابع مقتضيات توليد شد. انسانها از آن پس به جای پرسه زدن در طبيعت برای يافتن خوراک شروع به توليد خوراک کردند. اين امر باعث شد تا هر کس بتواند بيش از ميزان نياز اوليۀ خود برای بقاء توليد کند.
بدين ترتيب بخشی از اين توليد ذخيره میشد.
از طرف ديگر، از زمانی که انسان به يکجانشينی روی آورد، امکان يافت تا چيزهای مورد نياز بيشتری را جمعآوری کند، که در دوران قبل امکان آن را نداشت، زيرا نمیتوانست آنها را هر روز به اين طرف و آن طرف با خود حمل کند.
توليد به يک امر روزمره بدل شد. از آنجا که زنها در بسياری اوقات در امور وضع حمل، توليد فرزند و مراقبت و پرورش آنها مشغول بودند، مردها حضور بيشتر در توليد پيدا کردند و رفته رفته ابتکار توليد و تصميمگيری بر روی حاصل توليد را به دست گرفتند. اين اولين نوع تقسيم کار بود، يعنی تقسيم کار ميان زنها و مردها.
بقای بشر از اين دوره به بعد در گرو توليد خوراک و مايحتاج مادی روزمره بود. از اين رو جايگاه و ارزش انسانها تا حدود زيادی بر اساس جايگاه و نقش آنها در توليد تعيين میشد. پس مردها در جامعه ارزش بيشتری را به خود اختصاص دادند.
امکان توليد بيشتر از نياز روزمرۀ اوليه کم کم باعث انباشت ثروتهای محدود شد. به دنبال اين سؤال جديدی ذهن مردها را به خود مشغول کرد و آن اين بود که تکليف اين انباشت بعد از مرگ آنها چه خواهد شد. ثروت بهجای مانده جزو مايملک مردها به حساب میآمد. از آن هم فراتر، حتی زنها نيز به مايملک مردها بدل شدند و مردها میتوانستند بر سرنوشت زنها هم حاکم شوند.
به مرور زمان هنجارها و قوانين جديدی شکل گرفت که زنها را از رابطۀ جنسی با مردهای مختلف منع میکرد. زيرا اگر زنها با مردهای مختلف رابطۀ جنسی برقرار میکردند، ديگر مردها نمیتوانستند بفهمند که فرزند تنی آنها کدام است. از آن زمان بنيان خانوادۀ تکهمسر گذارده شد و به عنوان تنها شکل صحيح و مقدس رابطۀ جنسی شناخته شد.
توليد و پرورش فرزند وظيفۀ اوليه زنها بود و از آنجا که اين کار به مدت زمان نسبتاً طولانی نياز دارد و کودک بايد در طول سن کودکی خود تحت مراقبت خانواده باشد، وجود خانوادۀ پايدار و طولانی مدت يک ضرورت شد.
اعضای جامعۀ بشر در حقيقت در خانواده به وجود میآمدند و رشد میکردند. برای اين که کودک بتواند در جامعۀ بشری امکان بقاء داشته باشد ناچار است تا انبوهی از هنجارهای اخلاقی، فرهنگی، دينی و غيره را بياموزد و در اين راه خانواده نقشی تعيين کننده داشت.
خانواده مهمترين نهاد اجتماعی بود.
تکهمسری و وفاداری جنسی زن به مرد برای دوام خانواده ضروری بود.
کوه عظيمی از تابوها، احکام اخلاقی، مذهبی، فرهنگی شکل گرفتند تا رابطۀ جنسی را تحت کنترل درآورند.
مسئلۀ جنسی طی طول تاريخ به بزرگترين عقدۀ بشر بدل شد.
.
908
نقش تفکر انتزاعی در شکلگيری جامعۀ بشری
نيک گرگين
جهشهای ژنتيک مغزی و تفکر انتزاعی
تفکر انتزاعی و شکلگيری هنجارهای اجتماعی
هنجارهای اجتماعی ارکان جامعۀ ابداعی بشری را میسازند
پيشبرد جامعۀ بشری مستلزم تغيير طبيعت درونی و طبيعت بيرونی است
برای تغيير طبيعت نياز به بسيج و سازماندهی گسترده است
هنجارهای اجتماعی نقش بسيج و سازماندهی را به عهده میگيرند
هويت اعضای جامعۀ بشری هويتی اجتماعی است، که از درون نمیجوشد، بلکه از طرف جامعه بر آنها تحميل میشود
908
نقش تفکر انتزاعی در شکلگيری جامعۀ بشری
نيک گرگين
جهشهای ژنتيک مغزی و تفکر انتزاعی
تفکر انتزاعی و شکلگيری هنجارهای اجتماعی
هنجارهای اجتماعی ارکان جامعۀ ابداعی بشری را میسازند
پيشبرد جامعۀ بشری مستلزم تغيير طبيعت درونی و طبيعت بيرونی است
برای تغيير طبيعت نياز به بسيج و سازماندهی گسترده است
هنجارهای اجتماعی نقش بسيج و سازماندهی را به عهده میگيرند
هويت اعضای جامعۀ بشری هويتی اجتماعی است، که از درون نمیجوشد، بلکه از طرف جامعه بر آنها تحميل میشود
.
