Keydii | کیدی
Open in Telegram
«کیدی» نام گلی است که مردم هرمزگان معتقدند در سالی که برای آن موسیقی بنوازند، باروری بیشتری خواهد داشت. | کانال کیدی دالانی است برای شنیدن موسیقی نواحی ایران و گاه موسیقی ملل ارتباط با ادمین؛ @siavarshan_bandarabbasi
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
724
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
"نصرُک" شخصیتی بوده که در بندرعباس زندگی می کرده، او هر چند فقیر بوده اما با بیان اتفاقات شهر به وسیله ی ترانه و نقد اشخاص و نقل رویدادها، از شاخص ترین افراد زمان خود بوده، تا جایی که هر کس مورد ظلم و بی مهری قرار می گرفته شکایت پیش او می برده و از او ترانه ای در هجو و نکوهشِ منشا آن ظلم و ستم، طلب می کرده. نصرک خود برای ترانه هایش آهنگ می ساخته با سازی زهی و حلبی که دست ساز خودش بود آنها را می نواخت و پس از آن نوازنده های نی جفتی آن را فرا می گرفتند و اجرا می کردند و اینگونه ترانه های او تمام جغرافیای منطقه را طی می کردند.
قطعه ی "ای یار ای یار" از معروف ترین عاشقانه های اوست که هر کسی از ظن خود... آنرا اجرا کرده از خواننده های لس آنجلسی گرفته تا موزیسین های سنتی.
در ادامه این قطعه را با اجرا و تنظیم عطا جنگوک و صدای حسین بختیاری خواهیم شنید.
@keydii
کارلا برونی در ۲۳ دسامبر۱۹۶۷ در تورین ایتالیا به دنیا آمد.
کارلا برونی از سال ۱۹۷۵ و با قدرت گرفتن بریگاد سرخ در ایتالیا همراه با والدینش در فرانسه اقامت گزید. از آنجا که پدر و مادر وی هر دو موزیسین بودند کارلا را برای یادگیری موسیقی تشویق کردند. وی پیانو و گیتار مینوازد. پس از پایان تحصیل در سوئیس به پاریس بازگشت تا هنر و معماری بخواند. اما در سن ۱۹ سالگی دانشکده معماری را ترک کرد تا به عنوان یک مدل به صورت تمام وقت به این حرفه بپردازد.
در دهه ۱۹۹۰ کارلا برونی در میان ۲۰ تن از معروفترین و موفقترین مانکنهای دنیا قرار داشت و سالانه ۵/۷ میلیون دلار درآمد داشت. از سال ۲۰۰۰ وارد دنیای موسیقی شد و تاکنون سه آلبوم موسیقی در سالهای ۲۰۰۲، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ منتشر کرده و در سال ۲۰۰۴ برنده جایزه مهم ویکتوار دولا موزیک شدهاست.
نیکولا سارکوزی و کارلا برونی برای اولین بار که در آخرین تعطیلات سال ۲۰۰۷ (میلادی) در کنار هم در اورو دیزنی ظاهر شدند. سارکوزی و برونی در ۲ فوریه ۲۰۰۸ در کاخ الیزه با یکدیگر ازدواج کردند.
در ادامه قطعه ای از او خواهیم شنید.
@keydii
اجرای بی نظیر دیگری از ترانه "بدورد فرمانده" این بار با صدای جُون شاندوز بائز ؛
بائز خواننده و ترانهنویس نامدار و اسطورهای موسیقی فولک آمریکایی و کنشگر اجتماعی است. وی به صدای گیرا و بیان بیپردهٔ نظرات سیاسی و انساندوستانهاش مشهور است. بائز در فستیوال تاریخساز وودستاک سال ۱۹۶۹ سه ترانه اجرا کرد و به مشهور شدن ترانههای باب دیلن در سرتاسر آمریکا کمک کرد. در ادامه اجرای او از ترانه "بدرود فرمانده" را خواهیم شنید.
@keydii
بدرود فرمانده:
به دوست داشتنت خو گرفتهایم | بعد از آن فراز تاریخی | آنجا که خورشید شهامتت مرگ را به زانو درآورد | اینجا از وجود عزیز تو روشنایی و عطوفتی زلال بجای مانده است | فرمانده چه گوارا | دستهای قوی و پرافتخارت به تاریخ شلیک میکند | آنگاه که تمامی سانتاکلارا برای دیدنت از خواب برخاسته است | اینجا از وجود عزیز تو روشنایی و عطوفتی زلال بجای مانده است | فرمانده چه گوارا | میآیی و با خورشیدهای بهاری نسیم را به آتش میکشی تا با شعلهٔ لبخندت پرچمی برافرازی | اینجا از وجود عزیز تو روشنایی و عطوفتی زلال بجای مانده است | فرمانده چه گوارا | عشق انقلابیات تو را به نبردی تازه رهنمون میشود | آنجا که استواری بازوان آزادگرت را انتظار میکشند | اینجا از وجود عزیز تو روشنایی و عطوفتی زلال بجای مانده است | فرمانده چه گوارا | از پی تو میآییم چنانکه دوشادوش تو میآمدیم و همراه با "فیدل" تو را میگوییم:"بدرود، فرمانده!" | اینجا از وجود عزیز تو روشنایی و عطوفتی زلال بجای مانده است | فرمانده چه گوارا |●
@keydii
پنجاه سال از درگذشت چگوارا گذشت. "بدرود فرمانده" ترانهای است که در سال ۱۹۶۵ توسط آهنگساز کوبایی کارلوس پوئبلا ساخته شدهاست. این ترانه به عنوان پاسخی برای نامه خداحافظی چه گوارا در هنگام ترک کوبا سروده شدهاست. هنگامی که چهگوارا در ۱۹۶۵ کوبا را به مقصد کنگو و سپس بولیوی برای برافروختن شعلهٔ انقلاب در این کشورها ترک میکرد، نامهای خداحافظی خطاب به فیدل کاسترو و مردم کوبا نگاشت. کارلوس پوئبلا به گفتهٔ خودش آن شب را نخوابید و ترانهٔ بدرود فرمانده! (آستا سیمپره) را به عنوان نمادی از عشق و امید مردم کوبا به چهگوارا سرود. این ترانه به خصوص پس از کشته شدن چهگوارا شهرتی جهانی پیدا کرد و به زبانهای بسیاری ترجمه و اجرا شد.
