en
Feedback
متن روضه دفتری مجمع الذاکرین(ع)

متن روضه دفتری مجمع الذاکرین(ع)

Open in Telegram

شامل متن روضه مجمع الذاکرین اهلبیت ع با مدیریت خادم الحسین کربلایی محمد مسلمی https://t.me/joinchat/AAAAAEN4p58p-RvJh_pC9Q ارتباط با مدیر👇 @moslemi124

Show more
5 644
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+930 days
Posts Archive
#متن_روضه و توسل جانسوز، حضرت زهرا سلام الله علیها ⚫️ #فاطمیه بنفس ...حاج حیدر خمسه **************** خمیده تر شده ای،بس که درد بسیار است مرو،بمان که امامت غریب و بی یار است (بخدا جون میدیم الان،گفت فاطمه جان) دوباره دور و بر خانه،دیدمش امروز (بس نیست زدی؟!) هنوز قنفذ کافر،به فکر آزار است چیه؟!به این اسمها حساسید؟امام حسن هم حساس بود،مغیره رو می دید راهشو عوض میکرد،آقا چی شد ؟!میگفت این مادر مارو زده ... این به مادر ما جسارت کرده" دوباره دور و بر خانه،دیدمش امروز هنوز قنفذ کافر،به فکر آزار است بچه سیدا،حلال کنید،نشه من فردای قیامت جواب شمارو ندم،یقه منو نگیرید ... فاطمیه هست دارم میخونم ... بیراه نمیگم ... گفت فاطمه،یادته ... میان کوچه تو را پیش من کتک میزد یکی نگفت نزن ! فاطمه عزادار است یازهرا ... *بچه هایی که هنوز چشماشون نباریده،طوری نیست،همین که به خودت میزنی،گریه کن،برات مینویسند گریه کردی ... همین که داری به خودت میگی توروخدا،آبروم داره میره،من حاضرم اشکامو با تو عوض کنم،مال تو بیشتر می ارزه،تو داری زور میزنی اشک بیاد ... این یدونه رو میگم برا اونائی که هنوز دلشون نرمِ روضه نشده* فاطمه جان... سه چار مرتبه امروز بر زمین خوردی (نه یکبار،نه دوبار) عزیزِ جانِ علی،چشم تو مگر تار است!؟ اینو میخونم برای حاجت دارا ... به خدا کمتر از سگم در خونه ی اهلبیت،من اگه آبرو دارم با شما آبرو دارم،رفقا کاش میشد بشینیم بنویسیم امضا کنیم ... قیامت همدیگرو تنها نذاریم ... من صدای گرفتمو میذارم وسط،تو هم این اومدنات رو بذار،بالاخره یه چیزی میشه ... بالاخره یه خیری به ماها میرسه،اینو بگم و روضه بخونم ... صدا زد فاطمه جان ... ز حال رفته حسن،در حیاط افتاده هنوز لکه ی خونت به روی دیوار است (تند تند بگم دیگه) دلیل لاغری ات را چه زود فهمیدم بدون شک همه اش ، کار نیش مسمار است یا زهرا ... به کم روضه بگم" مثل دیروز،بچه ها اومدن دم خونه،تا وارد شدند دیدند فضه پریشونه،چیه فضه ؟! گفت هیچی . بیایید وقت غذا خوردنتونه ... فضه ! معلومه چیزی شده ! مادرم کجاست؟! یهو افتاد،دست کشید روی سرشون برید باباتونو خبر کنید ... بچه ها بدو بدو اومدن مسجد،تا امیرالمؤمنین شنید،یه جوری از مسجد اومد بیرون ... (بگم یا نه؟!)از مسجد تا خونه راهی نیست،سه بار عبا گرفت زیر پاهاش،با صورت میخورد زمین،بلند میشد (یا الله)هی میگفت فاطمه" میخوام گریز بزنم ... اینجا بابا عبا زیر پاهاش گرفت،راه صاف کربلا ... کجا ؟! تل زینبیه" سرازیری بود" از بالای بلندی"میدونی چی گفت ؟! مادرم آمده گودال،نچرخانیدش ... اومدم،چادرشو بست،هی میگرفت زیر پاهاش،با صورت میخورد زمین ... پامیشد،هی میگفت حسین ... نزن ظالم،حسین مادر نداره حسین ... قبل از این که خانوم از دنیا بره،دید اینا ساکت بشو نیستند،تا زینب ناله داره، گفت باید اینو آروم کنم تابقیه آروم بشن،لذا زینب رو صدا زد: دخترم ارثیه ی غربت مادر مال تو پرکشیدن مال من،این دو سه تاپر مال تو دخترم ... خطبه خوندن توی مسجد مدینه،مال من خطبه خوندن توی کوفه مثل حیدر،مال تو تیر خلاصمو بزنم،هرجا میخوای بری برو،هر جا بردی جلسه رو ببر" دخترم... خنده ی همسایه ها تو راه کوچه،مال من(بگم؟ آماده ای؟) صدای هلهله ها ، خنده ی لشکر،مال تو میخوای بازش کنم ؟! خیز و از جا،آبرویم را بخر(چی شده!؟) عمه را از بین نامحرم ببر گفت پاشو،عمت داره میاد،مگه نمیبینی،کوفیان دارند کِل میکشن،دارن هلهله میکنن ... حسین ... گفت دخترم ... بوسه ی بی رمقِ این دم آخر،مال من بوسه های دم گودال و برادر،مال تو زخم بستر مال من(زخم بستر مال آدم شصت هفتاد ساله س ... یه مریضی که بستر بیفته،کسی رو نداره بهش برسه بعد چند روز بدنش زخم میشه،نه یه زن هجده ساله) زخم بستر مال من،اشکهای حیدر مال من هزار و سیصدو پنجاه زخم برادر مال تو قصه ی میخ در و(آروم میگم،نمیخوام خانوما بشنوند،فقط شماها بشنوید) قصه ی میخ در وکشتن محسن مال من (یا الله) غصه ی سه شعبه وحنجر اصغر مال تو قتل و غارت مال تو،رخت اسارت مال تو دیدن بزم شراب و مِی وساغر مال تو حسیــــــن #روضه_حضرت_زهرا #روضه_حضرت_زینب #فاطمیه

