en
Feedback
լսիր ինձ🪭

լսիր ինձ🪭

Closed channel
359
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-630 days
Posts Archive
«تو فقط کمی درون یک لحظه گیر افتاده‌ای. لحظه تغییر می‌کند.»

حیرون و سیلون اصلا هم گم نشدیم

photo content
+1

photo content
+1

photo content

Video message00:04

Video message00:04

پریسا در حال لبخند زدن به دختر مورد علاقش:

Video message00:05

مثل همیشه، سفر رفتن آیدا همانا و سرماخوردگی همانا

مردا نمی‌فهمن که زنا متقابل‌کننده‌ان، نه شروع‌کننده. اون بعد از تو قدم برمی‌داره. انرژیتو پس می‌ده. تو lead کن، اونم دنبالته. همین‌قدر ساده‌ست.. زن ها هر عشقی رو بهشون بدی به شیوه ی زیباتر به تو پس میدن

photo content

ولی ایا این عادت من اشتباهه؟ خیر چرا؟ چون من منحصر به فردم حتی به غلط🙂‍↔️

یعنی حتی برای کارهای روزمره‌م هم نمی‌تونم یه ترتیب درست‌وحسابی داشته باشم. هر کاری رو یا دیر انجام میدم، یا وسط انجام دادنش یادم میاد که قبل از اون باید یه کار دیگه رو انجام می‌دادم. آخرش هم به‌جای اینکه حس کنم روزم رو مدیریت کردم، فقط دارم بین کارهای مختلف رفت‌وآمد می‌کنم و سعی می‌کنم خرابکاری‌هارو جمع‌وجور کنم

این تنفر من نسبت به برنامه ریزی کردن انقدر داره افتضاح میشه که دیگه ترتیب انجام کارا از دستم در رفته :) از خواب بیدار میشم اسکین کرمو انجام میدم و بعد یادم میاد که باید قبلش دوش میگرفتم

بعد از گشتن تو آرشیو ها و عکسای پارسال به قبلم متوجه شدم یچیزی تو من خیلی تغییر کرده ولی هرچی فکر میکنم نمیدونم چیه🤔 هرچی که هست باید زودتر اون آیدا خوشگله رو بیدارش کنم

با خودم حرف میزنم گاهی

اینم باز پرسیدید که آیدا جون تو که ربات ناشناستو بستی پیویت رو هم نداریم پس چطور ازت سوال میپرسن باید بگم کسی سوال نمیپرسه

اصلا نه درس میخونم نه به قول هایی که به خودم داده بودم عمل کردم نه خواب منظم نه روتین درست حسابی اصلا حتی روتینمم شارژ نکردم به تهِ همه چیز رسیدم و از اینطرفم هیچ چیزو فعلا قصد ندارم شروع بکنم تا ایشالله هوا بهتر بشه برگردم به زندگیم

باید بگم بچها جون خیلی تنبل شدم :( اصلا کارو زندگیم ریخته بهم ولی خب دلداری های مستمر دوستان باعث میشه کمتر احساس بدی داشته باشم، تابستونا هیچوقت جالب نیست