اندیشناک
Open in Telegram
همه نوشته ها از مطالعات شخصی و بر پایه مکتوبات کتاب های معتبر و چاپ شده است @Rouzbeh61r ارتباط با ادمین
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 944
Subscribers
+224 hours
-87 days
+1230 days
Posts Archive
2 944
مرد مکثی کرد و گفت:" از حالا به بعد باید مدتی طعم تنهایی رو بچشی."
زن:" تازگیها همه منو تهدید میکنن."
@andushnak2
2 944
زن چپ دست اجتماعی ترینرمان هانتکه است. قصه تنهایی ناگزیر در جامعهای که افرادش با یکدیگر بیگانهاند. گریز از این بیگانگی تلاشی است عبث. در دنیایی شسته رُفته با ساختمان های سربه فلک کشیده ، فروشگاه های مدرن ، انجمن های روشنفکری و انسانهای شریف، هرکس در پیلهای که دور خود تنیده گرفتار است.
@andushnak2
2 944
دلم گرفته، خاکستری، سنگین و ورم کرده، مثل آسمان عبوس ابری که نه ببارد نه باز شود... دست و دلم به هیچ کاری نمیرود... شبها کمی موسیقی شنیدن و روزها پای "دخل" عمر تلف کردن. به جای عقاب ناصر خسرو... شدهام زاغ و زغن زمین گیر! اما بدتر از این زاغ و زغنی، چس ناله گداهاست. آدم که دل و جگر زنده بودن را از دست بدهد، اگر کسی دم دست نباشد، خودش را برای خودش ننر میکند و ننه من غریبم در میآورد!...
#روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب
زادروز ۲۰ دی ۱۳۰۲
@andushnak2
2 944
درباره نویسنده:
ژوئل اگلوف با رمان «منگی» نزد ایرانیان شناخته شد. نویسنده نوظهور فرانسوی که فضاهای داستانیاش ما را به یاد فرانتس کافکا میاندازد. او متولد ۱۹۷۰ است و در رشته سینما تحصیل کرده و در ابتدا به فیلمنامهنویسی و دستیار کارگردانی مشغول شد، اما پس از مدت کوتاهی سینما را رها کرد تا عمرش را وقف نوشتن کند. ژوئل اگلوف تقریباً برای تمام آثارش جوایز بینالمللی دریافت کرده و نگاه کافکایی و سبک مختص را بهخود را دارد. بیتردید تحصیلات و شغل اولیهاش در سینما در تصویری نوشتن او نقش داشته است و گاه ممکن است در حین خواندن رمان، تصور کنید که دارید فیلمی از سینمای معناگرا را تماشا میکنید.
آنچه از رمانهای او برمیآید نگاه ناتورالیستی و بیرودروایستی و گاه بیرحمانهاش به جهان و تمام معناهای ضروری برای زیستن، همچون عشق و عدالت و آزادی و لذت و زندگی و زیبایی است. او با نگاه طنزآلود –و البته طنز سیاهش- چنان به صورت خواننده فراموشکار سیلی میزند که یقین پس از خواندن اثر دیگر آن نگاهِ گذشته به تمام مفاهیم زندگی را نخواهیم داشت. او هموطن کافکا نیست، اما بیشک چنان قرابتی با کافکا دارد که فاصله زبان و فرهنگ این دو احساس نمیشود.
جهان ژوئل اگلوف جهان مملو از سیاهی و تباهی است؛ ریشخندی به همه آنچه که ما عشق مینامیم، به همه آنچه ما روابط اجتماعی مینامیم، به همه آنچه ما عواطف انسانی مینامیم، به همه آنچه ما آزادی مینامیم، و در نهایت به ابتذال و سقوطی که ما زندگی مینامیم. معناهایی از دسترفته و تهیشده که در عادتهای روزمره فراموش شدهاند بیآنکه بدانیم.
ژوئل اگلوف خواننده امروز جهان مدرن را خوب میشناسد، از این جهت زیادهگویی نمیکند و بدون پرحرفی سرراست همچون یک داستان کوتاه، حرفش را میزند و همین موجزبودن اعجاز کلام اوست. او در ساخت تصاویر همچون یک فیلمنام نویس عمل میکند و کمتر به نصیحت خواننده و واگویههای فیلسوفمابانه میپردازد، همچون یک داستان کوتاه؛ کلمات، جملهها، تصاویر، شخصیتها و حوادث با دقت و بدون اضافات انتخاب شدهاند.