908
Racing Extinction
بسوی انقراض گسترده
شکار آخرين آبزيان و انتشار دی اکسيد کربن و گاز متان موجب مرگ حيات در اقيانوسها میشود، و اين خبر از انقراض گستردۀ حيات در سياره، طی ٥٠ سالۀ آتی میدهد
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
در حال حاضر در حدود هشتاد ميليون کيلومتر مربع از سطح خشکی زمين فاقد يخ است و اين مبنايی است که معمولاً از آن برای محاسبۀ تأثير انسان بر زمين استفاده میکنند.
بر اساس مطالعات اخير که توسط انجمن زمينشناسی آمريکا منتشر شده است، انسانها با دخالت مستقيم خود بيش از نيمی از اين مساحت را به کشتزارها و مراتع دامی تبديل کردهاند، که در حدود بيش از چهارصد و سی دو ميليون کيلومتر مربع میشود. اين مساحت شامل شهرها، مراکز خريد، مخازن آبی، مناطق جنگلزدايی شده و معادن هم میشود.
در حدود سه پنجم کل اين مساحت ـ سی و شش ميليون و هشتصد هزار کيلومتر مربع باقیمانده ـ پوشيده است از جنگلهايی که ديگر بکر نيستند، کوهستانها، بيابانها و دشتهای قطبی بیدرخت در اروپا، آسيا و آمريکا
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
به دليل تمام اين کربنهای اضافی، تعادل اسيدی ـ قليايی پیاچ (PH) آبهای سطح اقيانوسها هماکنون از ميزان متوسط تقريباً ۸,۲ به حدود ۸,۱ کاهش يافته است.
مقياس پیاچ همانند مقياس ريشتر لگاريتمی است، يعنی حتی يک چنين تفاوت عددی کوچکی معادل تغييرات عظيمی در دنيای واقعی است. يک کاهش يک دهم درصدی به اين معنی است که اقيانوسها اکنون سی درصد بيشتر از سال ۱۸۰۰ اسيدی شدهاند.
اگر انسانها به سوزاندن سوخت سنگوارهای ادامه دهند، اقيانوسها هم در ادامه دی اکسيد کربن بيشتری جذب میکنند و بيش از پيش اسيدی میشوند.
تحت آنچه که «فعاليت اقتصادی معمول» خوانده میشود، انتشار گازها باعث کاهش ميزان پیاچ سطح اقيانوسها میشود. اين ميزان در سال ۲۰۵۰ به هشت، و در انتهای قرن به ۷,۸ نزول خواهد کرد. در آن مقطع اقيانوسها ۱۵۰ درصد اسيدیتر از ابتدای دروان انقلاب صنعتی خواهند شد.
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
اقيانوسها هفتاد درصد از سطح زمين را میپوشانند و هر کجا که آب و هوا در ارتباط با هم قرار میگيرند، تبادلی به وجود میآيد.
گازهای جوّ زمين توسط اقيانوسها جذب میشود و گازهای حل شده در اقيانوسها در جوّ پراکنده میشوند. وقتی اين دو در تعادل با هم هستند، تقريباً همان مقدار گازی که حل میشود، به جو میرود.
تغيير در ترکيب جو، که توسط انسان ايجاد شده، موازنه را بر هم میزند: دی اکسيد کربنی که وارد آبها میشود بيشتر از ميزانی میشود که از آبها خارج میشود. به اين شکل انسانها همواره دی اکسيد کربن بيشتری به آبها اضافه میکنند، بسيار بيشتر از آن ميزانی که حبابهای آتشفشانی وارد آبها میکنند، اما از بالا، نه از زير آبها و در ابعادی جهانی.
فقط همين امسال اقيانوسها دو و نيم ميليارد تن کربن جذب کردهاند و انتظار میرود که سال آينده هم دو و نيم ميليارد تن ديگر هم به آن اضافه شود. در حقيقت هر آمريکايی هر روزه بيش از سه کيلو گرم کربن وارد آبها میکند.
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
ميزان مصرف سوخت سنگوارهای از آغاز انقلاب صنعتی، مثل زغال سنگ، نفت و گاز طبيعی، باعث شده تا بيش از ۳۶۵ ميليارد تن کربن به جوّ زمين افزوده شود.
نابودی جنگلها ۱۸۰ ميليارد تن ديگر هم به اين مقدار اضافه کرده است. ما هر ساله ۹ ميليارد تن ديگر کربن به هوا میفرستيم. باگذشت هر سال ۶ درصد هم به اين ميزان افزوده میشود.
در نتيجه، تمرکز دی اکسيد کربن در هوا ـ که کمی بيش از چهارصد قسمت در ميليون است ـ طی ۸۰۰ هزار سال اخير ـ و احتمالاً طی چند ميليون سال اخير ـ در بالاترين سطح خود بوده باشد.
