پَرسه در پارسی۲
Open in Telegram
تحلیل درس به درس ادبیات فارسی متوسّطهٔ دوم، پاسخ به سوالات و تمرینها، دانشهای ادبی و زبانی، آزمونهای مستمر و پایانی، نکات کنکوری و... ارتباط با مدیران @ordibehesht1979 @V_A_Babaei
Show more448
Subscribers
-124 hours
-67 days
-1630 days
Posts Archive
بوکفسکی، «بدبین» یا «واقع بین»؟
«نبوغ، تواناییِ گفتنِ چیزی عمیق، به روشی ساده است.»( چارلز بوکفسکی)
«هاینریش چارلز بوکفسکی»(۱۹۲۰-۱۹۹۴م.) شاعر و نویسنده صاحب سبکِ آمریکاییِ زاده آلمان، -که در کارنامه شگفتانگیز خود بیش از هزار شعر، صدها داستان کوتاه و شش رمان دارد- هنرمند غریبی است. هم دوستش دارند و هم به همان میزان محبوبیتش مغضوب است.
ادبیاتِ ستیزنده و ستیهندهاش نیز عجیب و مخصوصِ خودش است. به همان شیوه مینویسد که زیسته است. آفرینشگری است که وجوه رنگینکمانیِ هنر را در سویههای تاریک و زشت و پلشت میجوید. در به تصویر کشیدن زشتیهای پنهان زیر زیباییها، مهارت زیادی دارد. تند، صریح و بددهن است. عاشق نوشیدن الکل است. در برابر هنجارهای قاعدهمند عصر مدرن میایستد. در پرداختن به دغدغههایش اِبایی ندارد. خطا بر قلمِ صُنعاش رواست. خشونت جزء ذاتی نوشتههایش است و در به کار بردن دُشواژههای دور از ادب، گستاخ و خیرهروی است. انزجار و مردم گریزی نیز آشکارا در اغلب نوشتههایش به چشم میخورد. نگران قضاوتهای دیگران نیست و کوچکترین اهمیتی برای انتقاد دیگران قائل نیست. اما با تمام این احوال، هرگز به دنبال ظاهر سازی نیست و در تمام آثارش «خود» واقعیاش را میجوید. این فلسفهی گزنده و تلخ از نویسندگی و مانیفست فکری او با نوشتهی روی سنگ قبرش یعنی « تلاش نکن»(Dont Try) خودنمایی میکند. با همین سبک خاص -که «رئالیسم کثیف»اش خواندهاند- شور و شر خاصی در سپهر ادبیات جهان به پا کرد. کتابهایش به دهها زبان مختلف ترجمه شدهاند و او را یکی از مؤثرترین نویسندگان زمان خودش میدانند. زمانی که درسال ۱۹۶۹ پس از ۱۱ سال، کار در ادارهی پُست را رها کرد تا نویسندهای تمام وقت شود؛ به دوست و مترجم آلمانی آثارش نوشته بود: «دو راه داشتم، در ادارهی پُست بمانم و ديوانه شوم، يا نويسنده بشوم و گرسنگی بکشم. انتخاب من گرسنگی بود.»
«عامه پسند» ششمین و آخرین رمان بوکفسکی است که در سال ۱۹۹۴ با نام اصلی (Pulp) به چاپ رسید.
این رمان -که برخی آن را بهترین اثر داستانی بوکفسکی میدانند- سوگنامهی انسان تهی از معنای عصر مدرن است که به رغم ساختار معمّایی-پلیسی گونهاش، بافتاری نهیلیستی(پوچ گرایی) دارد. نمود موتیفهای تکرار شوندهای همچون «معناگریزی»، «تنهایی»، «پوچی» و «مرگ» ماهیت رمان را به شیوهی تفکّر روانشناسان اگزیستانسیال نزدیک کرده است.
