en
Feedback
شعــر، متــن ، موسیقی

شعــر، متــن ، موسیقی

Open in Telegram

ســلسـلــه مــوی دوســت حلقـــه دام بـــلاســـــت هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست https://t.me/sayyead_morteza

Show more
782
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
عقل تا دَرگاهْ رَهْ می بَرَد، امّا اَنْدَرونِ خانه رَهْ نمی بَرَد. آن جا عقلْ حِجاب است و دلْ حِجاب و سَرْ حِجاب. #شمس تبریزی @smsu43

در این شعر، شاعر از عشق و درد خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود گذر عمر، عشق او همچنان پابرجاست. او از حال خود در فراق محبوب شکایت دارد و به یاد لحظات شیرین وصال می‌افتد. شاعر به یاران خود می‌گوید که قدر لحظات را بدانند و در جستجوی عشق باقی بمانند. او در کنار توصیف زیبایی‌های محبوب، از حسرت و درد جدایی نیز سخن می‌گوید و از جوانان می‌خواهد تا از عشق حقیقی غافل نشوند و به قدر زمان پی ببرند. شاعر در نهایت به امید روزهای عاشقانه و وصال دوباره اشاره می‌کند. @smsu43

برگردان به زبان ساده غزل شماره ۵۸۸ حضرت سعدی عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقی وز می چنان نه مستم کز عشق روی ساقی عمر من به پایان رسیده، اما عشق در دل من هنوز زنده است و از شراب آنقدر مست نیستم که فراموش کرده باشم چهره محبوبم را. یا غایَةَ الأَمانی قَلْبی لَدَیْکَ فانی شَخْصی کَما تَرانی مِنْ غایَةِ اشْتیاقی ای آرزوی نهایی من، قلبم از عشق تو به فنا رفته است، همچنان که من تو را با تمام اشتیاقم می‌بینم. ای دردمند مفتون بر خد و خال موزون قدر وصالش اکنون دانی که در فراقی ای احساس کننده درد و دلبسته به زیبایی و جذابیت او، آیا الآن می‌دانی که در جدایی‌ات چه می‌گذرد؟ یا سَعْدُ کَیْفَ صِرْنا فی بَلدَةٍ؟ هَجَرْنا مِن بَعْدِ ما سَهِرْنا وَ الاَیْدی فِی العَناقِ ای سعد، حال ما در این دیار چگونه شده است؟ ما پس از شب‌زنده‌داری و خوشگذرانی، این جا را ترک کردیم و دستانمان در آغوش یکدیگر بود. بعد از عراق جایی خوش نایدم هوایی مطرب بزن نوایی زان پرده عراقی پس از عراق، جایی برایم خوشایند نیست، موسیقی‌دانی ساز بزن و نغمه‌ای از آن پرده عراقی بخوان. خانَ الزَّمانُ عَهْدی حَتّی بَقیتُ وَحْدی رُدّوا عَلَیَّ وُدّی بِاللهِ یا رِفاقی زمان بر سر عهد و پیمان من با من نشسته است، تا اینکه تنها شدم. ای دوستان، محبت مرا به من برگردانید، به خدا قسم. در سرو و مه چه گویی ای مجمع نکویی تو ماه مشکبویی تو سرو سیم ساقی در اینجا به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره شده که در میان زیبایی‌های دیگر، مانند سرو و ماه، قرار دارد. او به عنوان نماینده‌ای از زیبایی‌ها توصیف شده و ویژگی‌هایش، چون رنگ و شکل، به زیبایی‌های طبیعی تشبیه شده است. در واقع، این شخص به دلیل زیبایی و ویژگی‌های خاصش مورد ستایش قرار می‌گیرد. اِن مُتُّ فی هَواها دَعْنی اَمُتْ فِداها یا عاذِلی نَباها ذَرْنی وَ ما اُلاقی اگر به خاطر عشق او بمیرم، بگذار بمیرم تا جانم فدای او شود. ای سرزنش‌کننده، کار او را رها کن و بگذار هرچه می‌کشم، خودم با آن کنار بیایم. چند از حدیث آنان خیزید ای جوانان تا در هوای جانان بازیم عمر باقی ای جوانان، بیایید از سخنان آنان بهره‌مند شوید تا بتوانیم در عشق و محبت معشوق، زمان باقی‌مانده از عمر را بگذرانیم. قامَ الغیاثُ لَمّا زُمَّ الجِمالُ زَمّا و اللَّیلُ مُدْلَهِمّا وَ الدَّمْعُ فِی المَآقی کمک و یاری به فریاد رسیده است وقتی که شتران به شدت نخ شدن و شب تاریک و دلگیر است و اشک‌ها بر گونه‌ها جاری است. تا در میان نیاری بیگانه‌ای نه یاری درباز هر چه داری گر مرد اتفاقی هرگاه نتوانی به کسی که بیگانه است اعتماد کنی یا یاری بخواهی، باید با آنچه که داری، برای اتفاقات غیرمنتظره آماده باشی. @smsu43