@andushnak2
2 944
با همه اینا ،روزی که از اینجا میرم دلم میگیره، میدونم .حتماً چشمهام تر میشه. به هرحال ریشههام اینجاست. من همه فلزهای سنگین را مِک زدم .رگهام پُرِ جیوهست، مخم پُرِ سرب. تو سیاهی برق میزنم ،آبی میشاشم ،ریههام تا خرخره پر شده ،مثل پاکت جاروبرقی، ولی با همه اینا، میدونم روزی که از اینجا میرم اشکم در میاد ،حتم دارم. طبیعییه، من اینجا دنیا اومدهام و بزرگ شدهام .هنوز یادمه بچه که بودم، جفتپا میپریدم تو چاله های روغن و وسط زباله های بیمارستانی غلت میزدم. هنوز صدای مادر بزرگم رو میشنوم که داد میزد مواظب وسایلم باشم. و نون و کرههایی که واسه عصرونه درست میکرد... و مربای لاستیکی که یک کم پرتقال تلخ بود.تلختر...
من کنار خطآهن بازی کردهام،از دکلها بالا رفتهام،تو حوضهای تصفیه آبتنی کردهام. و بعدها،عشق رو تو قبرستونِ ماشینها تجربه کردهام،رو صندلیهای جر خوردهی اسقاطیها.خاطرههایی که دارم شبیه پرندههایی هستن که افتادان تو نفت سیاه،ولی به هر حال،خاطرهان.آدم به بدترین جاها هم وابسته میشه، این جوریه.مثل روغن سوختهی ته بخاریها.
#منگی
#ژوئل_اگلوف
@andushnak2
2 944
#گزیده
دیوید روسه، یکی از زندانیان سابق اردوگاه بوخنوالد، شانزده سال پیش در حالی که هنوز تحت تأثیر مستقیم وقایع بود، پدیده ای را توصیف کرد که میدانیم در همه اردوگاههای تجميع اتفاق میافتاده است:
«شرط پیروزی اس.اس. این است که قربانیِ شکنجه شده، در حق خود روا بداند که بدون اعتراض به سوی طناب دار برده شود، خویشتن خود را چنان انکار و رها کند که تا نقطه دست کشیدن از تأیید هویت خود پیش برود.
این کار بیجهت نیست. بیهوده و از سر سادیسم محض نیست که سربازان اس.اس، شکست قربانی را میخواهند. آنها میدانند نظامی که موفق میشود قربانی خود را حتی قبل از به دار آویختن نابود کند، با فرسنگها فاصله، بهترین نظام برای نگه داشتن کل یک ملت در یوغ بردگی است؛ در بند تسلیم.
هیچچیز از صفوف منظم انسانهایی که مانند آدمک به سوی مرگ خود میروند، هولناکتر نیست.»
#آیشمن_در_اورشلیم
#هانا_آرنت
______________
@andushnak2
2 944
#گزیده
محاکمه و نمایش از این جهت به یکدیگر شبیهاند که هر دو با فاعل آغاز شده و پایان میگیرند، نه با قربانی.
محاکمۀ نمایشی، حتی بیش از یک محاکمۀ معمولی، به ترسیم طرحی محدود و معین از اینکه چه کاری و چگونه انجام شده است، نیاز دارد.
فقط کسی میتواند در کانون یک محاکمه قرار بگیرد که کاری را انجام داده است - از این جهت، مثل قهرمان یک نمایش - و اگر رنجی می کشد، باید بابت کاری رنج بکشد که مرتکب شده است، نه بابت رنجی که دیگران به خاطر او متحمل شدهاند.
#آیشمن_در_اورشلیم
#هانا_آرنت
______________
@andushnak2
2 944
Eichmann in Jerusalem:
A Report on the Banality of Evil
#معرفی_کتاب
"آیشمن در اورشلیم؛ گزارشی در باب ابتذال شر"
مؤلف: هانا آرنت
مترجم: زهرا شمس
چاپ: ۱۳۹۹
کتاب آیشمن در اورشلیم نوشته هانا آرنت با ترجمه زهرا شمس بعد از چندین دهه و به صورت قانونی به زبان فارسی ترجمه شده است.
«آیشمن در اورشلیم: گزارشی از ابتذال شر» کتابی است از هانا آرنت نظریهپرداز سیاسی در سال ۱۹۶۳. در این کتاب آرنت، روایت یهودیای را بازگو میکند که در دوره به قدرت رسیدن آدولف هیتلر از آلمان گریخت، کتاب آیشمن در اورشلیم گزارشی از محاکمه آدولف آیشمن است.