سنگینیِ مفهومِ مرگ، چون بختکی بر سراسر رمان سایه افکنده و خود تبدیل به یکی از شخصیتهای داستان شده است. مرگ اندیشیِ غالبِ نویسنده در این اثر شاید بیارتباط به نزدیکی فراوان نویسنده به مرگ نباشد که در عمر هفتاد و چهار سالهی خود بارها و بارها با آن چهره به چهره شده و هنگام نوشتن این رمان نیز با بیماری سرطان پنجه در پنجه شده است. در سی و پنج سالگی در اثر خونریزی حاد معده، در شرف مرگ بوده است، در چهل و یک سالگی اقدام به خودکشی کرده است، در شصت و هشت سالگی گرفتار بیماری مرگبار سل شده است، در هفتاد و سه سالگی به سرطان خون مبتلا شده است، و نهایتاً بر اثر ابتلا به بيماری ذاتالرّيه به دنبال ضعف جسمانی ناشی از سرطان درگذشته است. میتوان مدّعی شد که دیدگاه بوکفسکی در این کتاب نسبت به مرگ، متأثّر از بیماری اوست. زندگی و مرگ در سویههای آشکار و پنهان تفکّر بوکفسکی، دو روی سکّهی هستیاند که نمیتوان با تجاهل و تغافل به انکار آن برآمد.
(ادامه در فرسته بعد👇👇)
#آزمونفنون۳
دی ماه۱۴۰۲
پایه دوازدهم
طراح :وجیهه علی بابایی
همراه پاسخنامه
@parse_dar_parsi_2
#آزمونفنون۱
دی ماه۱۴۰۲
پایه دهم
طراح:وجیهه علی بابایی
همراه پاسخنامه
@parse_dar_parsi_2
نظر به رویِ تو هر بامداد، نوروزیست
شبِ فراقِ تو هر شب که هست، یلداییست
یلدایتان همایون و اهورایی...
با تقدیم مهر و ادب و احترام
مجتبی جعفری کاردگر
@parse_dar_parsi_2
Repost from پَرسه در پارسی۲
#نقشهای_تبعی
#تست
چند تست از مبحث نقشهای تبعی
-بدل
-معطوف
-تکرار
@parse_dar_parsi_2
Repost from پَرسه در پارسی۲
#جمله_معترضه
#تفاوت_بدل_با_جمله_معترضه
🔺جمله معترضه
جملهای است که در ضمن جمله اصلی میآید و دربارهٔ نهاد جمله توضیح میدهد. اين گونه جملهها معمولاً مفهومى از قبيل دعا، نفرين، آرزو را به مفهوم اصلى جمله مىافزايند.
💥جمله معترضه در مفهوم جملهی اصلی اثری ندارد و اگر آن را حذف کنیم؛ خللی در معنا و مفهوم جمله حاصل نمیشود.
💥جمله معترضه گاه پس از حرف ربط میآید و گاه به طور مستقل میان دو خط تیره (—) قرار میگیرد.
🔺انواع جمله معترضه
جمله معترضه بر دو نوع است:
♦دعایی
☑نمونه
🔸شکّرفروش که -عمرش دراز باد- چرا
تفقّدی نکند طوطی شکرخا را
🔸من نیاَم جنس شهنشه -دور از او-
لیک دارم در تجلّی نور از او
🔸استادم -که روانش شاد باد- در ادبیات بینظیر بود.
🔸«پدرم -خدا حفظش کند- انسان مومنی است».
♦توضیحی
☑نمونه
🔸سعدی -که بزرگترین سجع نویس ایرانی است- در قرن هفتم میزیست.
🔺تفاوت جمله معترضه و بدل
1⃣جملهی معترضه جمله است؛ ولی بدل جمله نیست.
2⃣جمله معترضه بین دو خط فاصله قرار میگیرد؛ ولی بدل بین دو ویرگول.
@parse_dar_parsi_2
Repost from پَرسه در پارسی۲
#نقشهای_تبعی
#بدل
#معطوف
#تکرار
🟣بخش دوم
🔺معطوف
گروه اسمیای است که پس از «واو عطف» میآید و از نقشِ گروهِ اسمیِ پیش از خود تبعیت میکند.
☑نمونه
🔸مولوی و سعدی در قرن هفتم میزیستند.
«سعدی»---> معطوف
🔸بر حدیث من و حُسنِ تو نیفزاید کس
حد همین است، سخندانی و زیبایی را
🔸نفاق و زَرق نبخشد صفای دل، حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد
🔸عشق و شباب و رندی مجموعهی مراد است
چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد
💥اگر در جملهای بیش از یک معطوف داشته باشیم؛ به جای حرف عطف، ویرگول به کار میرود.