اگر اين روند ادامه يابد، تمرکز دی اکسيد کربن در سال ۲۰۵۰ از مرز پانصد قسمت در ميليون هم فراتر خواهد رفت، يعنی حدوداً دوبرابر سطح دوران پيشاصنعتی.
انتظار میرودکه اين افزايش کربن باعث بالا رفتن دمای متوسط جهانی بين ۳,۵ و ۷ درجة فارنهايت شود، و اين به نوبۀ خود باعث وقوع يک سلسله حوادث دگرگون کننده در سطح جهانی خواهد شد، از جمله آب شدن اکثر يخهای قطبی باقیمانده، زير آب رفتن جزاير پست و شهرهای ساحلی و ذوب شدن کوه يخی قطب شمال.
اما اين فقط نيمی از ماجرا است.
. . .
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
امروز دوزيستان به دليل نامعلومی بيشتر از هر دستة حيوانی در جهان در معرض خطر انقراض هستند.
تخمين زده شده است که احتمال انقراض اين گروه میتواند به اندازة چهل و پنج هزار بار بيشتر از ميزان انقراض طبيعی باشد. اما درصد انقراض در ميان گروههای ديگر به سطح انقراض دوزيستان نزديک میشود.
برآورد کنونی اين است که يک سوم تمام صخرههای مرجانی، يک سوم تمام حلزونهای آب شيرين، يک سوم کوسهها و سفرهماهیها، يک چهارم تمام پستانداران، يک پنجم تمام خزندگان و يک ششم تمام پرندگان نابود شوند.
اين تلفات در همه جا هستند: جنوب اقيانوس آرام، اقيانوس اطلس شمالی، قطب شمال و ساحل صحرا، درياچهها و جزيرهها، کوهستانها و درهها. اگر بتوانيد اين را تشخيص دهيد، شايد بتوانيد نشانهايی از حوادث انقراض جاری را در حياط خانۀ خود هم ببينيد.
ظاهراً دلايل متفاوتی برای نابودی گونهها وجود دارد. اما اگر به حد کافی اين روند را دنبال کنيد، لزوماً به يک مجرم میرسيد: «يک گونة لاغر و نحيف».
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
واژۀ «آنتروپوسين» ابداع پاول کراتزن، شيمیدانان هلندی است.
«آنتروپوسين» نشان میدهد که عصر زمينشناسی کنونی از زوايای گوناگونی تحت تسلط بشر است».
تغييرات زمين از جمله شامل موارد زير میشود:
• فعاليت بشری بين يک سوم تا نيمی از سطح خشکی سياره را دگرگون کرده است.
• اغلب رودهای بزرگ جهان سدبندی يا منحرف شدهاند.
• نيتروژنی که کود گياهی توليد میکند بيشتر است از ميزان توليد طبيعی نيتروژن توسط تمام اکوسيستمهای خشکی.
• ماهيگيری بيش از يک سوم توليد اولية ماهی را از آبهای ساحلی اقيانوسها خارج میکند.
• بشر بيش از نيمی از آب تازة قابل دسترس را مصرف میکند.
مهمترين چيز اين است که انسانها ترکيب اتمسفر را تغيير دادهاند. به دليل ترکيب سوخت سنگوارهای و نابودی جنگلها، تمرکز دی اکسيد کربن در هوا طی دو قرن اخير بيش از چهل درصد افزايش داشته است، در حالیکه تمرکز گاز متان، که گاز گلخانهای باز هم قویتری است، بيش از ده برابر شده است.
شرايط اقليمی جهانی به دليل گازهايی که توسط بشر منتشر شده است، به ميزان برجستهای متفاوت از وضعيت طبيعی طی هزارههای بیشمار بوده است.
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
اگر خيلی محتاطانه فرض کنيم که دو ميليون گونۀ زيستی در جنگلهای بارانی مناطق تروپيک وجود داشته باشد، پس هر ساله چيزی نزديک به پنج هزار و هر روزه در حدود چهارده گونۀ زيستی نابود میشوند، و يا اينکه در هر صد دقيقه يک گونه منقرض میشود.
.
908
از کتاب انقراض ششم
ترجمۀ نيک گرگين
ميزان انقراض معاصر که به دست انسان صورت گرفته است، ده هزار بار بيشتر از آنچيزی است که میتوانست به طور طبيعی رخ دهد.
ميزان کنونی انقراض تنوع زيستی را به پايينترين سطح تنزل میدهد که از انقراض دوران کرتاسة پسين به این طرف بیسابقه بوده است.
908
در انقراضی که به دست ما انجام می شود چه اتفاقی برای خودمان خواهد افتاد؟ یک احتمال این است که ما هم بالاخره همراه با دگرگون ساختن طبیعت نابود شویم. با مختل کردن این نظام _نابود کردن جنگلهای بارانی، تغییر ترکیبات جوّی، اسیدی کردن اقیانوسها _ بقای خود را به خطر میاندازیم. وقتی انقراض گسترده به تحقق میپیوندد، قوی را به موقعيت ضعف میکشاند و ضعيف را نابود میکند. بشر با راندن گونههای دیگر به انقراض، شاخهای را که خود روی آن نشسته است، قطع میکند.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.
این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد.
.