نظریه آرنت در کتاب آیشمن در اورشلیم این است که شرهای بزرگ در طول تاریخ بشر بهطور عام، و بهطور خاص جنایت عظیم هولوکاست، نه توسط متعصبان کور اتفاق افتاده است نه عامل آن بیماران با مشکلات روانی بودهاند بلکه به وسیله «مردم عادی» که استدلالهای دولتمردان و حکومتهایشان را پذیرفتهاند، به اجرا درآمده و رخ داده است و به همین دلیل، از نظر این مردم اعمالشان رفتاری طبیعی بودهاست. ازین رو این کتاب به بررسی کامل این موضوعات میپردازد.
#آیشمن_در_اورشلیم
#هانا_آرنت
______________
@andushnak2
2 944
Overcoming Internet Addiction For Dummies
#گزیده
از طرف دیگر، پیشبینیِ دریافت واکنش مثبت از سوی دیگران میتواند به طرز عجیبی بر سرعت تشکیل این چرخه افزوده و دوپامین بیشتری را نیز تولید کند.
از دیدگاه زیستشناسی تکاملی، پیشبینی نتایج احتمالی یک پدیده در مغز موجب افزایش شانس بقای ما در طی هزاران سال زیست بر سطح این سیاره بوده است؛ سازماندهی و دستهبندی اطلاعات مختلف ورودی، برای حیات ما ضروری است.
مغز در مواجه با رفتارهایی که احتمال پاداش روانی در آن وجود دارد، یک میانبر عصبی برای پیشبینی نتایج و پیامدهای آن رفتار خاص تشکیل میدهد و این دقیقا جایی است که میتواند منشا رفتارهای اعتیادآور باشد: آن رفتارها، با ربودن و تصاحب مسیرهای پاداشدهی مبتنی بر بقا، ابتکار عمل را بدست میگیرند؛ گرچه همانطور که گفته شد، ایجاد عادات و اعتیادهای روانی به حفظ بقای انسان کمک کرده است.
هر عادت و رفتاری که پیشبینی ناپذیر و با پاداش همراه باشد، مدت زیادی دوام خواهد آورد (اعتیاد) زیرا مغز ما عاشق «شاید» است. اگر شک دارید، به صفهایی که برای خرید بلیطهای بختآزمایی تشکیل میشود، به آنهایی که ساعتها در شبکۀ اجتماعی تیکتاک وقت میگذرانند، به شرطبندیها در مسابقات ورزشی، به آنهایی که شیفتۀ سرمایهگذاری در بازارهای سهام هستند و حتی به گشت و گذارهای پیاپی در اینترنت نگاهی بیاندازید.
مردم، دیوانهوار از سایتهای حراجی بازدید میکنند زیرا تجربۀ تعقیب سرنوشت یک محصول و بررسی احتمالات و شایدها، یک بازی جذاب برای مغز انسان است.
*دوپامین، یک پیامرسان حیاتی در مغز است که ترشح آن در بدن موجب احساس لذت و رضایت از به دست آوردن پاداش میگردد.
#شبکههای_اجتماعی
#اعتیاد
#اینترنت
______________
@andushnak2
2 944
کتاب: Overcoming Internet Addiction For Dummies
نوشتۀ دکتر گرینفیلد
(روانشناس بالینی و استاد سابق دانشگاه کنتیکت، آمریکا)
سال انتشار: August ۲۰۲۱ / مرداد ۱۴۰۰
انتشارات وایلی
ترجمۀ کانال تلگرامی اندیشناک
#گزیده
هربار که در شبکههای اجتماعی، محرکهای روانیِ خوشایندی همچون «لایک»، «کامنت» یا «دنبالکنندۀ جدید» کسب میکنیم، مقدار کمی دوپامین نیز در مغز ما ترشح میشود؛ بازخوردهای مثبت در شبکههای اجتماعی غیر قابل پیشبینی و متغیر بوده و پتانسیل بالایی در ایجاد الگوهای رفتاری تکرارشونده در ما دارند.
ما در ازای ارسال پستهای خود، پاداش (از قبیل لایکها، کامنتها، فالوئرها و اشتراکگذاریها) را دریافت میکنیم، در نتیجه میل به انتشار مطلب تازهای داشته تا واکنشهای مثبت بیشتری را ببینیم.
همراه با هر پاسخ مثبت از سوی مخاطب، میزان ترشح دوپامین بیشتر شده و از طرفی ماهیت غیرقابلپیشبینی واکنشها، وسوسۀ بازگشت به شبکههای اجتماعی را بطور پیاپی در ما تقویت میکند.
