the_lastnote
Open in Telegram
موسیقی، کمی جدیتر Let's Dive Into Music اینستاگرام: www.instagram.com/the_lastnote حیاط خلوت: @Night_Rhythms @MajidNova
Show more8 232
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-4230 days
Posts Archive
8 232
از بین گروها و پروژههایی که مینارد جیمز در آنها فعالیت میکند با A Perfect Circle ارتباط شخصی بیشتری دارم. به نظرم یکی از معدود یکی گروههایی است که میتواند آهنگی را بگیرد، کاور کند، احساس متفاوتی در آن جای دهد، و آن را متعلق به خود نیز بخواند. یکی از آنهایی هستند که فقط فریاد نمیزنند و لحن و صدایی که به واژه ها میبخشند معنای خاصی اضافه میکند برای مثال به تکرار جملات در این آهنگ دقت کنید، دیوانه کننده است. این آهنگ از بلندیها خوانده میشود و هشدار میدهد زمانی میرسد که در بلندی ایستادن هم نجات بخش نیست. هر بار که تکرار میکند "دیگر گریه به تو کمک نمیکند، دعا کردن هیچ فایدهای ندارد" چیزی از دفعه قبل بیشتر شده است. آهنگ دربارهی نقطه بدون بازگشت است. وقتی اتفاق میافتد، فقط میتوانید آسوده بنشینید و تماشا کنید که چطور سیل همه چیز را با خود خواهد برد، زیرا هر کاری که باید انجام میشد یا باید انجام میشد دیگر اهمیتی ندارد چون سیل به راه افتاده است.
وقتی سیلبند میشکند ترانهای در سبک بلوز است که اولین بار توسط زوجی به نام ممفیس مانی و کانزاس جو مککوی در سال ۱۹۲۹ نوشته شد. ترانه در واکنش به اتفاقات به وجود آمده بر اثر طوفان بزرگ میسیسیپی در سال ۱۹۲۷ نوشته شدهاست. بعدها لد زپلین این ترانه را بازخوانی کرد و در آلبوم چهارم خود قرار داد که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. رابرت پلنت خواننده گروه لد زپلین جایی در مورد این آهنگ گفته که منظور از باران، هر چیزی میتواند باشد و بستگی به نگاه ما دارد. هر چیزی که بیش از حد شده باشد میتواند باران این ترانه باشد. اگر به همین شکل باران ببارد، سیلبند در هم میشکند.
• Title: When the Levee Breaks
• Artist: A Perfect Circle
• Album: Emotive
• Genre: Alternative rock / art rock
• Released: 2004
@the_lastnote
8 232
لذت تماشای اجرای زنده نوازندهها برای من دنبال کردن حرکت دستهاست، که چطور مثل یک رقصندهی غمین و تنها صحنهی نمایش را در خلوت از آن خود کرده است. معمولا وقتی دیگر هیچ راهی برای پرت کردن حواسم پیدا نمیکنم اغلب یک موزیسین را از یک گوشهی دنیا گیر میآورم و آنقدر حرکت دستها را به شنیدن مینشینم تا ذهنم که مدام از خود سوال میپرسد، و چشمانم که حسابی خسته و منتظرند، و دستانم که به جان هم افتادند، همگی کاملا خواب شوند.
ربهکا فون از آن موزیسینهایی است که صمیمیت و سادگی در کارهایش آنقدر زیاد است که وقتی به او گوش میکنم چیزی در من آرام میشود که خودم در حالت عادی حتی آدرسش را هم نمیدانم، ناگهان میبینم چقدر از آن فکرهایی که قبلا در میان آنها بودم فاصله گرفتم و باورم نمیشود که چطور اینقدر نامحسوس توانسته من را در خود شناور کند و التیام ببخشد. در جایی از آلبوم Waxing Moon او میخواند: «دستت را به من بده تا تو را به اقیانوس عشق ببرم.» و من بدون هیچگونه درنگی دستم را به سویش دراز میکنم تا او من را به دنیای جدیدی که خودش ساخته ببرد، جایی که ماه در حال افزایش است و رویاهایی در حال متولد شدن.
ربهکا فون را بعنوان نوازندهی چلو در دو گروه Silver Mt Zion و Esmerine میشناسیم. اما آلبوم Waxing Moon اثری بر محوریت ساز چلو نیست. پیانو و صدای ربهکا همه چیز این آلبوم است.
• Artist: Rebecca Foon
• Album: Waxing Moon
• Genre: Experimental / Ethereal
• Released: 2020
@the_lastnote
8 232
این چیزی است که این روزها زیاد به سراغش میروم، یک دیسکو سایکدلیک جز، که هم شرقی صدا میدهد، هم یادآور آهنگهای پراگ اوایل دهه ۷۰ است و هم آیندهنگرانه است. یکی از آدمهای پشت این نقابها در معرفی گروه و اولین آلبوم کوتاه خودشان اینطور گفته است:
"به دنبال انرژی و الهام جدیدی برای ساختن تعدادی موسیقی جدید بودم. خاطرهای از دوران کودکی و والدینم را به یاد آوردم که در حال تماشای دیسک یک کنسرت که به تازگی خریده بودند افتادم. کنسرت بزرگداشت گروه بیتلز که توسط دوست دیرینه آنها، راوی شانکار ترتیب داده شده بود. یک ارکستر پر از صداهای غربی و هندی که گرد هم آمده بودند، و با وجود اینکه من در آن زمان حتی شروع به نواختن ساز نکرده بودم و چیزی از موسیقی نمیدانستم، محو تماشا و غرق لذت شده بودم. پدرم در هند به دنیا آمد و در ۱۷ سالگی به ملبورن نقل مکان کردیم. پس از یادآوری این خاطره تصمیم گرفتم از موسیقی زادگاه پدرم و نواحی اطراف وام بگیرم. انبوهی از موسیقی های کلاسیک، دیسکو و پاپ هندی را پیدا کردم که سنگ بنای این رکورد را تشکیل داند. به محض اینکه فهمیدم دلم چه میخواهد شروع به نوشتن کردم و بعد آهنگها بیرون آمدند - پرتوهای شیشهای."