روضه ی دفتری وعامیانه ی ایام فاطمیه فاطمیه ماه خون ماه غم است فاطمیه یک محرم ماتم است فاطمیه چشم گل پرشبنم است فاطمیه عمرگلهاهم کم است(آی قربون مادرجوونمون بشیم.آی قربون مادر۱۸سالمون بشیم.درجوونی قدمادرمونوخم کردن.درجوونی مادرمون دست به کمرمیگرفت .دست به دیوارمیزاشت وراه میرفت.کجای تاریخ مادرجوونی رادیدین که برا.راه رفتن ازدیوارکمک بگیره.ولی یه مادری رومدینه سراغ دارم که درحین جوانی پرپرش کردن.) فاطمیه دیده ی مهدی تراست اشک ریزان درعزای مادراست(مگه رسم براین نیست.هرخونه ای داغ مادرببینه.بچه هاش جلودرخونه می ایستن وبه مهمونای مجلس وختم مادرخوش آمدمیگن.اینروزا امام زمانمون به مجلسهای مادرش سرمیزنه.آخه داغه مادردیده.داغه مادربرابچه ها سنگینه.میگن چراغ خونه مادره.مادراروشنایی خونه ان.من میگم الهی هیچ خونه ای چراغش درجوونی خاموش نشه قربون بچه های قدونیم قدعلی.درکودکی طعم بی مادری روچشیدن. آی داغ مادردیده هاکه تومجلس نشستین.امروزاشکاتونوبابچه های مادرپهلوشکسته مخلوط کنید.اگه داغ مادردیدین واشک میریزین بدونید مادرامثل گلهامهربونن تموم بچه هااینومیدونن ستون خیمه ی خونه مادره اونی که ازهمه کس عزیزتره اون مادره۲ بچه های علی نتونستن نیمه های شب صدای گریه هاشونوبلندکنندو.وای مادربگن.ولی منوشمااینجامیتونیم بگیم.وای مادرم.وای مادرم ڪانال مجمع محبان اهل بیت علیه السلام 🕊اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّڪَ الفَرَج🕊