غزل شماره ۵۸۸ حضرت سعدی عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقی وز می چنان نه مستم کز عشق روی ساقی یا غایَةَ الأَمانی قَلْبی لَدَیْکَ فانی شَخْصی کَما تَرانی مِنْ غایَةِ اشْتیاقی ای دردمند مفتون بر خد و خال موزون قدر وصالش اکنون دانی که در فراقی یا سَعْدُ کَیْفَ صِرْنا فی بَلدَةٍ؟ هَجَرْنا مِن بَعْدِ ما سَهِرْنا وَ الاَیْدی فِی العَناقِ بعد از عراق جایی خوش نایدم هوایی مطرب بزن نوایی زان پرده عراقی خانَ الزَّمانُ عَهْدی حَتّی بَقیتُ وَحْدی رُدّوا عَلَیَّ وُدّی بِاللهِ یا رِفاقی در سرو و مه چه گویی ای مجمع نکویی تو ماه مشکبویی تو سرو سیم ساقی اِن مُتُّ فی هَواها دَعْنی اَمُتْ فِداها یا عاذِلی نَباها ذَرْنی وَ ما اُلاقی چند از حدیث آنان خیزید ای جوانان تا در هوای جانان بازیم عمر باقی قامَ الغیاثُ لَمّا زُمَّ الجِمالُ زَمّا و اللَّیلُ مُدْلَهِمّا وَ الدَّمْعُ فِی المَآقی تا در میان نیاری بیگانه‌ای نه یاری درباز هر چه داری گر مرد اتفاقی   @smsu43

🌿🌿🌿 ما در زندگی آسایش را با کسانی داریم که با ما موافق هستند اما زمانی رشد میکنیم که با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند هستيم. . . اگر شما یک غذای بد طعم را خورده باشید میتوانید طعم یک غذای خوب را درک کنید پس، از تلخیهای زندگی درس بگیرید تا بتوانید آنرا درک کنید. چیزهایی که از دست داده ای را بحساب نیاور چون گذشته هرگز برنمیگردد. اگر رنجی نمیبردیم هرگزمهربان بودن را نمیآموختیم . . . به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید ! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید . . .                                🌿🌿🌿🌿🌿 درودها شب و روزتون دلنشین                                    🌿🌿🌿🌿🌿 ✨در شرایط سخت هم امیدوار باش... زیرا گاهی رحمت الهی از سیاه ترین ابرها میبارد... @smsu43                                🌿🌿🌿

«پرسید دانا از مینوی خرد، که با بیم و سخن دروغ زیستن بدتر است یا مرگ؟ مینوی خرد پاسخ داد که، با بیم و سخن دروغ زیستن از مرگ بدتر است. چه برای زندگی هر کس شادی و خوشیِ گیتی لازم است و اگر شادی و خوشی گیتی را ندارد و بیم و سخن دروغ با اوست، (چنین زندگی) از مرگ بدتر است.» بخشی از ترجمه‌ی پارسی مینوی خرد، زنده یاد دکتر "احمد تفضلی" @smsu43

رمضان هشتم: آفات زبان ـ دروغ اِنَّ الله لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفّار سوره زمر آیه ۳ مجنون مغربی از سفر روم بازگشته و مهم
رمضان هشتم: آفات زبان ـ دروغ اِنَّ الله لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفّار سوره زمر آیه ۳ مجنون مغربی از سفر روم بازگشته و مهمان عالمان شهر بود. گفتند ما را چه تحفه آورده‌ای از کافران؟ گفت: صدق و آبادی ! مجلسیان گفتند: حیرتا، چگونه ممکن است! بحکم کتاب‌ و رسول، ما راستان و رسته‌ایم، سرّ این بازگوی ! مجنون گفت: آنچه در کتاب خداست قاعده است و قاعده دروغ، حرمت مطلق است و عکس ان راستی مطلق و چنین راستان البته رسته‌اند. اما آنچه در رسالات شماست مستثنیات دروغ است و مقلدان نه بحکم قرآن که بفتوی شما، راستگویان مصلحت ند. شیوخ طایفه بانگ برآوردند که مصلحت برای مکلفِ مضطر است ! مجنون گفت: و هر مکلفی بحکم کتاب و سنت مصلحت خویش را بهتر از شما می‌شناسد و عندالاقتضا مضطر است و لامحاله بمصلحت دروغ می‌گوید ! رندی از جمع شیوخ لحیه جنبانید که: آری، این است رمز خرابی دارالاسلام و آبادی دارالکفر: تقدیم استثنای مصلحتی و تاخیر قاعده دروغ ! فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه @smsu43

