شعــر، متــن ، موسیقی
Open in Telegram
ســلسـلــه مــوی دوســت حلقـــه دام بـــلاســـــت هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست https://t.me/sayyead_morteza
Show more819
Subscribers
-224 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
امشب براتون دعا میڪنم
خداے بزرگ نصیب تون ڪند
هرآنچه ازخوبے ها
آرزو دارید
لحظه هاتون آروم
خوابتون شــیرین
آسمون دلتون ستاره بارون
شبتون بخیر درپناه خدا باشید
@smsu43
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩﺩﻭﺯﯼ (ﭘﯿﻨﻪﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) میکند.
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪی ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
ﮔﻔﺖ: ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ.
عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ. ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪی ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽﺁﻣﺪ.
ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ. ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ.
ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ.
ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ، ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪی ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
🔸ﺗﺬﮐﺮةﺍﻻﻭﻟﯿﺎ
🔹عطار
@smsu43
درحلقه عشق، جان فروشم
بیحلقه او، مباد گوشم
گویند، ز عشق کن جدائی
کاینست، طریق آشنائی؟
نظامی گنجوی
@smsu43
ما همواره
به فکر پیدا کردنِ جواب هستیم !
احساس می کنیم که
یافتن پاسخ ها ،
برای درک معنای حیات ،
ضروری است .
اما از آن مهم تر این است که
به طور کامل ،
به زندگی دل بدهیم .
و به زمان اجازه دهیم
که به مرور ،
راز های هستی مان را
بر ما آشکار کند .
اگر زیاد
به دنبال پیدا کردن معنا
برای هستی باشیم...
مانع ایفای نقش طبیعت می شویم .
و از درک آیات خدا
عاجز میمانیم .
پائولو کوئلیو - مکتوب
@smsu43
آدمی باشد که او را دریاها بس نکند و آدمی باشد که او را قطره ای چند بس باشد و زیاده از آن زیانش دارد.
و این تنها در عالم معنی و علوم و حکمت نیست، در همه چیز چنین است.
مال ها و زرها و کان ها، جمله بی حد و پایان است اما بر قدر شخص فرود آید؛
زیرا که افزون از آن را بر نتابد و دیوانه شود.
#فیه_ما_فیه
@smsu43
تفاوت انسان پیش و پس از عاشق شدن ، همان تفاوت چراغ روشن با چراغ خاموش است.
پیش از این هم چراغ درست و بی نقص آنجا بود ، ولی اکنون نورافشانی هم می کند.
ونسان_ون_گوگ
@smsu43
در دنیا ٢ نوع دزد وجود داﺭد:
دزدان کوچک که پلیس آنها رﺍ دستگیر میکند.
دزدان بزرﮒ که پلیس از آنها محافظت میکند.
برتولت برشت
@smsu43
آگاهی راهی است كه به بیمرگی میرسد و ناآگاهی راه مرگ است.
آنانی كه آگاه اند نمیمیرند؛
ناآگاهان زين پيش مرده اند.
بودا
@smsu43
این جهانِ گذرنده دارِ خُلود نیست و بر کاروانگاهیم و پسِ یکدیگر می رویم.
هیچ کس را اینجا مُقام نخواهد بود.
چنان باید زیست که پس از مرگ دعای نیک کنند.
#تاریخ_بیهقی
@smsu43
برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم
کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی
چندان ندهد زمان که آبی بخوریم
جناب #خیام
@smsu43
هر روز بامداد به آیین دلبری
ای جان جان جان
به من آیی و دل بری
هر روز باغ دل را رنگی دگر دهی
اکنون نماند دل را شکل صنوبری
#مولانای_جان
🍃
مادامی که انسان برای رنج خود معنا و دلیلی پیدا کند، مدام در معرض یاس و ناامیدی بسر می برد.
#دکتر_ویکتور_فرانکل
🍃
هر معاشرتی که موجب کمال نشود، موجب انحطاط خواهد بود، پس بدانیم با چه کسانی معاشرت میکنیم.
جان استوارت میل
🍃
پس زخم هامان چه؟
شمس: نور از محل زخم ها وارد می شود!