#متن_روضه و توسل جانسوز، حضرت زهرا سلام الله علیها ⚫️ #فاطمیه بنفس ...حاج حیدر خمسه **************** خمیده تر شده ای،بس که درد بسیار است مرو،بمان که امامت غریب و بی یار است (بخدا جون میدیم الان،گفت فاطمه جان) دوباره دور و بر خانه،دیدمش امروز (بس نیست زدی؟!) هنوز قنفذ کافر،به فکر آزار است چیه؟!به این اسمها حساسید؟امام حسن هم حساس بود،مغیره رو می دید راهشو عوض میکرد،آقا چی شد ؟!میگفت این مادر مارو زده ... این به مادر ما جسارت کرده" دوباره دور و بر خانه،دیدمش امروز هنوز قنفذ کافر،به فکر آزار است بچه سیدا،حلال کنید،نشه من فردای قیامت جواب شمارو ندم،یقه منو نگیرید ... فاطمیه هست دارم میخونم ... بیراه نمیگم ... گفت فاطمه،یادته ... میان کوچه تو را پیش من کتک میزد یکی نگفت نزن ! فاطمه عزادار است یازهرا ... *بچه هایی که هنوز چشماشون نباریده،طوری نیست،همین که به خودت میزنی،گریه کن،برات مینویسند گریه کردی ... همین که داری به خودت میگی توروخدا،آبروم داره میره،من حاضرم اشکامو با تو عوض کنم،مال تو بیشتر می ارزه،تو داری زور میزنی اشک بیاد ... این یدونه رو میگم برا اونائی که هنوز دلشون نرمِ روضه نشده* فاطمه جان... سه چار مرتبه امروز بر زمین خوردی (نه یکبار،نه دوبار) عزیزِ جانِ علی،چشم تو مگر تار است!؟ اینو میخونم برای حاجت دارا ... به خدا کمتر از سگم در خونه ی اهلبیت،من اگه آبرو دارم با شما آبرو دارم،رفقا کاش میشد بشینیم بنویسیم امضا کنیم ... قیامت همدیگرو تنها نذاریم ... من صدای گرفتمو میذارم وسط،تو هم این اومدنات رو بذار،بالاخره یه چیزی میشه ... بالاخره یه خیری به ماها میرسه،اینو بگم و روضه بخونم ... صدا زد فاطمه جان ... ز حال رفته حسن،در حیاط افتاده هنوز لکه ی خونت به روی دیوار است (تند تند بگم دیگه) دلیل لاغری ات را چه زود فهمیدم بدون شک همه اش ، کار نیش مسمار است یا زهرا ... به کم روضه بگم" مثل دیروز،بچه ها اومدن دم خونه،تا وارد شدند دیدند فضه پریشونه،چیه فضه ؟! گفت هیچی . بیایید وقت غذا خوردنتونه ... فضه ! معلومه چیزی شده ! مادرم کجاست؟! یهو افتاد،دست کشید روی سرشون برید باباتونو خبر کنید ... بچه ها بدو بدو اومدن مسجد،تا امیرالمؤمنین شنید،یه جوری از مسجد اومد بیرون ... (بگم یا نه؟!)از مسجد تا خونه راهی نیست،سه بار عبا گرفت زیر پاهاش،با صورت میخورد زمین،بلند میشد (یا الله)هی میگفت فاطمه" میخوام گریز بزنم ... اینجا بابا عبا زیر پاهاش گرفت،راه صاف کربلا ... کجا ؟! تل زینبیه" سرازیری بود" از بالای بلندی"میدونی چی گفت ؟! مادرم آمده گودال،نچرخانیدش ... اومدم،چادرشو بست،هی میگرفت زیر پاهاش،با صورت میخورد زمین ... پامیشد،هی میگفت حسین ... نزن ظالم،حسین مادر نداره حسین ... قبل از این که خانوم از دنیا بره،دید اینا ساکت بشو نیستند،تا زینب ناله داره، گفت باید اینو آروم کنم تابقیه آروم بشن،لذا زینب رو صدا زد: دخترم ارثیه ی غربت مادر مال تو پرکشیدن مال من،این دو سه تاپر مال تو دخترم ... خطبه خوندن توی مسجد مدینه،مال من خطبه خوندن توی کوفه مثل حیدر،مال تو تیر خلاصمو بزنم،هرجا میخوای بری برو،هر جا بردی جلسه رو ببر" دخترم... خنده ی همسایه ها تو راه کوچه،مال من(بگم؟ آماده ای؟) صدای هلهله ها ، خنده ی لشکر،مال تو میخوای بازش کنم ؟! خیز و از جا،آبرویم را بخر(چی شده!؟) عمه را از بین نامحرم ببر گفت پاشو،عمت داره میاد،مگه نمیبینی،کوفیان دارند کِل میکشن،دارن هلهله میکنن ... حسین ... گفت دخترم ... بوسه ی بی رمقِ این دم آخر،مال من بوسه های دم گودال و برادر،مال تو زخم بستر مال من(زخم بستر مال آدم شصت هفتاد ساله س ... یه مریضی که بستر بیفته،کسی رو نداره بهش برسه بعد چند روز بدنش زخم میشه،نه یه زن هجده ساله) زخم بستر مال من،اشکهای حیدر مال من هزار و سیصدو پنجاه زخم برادر مال تو قصه ی میخ در و(آروم میگم،نمیخوام خانوما بشنوند،فقط شماها بشنوید) قصه ی میخ در وکشتن محسن مال من (یا الله) غصه ی سه شعبه وحنجر اصغر مال تو قتل و غارت مال تو،رخت اسارت مال تو دیدن بزم شراب و مِی وساغر مال تو حسیــــــن #روضه_حضرت_زهرا #روضه_حضرت_زینب #فاطمیه

