2 813
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2930 days
Posts Archive
2 813
Repost from N/a
دوش چو برخواستم ز خوابم ناگهان
لحظه ای اورا بدیدم به بالین در نهان
گره ای باز نگردد چون رسد تا بند روح
کی بگیرد عاشقی ایراد معشوق وا رهان
عاشق ندیدم خرده گیرد معشوق خود
عشق را دیدم به رنگ گل های ارغوان
بیش از آن کینه در دل ندارم این نشان
کین غم دوری بس کوری بیارد ارمغان
هین مُرد آنکه دلش زنده شد به عشق
مگر که هرچه شد نومید نگردد از زمان
در ره عشق چون برفتی محتاط باش
فصل و وصل چون آسمانند در دوَران
انتظار را کشیدن شیرینتر بوَد از داشتن
هان عاشق نشوی چون نداری تاب آن
آنقدر بالا برو بند پاسخ نگردد نفس تو
آنچه می پرسی ز خود نگْذارد در امان
گویی هرچه آید سمت تو در این مکان
چون بدیدی لاجرم بودی سوی آن دوان
دور معشوق تنگ چو کردی این طواف
کان امیدت چون رسد بگردی تو ضمان
دل ها که یکی شد دگر سخن ناید بکار
در حرم عشق لغتی را نیست تاب بیان
بنگر کز محبت شکوفه بینی وقت مهر
این از شوریده بشنو تا هستی در جهان
✍🏽#شوریده_تهرانی
@shourideeh
2 813
Repost from N/a
در تلاطم امواج، هرچند دورم از دریا
سکوتی در سرم، حتی در بطن صدا
در کویرم بینمش پری و نی سراب
روح من غرق شد، گر تن شود احیا
✍🏽#شوریده_تهرانی
2 813
در دیده ام ز محشر نقش دگر نیاید
جز مردم نگاهت کان را مثال نشاید
رنگ سیاه چشمت گویی نظیر ندارد
خسوف روی ماهت، دیده مهار ندارد
خلاصه ای ز عالم، سیرش دگر چه آید
چون روزگاری اندک، جز دیدنت نباید
دیدی که در فراقت یک دم تاب نیاورد
دوری ز تو چه اندک، پایان صبر نماید
ماه را نماند قراری کان در کنارت آمد
شوریده کین مبرهن، آسایشی نماند
✍🏽#شوریده_تهرانی
@shourideh_tehrani
2 813
همتون دارید ولی حالا یکیم جوین شه کافیه
https://t.me/hamster_kOmbat_bot/start?startapp=kentId769140041
2 813
دوست داشتم به گذشته برگردم، اونجایی که درک خاصی از اتفاقات اطرافم نداشتم زمانی که نمیدونستم حتی ممکنه برخی اتفاقاتو هرگز درک نکنم…
2 813
در خاطرم عشق با حسرت تداعی میشود
هر تلاقی با غم دوری تلافی میشود
خوشا آن عاشقی که یار بیند وقت مرگ
چون ندانی وقت وصل فکرت تباهی میشود
این غائله شور از شوریدگان گیرد مدد
دایره شوریدگان با شور تناهی میشود
✍🏽#شوریده_تهرانی
@shourideh_tehrani
2 813
فرارسیدن سال ۲۵۸۳ شاهنشاهی را پیشاپیش خدمت شما همراهان گرامی تبریک عرض میکنم. ❤️🌹
2 813
وقت وصال یاران چون بر مراد رسیدن
دیگر نماندْ ارجح هین پرده ها دریدن
چون غافلیم ز تقدیر مارا چه فکر تدبیر
یاخوشنود ز وصلش یافصل او کشیدن
گویند کز تفکر، فرجام هرکه دیدند
خیال من نباشد جز نقل عشق شنیدن
دریای نور و مانند کی دیده اند همایند
ای عمر کوته بیداد٫ فرصت
دوباره دیدن
شرط حیا نباشد، دیده از او پریدن
چون چشمرود به هرسو دنبال او دویدن
گر دل ما به سینه گاهی کند تپیدن
مارا همین امید بس کز نای او مزیدن
هرجا دلت بلرزید شایسته است رمیدن
مارا که فکر و ذکر رفت تا درنهان رهیدن
شوریده را پریشان دیدن عجیب نباشد
آسودگی به گردش، هی دوری و رسیدن
✍🏽#شوریده_تهرانی
@shourideh_tehrani
