the_lastnote
Open in Telegram
موسیقی، کمی جدیتر Let's Dive Into Music اینستاگرام: www.instagram.com/the_lastnote حیاط خلوت: @Night_Rhythms @MajidNova
Show more8 232
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-4230 days
Posts Archive
8 232
این فقط برای یک نفر از شماست. نمیدونم کی هستی ولی صدات رو شنیدم وقتی گفتی یعنی چیزی هست که بتونه منو آروم کنه. اون لحظه رو با هم شریک بودیم. اون لحظه فکر کردم باید این آلبوم رو به دستت برسونم. میدونی توی این چیزی که قراره بشنوی یه فضای خالی هست که هیچ مناسبتی با پدیدههای اطرافش نداره. واسش فرقی نمیکنه که ذهن خاموش باشه یا نه، جسمش جوون باشه یا نه، سلامت باشه یا نه و یا اینکه توی دنیا چه اتفاقی درحال رخ دادنه. تمام پدیدهها رو بی قید و شرط و بیطرفانه میپذیره. این فکره که دوست داره و نفرت میورزه، اما اون نه چیزی رو دوست داره و نه نفرت میورزه. این فکره که مقاومت و جستجو میکنه، اما اون نه چیزی رو به غایت جستجو کرده و نه در برابرش مقاومت میکنه. توی این فضا، اون هیچ مقاومتی نمیشناسه، پس اون خود شادی بیدلیله. مث یه فضای خالی، وجه اشتراکی با ویژگیها و سرنوشت چیزهایی که درش ظاهر میشن، نداره. وقتی اونا حرکت و تغییر میکنن، نه حرکت میکنه و نه تغییر میکنه. وقتی اونا پدیدار و ناپدید میشن، نه پیدا شده و نه ناپدید میشه. پس نه شاد میشه و نه غمگین. نه بالاست و نه پایین. میدونی چی میگم؟ حالا تو بگو آیا این به غایت زیبا نیست؟ به نظر من این حجم از زیبایی همیشه دست نخورده باقی میمونه.
پروژهی Lebensessenz که به معنای جوهر زندگی است چیزی نیست که بتوان شنیدنش را به همه پیشنهاد کرد. چیزی نیست که همیشه بتوان گوش داد. زمانش را پیدا میکنید. سال ۲۰۰۴ بود که یک نوازنده بلک متال به نام "نیوتن اشنر جونیور" در پونتا گروسای برزیل بدون هیچ پیش زمینهای در نواختن پیانو و موسیقی کلاسیک، درام و گیتار را با کلاویههای پیانو عوض کرد. از آن زمان به بعد، او فقط یک پیانیست بود. کارهاش حتی اندکی به جریان موسیقی بیرون ارتباطی ندارند و همیشه آنقدر تازه و خام هستند که انگار همین چند دقیقه پیش توی اتاق کناری ضبط شدهاند.
برای او موسیقی حواس را بیدار میکند وقتی احساس نمیتواند حواس را به حرکت در بیاورد، با چیزهای کوچک، با مرور حافظه و رویاهای مردم خیابان. او توانایی خارقالعادهای در برانگیختن تمام احساسات به خصوص آنهایی زبان ندارند را دارد. ما اینجا یک پیانیست مالیخولیایی داریم با آلبومی به نام "تو عشق هستی، ستمگر خدایان و انسانها" و سازش و چند شمع روشن روی آن و تاریکی که به او و شمعها فرصت سوختن میدهد. جانها شمعاند، یکی دیگری را روشن میکند. او کسی است که ممکن است تبارش به شوپن و رمانتیستهایی برسد و میخواهد رویهی جدیدی را در پیانونوازی و نوشتن قطعات موسیقی شبانه (نوکتورن) را برای روزگار خودش پایهگذاری کند.
• Artist: Lebensessenz
• Album: Tu deorum hominumque tyranne Amor
• Genre: Romantic piano music!
• Released: 2008
@the_lastnote
8 232
جملات کافی برای شرح چیزی که در دلم و در این آلبوم میگذرد را در اختیار ندارم ولی ساکت هم نمیتوانم بمانم. یکی از جالبترین یافتههایم طی این سالیانی که سعی کردم یک شنونده خوب موسیقی باشم و با شنیدن موسیقی چیزهای جدید یاد بگیرم گروه خیابان مناهان است. عبور، آلبوم دوم آنها اولین چیزی است که حدود سه سال پیش از آنها شنیدم. همیشه میدانستم که که چیزی در این موسیقی هست که میتواند روزی به من کمک کند، تا اینکه دیروز موفق شدم گرهی آلبوم را برای برای خودم باز کنم. و همینطور چند گرهی ذهنی خودم را. چیزی که احساس میکردم برایم باورکردنی نبود.
