Inner consciousness
Open in Telegram
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند ☀️ ناشناس ميتوني با من گفتگو كني: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-907619-SllpJcs
Show more1 123
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
1 123
,برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیتیست که وجود دارد و مابقی چیزی نیست جز بازیهای فکر.
ولی میشود آنرا بزرگترین بیخردی هم نامید زیرا آنچه تنها برای یک لحظه هست و بعد همچون رویایی ناپدید میشود، هرگز به کوششی جانفرسا نمیارزد.
درمان شوپنهاور
اروین د یالوم
1 123
«شاید زندگی پیدا کردن بخشهایی از خودمان در تکهتکههایی از یک کُلِ منسجم است. پیدا کردنی که به اندازهٔ یک عمر طول میکشد.»
اگر زندگی را اینگونه ببینیم، هر فرد، هر رخداد و هر رابطهای میتواند بخشی از ما را به خودمان بشناساند. از این منظر زندگی کردن متفاوت است. چون ما را با آغوش باز به سمت پذیرش خود و احساساتمان میبرد. مسئولیت ما را در قبال احساسات، تجربیات و در یک کلام، زندگی را به ما نشان میدهد. و آن زمان که مسئولیت زندگی خودمان را به عهده بگیریم و از نقش قربانی بیرون بیاییم، میتوانیم زندگی را آنگونه که دوست داریم زندگی کنیم.
تکههایی از یک کل منسجم
1 123
اگه پیام من به دنیا چنین باشد :
«خواسته هایم را عطا کن ، عطا کن ، عطا کن »
دنیا هم پیامی مشابه برای من میفرستد :
«تو نیز خواسته هایم را عطا کن ، عطا کن ، عطا کن »
و در نتیجه من هیچگاه احساس آرامش نخواهم کرد و محکوم هستم تا مدام تلاش کنم تقاضاهایی که در ذهن خود ساخته ام جامه ی عمل بپوشانم ،
ولی اگر پیام من به دنیا چنین باشد که :
« چه میتوانم به تو ببخشم ؟ یا چطور میتوانم خدمتی کنم؟»
پیام دنیا که دریافت میکنم به این صورت خواهد بود :
« چطور میتونم به تو خدمت کنم؟ یا چه چیزی به تو ببخشم؟ »
پس
در هرکجا که بروم سحرو جادوی انتقال افکار و نیروهای سخاوتمند دنیا را در بیرون تجربه میکنم
احساس این تمرینها باید حس سخاوتمندی و حس حق شناسی باشه و نه طلبکارانه
و خدمت حتی یک لبخند ، آموزش دادن ، عشق ورزیدن ، کمک بدون حس طلبکاری ، خیرات مادی ،
هرچه ببخشی برمیگرده چندین برابر
«این یک قانونه»
1 123
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای....
کريشنا مورتی
رهايی از دانستگی
1 123
آیا میدانید منظور من از دگرگونی چیست؟ دگرگونی یعنی کاملاً به نوع دیگری اندیشیدن ؛ به این معنا که میتوان حالتی در ذهن به وجود آورد ، که دیگر در آن هیچ ترسی ، هیچ ذهنیتی برای درگیری ، مبارزه ، دستیابی به چیزی، و چیزی شدن یا بودن وجود ندارد. دگرگونی یعنی رهایی کامل از ترس.
کریشنامورتی
مسئله آزادی
1 123
تنها راه تغییر دادن دنیا, تغییر دادن سطح آگاهی انسانهاست. و این را می توانی در خودت انجام دهی.
این را نمی توان از بیرون در مورد کسی انجام داد. بدان که اگر سطح آگاهی خودت را تغییر دهی, ارتعاشی ایجاد خواهی کرد که مردم را تغییر خواهد داد.
بدون اینکه از آن باخبر شوند آنان را تغییر خواهد داد.دنیا به محیطی متفاوت نیاز دارد, نه یک جامعه متفاوت.
به یک محیط روحانی متفاوت نیاز است.برای همین است که من مستقیما علاقه ای به تغییر دنیا ندارم,من نمیخواهم شما خدمتکاران جامعه شوید.ماموران تبلیغ یا چیزی شبیه آن.من مایلم شما مطلقا خودخواه شوید.
نخست سعی کن بدانی که.کیستی, این نخستین گام خود خواهی است.