# روضه فاطمه زهرا سلام الله علیها✨🦋🕊🦋🕊🦋 مادر امشب زینبت را ناز کن چشمهای بسته ات را باز کن یا مکن مادر از این خانه سفر یا که زینب را به همراهت ببر 😭😭😭😭 ◼◼◼◼ زینب چهارساله دوید دامن بابا رو گرفت صدا زد:بابا مادرم را کجا می بری؟خدا نکنه یک مادر جوانی در خانه جان بده بیشتر از همه بچه های خانه میسوزند گریه میکنند مادر مادر میگن خداا مادرم را کجا میبرند گمانم برای شفا میبرند منو خانه داری منو غم گساری کجا میبرندت کجا میبرند اخ بمیرم قربون اون بدنی که علی شبانه غسلو کفن کرد من از شما میپرسم ایا دیدین که مردی خودش همسرشو دفن کنه بدن زن رو که میخوان دفن کنن دوتا محرم باید باشه یکی بالای قبر یکی داخل قبر امیر المومنین محرم فاطمه بود وقتی بدن را سرازیر قبر کردم دیدم دودست مثل دستهای پیامبر نمایان شد همه بگین یا زهرااااا صدازد یا رسول الله امانتت رو اوردم اما مولا خجالت میکشید انگار میشنید صدایی ندا مکنه علی جان امانت من که پهلو شکسته نبود صورتش نیلیوکبود نبود همه صدا بزنین یا زهراااا 😭😭😭😭 ◼◼◼◼ مرثیه به سبک دشتی بنال ای دل که اینجا ناله دارد درون سینه داغ لاله دارد به ماه اسمان برگو متابد که اینجا ماه هجده ساله دارد بانوای مداح اهلبیت ع🎤 جناب کربلایی صمدی

#نوحه کشتی صبر مرتضی چرا پهلو گرفتی؟ چرا پهلو گرفتی؟ مگه #نامحرمت شدم، مگه نامحرمت شدم از منم رو گرفتی، از منم #رو گرفتی بی تو تو شهر مصطفی سلامم بی جوابه همه میگن بی فاطمه علی خونه خرابه الهی بعد فاطمه، الهی بعد از فاطمه علی زنده نمونه، علی زنده نمونه بشینه بالا 😭#قبر تو شبا #قرآن بخونه ، شبا قرآن بخونه بعد تو #آزارم میده شب و روز مدینه هرکس که بی زهرا میشه حال روزش همینه ، حال روزش همینه وای از دل داغدار اول مظلوم عالم مولا امیرالمومنین😭😭😭😭😭😭😭 #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج 😭😭😭😭 #هدیه_محضر_حضرت_زهرا_س_صلوات #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات #یامولاتی_یافاطمه_اغیثینی 🤲💔 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#حضرت_زهرا جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد گریه ها می کردد تا امت شود بیدار... حیف از صدای گریه اش امت فقط بی خواب شد پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد تا پدر بود آمدن در خانه اش آداب داشت به گواه شعله ها این کار بی آداب شد بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند باب را آتش کشید آتش کشیدن باب شد حضرت صدیقه از گستاخی مسمار نه از طناب دور دستان علی بیتاب شد ما نمی دانیم، نَعلُ السیف* می داند چرا «مرتضایم را نبر» « فضه مرا دریاب» شد کربلا مسمار در با انشعاب بیشتر با شتاب اینبار سمت تشنه ای پرتاب شد بعد مادر علت مرگ تمام عاشقان آتش و مسمار و سیلی و صدای آب شد... * نَعلُ السَیف : آهنی است که در انتهای غلاف شمشیر وجود دارد برای اینکه وقتی شمشیر از غلاف بیرون کشیده می شود ، غلاف تعادل خود را دور کمر شخص حفظ کند... مرضیه نعیم امینی