مولانا
🍃
اولین گام برای دستیابی به هر خواسته ای این است که آن را با تمام وجودتان بخواهید و نسبت به آن اشتیاقی سوزان داشته باشید.
آنتونی رابینز:
🍃
خوشبختی وقتی بوجود میاد که چیزی که بهش فکر میکنی و چیزی که میگی و کاری که میکنی با هم هماهنگ باشن.
👤 مهاتما گاندی
🍃
باسواد ، کسی است که بتواند از
خوانده ها و آموخته های خود ،
تغییری در زندگیِ خود ایجاد کند …
تعریف جدیدِ "سواد" از نگاه یونسکو
@smsu43
از سر تعمیر دل بگذر که معمارانِ عشق
روز اول رنگ این ویرانه ویران ریختند...
#بیدل
@smsu43
درِ خانه کسی را بدزدیدند. او برفت و در مسجدی کند و به خانه برد. گفتند چرا در مسجد را کنده ای؟ گفت: در خانه من را دزدیده اند و خداوند این دزد را میشناسد، در را به من سپارد و در خانه خود بازستاند...
عبید راکانی
@smsu43
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه درآن لحظه که افتاد و شکست
~ اقبال لاهوری
@smsu43
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه درآن لحظه که افتاد و شکست
~ اقبال لاهوری
@smsu43
اگر میخوری و میخُسبی
و شهوت میکنی و کاری دیگر نمیکنی،
و چیزی دیگر نمیطلبی؛
از چهارپایانی.
اگر میخوری و میخُسبی
و شهوت میکنی
و غضب میکنی و با مردم جنگ میکنی،
و آزار میرسانی؛
از درّندگانی.
اگر میخوری و میخُسبی
و شهوت میکنی و مکر و حیلت میاندیشی
و با مردم به مکر و حیلت زندگانی میکنی
و دروغ میگویی؛
از شیاطینی.
اگر میخوری و میخُسبی
و شهوت میکنی و آزار نمیرسانی،
بلکه راحت میرسانی،
و مکر و حیلت نمیکنی و دروغ نمیگویی
بلکه با همه کس،
راست گفتار و راست کرداری؛
از ملائکهای.
و اگر میخوری و میخُسبی
و شهوت میکنی و آزار نمیرسانی،
بلکه راحت میرسانی و مکر و حیلت نمیکنی
و دروغ نمیگویی،
بلکه با همه کس راست گفتار و راست کرداری
و در طلبِ علم و معرفتی،
تا خود را بشناسی
و خدای را بدانی؛
از آدمیانی.
#عزیزالدین_نسفی
@smsu43
حضرت شمس تبریزی:
ای مولانا؛حضرت محمد(ص) بزرگتر است یا بایزید بسطامی؟
@smsu43
اگر دستان خود را بگشاییم، می توانیم همه چیز را دریافت کنیم...
اگر خالی باشیم، میتوانیم همه هستی را در خود جای دهیم
"خالی" موقعیت ذهنی است که از شر آمال و آرزوها رها شده و به هیچ چیز وابسته نیست.
اشو
@smsu43
هله دل من هله جان من
هله این من هله آن من
ای دل من، ای جان من؛
ای همهٔ وجود من، ای آنچه از من و برای من است.
(خطاب عاشقانه به دل و جان.)
کردم
هله خان من هله مان من
هله گنجد من هله کآن من
ای خانه و سرپناه من، ای جایگاه آرامش من.
ای گنجینهٔ من، ای معدن و سرچشمهٔ دارایی و ارزش من.
گر خویش تو بر مستی بزنی
هستی تو بر هستی بزنی
اگر خودت را به مستی و بیخودی بسپاری
وجود و هستیِ خودت را بر هستیِ حقیقی نثار میکنی.
در حلقه ما بهر دل ما
شکلی بکنی دستی بزنی
در جمع و محفل ما، برای شادی دل ، جلوهای از خود نشان بده و دستی برقصان یا حرکتی شورانگیز انجام بده.
یا من وجهه ضعف القمر
یا من قده صعف الشجر
ای انکه رویت در زیبایی
ای انکه قامتت دو برابر درخت بلند است
یا من زارنی وقت السحر
یا من عشقه نور نظری
ای انکه هنگام سحر به دیدارم می آیی
ای انکه عشقت روشنایی دیدگان من است
از لیلی خود مجنون شده ام
وز صد مجنون افزون شده ام
از شدت عشق به لیلای خود، چنان شیدا و بیقرار شدهام که از مجنونِ افسانهای هم عاشقتر و شوریدهتر گشتهام.
