en
Feedback
🍁پاییزگرام🍁

🍁پاییزگرام🍁

Open in Telegram

Everything is grey His hair, his smoke, his dreams صفحه اینستاگرام: www.instagram.com/paeizgram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
3 713
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
من به چشم‌هایش ایمان داشتم و این از خودِ نگاه‌ کردن عمیق‌تر است. لیانید آندری‌یف یادداشت‌های شیطان
+5
من به چشم‌هایش ایمان داشتم و این از خودِ نگاه‌ کردن عمیق‌تر است. لیانید آندری‌یف یادداشت‌های شیطان

می‌دانم غم‌انگیز است اما تو هرگز برایم آن‌قدر امن نبودی که بی‌هراس، نقاط تاریک روح‌ام را نشانت بدهم.

بسیار ساده‌لوحانه است اگر فکر کنیم زمان، زخم‌ها را التیام می‌دهد. این ما هستیم که به زیستن با زخم عادت می‌کنیم. چیزی به نام التیام و تسکین وجود ندارد. انسان موجودی‌است که برای بقا خودش را با سخت‌ترین شرایط وفق می‌دهد.

فاصله می‌گیریم تا آسیب نبینیم بعد همین فاصله خود عامل رنج مضاعفی‌ست. چه باید کرد با کسی که بودنش درد است و نبودنش برایت چیزی جز رنج به همراه ندارد؟

فاصله می‌گیریم تا آسیب نبینیم بعد همین فاصله خود عامل رنج مضاعفی‌ست. چه باید کرد با کسی که بودنش درد است و نبودنش برایت چیزی جز رنج به همراه ندارد؟

تو زن زیبایی هستی اما چشمانِ من غمگین‌‌تر از آن است که بتواند آن‌طور که شایسته‌‌ی توست زیبایی‌ات را ستایش کند.

Repost from erotic art
A kiss is a lovely trick designed by nature to stop speech when words become superfluous. Ingrid Bergman 🎨 Edvard Munch
+1
A kiss is a lovely trick designed by nature to stop speech when words become superfluous. Ingrid Bergman 🎨 Edvard Munch

و با خود زمزمه می‌کنم؛ از دلِ تاریکی‌ام ماهی پدیدار خواهد شد.
و با خود زمزمه می‌کنم؛ از دلِ تاریکی‌ام ماهی پدیدار خواهد شد.

هوا امروز بوی چیزهای تازه می‌دهد. بوی یک اتفاقِ خوش! امروز باید یا باران بیاید، یا کسی. دست‌های من بوی ریحان گرفته و بویِ نعناع! محمد چرم‌شیر "روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت"

فردای مرگ تو فكر كردم ديگر نخواهم نوشت، مرگ اغلب ما را اين‌طور می‌کند، مرگ ما را به اين بچه بازی‌ها می‌كشاند. چيزی كودكانه در حزن وجود دارد، می‌خواهيم زندگی را تنبيه كنيم زيرا می‌پنداريم كه تنبيه‌مان كرده است، مانند بچه‌هایی هستيم كه قهر می‌كنند و كمی بعد ديگر نمی‌دانند چطور از قهر در بيايند. کریستین بوبن فراتر از بودن

من نه تنها صورت زیبای تو را دوست دارم؛ نه تنها چشمان قشنگ‌ات را دوست دارم؛ نه تنها موهای زرین‌ات را دوست دارم؛ بلکه نام تو را، لباس‌های تو را، کفش‌های کوچک‌ات را هم دوست دارم. یعنی اگر یک ذره زباله، یک تکه کاغذ از دست تو به زمین بیفتد آن‌را برخواهم داشت و تا روز قیامت نگه خواهم‌داشت. اگر دستمال جیبی تو پیش من بود، آن را برای همیشه روی قلب خود می‌گذاشتم. غلامحسین ساعدی خطاب به طاهره کوزه‌گرانی 