گروه خیابان مناهان به معنای واقعی یک سوپرگروه است. چند نوازندهی گروههای جز و سول را در نظر بگیرید که همیشه در قسمت عقب استیج و پشت سر یک خواننده مشغول نواختن برای بقیه بودهاند و سرانجام یک شب در یک آپارتمان، در سال ۲۰۰۷، در بروکلین دور از چشم همه تصمیم گرفتند برای دل خودشان ساز بزنند و کارهای خودشان را منتشر کنند. آنها راه خودشان را ساختند و همین شد اسم آلبوم اول آنها یعنی Make the Road by Walking. این سوپرگروه لحظاتی را خلق میکند که نظیر ندارند. درست زمانی که فکر میکنم دستشان را خواندم غافلگیرم میکنند. هیچوقت نمیتوانم چیزی بیشتر از این بخواهم.
اجازه بدهید همین الان یک بار دیگر عبور، قطعهی همنام آلبوم را گوش کنم شاید به یاد بیاورم آن همه احساس متنقاضی را که هنگام شنیدن آلبوم به من دست میدهد و بلافاصله با پایان نواختن ناپدید میشود و من میمانم و یک دنیا راه و بهت و نگاه. دقیقا نمیتوانم بگویم چه چیزی در انتظار شماست. اگر حین شنیدن دیدید چشمهایتان دارند اشک میریزند و لبهایتان همزمان دارند میخندد تعجب نکنید. اگر تمام چیزهایی را که دلتان نمیخواسته از آنها عبور کنید را به یاد آوردید، تعجب نکنید. اگر تمام لحظاتی را فکر نمیکردید بتوانید از آنها عبور کنید و به زندگی ادامه دهید را به یاد آوردید تعجب نکنید. اگر در جنگلی زرد نماهایی از تمام راه های نرفته دیدید که از هم دور میشوند و هر کدام به جایی میرسند را دیدید و آدمی که ایستاده و یکی از این راهها را نگاه میکند تعجب نکنید. اگر ناگهان احساس یک نفر را درک کردید که خستهی راه است ولی نمیتواند از ادامه دادن دست بکشد تعجب نکنید. اگر گفت از مرز گذشتیم و نرسیدیم، از چند مرز دیگر باید بگذریم تا به خانه برسیم تعجب نکنید. اگر احساس کردید تمام عمر منتظر شنیدن این آلبوم بودید تعجب نکنید. اگر تا چند روز نتوانستید با چیز دیگری ارتباط برقرار کنید تعجب نکنید. اگر حین شنیدن موسیقی فانک صدای هارپ شنیدید تعجب نکنید. اگر وا ماندید که این سینماست یا موسیقی تعجب نکنید. اگر بعد از شنیدن آلبوم به شدت احساس تشنگی کردید تعجب نکنید. بارها پیش آمده که بعد از شنیدن آلبوم از جایم بلند شدم و ایستاده آنها را تشویق کردم.
کاش وقتی فکر میکنی دلت به خواب رفته است این را گوش کنی. وقتی چرخ چاه ذهن سطل را خالی بالا میآورد. وقتی دنیا میگویی و تاریکی میبینی. وقتی دنیا میگویی و سکوت میشنوی. وقتی دنیا میگویی و زمان خاموش میشود ناگهان. وقتی خستهی راهی. وقتی ذهن سخت بیدار است. نه در خواب است و نه در رویا، وقتی چشمانش را به تمامی گشوده است نشانههای دور را میپاید و بر لبهی جهان ایستاده. باید ببینی چگونه بر لبهایت کلمات ناشناخته شکل میگیرند و نامشهود منظوم دور تو میگردنند.
از یازده قطعهی آلبوم، در ادامه میتوانید شش قطعهی انتخابی من را بشنوید. ممکن است وقتی دارید این پست را میبینید آهنگها با حال و روز شما همخوانی نداشته باشند، در اینصورت پیشنهاد میکنم بعدا دوباره به سراغ این آهنگها بیایید و به آنها فرصت بدهید. بار اول احساس میکنید باید یک بار دیگر گوش کنید. بار دوم آنها را تحسین میکنید و احتمالا بار سوم میایستید و برای آنها دست میزنید. این یکی از چیزهایی است که بعد از به اشترک گذاشتنش احساس میکنم دیگر کاری اینجا ندارم.