فاطمیه.... شهادت حضرت زهرا س سبک : ای صفای قلب زارم دل من امروز ز سینه پر زده سوی مدینه یاد زهرای حزینه آن عزیز بی قرینه بهشتم کوی تو،دو دستم سوی تو مشام جان پر است،ز عطر و بوی تو مدد یا فاطمه۴ تو گل باغ ولایی نور چشم مصطفایی مظهر حی تعالی همنشین مرتضایی گل پیغمبری،تو جان حیدری کنار مرتضی،شفیع محشری مدد یا فاطمه۴ گرچه پست و بی بهایم بر سر کویت گدایم حق نموده از کرامت مهر و حبت را عطایم تو بر من تکیه گاه،منم بر تو پناه امید عالمین،نما بر من نگاه مدد یا فاطمه۴ ای امید اهل عالم یاد تو هستم همیشه بی ولایت فاطمه جان زندگی ممکن نمی شه عزیز بی حرم،گدای این درم خدا باشد گواه،تویی چون مادرم مدد یا فاطمه۴ فاطمیه دل فتاده یاد زهرا پشت آن در لگد و مسمار و سینه گریه ی سوزان حیدر به پیش دیده اش،گلش پرپر شده پر از رنج و محن،دل حیدر شده مدد یا فاطمه۴ ز در بیت ولایت آتش کین زد زبانه فاطمه را دشمن دین زد به دستش تازیانه پس از غصب فدک،به زخمش زد نمک به پیش مرتضی،به زهرا زد کتک مدد یا فاطمه۴ بعد پیغمبر بمیرم مرتضی خانه نشین شد ز جفای دشمن دین همسرش نقش زمین شد ز او دشمن گسست،دو دستش را ببست از این جور و ستم،دل زهرا شکست مدد یا فاطمه۴🦋🦋🔳🔳🔳🦋🦋

◾زمزمه فاطمیه سبک ای صفای قلب زارم ◾بنداول بین کوچه پیش چشمان حسن از پا فتادم صورتم را  روی خاک کوچه از غربت نهادم شکسته حرمتم کبوده صورتم(۲) حسن جانم حسن(۴) ◾بنددوم راز سیلی راز کوچه مهر خاموشی به لب زد از شرارش آتش کین بر تن من روز و شب زد شب من سر شده گلم پرپر شده(۲) علی جانم علی(۴) ◾بندسوم در میان آتش کین فضه آمد یار من شد محسنم شد کشته آنجا فضه‌ام غمخوار من شد علی جان پشت در شدم بر تو سپر(۲) علی جانم علی(۴) #مرتضی_محمودپور

#فاطمیه 🏴#نذرغربت_حضرت_زهراسلام_الله_علیها #پیشواز_ایام_فاطمیه🏴 🖤😭🖤 ◼️سبک ای صفای قلب زارم السّلام ای مادرِ شاهِ شهیدان السّلام السّلام ای کوثرِ جاریِ قرآن السّلام السّلام ای اشرفِ زنهای عالم فاطمه(س) ای زلالِ قطره های نابِ باران السّلام چشمهایت شعرِ آب و آسمانت آینه ای شکوفاتر ز گلهای بهاران السّلام غرق در عشقِ خدایی محو در راز و نیاز پرتوِ مِهرِ تو چون خورشید تابان السّلام مظهرِ عشق و صفا و عزت هر دو جهان سلسبیل و کوثر و تسنیم و رضوان السّلام مانده چشمِ ماه از روزِ ازل در راهِ تو ای زلالِ معرفت ای جانِ جانان السّلام یازده نجمِ ولایت تشنه ی آغوشِ توست هر نگاهت آبشارِ لطف و احسان السّلام ای نگینِ آفرینش کهکشان تا کهکشان فاطمه روشنترین تفسیرِ ایمان السّلام بی گمان انگیزه ی خلقت فقط تنها تویی فخر می ورزد به تو آن حیِ سبحان السّلام عشق در روزِ ازل از منّت تو زاده شد عاجزِ از فهمت تمامِ عقل و برهان السّلام عصمتِ کبری، گلِ طاها نزولِ هل اتی فاطمه ای گوهرِ دریای عرفان السّلام تا قیامت دینِ ما مدیون اشکِ چشمِ توست کوچه و دیوار و در مسمارِ سوزان السّلام السّلام ای سینه ات صد مقتلِ کرب و بلا روضه خوانِ غربتِ شاهِ شهیدان السّلام! #هستی_محرابی 🖤😭🖤