این ترانه به زبانهای بسیاری ترجمه شده و توسط خوانندگان زیادی بازخوانی شدهاست. تقریبا دویست بازخوانی از این ترانه شنیده شده است و بسیاری از گروههای آواز کوبا، کشورهای آمریکای لاتین و اروپا آن را خواندهاند.ناتالی کاردون خوانندهٔ فرانسوی، سیلویو رودریگز خوانندهٔ کوبایی و گروه راک اسپانیایی بویکوت نیز اجراهای مشهوری از آن دارند. حداقل پنج اجرا از کارلوس پوئبلا موجود است که جزو مشهورترین اجراهای این ترانه هستند.
کارلوس پوئبلا در ۱۹۸۹ پس از یک دوره بیماری طولانی درهاوانا درگذشت. روی قبرش نوشته شده: من همانم که هستم. نوازندهٔ دورهگردی که آواز میخواند.
در ادامه بدرود فرمانده را با صدا و اجرای کارلوس پوئبلا خواهیم شنید.
@keydii
حسن کریمی یکی از خواننده های فقید بندرعباسی است که آثار او پس از دهه ها، هنوز هم شنیده و بازخوانی می شود. هر جند در دوران او فاطمه رضایی، صالح آتون، ارسلال عطایی و علیخان حبیب زاده هم می درخشیدند اما او نیز با ملودی های دلنوازش و مضراب خوش نغمه ی عودش، توانسته بود در این رقابت موسیقیایی شنیده شود. ملودی های او هرگز اثر گذر زمان را حس نکرده و همچنان تازه اند. از آثار معروف او، به "سیمین"، "فصل بهار" و "چشمت مث ستارَن" می شود اشاره کرد. فصل بهار را ناصر عبداللهی بازخوانی کرده است و چشمت مثل ستارن، نیز بارها و بارها با عنوان "چشمون تو ستارن"، باز خوانی شده است. یاد و صدایش ماندگار. در ادامه قطعه ی "چشمت مثل ستارَن" را می شنویم. @keydii
آتاهوآلپا یوپانکی
با نام اصلی هکتور روبرتو چاورو آرامبورو ،در ۳۱ ژانویهٔ ۱۹۰۸ در استان بوئنوس آیرس، در منطقهای با نام کامپو دلا کروز به دنیا آمد و تولدش در پرگامینو، شهری در ۳۰ کیلومتری زادگاهش و ۲۲۴ کیلومتری شمال غرب شهر بوئنوس آیرس پایتخت آرژانتین ثبت شد. پدرش اهل شهر لورتو واقع در استان سانتیاگو دل ارستو و دارای ریشهٔ کچوآیی و مادرش از اهالی باسک اسپانیا بود.
نخستین سالهای کودکیاش در روستای آگوستین روکا، جایی که پدرش در راهآهن کار میکرد گذشت. آنجا روزهایش در شگفتی و کشف و شهودی که زندگی روستایی و کشف جهان خارقالعادهٔ موسیقی از طریق ترانههای دهقانان و نوای گیتارشان به او عرضه میداشتند سپری میشد؛ و گیتار، عشق جاودان زندگیاش بود. پس از مدتی تلاش ناموفق در یادگیری ویولن، شروع به آموختن گیتار نزد استاد باتیستا آلمیرون کرد. کاری که موجب شعلهور شدن ذوق و هدفش شد، و در عین حال وجود جهانی پهناور از تمهایی فراتر از تمهای گاچویی را بر او آشکار ساخت.
اما این آموزش گیتار مستمر و کامل نبود؛ به دلایلی از جمله اینکه او بیپول بود، اینکه استادش شاگردان دیگری نیز داشت، اینکه خانوادهاش به دلیل شغل پدر مدام مجبور به سفر بود و نیز اینکه استادش آلمیرون سفرهایی دورهای برای اجرای کنسرت داشت. با وجود این، عشق به گیتار برای همیشه در روحش نقش بست. از آن پس او شعرهایش را با نام مستعار آتاهوآلپا یوپانکی امضاء میکرد که ریشهشناسی آن چنین است: آمده از سرزمینهای دور تا آوازی بخواند. او نام هنری اش را از همان نوجوانی انتخاب کرده بود. «آتاهوالپا» نام آخرین پادشاه یا امپراتور اینکا است که توسط فاتحان اروپایی کشته شد و «یوپانکی» نیز در میان سرخپوستان تیرهٔ کچوا و در زبان محلی آنان، لقبی افتخارآمیز محسوب می شود
در ادامه قطعه ای از او را می شنویم.
@keydii
