466
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
466
پرنده ی پلیکان اگر غذا گیر نیاره با منقار از گوشت تَنِش میکَنه و میذاره دهن جوجههاش..
یه داستان معروف میگه تو عصر یخبندان یه پلیکان اونقدر این کارُ تکرار کرد تا از شدت ضعف جون داد!
در همین حال یکی از جوجهها گفت "بالاخره از شر غذای تکراری خلاص شدیم".
اینو گفتم که بهتون بگم هیچوقت همه چی تون رو واسه آدما نزارید! حتی اگر خیلی براتون عزیز و با ارزش باشن،
همیشه یه تیکه از خودتون رو بزارید برای روز مبادا،
این داستان حکایت خیلی از آدمهای دور بَرمونه!
466
میگفت "حس میکنم درونم چند نفر وجود دارند؛ یک نفر بلند میخندد و دیگری تلخ اشک میریزد و سومی به هیچچیز اهمیت نمیدهد".
466
مشکل اینجاست که شاید تو الان در حال تجربه کردن سخت ترین ثانیه های زندگیت باشی و هیچکس هم خبر نداشته باشه...
466
کاش دنیا مثل داستانها بود؛ اون لحظهای که فکر میکردی دیگه آخرته، یهو یه ابرقهرمان سر میرسید و نجاتت میداد. کاش کزبرکر واقعی بود و میدونستی هر چی بشه اون یه نقشهای داره. کاش یک دفعه مثل سیندرلا خوشبخت میشدی یا مثل هری پاتر یک دفعه یکی پیدا میشد و تو رو از بین آدمهایی که دوستت نداشتن میبرد، مثل رمانهای کالین هوور یهو عشق نجاتت میداد یا حداقل مثل زیبای خفته به خواب میرفتی.
کاش واقعیت مثل داستانها بود.
466
سن و سالم از خیلی چیزا گذشته...
از دشمنی کردن...
از اهمیت دادن بیخودی به حرف و رفتار آدما
یا از اینکه مدام بخوام به چیزی اصرار کنم...
آره سن و سالم از حرص خوردن واسه چیزایی که دست من نیست و اثبات خودم گذشته ؛
الان فقط آرامش میخوام
و دیگه حوصله و وقتی برای حاشیه رفتن ندارم
فقط میخوام دلی زندگیم رو بکنم
همین...!
466
آدما اونقدر که تو فکر می کنی شکننده نیستن وظرفیتشون به مو بند نیست، نیازی نیست همیشه چتر نجات و منجی باشی تمرکزتو بذار رو خودت و حال خودت هیچ کس بدون تو نمرده و هیچ کس بدون تو نمیمیره بذار هرکس درد، تجربه بد، شکست، اون ناکامی مخصوص زندگی خودشو، خودش تجربه کنه و بزرگ شه.
Gn
