en
Feedback
نگاهِ درون

نگاهِ درون

Closed channel
2 301
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
سه نفر بودیم یکیمون کم شد ....

با توجه به شرایط ویژه ای که جامعه با آن روبرو هست از هم اکنون می توانید با تخفیف طولانی مدت ( ۲۴ جلسه به مدت ۶ ماه ) از خدمات
با توجه به شرایط ویژه ای که جامعه با آن روبرو هست از هم اکنون می توانید با تخفیف طولانی مدت ( ۲۴ جلسه به مدت ۶ ماه ) از خدمات روان درمانی و مشاوره دکتر مرضیه امینی استفاده کنید. روان درمانی در حوزه فردی و مخصوص بزرگسالان هست مدت استفاده از تخفیف ده روز می باشد. فقط کافی هست به ای دی زیر پیام بدید @psyreservation

سخت‌ترین جنبه‌ی پول نداشتن‌ «حس دائمیِ محروم بودنه». فرد فقیر فقط از پول محروم نمی‌شه، بلکه از حق انتخاب، آینده‌نگری، روابط با کیفیت، امنیت روانی، انگیزه و تجربهٔ حس برابری نیز بی‌بهره می‌مونه. این محرومیت‌های دائم، کم‌کم به یه باور درونی تبدیل می‌شه که روی عزت‌نفس تاثیر می‌ذاره. @ghodrateradh

خیلی وقته که از اون مرحله که هر عقیده‌ای قابل احترامه، گذشتیم.

«در این وطن با وفاتر از غم کیست؟!»

«ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود، آدم های بسیاری را می‌گریاند.»

من هم مثل خیلی‌هامان فرو ریخته‌ام. تمام تلاشم این است که دوباره سر پا بایستم. برای شما می‌نویسم، اما در حقیقت برای خودم. محکم بمانید. ما وارثان خونیم؛ خونِ زیباترین مردمان این سرزمین. سرزمینی که باید آزاد شود و دوباره ساخته شود. خون ریخته شده، بسیار خون ریخته شده. و وظیفه‌ی تک‌تک ما ادامه‌ی راه و خواسته‌های همان خون‌هایی‌ست که بر خاک ایران جاری شد. این مسئولیت، تاریخ انقضا ندارد. پس محکم بمانید. با جگری سوخته، اما با گام‌هایی استوار، ادامه می‌دهیم.

«در این مدت، زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آن‌که هیچ اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.»

بند کتونی‌ها را سفت می‌کنم و زیر لب فریاد می‌زنم: «همیشه دوستت داشته‌ام.» ا.ا

نذر کردم؛ گر از این غم به درآیم روزی تا درِ میکده شادان و غزل‌خوان بروم به هواداری او ذَرِّه‌صفت،رقص‌کنان تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم -حافظ

مفهومی هست به نام «خستگیِ آینده». وقتی اونقدر آینده رو تو ذهنت بالا و پایین کردی که دیگه امروزت بی‌رنگ میشه. ذهن سفر می‌کنه و بدن جا می‌مونه. همه چیز انگار با غباری از ابهام و ترس و تردید پوشیده شده.

زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن هم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن. -رهی معیری

چقدر یه وقتایی زندگی تهی از هر خواستنی می‌شه.

چه‌طور کسی می‌تواند ناگهان وسط خیابان بایستد و از خود بپرسد: این آیا سرنوشت من است؟ -جورجو آگامبن

به درون خود می‌گریزم، و کسی آن بیرون به صورتم می‌کوبید و می‌گوید: "نخواب، بیدار شو، بیدار بمان، در آن‌جا هیچ‌کس در انتظارت نیست."

همچنان که دارم میرم جلو، مدام تو دلم میگم ای کاش یه سری اتفاق‌ها نمیوفتاد و همه چی رو سخت‌تر نمی‌کرد.

اگر بمونم خودخواهم؛ اگر برم هم باز خودخواهم. من در هر صورت یک مجرم ردیف اولم.

احساس می‌کنم غم زیاد منتهی می‌شه به خستگی، مثلاً من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خسته‌ام از همه چی.

احساس می‌کنم غم زیاد منتهی می‌شه به خستگی، مثلاً من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خسته‌ام از همه چی.

نمی‌تونم از غمم با‌ کسی حرف بزنم، چون تو تنهایی یاد گرفتم با درختا حرف بزنم، با سقف اتاقم، یا سایه روی دیوار، با ورقه‌های کاغذ و قلم، با هر چیزی حرف بزنم بجز آدما.