#فاطمیه 🏴#نذرغربت_حضرت_زهراسلام_الله_علیها #پیشواز_ایام_فاطمیه🏴 🖤😭🖤 ◼️سبک ای صفای قلب زارم السّلام ای مادرِ شاهِ شهیدان السّلام السّلام ای کوثرِ جاریِ قرآن السّلام السّلام ای اشرفِ زنهای عالم فاطمه(س) ای زلالِ قطره های نابِ باران السّلام چشمهایت شعرِ آب و آسمانت آینه ای شکوفاتر ز گلهای بهاران السّلام غرق در عشقِ خدایی محو در راز و نیاز پرتوِ مِهرِ تو چون خورشید تابان السّلام مظهرِ عشق و صفا و عزت هر دو جهان سلسبیل و کوثر و تسنیم و رضوان السّلام مانده چشمِ ماه از روزِ ازل در راهِ تو ای زلالِ معرفت ای جانِ جانان السّلام یازده نجمِ ولایت تشنه ی آغوشِ توست هر نگاهت آبشارِ لطف و احسان السّلام ای نگینِ آفرینش کهکشان تا کهکشان فاطمه روشنترین تفسیرِ ایمان السّلام بی گمان انگیزه ی خلقت فقط تنها تویی فخر می ورزد به تو آن حیِ سبحان السّلام عشق در روزِ ازل از منّت تو زاده شد عاجزِ از فهمت تمامِ عقل و برهان السّلام عصمتِ کبری، گلِ طاها نزولِ هل اتی فاطمه ای گوهرِ دریای عرفان السّلام تا قیامت دینِ ما مدیون اشکِ چشمِ توست کوچه و دیوار و در مسمارِ سوزان السّلام السّلام ای سینه ات صد مقتلِ کرب و بلا روضه خوانِ غربتِ شاهِ شهیدان السّلام! #هستی_محرابی 🖤😭🖤 کانال‌اشعارو روضه دفتری👇 ••✾•🌿🌺🌿•✾••

#متن_زمزمه_فاطمیه زمزمه شهادت حضرت زهرا (س) ****👇👇👇 جوان علی ، کمان علی مرو ماهم از آسمان علی عزیز دلم ، زتو خجلم زده آهت آتش به جان علی مرو فاطمه **** پناه علی ، سپاه علی ز هر سو غمت بسته راه علی شکیب علی ، طبیب علی ببین خون چکد از نگاه علی مرو فاطمه **** توئی یار من ، طرفدار من ببین صد گره خورده بر کار من توئی کوثرم ، توئی همسرم شبانه مرو از کنار علی مرو فاطمه **** شهیده ی من ، خمیده ی من مرو نور دیده ز دیده ی من کجا می روی ، چرا می روی تماشا کن اشک چکیده ی من مرو فاطمه

‍ زمزمه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها آخرش رفتی و من شدم غریبِ روزگار چجوری فاطمه جون با غم تو بیام کنار چشمای بسته شدت در راه امید منو بست کاش میشد که چشماتو وا کنی باز به من یه بار چشماتو وا کن تا دوباره جون بگیرم دست بالا کن منو دعا کن تا بمیرم بدون تو من از تموم دنیا سیرم بدون تو غم علی بی حدّو مرزه پاشو ببین که زانوهام داره میلرزه دنیا بدون توبه هیچی نمی ارزه فاطمه جان ۲ برات بمیرم * گودیِ زیر چشات نمیره از توخاطرم طاق هفت تا آسمون خراب شده روی سرم بالای جنازهءتو نوحه میخونم میگم جیگرم وای جیگرم وای جیگرم وای جیگرم بازم صدام بزن دلم تنگه صداته واکن بهشتُ که بهشت من چشاته ای وای بمیرم جای در و ابروهاته یاس بهشت من شدی پژمرده زهرا کبودیات صبر علی رو بُرده زهرا وای بمیرم که گیسوهات کِز خورده زهرا فاطمه جان ۲ برات بمیرم

‍ 🕯سبک زمزمه یا واحد سنگین ایام فاطمیه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها زبانحال #زمزمه_ایام_فاطمیه #واحد_ایام_فاطمیه #ای_بی_رمق بند🕯 ای بی رمق بانوی من هستی صفای خانه ام با رفتنت آتش مزن زهرا بر این کاشانه ام برخیزو از بستر دگر کن از سفر بی من حذر بانویم ای بشکسته پر آه و واویلا مرو یا زهرا مظلومه زهرا بند🕯🕯 ای جان به لب بیمار من گو که چرا افسرده ای آشفته میبینم تو را یاسم چرا پژمرده ای تازه جوان ای قد کمان از چه بهارت شد خزان ای مهربان پیشم بمان آه و واویلا مرو یا زهرا مظلومه زهرا بند🕯🕯🕯 چه میشود بر من دهی روی کبودت را نشان گو بعد تو ای بی نشان طاقت بیاورم چسان برخیزو یاری کن مرا از من مشو دیگر جدا مکن کفن ها را سوا آه و واویلا مرو یا زهرا مظلومه زهرا ✍♩ شاعر کربلایی امیرحسین سلطانی 🎙️سبک گذاری از کربلایی امیرحسین زریکلاه 🙏التماس دعای خیر