انسانی که همیشه با چشمان باز نگاه می‌کند، هنر دیدن با چشمان بسته را فراموش کرده است. آنچه که با چشمان بسته دیده می‌شود، در مقایسه با آنچه با چشمان باز دیده می‌‌شود هیچ است. وقتی که چشمانت را باز می‌کنی وارد دنیای محدوده‌ها می‌شوی. وقتی که چشمانت را می‌بندی درهای بی‌نهایت گشوده می‌شوند. چشم‌ها فقط با روی هم نهادن پلک‌ها بسته نمی‌شوند. بستن چشم‌ها یعنی خالی بودن، رهایی از رویاها و افکار زمانی که افکار و حواس از بین می‌روند چشم‌ها بسته شده‌اند. آنگاه چیزی که متجلی می‌شود، آگاهی جاودانه است، حقیقت است، سرور است. تمام بازی مربوط به چشم‌هاست. با تحول چشم‌ها، همه چیز متحول می‌گردد. اشو @smsu43

کَشتیِ نوحیم در طوفانِ روح لاجَرَم‌ بی‌دست و‌ بی‌پا می‌رَویم هَمچو موج از خود بَرآوَرْدیم سَر باز هم در خود تماشا می‌رَویم ~
کَشتیِ نوحیم در طوفانِ روح لاجَرَم‌ بی‌دست و‌ بی‌پا می‌رَویم هَمچو موج از خود بَرآوَرْدیم سَر باز هم در خود تماشا می‌رَویم ~ مولانا @smsu43

کارِ طالب آن است که در خود جز عشق نطلبد. وجودِ عاشق از عشق است، بی عشق چگونه زندگانی کند؟ حیات از عشق می شناس و ممات بی عشق می یاب. روزی دو که اندرین جهانم زنده شرمم بادا اگر بجانم زنده آن لحظه شوم زنده که پیشت میرم وان دم میرم که بی تو مانم زنده #عین_القضات_همدانی @smsu43

«اگر دو دَم مانده است، در آن دَم اول امید است» - مقالات شمس‌ تبریزی @smsu43
«اگر دو دَم مانده است، در آن دَم اول امید است» - مقالات شمس‌ تبریزی @smsu43

این شعر در بیان شدت عشق و شوق عاشق به معشوق سروده شده است. شاعر از درد و غم جدایی سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که وجود معشوق، زندگی را برای او خوشایند و لذت‌بخش می‌کند. او تأکید می‌کند که حتی اگر در بهشت هم باشد، بدون دیدن معشوق هیچ لذتی ندارد. در نهایت، شاعر از آلام و غصه‌های ناشی از عشق می‌گوید و بیان می‌دارد که این درد، زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده است. @smsu43

برگردان به زبان ساده غزل شماره ۵۸۷ حضرت سعدی به قلم راست نیاید صفت مشتاقی سادَتی اِحْتَرقَ القَلْبُ مِنَ الاَشْواقِ عشق و اشتیاقی که در دل احساس می‌شود، آنقدر عمیق و سوزان است که کلمات قادر به توصیف آن نیستند. دل از شدت اشتیاق در آتش می‌سوزد و نمی‌توان به راحتی احساسات را بیان کرد. نشود دفتر درد دل مجروح تمام لَوْ اَضافوا صُحُفَ الدَّهْرِ اِلی اَوْراقی اگرچه درد دل های من بسیار است و تمام نمی‌شود، اما اگر صفحات زمان را به ورق‌های خودم اضافه کنند، باز هم جای خالی وجود خواهد داشت. آرزوی دل خلقی تو به شیرین سخنی اثر رحمت حقی تو به نیک اخلاقی آرزوهای مردم به خاطر لحن شیرین تو و تاثیر رحمت واقعی‌ات بر نیک‌اخلاقی توست. بی عزیزان چه تمتع بود از عمر عزیز کَیْفَ یَحْلو زَمَنُ البَینِ لَدَی العُشّاقِ؟ زندگی بدون عزیزان چه لذتی دارد؟ چگونه می‌تواند دوران جدایی برای عاشقان شیرین باشد؟ من همان عاشقم ار زان که تو آن دوست نه‌ای اَنا اَهْواکَ وَ اِنْ مِلْتَ عَنِ المیثاقِ من عاشق تو هستم، حتی اگر تو دیگر دوستم نداشته باشی؛ من هنوز به عشق تو پایبندم و اگر از پیمانمان خارج شوی، باز هم به تو عشق می‌ورزم. حَیْثُ لا تُخْلِفُ مَنْظور؟ حَبیبی اَرِنی چه کنم؟ قصه این غصه کنم در باقی کجا می‌توانم به هدفم برسم؟ ای عزیز، بگو چه کار باید بکنم؟ آیا باید داستان این غم را در باقی عمرم تعریف کنم؟ به دو چشم تو که گر بی تو برندم به بهشت نکنم میل به حوران و نظر با ساقی به خاطر چشمان تو، اگرچه بهشت را داشته باشم، هیچ‌گاه به زیبایی‌های حوران و نگاه به شراب‌فروشان تمایل ندارم. سعدی از دست غمت چاک زده دامن عمر بیشتر زین نکند صابری و مشتاقی سعدی از شدت غم تو، دامن عمرش را چاک زده است و دیگر از این وضعیت صبر و شکیبایی و دلبستگی نمی‌تواند تحمل کند. @smsu43