افزایش دوپامین، خود نیز بر اساس طبیعت ما در مرکز پاداشدهیِ مغز، گرفتن تصدیق از سوی دیگران و سایر امیال ماست.
______________
@andushnak2
2 944
The travels of Monsieur de Thevenot into the Levant, 1687
«سفرهای موسیو تهونو به سرزمین شام»
بخش سوم
بخش دوم
بخش اول
بر اساس آنچه که من در این سرزمین دیدهام، ایرانیان هزینههای هنگفتی را صرف پوشاک خود میکنند. لباسهای آنها بسیار مرتب و تمیز است، البته بیشتر لباسها یقه ندارند. برخی از مردم لباسی دارند که به آن کَبا [قبا] میگویند و از پنبۀ بسیار مرغوب بوده و در رنگهای قرمز، زرد، سبز و غیره وجود دارد.
زنان ایرانی به طرز دلپذیری لباس میپوشند و برخی از آنان چیزی همانند یک شنل به دور خود داشته و حتی دستهای خود را میپوشانند. دختران جوان معمولا لباسهای دیگری دارند که با پوشش مرسوم تفاوت دارد.
من دختران بسیار زیبایی را در این سرزمین دیدهام که از لحاظ زیبایی، همانندی برای آنان در عالم نیست و تنها روشنایی ماه را میتوان رقیبشان در درخشندگی نامید.
ایرانیان به ندرت در خانههای خود با شومینه خود را گرم میکنند بلکه وسیلۀ جالبی در آنجا دیدهام که به آن کرسی میگویند و گرمای بسیار مطبوعی دارد. آنها ذغالها را روی یک سینی میچینند و در زیر میز بزرگی قرار داده و پارچۀ زیبایی را بر روی میز میکشند. هنگامی که هوا سردتر میشود، آنها پارچه را تا بالای گردن میآورند.
من تجربۀ لذتبخشی در مورد کرسی داشتم و فکر میکنم ما نیز میتوانیم از آن استفاده کنیم.
______________
@andushnak2
2 944
باز یادم نمیآید، کی بود؟نویسندهای اسپانیایی بود یا آرژانتینی؟دیگر چیزهایی مثل اسم نویسندهها یادم نمیآید.به هر حال،در یک رمانی پیرمردی لب رودخانه راه می رود و دست آخر مینشیند روی نیمکت به حرف زدن با جوانی که تازه همان موقع با او آشنا شده.بعدتر دوزاریاش میافتد چه اتفاقی افتاده؛ جوانی که کنار رودخانه دیده بود در واقع خودش بود.یعنی اگر من هم بختِ دیدنِ خودِ جوانترم را داشتم،به جایش میآوردم؟
#خاطرات_یک_آدمکش
#کیم_یونگ_ها
@andushnak2
2 944
دارم نسخهی جلد کاغذی کهنهای میخوانم از جستارهای مونتنی.حالا که پیر شدهام ،خواندنش عجیب کِیف میدهد.
"بیمناکِ مرگ، زندگی را به تشویش میافکنیم و بیمناکِ زندگی، مرگ را."
#خاطرات_یک_آدمکش
#کیم_یونگ_ها
برگردان؛خاطره کرد کریمی
@andushnak2
2 944
#گزیده
تراسوماخوس سوفسطایی، در کتاب اول جمهوری افلاطون، در پاسخ به سؤال سقراط درباره ماهیت «عدالت»، میگوید که عدالت، به نفع قویترهاست:
"هر حکومت، هر قانونی را با در نظر گرفتن منافع خود وضع میکند و با وضع قانون، آنچه را به نفع حاکم تشخیص دهند موافق عدل و نفع اتباع مینامند و از همه مردمان میخواهند که آن را محترم بشمارند و هر کسی را که از آن سر بپیچد قانونشکن و ناعادل نام میدهند و به کیفر میرسانند.
بنابراین، معنی پاسخ من این است که در هر کشور، حق و عدالت چیزی است که برای حکومت وقت سودمند باشد. عدالت در همه جا یک چیز بیش نیست: چیزی که برای قوی سودمند باشد."
#تاریخ_فلسفه_سیاسی
#جورج_کلوسکو
ترجمۀ خشایار دیهیمی
نشر نـی، ۱۳۹۳
تعداد صفحات: ۳۱۲
______________
@andushnak2
2 944
The travels of Monsieur de Thevenot into the Levant, 1687
«سفرهای موسیو تهونو به سرزمین شام»
بخش دوم
بخش اول
آنقدر آب در اصفهان وجود دارد که برای هر سه چهار آبادی، تنها یک چاه بزرگ حفر میکنند و یک لوله از جنس خاک رس پخته شده را به ارتفاع حدود سه تا چهار فوت درون آن قرار میدهند.