🖤#روضه_حضرت_زهرا_س 🖤#دفتری_زهرا_س 5 ❣فریاد كه یار ضعفا یار ندارد ❣ مولود حرم محرم اسرار ندارد ❣ شد خانه نشین شیر خدا فاتح خیبر ❣ بی فاطمه او قدرت پیكار ندارد ❣ سوگند به مظلومی تاریخ كه تاریخ ❣ مظلوم تر از حیدر كرار ندارد ❣ بر حاشیه برگ شقایق بنویسید ❣ گل تاب فشار در و دیوار ندارد ❣ ای سینه سپر كاش به جای تو علی بود ❣ چون سینۀ تو طاقت مسمار ندارد ⬅️سلمان میگه بعد از شهادت حضرت زهرا رفتیم علی را به مسجد بیاریم.. اومدیم در خانه مولا علی.. درق البال کردیم اجازه گرفتیم.. وارد خانه علی شدیم همین که وارد خونه شدیم... همینکه وارد خونه شدیم ، دیدیم علی گوشه خانه نشسته داره گریه میکنه... پرسیدم آقاجان چرا گریه می کنید؟.. فرمود سلمان این خونه دیگه فاطمه نداره .... خونه ای که فاطمه نداره برای ورود اجازه گرفتن نمیخواد... اونایی که باید اجازه می‌گرفتند نگرفتن... آقا امیرالمومنین حاضر شد که با هم به مسجد ببریم اما همین که به در خانه رسید از حال رفت بیهوش روی زمین افتاد ... آقا را به هوش آوردن امیرالمومنین با دستای مبارکشون به در اشاره کردند فرمود :اینجا زهرای منو زدن اینجا پهلوشو شکستن... (( مخزن المصائب صفحه ۳۲)) ⏪⏪ بگم .. آقاجان یا امیرالمومنین ... شما بعد از شهادت فاطمه تا نگاهتون به در خانه افتاد یاد فاطمه افتادید .. اما دلابسوزه برا اون خواهری که بعد از شهادت برادر چهل منزل با سر بریده همسفر بود سفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم یرای دختر تو چهل منزل کتک خوردم برادر به جُرم اینکه بودم خواهر تو صل الله علیک یا مظلوم یا حسیـــــن ❣هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)❣

روضه ی دفتری وعامیانه ی ایام فاطمیه فاطمیه ماه خون ماه غم است فاطمیه یک محرم ماتم است فاطمیه چشم گل پرشبنم است فاطمیه عمرگلهاهم کم است(آی قربون مادرجوونمون بشیم.آی قربون مادر۱۸سالمون بشیم.درجوونی قدمادرمونوخم کردن.درجوونی مادرمون دست به کمرمیگرفت .دست به دیوارمیزاشت وراه میرفت.کجای تاریخ مادرجوونی رادیدین که برا.راه رفتن ازدیوارکمک بگیره.ولی یه مادری رومدینه سراغ دارم که درحین جوانی پرپرش کردن.) فاطمیه دیده ی مهدی تراست اشک ریزان درعزای مادراست(مگه رسم براین نیست.هرخونه ای داغ مادرببینه.بچه هاش جلودرخونه می ایستن وبه مهمونای مجلس وختم مادرخوش آمدمیگن.اینروزا امام زمانمون به مجلسهای مادرش سرمیزنه.آخه داغه مادردیده.داغه مادربرابچه ها سنگینه.میگن چراغ خونه مادره.مادراروشنایی خونه ان.من میگم الهی هیچ خونه ای چراغش درجوونی خاموش نشه قربون بچه های قدونیم قدعلی.درکودکی طعم بی مادری روچشیدن. آی داغ مادردیده هاکه تومجلس نشستین.امروزاشکاتونوبابچه های مادرپهلوشکسته مخلوط کنید.اگه داغ مادردیدین واشک میریزین بدونید مادرامثل گلهامهربونن تموم بچه هااینومیدونن ستون خیمه ی خونه مادره اونی که ازهمه کس عزیزتره اون مادره۲ بچه های علی نتونستن نیمه های شب صدای گریه هاشونوبلندکنندو.وای مادربگن.ولی منوشمااینجامیتونیم بگیم.وای مادرم.وای مادرم