• Artist: Menahan Street Band
• Album: The Crossing
• Genre: Latin / Funk / Soul
• Released: 2012
@the_lastnote
8 232
آخرین روزها را به خوبی به یاد دارم، ما از بروز دادن احساسمان پرهیز میکردیم. اشک های پنهانی، عصبانی شدن، پرخاشگری کردن و در نهایت تمنای آغوشی که میدانستیم ترکش میکنیم. آن کسی که باید ترک میکرد من بودم.
اگر کسی را میشناسید که حالش خوب نیست و برایتان عزیز است این آهنگ را برایش بفرستید. میخواهم در آن لحظه که شاید او احساس بهتری پیدا کند شریک باشم! به آن نیاز دارم.
نمیدانم چطور باید شروع کنم. شاید عجیب به نظر برسد ولی اگر کسی در حال مردن و احتضار باشد و از من بخواهد آخرین موسیقی را برایش پخش کنم انتخابم این آلبوم است و بعد کنارش دراز میکشم.
تاک تاک یکی از آن گروههایی است که نوشتن در مورد آن برای من غیرممکن است. فقط به این دلیل که کلمات برای بیان تاثیری که آلبومی مثل Laughing Stock بر روح و روان من گذاشته است کافی و مناسب نیستند. باید جایی روی کاور این آلبوم مینوشتند Less is More. موسیقی آنها در چنان سطح معنوی متعالی گام میدارد که من هر بار باید خودم را برای تجربه احساسی شدیدی که گوش دادن به آنها به ارمغان میآورد آماده کنم. حتی آهنگی مانند این را که صدها بار در زندگی خود شنیدهام، حتی نمی توانم شروع کنم به توصیف اینکه چگونه ترکیب نتها، آکوردها و انتخابهای تنظیم مرا به حالت مراقبه میرساند.
کافی نیست ولی میتوانم بگویم که مانند همه منابع معنوی خوب، این موسیقی تاک تاک توانایی آن را دارد که زندگی را شفاف کند، و نشان دهد که زندگی ابتدایی و مادی ما در برابر آن عظمت کیهانی و اتحادش با همه چیز چقدر ناچیز است. وقتی از خواب بیدار شدم کاملاً احساس افسردگی میکردم و تصمیم گرفتم برای خالی کردن سرم قدم بزنم. به نوعی، میدانستم که از نظر احساسی آماده گوش دادن به آلبوم سهام خنده در این پیاده روی هستم. یک تجربه شفابخش روح بود که نه تنها آرامش درونی زیادی برای من به ارمغان آورد، بلکه باعث شد که صدای قلبم را بشنوم که هنوز میزند. برای من، این نبوغ تاک تاک را میرساند که این آلبوم میتواند من را به حالت بسیار آرامتری برگرداند و دوباره با جنبهی معنویام ارتباط برقرار کند. من حتی لازم نیست تلاش خاصی برای برقراری ارتباط بکنم، این موسیقی خودش مرا به آنجا میبرد.
مختص من نیست ولی این ایده که هر چیزی را که دوست داریم میمیرد، من را آزار میدهد. وقتی وجود آنها حضور نخواهد داشت، آنها برای همیشه خواهند رفت. عشق آنقدر قوی است که ما میخواهیم تا زمانی که میتوانیم آن را حفظ کنیم، اما حقیقت این است که همه چیز باید از بین برود. که همه این پرندگان، درختان زیبا، آدمها و خاطرات روزی باید از بین بروند.
حالا که دقت میکنم میبینم اکثر آهنگهای مورد علاقه من آهنگهایی هستند که به نوعی برای لحظهای کوتاه این امید را میدهند که چیزی آن میان وجود دارد: تناسخ، بهشت، رویایی بینهایت، که این را قابل تحمل میکند. این افراطیترین شکل کاتارسیس است، کسی که میگوید "میفهمم، میفهمم، اما اینجا را نگاه کن!" و زیباترین چیزی را که میتوانید تصور کنید به شما نشان میدهد. این لحظه را باید به خاطر سپرد.
آهنگ New Grass در مورد این احساسات است. دانستن اینکه همه چیز را باید رها کرد و خود را در میان این اجسام شناور آزاد کرد. میلیاردها پرندهی مرده در اطراف ما وجود دارند. وقتی مردند New Grass شدند، کهنه بودند، نو شدند. و هنگامی که به بلندیها میرسند، دوباره بر فراز زمینهای جدید پرواز خواهند کرد.