عالیقاپو یکی از زیباترین بخشهای میدان است که دیوار آن پوشیده از گیاهان بوده و سقف ایوان زیبای آن از ستونهای چوبی ساخته شده است و برای ورود به آن باید یک راهرو را طی کرد.
گاهی عشاق در آنجا مخفیانه یکدیگر را میبوسند.
ورود به مسجد زیبایی که به نام مسجد پادشاه [مسجد شاه] شناخته میشود، برای مسیحیان تقریبا ممنوع است زیرا اگر مسیحیای را در آنجا دیده و شناسایی کنند، او را همچون سـگ دور میکنند اما اینها باعث نشد که من نتوانم آنجا را ببینم.
من به قوانین این کشور عادت کرده و اعتراضی ندارم.
از دیگر زیباییهای اصفهان، باغهایی باشکوه به وسعت هزارجریب است [معادل چهارصد هکتار امروزی] که خیابانی به نام چهارباغ در آنجا قرار داشته و آنچنان رویایی است که تصور آن را به تخیل خواننده واگذار مینمایم.
______________
@andushnak2
2 944
#معرفی_کتاب
بردهداری استعماری، جیکوب گورندر
سال انتشار نسخۀ اصلی: ۱۹۷۸
تاریخ انتشار: ۲۲ فوریه ۲۰۲۲ ـ ۳ اسفند ۱۴۰۰
__________
ترجمۀ کتاب بردهداری استعماری اثر جیکوب گورندر به تازگی به زبان انگلیسی راه یافته و مسیر را برای سایر زبانها باز کرده است.
گورندر در کتاب خود استدلال میکند که سیستم اقتصادی برآمده از دل جوامع بردهدار در هیچیک از دستهبندیهای اجتماعی ارائه شده توسط کارل مارکس و ماکس وبر قرار نمیگیرد.
گورندر نظریۀ بردهداری استعماری را بعنوان اصلی مهم در جوامع بردهدار مطرح کرده و از نظر او، مسائل اقتصادی در جوامع بردهدار نسبت به سایر جوامع متفاوت میباشد.
این نظریه در عصر حاضر از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا روش جدیدی را برای توضیح نابرابریهای نژادیِ معاصر در جوامع پسا ـ بردهداری ارائه میدهد.
گورندر با تفسیر کامل و دقیقی از تشکیلات اجتماعی برزیل، در پی آن بود تا به درک درستی از ریشههای تاریخی سلطۀ طبقاتی و ظهور جامعۀ سرمایهداری در کشورش دست یابد. از مشخصههای بارز نویسندگی او، ارائه دادههای تاریخی غنی و چهارچوب نظری و تحلیلی دقیق نوشتار اوست.
__________
@andushnak2
2 944
#معرفی_کتاب
بردهداری استعماری، جیکوب گورندر
سال انتشار نسخۀ اصلی: ۱۹۷۸
تاریخ انتشار: ۲۲ فوریه ۲۰۲۲ ـ ۳ اسفند ۱۴۰۰
__________
کتاب بردهداری استعماری اثر جیکوب گورندر به لطف ترجمۀ برند ریتر به زبان انگلیسی راه یافته و مسیر را برای ترجمه به سایر زبانها باز کرده است.
گورندر در کتاب خود استدلال میکند که سیستم اقتصادی برآمده از دل جوامع بردهدار در هیچیک از دستهبندیهای اجتماعی ارائه شده توسط کارل مارکس و ماکس وبر قرار نمیگیرد.
گورندر نظریۀ بردهداری استعماری را بعنوان اصلی مهم در جوامع بردهدار مطرح کرده و از نظر او، مسائل اقتصادی در جوامع بردهدار نسبت به سایر جوامع متفاوت میباشد.
این نظریه در عصر حاضر از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا روش جدیدی را برای توضیح نابرابریهای نژادیِ معاصر در جوامع پسا ـ بردهداری ارائه میدهد.
گورندر با تفسیر کامل و دقیقی از تشکیلات اجتماعی برزیل، در پی آن بود تا به درک درستی از ریشههای تاریخی سلطۀ طبقاتی و ظهور جامعۀ سرمایهداری در کشورش دست یابد. از مشخصههای بارز نویسندگی او، ارائه دادههای تاریخی غنی و چهارچوب نظری و تحلیلی دقیق نوشتار اوست.
__________
@andushnak2