می دانی قشنگیِ عشق به دست نیافتنی بودنش است. اینکه در ذهنت معشوقی خاص خلق می کنی یک آدم منحصر به فرد کسی که با او اوج لذت و آرامش را تجربه می کنی هرگز آزارت نمی دهد همیشه کنارت می ماند. اما وقتی همین دست نیافتنی را به دست می آوری تازه داستان شروع می شود. برخوردِ خصوصیات فردی تو با خصوصیات فردی او؛  توقع وسط می آید ، منیّت، حس مالکیت، شک؛ می بینی این آدمِ واقعیِ جلوی رویت، آن معشوقِ تخیلاتت نیست  دلگیر می شوی، سعی می کنی تغییرش بدهی به آن شکلی که دوست داشتی، درگیر می شوی اما نمیشود، دلسرد می شوی... مدتی کجدار مریز می گذرانی می دانی دیگر در این رابطه خوشحال نیستی اما حالا دیگر کندن سخت شده، چون دچار عادت شده ای... که البته خودت به آن می گویی دلبستگی، دوست داشتن... تنهایی سخت است پذیرشِ اینکه انتخابت غلط بوده سخت تر... مستاصل می شوی، درگیرتر می شوی دیگر نه حس خوبی می گیری، نه حس خوبی می دهی؛ خسته می شوی، طرف مقابلت را هم خسته می کنی... رفتارهایی می کنی که قبل تر ها از خودت بعید می دانستی... آخر یک روز با برچسب هایی که از طرف مقابلت خورده ای ترک می شوی... مینشینی یک گوشه برمی گردی به روزهای اول دقیقا روزی که فهمیدی این آدم آدمِ تو نیست؛ می بینی همه کار برای این رابطه کرده ای جز یک کار: باید به موقع رها می کردی #پریسا_زابلی‌پور

شاعر یونانی آ.کلوناریس شعر زیبایی دارد به این صورت: این نامه را در قطار بخوان باز کردی اگر چمدانت را دنبال خاطره‌هایی نگرد که هرگز‌ نمی‌خواستی از تو جدا شوند آن ها را من برداشتم تا سنگین نشود بار ِتو و جا باشد برای خاطرات جدیدت. برای من این چمدان کوچک و این راه دراز هم می‌تواند بهانه فردا شود. فکر می‌کنم این یکی از زیباترین روش‌های جدایی‌ و پایان است. راهی کردن آدمی به سوی سرنوشتی جدید و آینده‌ای روشن با خاطری آسوده و سبک‌بال؛ درحالی که خودت سنگینی بار خاطرات را به دوش می‌کشی.

قالت: وما أخبار قلبك؟ قلت: يذكرك كثيراً... [زن] گفت: از قلبت چه خبر؟ گفتم: بسیار از تو یاد می‌کند... #فاروق_جويدة

Dear Milena, I wish the world were ending tomorrow. Then I could take the next train, arrive at your doorstep in Vienna, and
+1
Dear Milena, I wish the world were ending tomorrow. Then I could take the next train, arrive at your doorstep in Vienna, and say: “Come with me, Milena. We are going to love each other without scruples or fear or restraint. Because the world is ending tomorrow.” Perhaps we don’t love unreasonably because we think we have time, or have to reckon with time. But what if we don't have time? Or what if time, as we know it, is irrelevant? Ah, if only the world were ending tomorrow. We could help each other very much. Franz Kafka, Letters to Milena 🎨 daniel gerhartz

اگر غمگین باشم شانه‌ی تو به عنوان یک مکان امن انتخاب من است برای پناه بردن و اگر شاد باشم شادی‌ام را با تو قسمت خواهم کرد تا بخشی از آن را درون چشمان تو ببینم. اگر تنها باشم، درخلوت و تنهایی‌ام با تو حرف خواهم زد. اگر در جمع باشم، اولین چیزی که به آن فکر خواهم کرد جای خالی و نبودن توست. می‌بینی؟ تو همه جا و در هر شرایطی هستی. در غم، شادی، در تنهایی و در جمع؛ تو همواره بخش بزرگی از داستان من خواهی بود. درواقع مهم‌ترین بخش داستان زندگی‌ام متعلق به توست.

فردا گل اميد برويد باز در قلب دردمند شما، دانم گيرم درخت رنگ خزان گيرد تا ريشه هست، ساقه نمى ميرد #سيمين_بهبهانى
فردا گل اميد برويد باز در قلب دردمند شما، دانم گيرم درخت رنگ خزان گيرد تا ريشه هست، ساقه نمى ميرد #سيمين_بهبهانى

صدایم کن صدایم کن صدایم کن... اگر حتی برای یک وداع مختصر باشد... حامد ابراهیم پور

آقای مسکوب تو سوگ مادر نوشته بود: "نیستی او را با هیچ هستی دیگری نمی‌توان جبران کرد." بله عزیزان؛ فقدان و جای خالی کسانی که در قلب ما خانه دارند را با هیچ‌چیز و هیچ‌کس نمی‌توان پر کرد. همیشه در نبودشان یک خلاء درونمان احساس می‌کنیم.

وإنْ تمنيتُ شيئاً فأنتَ كُلُّ التمنّي و اگر چیزی را آرزو کنم، همه‌ی آرزوی من تویی #الحلاج ترجمه: #محمد_حمادی