غزل شماره ۵۸۷ حضرت سعدی به قلم راست نیاید صفت مشتاقی سادَتی اِحْتَرقَ القَلْبُ مِنَ الاَشْواقِ نشود دفتر درد دل مجروح تمام لَوْ اَضافوا صُحُفَ الدَّهْرِ اِلی اَوْراقی آرزوی دل خلقی تو به شیرین سخنی اثر رحمت حقی تو به نیک اخلاقی بی عزیزان چه تمتع بود از عمر عزیز کَیْفَ یَحْلو زَمَنُ البَینِ لَدَی العُشّاقِ؟ من همان عاشقم ار زان که تو آن دوست نه‌ای اَنا اَهْواکَ وَ اِنْ مِلْتَ عَنِ المیثاقِ حَیْثُ لا تُخْلِفُ مَنْظور؟ حَبیبی اَرِنی چه کنم؟ قصه این غصه کنم در باقی به دو چشم تو که گر بی تو برندم به بهشت نکنم میل به حوران و نظر با ساقی سعدی از دست غمت چاک زده دامن عمر بیشتر زین نکند صابری و مشتاقی   @smsu43

🪸🪸🪸 اگر دیگران با شما با عشق و احترام رفتار نمی کنند، برچسب قیمت خود را بازنگری کنید. احتمالا قیمت ناچیزی برای خود قائل شده اید. این شما هستید که با پذیرش رفتار آدمها به آنها ارزشتان را گوشزد می کنید. از بخش اجناس تخفیف دار جدا شده و در پشت ویترین اجناس گرانبها قرار بگیرید! نتیجه: بیشتر برای خود ارزش قائل شوید! اگر شما این کار را نکنید، هیچ کس دیگر هم نخواهد کرد!                              🪸🪸🪸🪸🪸 درودها روزتون پر فروغ                              🪸🪸🪸🪸🪸 اگر زیادی آدم «بسازی» باشید دیگران به چیزهایی که برایتان مهم هستند کمتر اهمیت می‌دهند؛ چون می‌دانند در نهایت قرار است کوتاه بیایید. @smsu43                      🪸🪸🪸

الهی! بودِ من، بر من تاوان است، تو یک بار بودِ خود بر من تابان! الهی! معصیتِ من، بر من گران است، تو رودِ جودِ خود برمن باران! الهی! جُرمِ من زیرِ حِلم تو پنهان است، تو پرده ی عفوِ خود بر من گُستران! #خواجه_عبدالله_انصاری @smsu43

«هر ذرّه‌یی دوان است، تا زندگی بیابد... آن‌ها که اهلِ صلح‌اند، بردند زندگی را...» #مولانا @smsu43
                 «هر ذرّه‌یی دوان است،                      تا زندگی بیابد... آن‌ها که اهلِ صلح‌اند، بردند زندگی را...»               #مولانا @smsu43

دکتر الهی قمشه ای: ای كاش دعاي مرگ  برای دیگر ملتها از دهان ايرانيان  بيفتد ، ای کاش جمعه به جمعه برای نیمی از جهان آرزوی مرگ و نیستی نکنیم تا اينقدر مملكتمان دچار مرگ و غم و عزا نشود ، همان انرژي منفي كه بعد هر نماز از حلقوم ایرانیان هیجان زده  در مي آید، عاقبت به سر ايرانيان برمي گردد ، كاش بعد هر نماز در مساجد آرزوي بركت و إيمان و يكتا پرستي براي تمام دنيا مي كرديم تا شاید قطره ای از این دریای انرژی مثبت به خودمان بازگردد. @smsu43