☑نمونه
🔸فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ بزرگترین شاعران ایرانی هستند.
🔺تکرار
واژه یا واژههایی که در یک نقش، دوبار در جمله تکرار میشوند.
☑نمونه
🔸سیب آوردم سیب.
سیب---> که نقش مفعول دارد، برای تأکید، تکرار شده است.
🔸بهار فرا رسید، بهار.
بهار---> که نقش نهادی دارد؛ تکرار شده است.
🔸شاد زی با سیاهچشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
🔸دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت، رفیق بود، رفیق
🔸یکی را ساخت شیرینکار و طنّاز
که شیرینی تو، شیرین، ناز کن ناز
🔸یکی را تیشهای بر سر فرستاد
که جان میکَن که فرهادی تو، فرهاد
💥هر نوع تکرار واژه را نمیتوان نقش تبعی تکرار دانست؛ در نقش تبعی تکرار حتماً باید یک واژه برای تأکید، در همان نقش، تکرار شده باشد. پس به محض دیدن واژهی تکراری نباید فکر کنیم که نقش تَبَعی تکرار است.
☑نمونه
🔸دوای درد بیشک درد باشد.
درد --->چون در نقشهای مختلف به کار رفته و تابع یکدیگر نیستند؛ پس تکرار نیست.
@parse_dar_parsi_2
Repost from پَرسه در پارسی۲
#نقشهای_تبعی
#بدل
#معطوف
#تکرار
🟣بخش نخست
نقشهای کلمات، بهطورکلّی بر چهار دستهاند:
۱- نقشهای اصلی: نهاد، فعل، مفعول، متمّم و مسند...
۲- نقشهای فرعی: قید، منادا
۳- نقشهای وابسته: مضافٌالیه، صفت
۴- نقشهای تَبَعی: بدل، معطوف، تکرار
🔺نقشهای تبعی
گاه، واژه از نظر نقش دستوری، پيرو گروه اسمی پيش از خود است؛ به این گونه نقشها در اصطلاح، «نقشهای تَبَعی» میگوييم.
🔺بدل
گروه اسمیای است که گروه اسمی پیش از خود را توضیح میدهد و میتواند جایگزین آن شود و از نقش گروه اسمی پیش از خود، تبعیت میکند.
به بیان سادهتر گاهی چون کسی یا چیزی را نام میبریم گمان میکنیم که شنونده احتمال دارد مقصود ما را در نیابد؛ برای واضحتر کردن مقصـود خودمان، نـام دیگر یا شغـل و مقام یا نشـــانی دیگر اسم را بیان میکنیم. این توضیح اضافی که دربارهی اسم میدهیم «بدل» خوانده می شود.
☑نمونه
🔸فردوسی، شاعر حماسهسرای ایران، در قرن چهارم میزیست.
--->شاعر حماسهسرای ایران، بدل است.
💥بدل در شعر معمولاً به صورت ضمیر مشترک «خود»، «خویش» یا «خویشتن» به کار میرود که آن را بدل تأکیدی میگویند.
☑نمونه
🔸او را خود التفات نبودی به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
واژههای «خود» و «خویشتن» نقش بدل دارند.
🔸ما خود نمیرویم دوان از قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
🔸من، خود، به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
💥گاهی دو یا سه بَدَل پشت سر هم میآیند.
☑نمونه
🔸محمد، ملقب به جلالالدین مشهور به مولانا یا مولوی، در سال ۶۰۴ هجری شمسی به دنیا آمد.
💥گاهی بَدَل از «حرف اضافه +گروه اسمی» تشکیل میشود.
☑نمونه
🔸سعدی، از شاعران سبک عراقی، گلستان را در هشت باب نوشت.
💥بدل بین دو ویرگول قرار میگیرد.
💥بَدَل را با مسند اشتباه نگیرید.
مُسند قابل حذف نیست؛ ولی بدل را میتوان حذف کرد.
☑نمونه
🔸درست است که رستم، قهرمان فردوسی است.
قهرمان فردوسی----> مسند
💥بدل جمله نیست.
🔸دی پیر مِیفروش، که ذکرش به خیر باد
که ذکرش به خیر باد----> جملهی معترضه است نه بدل.