نخست سعی کن عشق بورزی, این دومین اصل خود خواهی است.خودت را دوست بدار, تا بتوانی دیگران را دوست بداری, و سومین اصل خود خواهی این که لحظه را با خوشی و شادمانی زندگی کن.و آنگاه چیزی توسط تو شروع می کند به رخ دادن. تو یک نقطه اشتعال می شوی. روندی جهانی آغاز میشود. هرگاه یک بودا ظاهر می شود, روندی جهانی آغاز می گردد.تو یک بودا میشوی. موجودی بیدار. این تنها کاری است که میتوانی
بکنی.
اشو
1 123
هنگامی که
وابستگی درونی به شکلها
از میان برود،
شرایط کلیِ زندگی
و اشکال بیرونی
به شدت بهبود مییابند.
به این ترتیب،
هستی راحتتر جریان مییابد.
اکهارت تله
1 123
معنویت بطور عمیق ساده است،
به سادگی تنفس
ساده و باشکوه
مثل خیره شدن به ستارگان در شب و فرو رفتن در سکوت و حیرتی عمیق.
1 123
حتی اگر به اهداف بیرونیات برسی، هرگز تو را راضی نخواهد کرد اگر که صلح و آرامش درونیات را پیدا نکرده باشی.
و آن صلح درونی، بیدار شدن است، در لحظه حاضر بودن، همراستا با زندگی بودن.
اکهارت تله
1 123
ایا می توانید به حالتی برسید که نه احساس پر بودن بکنید نه احساس تهی بودن ؟جایی گه نتوانید بگویید ناراحت هستید یا شاد حالتی که در آن ندانید آرام هستید یا نا آرام. دقیقاً در این وسط است که اشراق و تعالی آرمیده است.
هر کس به میان این دو حالت دست یابد زندگی بدون تشویش و دغدغه را تجربه میکند. باقی تجربهها همگی تجربه ذهن هستند. ذهن در دوئیت و دوگانگی زندگی میکند. بین دو قطب مخالف در نوسان است.
ذهن یا شاد است یا غمگین. یا راضی است یا ناراضی. یا شکست خورده است یا پیروز. هرگز در وسط نمیایستد. درست مانند پاندول ساعت بین دو بینهایت در نوسان است.
همانطور که وقتی پاندول در وسط میایستد ساعت از کار میافتد، شما هم اگر در وسط توقف کنید ساعت ذهنتان از کار خواهد افتاد. و از آن زمان به بعد دیگر زمان برای شما وجود نخواهد داشت.
دیگر مرگ و زندگی برایتان مطرح نخواهد بود. جاودانگی را تجربه میکنید. هیچ چیز با وسط در تضاد نیست. در وسط آسایش و آرامش حقیقی تجربه میشود.
برای همین است که بودا راهش را «راه میانه» نام نهاده است. همه چیز در وسط است. وسط یعنی نه دیروز و نه فردا. وسط یعنی اینک، اینجا.
اشو
1 123
یادت باشد که این زندگی آزمونی برای همه شماست؛
زمانی که آن به اتمام رسید،
تعجب نکن اگر به این سمت پرده بازگشتی و دیدی که هیچ گونه مجازات و پاداشی وجود ندارد...
اینجا فقط خانواده ای هست که قدردان توست؛
قدردانِ سفر تو
و انرژی ای که عاشقانه برای این زمین و این عالمِ هستی گذاشتی
و از میان آن گذر کردی...
کرایون
1 123
برای درک رشد کردن، کافیست به یک درخت نگاه کنی. هنگامی که درخت رشد میکند، ریشههایش در عمق پیش میروند. اینجا تعادل برقرار است: هر چه درخت بلندتر شود، ریشههایش عمیقتر میشوند.
رشد کردن یعنی اینکه در عمق وجودت فرو روی، جایی که ریشههایت قرار دارند.
اشو
عشق رقص زندگی
1 123
برای درک رشد کردن، کافیست به یک درخت نگاه کنی. هنگامی که درخت رشد میکند، ریشههایش در عمق پیش میروند. اینجا تعادل برقرار است: هر چه درخت بلندتر شود، ریشههایش عمیقتر میشوند.
رشد کردن یعنی اینکه در عمق وجودت فرو روی، جایی که ریشههایت قرار دارند.
اشو
عشق رقص زندگی