کردم
وز خون جگر پرخون شده ام
باری بنگر تا چون شده ام
از رنج و سوز عشق، جگرم خون شده و سراسر وجودم از درد و اندوه لبریز گشته است؛ حالا بیا و ببین که عشق با من چه کرده و به چه روزی افتادهام!
یا منبسطا فی تربیتی
یا مبتشرا فی تهنیتی
ای انکه مرا گشاده دستی جان مرا می پرورانی
ای انکه شادمانه به من مژدهٔ می دهی
ان کنت تری ان تقتلنی
یا قاتلنا انت دیتی
اگر چنین میخواهی که مرا از خویشتن بمیرانی
ای کشنده ام ، خودتو خون بها و عوض جان من
گر زانک مرا زین جان بکشی
من غرقه شوم در عین خوشی
اگر مرا از این جان و زندگیِ ظاهریام جدا کنی، باز هم در نهایت شادی و لذت غرق خواهم شد.
دریا شود این دو چشم سرم
گر گوش مرا زان سو بکشی
اگر مرا به آن سوی حقیقت و عالم عشق بکشی، از شدت شوق و سوز، چشمانم همچون دریا از اشک جاری خواهد شد.
مولانا
@smsu43
هله دل من هله جان من
هله این من هله آن من
ای دل من، ای جان من؛
ای همهٔ وجود من، ای آنچه از من و برای من است.
(خطاب عاشقانه به دل و جان.)
کردم
هله خان من هله مان من
هله گنجد من هله کآن من
ای خانه و سرپناه من، ای جایگاه آرامش من.
ای گنجینهٔ من، ای معدن و سرچشمهٔ دارایی و ارزش من.
گر خویش تو بر مستی بزنی
هستی تو بر هستی بزنی
اگر خودت را به مستی و بیخودی بسپاری
وجود و هستیِ خودت را بر هستیِ حقیقی نثار میکنی.
در حلقه ما بهر دل ما
شکلی بکنی دستی بزنی
در جمع و محفل ما، برای شادی دل ، جلوهای از خود نشان بده و دستی برقصان یا حرکتی شورانگیز انجام بده.
یا من وجهه ضعف القمر
یا من قده صعف الشجر
ای انکه رویت در زیبایی
ای انکه قامتت دو برابر درخت بلند است
یا من زارنی وقت السحر
یا من عشقه نور نظری
ای انکه هنگام سحر به دیدارم می آیی
ای انکه عشقت روشنایی دیدگان من است
از لیلی خود مجنون شده ام
وز صد مجنون افزون شده ام
از شدت عشق به لیلای خود، چنان شیدا و بیقرار شدهام که از مجنونِ افسانهای هم عاشقتر و شوریدهتر گشتهام.
کردم
وز خون جگر پرخون شده ام
باری بنگر تا چون شده ام
از رنج و سوز عشق، جگرم خون شده و سراسر وجودم از درد و اندوه لبریز گشته است؛ حالا بیا و ببین که عشق با من چه کرده و به چه روزی افتادهام!
یا منبسطا فی تربیتی
یا مبتشرا فی تهنیتی
ای انکه مرا گشاده دستی جان مرا می پرورانی
ای انکه شادمانه به من مژدهٔ می دهی
ان کنت تری ان تقتلنی
یا قاتلنا انت دیتی
اگر چنین میخواهی که مرا از خویشتن بمیرانی
ای کشنده ام ، خودتو خون بها و عوض جان من
گر زانک مرا زین جان بکشی
من غرقه شوم در عین خوشی
اگر مرا از این جان و زندگیِ ظاهریام جدا کنی، باز هم در نهایت شادی و لذت غرق خواهم شد.
دریا شود این دو چشم سرم
گر گوش مرا زان سو بکشی
اگر مرا به آن سوی حقیقت و عالم عشق بکشی، از شدت شوق و سوز، چشمانم همچون دریا از اشک جاری خواهد شد.
مولانا
@smsu43
