شعبه
Open in Telegram
631
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
631
فقط میخوام بخوابمو بخوابم
هرچی غلط کردم و یادم بره
یه بار دیگه بخوابمو نبینم
مرحلههای رفتن رد شعاعِ آب ناشی از سنگی که اسم من بود
بخوابم و جزیرههای توو فیلم
تو رو گمت کنن منو مضطرب
بخوابمو خزعبلات گفته توو قرارامم بخوابن
بخوابمو زنگای درسعمومیَم بخوابن
بخوابمو ترسای ناتمومیَم بخوابن
.
پیس پیسِ پاشوآتُ واضح شدن
از یه -جزیرهگرد- بیرون زدن
توویِ اتاق،زیر پتو، له شدن
سعی برای پا شدن تا به پات
امید حرفقدمزدن پا به پات
شهر، شعار خط خطی
صفونونِ گرم
شهر، مبرهنه که نیست جامون
تنت لباس گرم کردی رفتی
کش تفنگ منم
تو چوب هفتی
هشت کتاب روی طاقچهای تو
بیسانسور تولدی دیگرم
نه آ ت ، عادتت به آره برعکس
دهات، هرجا که تو توش کافی
به انضمام صوت بیترجمهی جمعیت جنگلام
پاشو بریم ، پتو= روپوش، کافی
جیرهی بی مواجب زرزرام!
پرت شدم گوشه، بدون حرکت
کاشتهی تاثیرگذاری شدم،
تو پشتمی به جای دیوید بکهام
-چند ردیف درخت سفت و ثابت بینما-
برس بهم/ سهجافیام کم شده
حرف دلم هرچی نمیگم، شده
بزن دفاع سفت و تارو مار کن
استادیوم داغه
صداتو بار کن
تا پختنت تنت تحمل کنه
بکام کاشته رو به جام گل کنه
توام عروس خوشهی اقاقی*
کرنرِ گل، به شکل اتفاقی
پنالتی وسط،نمیشد گرفت
صریح، تکل یه مدافع سفت
صحیح سوت کیف یه طرفدار
تو کیفِ کوچیک، ولی ضروری
گفته بودم کاشتهی راه دوری
نگفته بودم چقده زاویهت
توو آینهجیبیت خودتو دید زدی
شوتو به سمتی که نمیدید زدی
فقط میخوام برا تموم کردن
ریتمِ پاسای بازی که خیلی وبال گردنه
از تو یکم راهنمایی بخوام
ضدهوایی بخوام
که صورتت با کاشتههای گل نیاد به یادم
تا بتونمو بازی رو تا آخرش ببینم
دروازهبان خوب بگیرم که اگه هجوم خاطراتت از آخر شب شروع کنه حملهشو
نشم مربیِ -نشسته رو دوزانو تا گل شدن توپ حریف منتظر-
من کدری شیشه ترجیحمه
مه اگه میشه باشه توی تصویر
ماشینا جا پارک ندارن توو خواب
آب یخم کنار دست کاکتوساست
زنگ نمیزنن بپوش اومدیم
تو روزتو شروع میکنی ولی میفهمی اینکه ادامهی همون ماجراست.
کاشتهشو دیوید زده
استادیوم بوی عرق پاشده از شادی بازو بازا
سانسور فوتبال مثه اعتراضا
شکمو قل قلک داده ؛ تو هیچکدوم نباشی
قبول نمیکنم
اگه تو خواب تازه رو به روم نباشی
خواب بعدی
متن: پتو
حواشی؛ خواب بعدی
خوب نمیشد اگر به هر دو راهی
به شکل چند اضافهکار دیدن؟
خوب نمیشد اگر بریدههایِ
متنا توو خواب دستامو میبریدن؟
نهایتن شهر مهارتپسند
من سر فندک توو مهمات، پرت
دوربینو توو خواب بگو کات، پرت
حواس روو سومی شات، پرت
پنالتی تمارضِ ندیده
کاشتهی دیوید به تو رسیده
استادیوم پریده جیغ و ویغی
تنم مراقب مثه جوجه تیغی خوشحال نباشه بهتر
تیم تو خواب روو پیرهنش مارک نیست
دیدن فوتبال اینهمه دارک نیست
توام مرتبیت توو ژولی موهات بود
پرت تر از حواس من شات بود
تمارضم خیسِ مهمات بود
کفش گشادم توی خواب پات بود
گفتی دیگه دیویدو بیدار نکن
شوت زدی شعلهی شلیک داشت
آس دلم ویرِ دوِ پیک داشت
بریدههای مثمر ثمر تو
خمیازه بازههای مستمر تو
تراپی تازههای بی خطر من
هسته تویی دور و برا بقیه
رازای گم تو خبرا بقیه
گل مارادونا به انگلیس تو
سه جاف دروازهی پرسپولیس تو
اینطوری باشه، باشه آبیا من
پول اضافهی تراپیا من
سهم نداشتهی اتوپیا من
بار: کلمه کار: کنارِهمچین
نسبت پرتقال و جعهچوبی
محمدرضا شیخ حسنی
پاییز ۱۴۰۳
*و
ناگهان صدایم کرد
و من عروس خوشههای اقاقی شدم.
فروغ (ا.ب.ب.آ.ف.س)
@branch16
