the_lastnote
Open in Telegram
موسیقی، کمی جدیتر Let's Dive Into Music اینستاگرام: www.instagram.com/the_lastnote حیاط خلوت: @Night_Rhythms @MajidNova
Show more8 232
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-4230 days
Posts Archive
8 232
شنیدن لطافت لمسهای گیتارش که به نوازش میماند شما را وا میدارد که بپرسید نام این نوازنده چیست. سوفیا بوروس کسی است که میتواند با گیتارش تمام سکوتها، تمام واژهها و تمام صداها را به چالش بکشد.
تمرکز سومین آلبوم Zsófia Boros به دو بخش تقسیم میشود، یکی از آنها معطوف به آهنگهای کلاسیک معاصر آرژانتین و دیگری معطوف به چندگانه موسیقی ماتیاس دوپلسی آهنگساز فرانسوی است. این گیتاریست مجارستانی ساکن وین با عبارات و لمسهای درخشانی سخن میگوید.
«آخرین نفس» که نام جدیدترین آلبوم اوست تمام آنچه یک آلبوم کلاسیک سولو-گیتار لازم دارد را در دل خود دارد، لحن واضح، جمله بندیهای روان، لایهبندی دقیق ملودی و فیگوراسیون مثال زدنی. زوفیا بوروس با ترکیب موسیقی آرژانتینی با قطعاتی شنیدنی از دوپلسی، برنامهای پر تعلیق ایجاد میکند که میتواند شما را ساعتها و روزهای زیادی برای کشف آنچه در آن نهفته است نیازمند زمان باشد.
@the_lastnote
8 232
وقتی شب به مناظر شمالگان و سرزمین هزار دریاچه میرسد، در گرگ و میش جنگل و باتلاق، وقتی زمان باز میایستد بر فراز آبی زلال، چنان که خاطرهی آینهای، واژگون در رود باز میتابد، پردههای بین واقعیت و ماورا نازک میشوند. در آن زمان داستانهایی مانند افسانههایی از عدم به اشعار و موسیقی Tenhi درز میکند و تنهی پس از ۱۰ سال به صدا در میآید و پیر دهکده با ششمین آلبوم خود، «والکاما» نمایان میشود که به معنای «لنگرگاه» یا «پناهگاه» است. بخشی از آنچه او میخواند این است:
لحظهی زیسته را، ساعتهای خنده را، رنگهای بهار را به خاطر بسپار که به زودی آنها مرده به نظر میرسند. دوست داشتن را، بازیهای تابستان را، احساس زنده بودن را به خاطر بسپار که همه مانند کاروانی در گذرند.
همیشه گفتهام این جنس از موسیقی، این موسیقی نئوفولک برای وقتی است که گریستن نمیتوانید. برای وقتی است که نمیتوانید سبک شوید. چرا ما این آهنگهای مغموم را اینقدر دوست داریم؟ شاید چون وقتی با ما هستند که همه ما را ترک گفتهاند. چون یک حجم خالی جان میدهد برای پیچیدن یک ترانهی غمگین و اثیری. آنجاست که میفهمیم چقدر خوش صداییم. در این میان بعضیها دوستاند و بعضیها که تنهی از آنهاست رفیق صد ساله. وقتی سراغش را بگیرید به شما شما میآموزد چطور دنیایی که به شما اهمیت نمیدهد را خار بشمارید. تاریکی و سیاهی دو چیز متفاوتاند، تنهی خود تاریکی است. مالیخولیا و اندوه یکی نیستند، تنهی خود مالیخولیا است. خوبی و زیبایی به یک معنا نیستند، تنهی غایت زیبایی است. خراب و ویران یکی نیستند، تنهی ویرانه است. پیدا و عریان یکی نیستند، تنهی عریان است.
اگر قصد گوش دادن به این آلبوم را دارید لطفا ابتدا مطمئن شوید یک بهانه و یک نشانه برای پیدا کردن راه بازگشت دارید، سپس اقدام کنید.
@the_lastnote
8 232
«این دنیای احمقانه» نام هفدهمین آلبوم استودیویی گروه ایندی راک Yo La Tengo است. آلبومی که در سال ۲۰۲۳ در کانون توجهات بوده است. این آلبوم را شخصا با گوشت و پوست و استخوان درک کردم و با آن آلبوم به خلسه رفتم. حالتی گذشت که در آن درک عادی از زمان را از دست دادم. در این حالت آرامش عمیق و هیجان شدید را توامان تجربه میکردم. حالتی که که غالبا با موسیقی ضربدار یو لا تنگو به من القا میشد. در این حالت عموما دچار وردخوانی نامفهوم (غریبه گفتاری) میشوم.
در بیشتر موارد، زمانی که میخواهیم از یک هنرمند یا گروه موسیقی بگوییم، از سالها صحبت می کنیم. در مورد یو لا تنگو که حاصل همکاری ایرا کاپلان، جورجیا هابلی و جیمز مک نیو است، این زمان چهار دهه است. چیزی که جالب است این است در تمام این سالها آنها به ندرت لغزشی در تولید و انتشار آثار خود یا حتی در مورد برنامههای زنده داشتهاند. سوال اینجاست که چه چیزی باعث می شود که این گروه اینقدر خوب عمل کند، فکر میکنم جواب این سوال در آلبوم جدید آنها نهفته است زیرا آخرین آلبوم آنها مانند نوعی تکامل است.