بله پرتوهای شیشهای یک گروه سایکدلیک از ملبورن استرالیاست، جایی که من هنوز نمیدانم چرا موسیقی سایکدلیک آنجا اینقدر خوب عمل میآید و این موضوع همیشه برایم جالب است. پرتوهای شیشهای یک نمونه است.
• Title: Taurus
• Artist: Glass Beams
• Album: Mirage - EP
• Genre: Psychedelic / Jazz / Disco / World, & Country
• Released: 2021
@the_lastnote
8 232
یکی کلاسیک راکهایی که میتواند احساسات شدیدی را برانگیزد و اثر ماندگاری بر حافظهی شنیداری شنونده بگذارد همین آهنگ است. «مراقب تاریکی باش» از جورج هریسون. این آهنگ که در سال ۱۹۷۰ به عنوان بخشی از آلبوم انفرادی او، «همه چیز باید بگذرد»، منتشر شد، به یک کلاسیک جاودانه تبدیل شد. البته تمام آلبوم همین حالت را دارد و برای همیشه است. الان دیدم که بیش از ۵۰ سال از انتشار این آلبوم میگذرد و ما هنوز مجبوریم گاهی خودمان خودمان را با جملههایی مثل "طلوع آفتاب تمام صبح دوام نمیآورد / رگبار تمام روز طول نمیکشد" از خیل عظیم تاریکی بیرون بکشیم. آیا این به این معنی است که از آن زمان که هریسون این سطرها را خوانده چیزی در این دنیا تغییر نکرده است؟ بی سرزمین، بی دوست، بی معبر. چه سرگشتگی تاریکی.
مانند همیشه و هر اثر هنری عمیق، چیزهای بیشتری از آنچه به چشم میآید در آن وجود دارد. هریسون این متن این آهنگ را زمانی نوشته که جهان در وضعیت هرج و مرج قرار داشت، جنگ، ناآرامیهای سیاسی و آشوب اجتماعی بر تیتر خبرها غالب بود، و در زندگی شخصی و کاری نیز به بنبست رسیده بود. متن و ملودی آهنگ حال و هوای وهمانگیز و درونگرایانهای ایجاد دارد و هریسون مدام هشدار میدهد مراقب افکاری که ماندگار میشوند باش. در طول آهنگ، هریسون در مورد خطرات تسلیم شدن در برابر ناامیدی، ترس و منفی نگری میخواند. سطرهای "مراقب تاریکی غم و اندوه باش / میتواند تو را در خواب بکشد / مانند دستی که دستت را میگیرد / و تو را به سمت در میبرد" به عنوان هشداری در برابر خطرات ماندن بر احساسات منفی عمل میکند. هریسون یک بار گفت: "موسیقی یک مانترا است که روح را آرام می کند" و من فکر میکنم Beware of Darkness تجسم کامل این احساس است.
• Title: Beware of Darkness
• Artist: George Harrison
(Ann Wilson's cover - 2016)
• Album: All Things Must Pass
• Genre: Rock / Folk rock
• Released: 1970
@the_lastnote
8 232
در هر برخورد با گیدا والتیسدوتر اولین چیزی که بسیار جلب توجه میکند مهارت نواختن و درک بالای او از صدای ویولنسل است. قطعه پیش رو اولین قطعه از سومین آلبوم انفرادی او با عنوان «تکامل» است. متن آهنگ مانند خود آهنگ تکامل تدریجی را توصیف میکند.
از همان رفت و برگشتهای ابتدایی آرشه، پیداست که میخواهد یک صعود کوهستانی را توصیف کند، هوا سرد است و زمین سخت و راه دشوار احساس میشود. چیزی که به گوش میرسد با اینکه سرد و غمانگیز است اما یک احساس گرم پیلهای قبل از بال گشودن دارد. سپس صدای گیدا به صعود تدریجی ساز میپیوندد و با کلماتش به شیوهای که مختص خود گیداست و زمزمه گونه است به حرکت کمک میکند. نتیجه مانند نمایی از پرستوهایی است که در میان یک منظره بال میزنند، دور گوشهای شما میچرخند. آواز گاهی به یک انفجار یخی تبدیل میشود، گویی از یک بخش خطرناک عبور میکند و پایین را نگاه میکند و میخواند: و من در سبز آبی وحشی فرو رفتم، مثل یک آهنگ بود، مثل یک فریاد بلند بود. در یک تاریکی گسترده فرو رفتم، مثل یک اقیانوس بود، مثل یک شروع بود. در شب پایان فرو رفتم، مثل گرما بود، مثل نور بود. در آن درخشش سفید فرو رفتم، انگار پایان بود، مثل رسیدن بود.
• Title: Rock
• Artist: Gyða Valtýsdóttir
• Album: Evolution
• Genre: Contemporary classical / Experimenta / Dream pop
• Released: 2018
@the_lastnote