• Title: New Grass
• Artist: Talk Talk
• Album: Laughing Stock
• Genre: Art rock / Post-rock
• Released: 1991
@The_lastnote
8 232
و چنین است که دوباره میرسم به این کرانه
که تنها مردگان در انتظار مناند
از لابلای درختان نگاهم میکنند
شاخههای خشک
دستان پیش آمدهی آنهاست
دستانشان را میگیرم
مینشینم بر سنگ رود
و گوش میسپارم به گلایههایشان
میگویم:
«هیچ چیز نمیتواند آرامتان کند،
همانطور که هیچ چیز نمیتواند آرامم کند»
و اشکهایمان جاری میشود با آب،
در پژواک جریان رود
چرا زورق بازگشت تأخیر کردهاست؟
چه باید کرد
افق خالیست.
تنها ابری سرگردان فرا میخواندم
با نشانی سفید
چنان که انگار میتوان سوار شد بر ابر
و رفت.
• Title: Echoes
• Artist: A River Crossing
• Album: Sediment
• Genre: Indie rock / Post-rock
• Released: 2017
@the_lastnote
8 232
سیگور رُس بعد از ۱۰ سال آلبوم جدید منتشر کرده. سیگور رُس آلبوم جدید منتشر کرده. سیگور رُس آلبوم جدید منتشر کرده. سیگور رُس آلبوم جدید منتشر کرده. دلیل اینکه این جمله رو چندبار تکرار میکنم اینه که این خبر تا چند ماه برای من میتونه یه خبر خوب به حساب بیاد.
روزها را به یاد نمیآورم. لحظهها را به یاد میآورم. لحظههایی که در نهایت تاریکی شماره میشوند. تمام لحظههایی که نفسم در سینه حبس شده است. یک آن یک نفس بلند و عمیق کشیدم. آلبوم در حال پخش اثر جدید گروه سیگور رُس به نام ÁTTA بود. مطمئن شدم که همان گروهی است که همیشه میشناختم. اگر میشد نور را وزن کرد و زمان را حبس کرد، شاید میشد کارهای سیگور رُس را در یک چهارچوب سنجید و نقد کرد. وقتی به آنها گوش میکنم تنها چیزی که با خودم تکرار میکنم این جمله است: چقدر زیباست. چقدر زیباست.
میتوانم از باقیماندهی روشنایی قبل از غروب بگویم. وقتی در یک رودخانه نمیتوان دوبار شنا کرد. در آن روشنایی کم، شب، آن پایین منتظر من است. آدم مثل برگی در فضا رها میشود. بادی میوزد. تاریکی بر چهره نقش میبندد. آن لحظهی نیمه روشن سیگور رُس است. به چیزی شبیه دنیای آلبومهای سیگور رُس نیاز دارم. به یک دنیا پر از امبینتهای در هم آمیخته. به یک منظره پاک. یک منظره که با چیزی آلوده نشده باشد و به خصوص با مرگی سیاه. یک منظره که هیچ یک از اجزایش قلب را نلرزاند و مشتم را گره نکند و لبهایم را به خط باریکی از نفرت و اندوه تبدیل نکند. یک منظره در اواخر تابستان شهریور ماهی که دوستش دارم وقتی که گرما کمی پس نشسته باشد و روزها اینقدر قدر تفتیده و خمیده و یک شکل و خسیس نباشند. یک منظرهی سبز و بیخیال تابستانی که آن را در بالا و پایین کردن پینترست پیدا میکنم. برکهای که زیر جنبش هوسآلود برگ بیش از اندازه سبز درختها لمیده است. باید معجزهی فیلتر در کار باشد، آب بیاندازه شفاف و سبز، آسمان آن دورها روشن و آبی، صندلی زیادی آسوده تو به آفتاب سپرده، حتی میتوانی نرمه بادی که هر از گاهی از روی آب بلند میشود را بر گونههای داغت حس کنی.
• Title: Blóðberg
• Artist: Sigur Rós
• Album: ÁTTA
• Genre: Post-rock / Ambient
• Released: 2023
@the_lastnote
8 232
کاش اینجا بودی. چقدر دلم میخواست اینجا بودی. ما دو تا روح گمشدهایم که سالهاست در تنگ ماهی اسیریم. روی همان زمین قدیمی پای میکشیم، و چه مییابیم؟ همان ترسهای همیشه را.
آیا تو را واداشتند که قهرمانت را با اشباح تاخت بزنی؟
خاکستر داغ را با درختان؟
هوای داغ را با نسیم خنک؟
آسایش گوارا را با تغییرات مداوم؟
کاش اینجا بودی، ای کاش اینجا بودی.
کاش روی این مبل نشسته بودی
و من به کنارت مینشستم.
دستمال از آن تو و اشک از آن من،
سرازیر تا به روی چانهام.
هرچند که میشد همه چیز عکس این باشد.
• Title: Wish You Were Here
• Artist: Roger Waters
• Genre: Acoustic / Rock
• Released: 2022
@the_lastnote