این میتواند همافزایی شخصی بین اعضا، به ویژه زوج زن و شوهر کاپلان و هابلی باشد. آنها درک جامعی از تمام فرمهای موسیقی مدرن دارند (از مشتاقترین مجموعهداران صفحات و دیسکهای موسیقی هستند) و به خوبی میتوانند آنچه شنیدهاند را به هر شکلی که بخواهند بازتولید کنند و در عین حال، فقط مانند یو لا تنگو صدا دهند. اعضای یو لا تنگو که از سال ۱۹۸۴ با هم بودهاند، تجربهای جمعی از گذر زمان دارد و باعث شده است که این موضوع به زیبایی از طریق دنیای احمقانه ارائه شود. این رکورد در مواجهه با گذر مداوم زمان به طرز عجیبی انعطافپذیر است.
اینکه همه چیز یک روز به پایان میرسد یک حقیقت پذیرفته شده است و اذعان به اینکه زندگی با وجود این پایان ادامه مییابد باعث به وجود آمدن امید و جرقهی اشتیاقی برای استفاده هرچه بیشتر از زمان باقی مانده میشود. پیام اصلی این رکورد این است که علی رغم اینکه جهان در زمانهایی میتواند مملو از رنج و دشواری باشد هنوز هم به قول یو لا تنگو این دنیای احمقانه تمام آن چیزی است که داریم. یو لا تنگو همیشه عناصر آشنایی را انتخاب میکند، مطالعه میکند، میشناسند، از هم باز میکند و تکهها را به شکلی که فقط خودشان قادر به انجام آن هستند، مرتب میکنند. در نتیجه این قطعات موسیقی بوجود میآیند که دقیقا در زمانی که باید به اوج میرسند و سپس جای خود را به قطعات دیگر میدهند.
@the_lastnote
8 232
در بهترین حالت، موسیقی میتواند مرهمی باشد بر روح خسته و آشفتهی ما. مطمئنا این احساسی است که از همان دقایق آغازین این آلبوم دریافتم. آلبوم Les Égarés به معنای The wandering از کوارتت Sissoko Segal Parisien Peirani شبیه یک میعادگاه در میان انبوه درختان است. این یک آلبوم مسحورکننده است که چهار نوازنده برجسته را گرد هم میآورد. همافزایی را اگر ساخت یک «کل» که حاصل آن از جمع ساده تک تک اجزا بیشتر میشود، معنا کنیم این آلبوم مصداق بارز آن است.
ویسنت سگال نوازنده برجسته ویولن سل و نوازنده مالیایی بالاکه سیسوکو که نوازندگی ساز کورا را به خوبی میداند در مجموعه آلبومهایی برای لیبل فرانسوی No Format، پیش از این همکاری داشتهاند. در کنار آنها وینسنت پیرانی، نوازنده آکاردئون و امیل پاریسین، نوازنده ساکسیفون، دو نوازندهی تحسین شدهی موسیقی جَز این کوارتت شگفتانگیز را تشکیل دادهاند.
لذتی که این کوارتت از گرد هم آمدن به دست میآورد، بسیار محسوس است، به طوری که میتوان صدای خندههای آنها را شنید. هر آهنگ شبیه گفتوگویی میان آنهاست که استعدادهای فردی را به نمایش میگذارد و از تفاوتها و شباهتها در لحن، جملهبندی و احساسات مشترک بهره میبرد. با آبشار ملایم نتهایی که از کورا سرازیر میشوند، سازی که در فراخواندن آرامش بینظیر است، سایرین به دوستی و هماهنگی دعوت میشوند. شیوهای که هر یک از چهار نوازنده به دیگر نوازندهها گوش میدهد و پاسخ میدهد قابل توجه است. آنها با همدیگر صحبت میکنند، محبت میورزند و میرقصند. وینسنت سگال خلاصه میکند: «بدون اینکه بدانید کجا میروید، راه میافتید، به خودتان اجازه دهید متحیر شوید و از گم شدن لذت ببرید.»
@the_lastnote
8 232
اگر خاطرتان باشد نام آلبوم قبلی سوزان ساندفور Music for People In Trouble بود. با شنیدن آلبوم جدید او Blómi میتوانم با خیال راحت بگویم نام آلبوم قبلی پیامی بود برای مردم دنیا و نه صرفا نام یک آلبوم. شاید حقیقت تمام کارهای او همین باشد. Blómi در زبان اسکاندیناوی به معنای شکوفه دادن است و جنبههای منحصربهفردی از داستان زندگی سوزان را طی این پنج سالی که از آلبوم قبل گذشته است را روایت میکند.
احساسات مادرانه در این آلبوم موج میزند.
بهترین تعبیری که میتوانم از آلبوم داشته باشم این است: یک ملیله دوزی رنگارنگ یک مادر روی لباس سفید دختر هشت سالهاش و ترانههایی حین آن. پیامی برای یک زندگی در دنیای ناپایدار. او به دخترش از چیزهایی میگوید که کسی آنها را به او نخواهد آموخت. او در توضیحات این آلبوم آورده است: میخواستم پادزهری باشد برای تاریکی. به هر حال تمام اینها حرف است و تا صدای سوزان را گوش نکنید نخواهید فهمید برای شما کار میکند یا نه. شخصا همیشه احساس بسیار خوبی به او داشتم و او یکی از نروژیهای محبوب من است.
آلبوم با صدای جریان آب و این جملات آغاز میشود:
آیا تعادلی وجود دارد؟
میان سکوت، پوچی، صلح و خواستن
و با این جملات به پایان میرسد:
اگر در دل حرفی داشته باشم آن چیست؟
نگاه کردم و
دریافتم که آن حرف نهفته در قلب "بله" است
بله به همه چیز.
@the_lastnote
