en
Feedback
نگاهِ درون

نگاهِ درون

Closed channel
2 301
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
کسی که یاد گرفته خودش رو در آغوش بگیره، دیگه دنبال نجات‌ دهنده نمی‌گرده.

اندوه اغلب نیاز به حل شدن نداره، بلکه نیاز به دیده شدن داره. مثل یه بچه که گریه کرده و فقط می‌خواد کسی بغلش کنه، نه اینکه دلیل گریه‌شو تحلیل کنه.

در زندگی دردهایی هست که در جوابش فقط باید خوابید.

 «حالا می‌فهمم که درد بیگانگی چه درد بزرگی است. چه کسی می‌تواند حالا باور کند که در قلب من هیچ چیز وجود ندارد» _نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور

هر وقت از پسِ غمم برنمیام، دلم می‌خواد بخوابم. بخوابم و تویِ یه روزِ جدیدِ دست‌نخورده بیدار شم. آخرین سلاحم برای فرار از غم، خوابیدنه.

فکر کنم خیالِ راحت توی بزرگسالی معنایی نداره.

خیلی از اضطراب‌های امروزی، از «نمایش‌زدگی اجتماعی» میان؛ فشارِ مداوم برای نشون دادن نسخه‌ای قابل‌ تحسین از خودمون.

باور دارم موج‌های دریا باید خود ما را به ساحل برسانند؛ دست‌وپا زدن بی‌فایده است. ا.ا

جمله‌ی «نمی‌دونم چی می‌خوام» اغلب به این معناست که «می‌دونم چی می‌خوام اما از روبرو شدن با هزینه و پیامدش می‌ترسم».

بحث “شدن و نشدن” کم پیش میاد٫ وقتی به بحث “خواستن یا نخواستن” می‌رسیم.

بسیاری از تصمیم‌های بد، حاصل تلاش ذهن برای کم کردن فوریِ اضطرابِ ناشی از ابهامه. ما به قطعیت پناه می‌بریم، حتی اگه اشتباه باشه.

از لحاظ احساسی مستقل شدم و این‌و خیلی‌خوب می‌فهمم. انتظارم از آدم‌ها به حداقل رسیده و از کلمه‌های “امکان نداره و بعیده” کمتر استفاده می‌کنم. توی کم‌ترین زمان ممکن با شرایط کنار میام و سعی می‌کنم هر اتفاقی هم افتاد از زندگی ِخودم جا نمونم و حسرت روز‌های گذشته رو نخورم.

تو نمی‌تونی به خودت دروغ بگی و بعد انتظار آرامش داشته باشی.

ما از دردها عبور نمی‌کنیم، باهاشون بزرگ می‌شیم. درد، ما رو می‌تراشه تا شکلِ واقعی‌تر خودمون رو پیدا کنیم.

«دوستت دارم»‌هایتان، تیرهای زهرآگینی‌ست که از لب‌هایی دروغ‌گو رها می‌شود، و بر جانِ انسان می‌نشیند، نقشِ زخم و رنج می‌نهد، نه عشق. ا.ا

هر بار که از چیزی می‌ترسی و بازم انجامش می‌دی، یه تکه از ترست جدا می‌شه. شجاعت، نتیجه‌ی صدها ترسِ کوچیکِ زیسته‌ست.

گاهی عدم تصمیم‌گیری، خودش یک تصمیم دفاعیه؛ تلاشی برای اجتناب از سوگواری بر یکی از گزینه‌ها.

چقدر دنیا جای بهتری می‌شد اگه آدم‌ها به اندازهٔ تلاش برای بهتر کردن ظاهرشون، برای شخصیتشون تلاش می‌کردن.

آلبرت الیس(بنیانگذار رویکرد عقلانی هیجانی) میگه: اگر شما چای دوست داشته باشید و پارتنرتان قهوه، شما با هم "فرق" دارید. اما اگر شما اصرار کنید که باید او چای را بیشتر از قهوه دوست داشته باشه، شما با هم "اختلاف" دارید. "فرق‌ها" ریشه در تفاوتِ سرشت‌ها دارند و راه‌حل، در پذیرش ‌آنهاست و "اختلافات" ریشه در تفاوتِ منش‌ ها دارند و راه‌حل، در پختگی و اعتلای مهارت‌هاست. 👤دکتر روح الله صدیق

یه جایی از زندگیم، فهمیدم که همیشه نباید حمایتگر باشم. بعضی شکست‌ها، تجربه‌ها و رنج‌ها، مالِ زندگیِ آدم‌هاست و باید بذارم براشون اتفاق بیفته.