🔺ویژگیهای بدل
ویژگیهای بدل که ما آنها را با عنوان «راههای تشخیص بدل» میشناسیم عبارتاند از:
1⃣ بدل و اسم قبل از آن باید در جمله، یک نقش داشته باشند.
2⃣ بدل و اسم قبل از آن باید یک چیز یا یک شخص باشند و دو چیز یا دو کس مستقل از هم نباشند.
3⃣ بدل از جمله قابل حذف شدن است؛ بدون این که به معنی جمله آسیبی برسد.
4⃣ اسم قبل از بدل نباید کسره داشته باشد.
5⃣ بدل بین دو ویرگول قرار می گیرد.
☑نمونه
🔸فردوسی، حماسه سرای بزرگ ایران، سخن را به آسمان علّیین برد.
✅ اگر این مثال را با روشها یا همان ویژگیهای ششگانهی فوق بررسی کنیم؛ میبینیم که:
1⃣ حماسهسرای بزرگ ایران و فردوسی هر دو در جمله نقش نهادی دارند.
1⃣ هردو یک شخص هستند؛ یعنی فردوسی همان حماسهسرای بزرگ ایران است و اینها دو شخص مستقل از هم نیستند.
3⃣ ما میتوانیم بدل (حماسه سرای بزرگ ایران) را از جمله حذف کنیم؛ بدون این که به معنی جمله آسیبی برسد.
4⃣ بعد از بدل (حماسه سرای بزرگ ایران) بلافاصله فعل نیامده است.
5⃣ اسم قبل از بدل (فردوسی) کسره ندارد.
6⃣ بدل (حماسه سرای بزرگ ایران) بین دو ویرگول قرار گرفته است.
💥فرق بدل با صفت و مضافالیه
فرق بدل با صفت، آن است که موصوف با کسره به صفت اضافه میشود، ولی اسم قبل از بدل، با کسره به بدل اضافه نمیشود.
💥فرق بدل با مضافالیه
آن است که:
1⃣ مضــاف با کســره به مضافالیـــه اضـافه میشود، ولی اسم قبل از بدل، به بدل اضـــافه نمیشود.
2⃣ مضـــاف ومضافالیه دو موجود مستقل و جداگانهاند، در حالی که بدل و اسم قبل از آن، هردو یکی هستند.
@parse_dar_parsi_2
«... همین که شعری در فلان سرزمین نوشته شود، بیدرنگ در جاهای دیگر تکثیر میشود. نوشته شدن و موجودیت پیدا کردن - ورای مسافتها، ورای آسمانها، دریاها، قارهها، ورای رژیمهای سیاسی و محدودیتها- تنها انگیزهی اشاعهی شعر است. او آدمی بوده با تمایل به این باور که در همه جا تنها یک شعر وجود دارد، منتها در قالبهای متفاوت نوشته میشود؛ و این که هدف، از ورای تمام زبانها و تمدنها، فقط دست یافتن به یک شعر واحد است.»
امیلی ال، نوشته مارگریت دوراس، ترجمه شیرین بنیاحمد، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، زمستان ۱۴۰۱، ص ۶۳.
@parse_dar_parsi_2
#آرایه_ادبی
#آرایه_ادبی_جناس
#جناس
#جناس_تام
#جناس_همسان
#جناس_ناقص
#جناس_ناهمسان
#پایه_دهم_یازدهم_دوازدهم
#دکتر_مجتبی_جعفری_کاردگر
@parse_dar_parsi_2
#علوم_و_فنون_ادبی
#پایه_دوازدهم
#درس_چهارم
#سبکشناسی_قرنهای_دوازدهم_سیزدهم
#دوره_بازگشت
#دوره_بیداری
#خودارزیابی
#دکتر_مجتبی_جعفری_کاردگر
@parse_dar_parsi_2
#دانش_زبانی
#ضمیر
#ضمیر_شخصی
#نقش_ضمیر_شخصی
#رقص_ضمیر
#جهش_ضمیر
#جابجایی_ضمیر
#پایه_دهم_یازدهم_دوازدهم
#دکتر_مجتبی_جعفری_کاردگر
@parse_dar_parsi_2