#روضه_حضرت_زهرا_(س) دفتری 🌱🌱🌱 بر نورخدا عصمت کبری صلوات بر دخت نبی ام ابیها صلوات بر آن که بود شفیعه در روز جزا همتای علی حضرت زهراصلوات #السلام_علیک_یافاطمه_الزهرا_یابنت_محمد_یاقرة_عین_الرسول_یاسیدتنا_ومولاتنا..... گر نگاهی به ما كند زهرا درد ما را دوا كند زهرا بر دل و جان ما صفا بخشد گر نگاهی به ما كند زهرا كم مخواه از عطای بسيارش آنچه خواهی عطا كند زهرا روز محشر كه ازشفاعت خويش حشر ديگر به پا كند زهرا همچو مرغی كه دانه بر چيند دوستان را جدا كند زهرا...2 دلارو روونه کنیم مدینه ... کنار قبر مخفی حضرت زهرا ... کنار قبر بی زائر زهرا... الهی تو مجلسمون کسی داغ مادر جوون ندیده باشه.... داغ مادر سنگینه.... مخصوصا اگه جوون باشه.. آرزو به دل باشه.... (آی اونایی که اولاد دارید ) خدا سایه تونو از سر اولادتون کم نکنه.... مادر دوست داره بچه شو بزرگ کنه قدوبالاشو ببینه.... یه دل سیر خنده و شادی بچه شو ببینه .... آخ دختر داره عروسش بکنه... پسر داره دامادش بکنه.... اما من بمیرم برای بانوی جوون مدینه زهرا.... من بمیرم بمیرم برا اون خانومی که جوون بود .. خودشم ناز مادرو ندید... سایه مادر ندید 🌾امان امان مجلس مجلس جوونِ .. تو مجلس جوون بلند بلند گریه میکنند... دیدید وقتی خانمی جوون از دنیا بره مهمونا میان میگن مادرش کجاست ... خواهرش کجاست.... ( خانم جوان از دنیا بره مادر داره خواهر داره....) اما من بمیرم برا اون خانمی که نه مادر داره نه خواهر... امروز تو روضه خانم فاطمه زهرا هم مادری کن ... هم خواهری کن.... با زینبش هم ناله شو... آخ خدا مادرم را کجا میبرند گمانم برای شفا میبرند کجا می برندش کجا میبرند چسان زیر تابوتُ گیرد پدر خدا یا کمک کن نمیرد پدر کجا میبرندش کجا میبرند2 روضه برات بخونمو التماس دعا نمیدونم مادر داری یا نه.... اگه مادر داری خدا برات نگه داره.... اما اگه مادر نداری ناله بزن بگو یا زهرا.... ( چرا ) 🌾آخه هر مادری از دنیا بره،، نازنین بدنش رو روز غسل میدن... روز بدن رو کفن میکنند... روز بدن رو تشییع میکنند... روز بدن رو به خاک میسپارند.... میگن صبر کنید عزیزاش بیان بعد بدن نازنین مادررو برداریم..... اما من بمیرم برای بانوی غریب مدینه زهرا .... من بمیرم برا اون خانمی که صدا زد... «يا علي غَسِّلْني فِي اللَيل....كِفِْني فِي الليل.... دَفِّني فِي الليل.. ولا تَُعْلِن اَحَداً» علی جان شبانه بدنمو غسل بده... علی جان شبانه بدنمو کفن کن... علی جان شبانه بدنمو به خاک بسپار.... 🌾 (تو رو خدا برای خود تجسم کن امیرالمومنین تو دل شب داره از زیر پیراهن بدن زهرا شو غسل میده) 🌱 اسما بریز آب روان.. 🌱 بر روی گلبرگ گلم... 🌱 ولی آهسته آهسته ..2 🌱آخ ببین بشکسته پهلویش... 🌱سیه گردیده بازویش ... 🌱بریز آب روان رویش... 🌱ولی آهسته آهسته... 🌾(اسما میگه...) میگه دیدم یتیمان زهرا حسن و حسین یه گوشه آستین دهان گرفتن آروم آروم دارن گریه میکنند... زینب یه گوشه زانوای غم بغل گرفته 🌾آخ فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد وای به طفلی رخت ماتم در برم کرد الهی بشکنه دست مغیره میوون کوچه ها بی مادرم کرد میگه امیرالمومنین سفارش کرده بود بچه ها نکنه صدای نالتون رو بلند کنید... میگه یه مرتبه دیدم علی سر گذاشت به دیوار بی کسی... بلند بلند داره گریه میکنه... (سردار بدر و حُنینه علی ...) پرسیدم آقا جان شما به بچه ها سفارش کردید بلند بلند گریه نکنند ... آقا چرا خودتون دارین بلند بلند گریه میکنید.... (سوز) صدا زد اسما...دست از دل علی بردار اسما... اسما فاطمه ام رفت، اما درد دلشو به منِ علی نگفت اسما... 🌱آخ تو میبینی علی را زار و خسته... 🌱وای نمیبینی تو پهلوی شکسته.... (گریز..) (ناله داری دلتو ببرم کربلا ).. آی کربلائیا... بگم یا امیرالمومنین آقا جان ... تو تاریکی دل شب بازوی ورم کرده زهرا رو ندیدی حس کردی، سر گذاشتی به دیوار بی کسی بلند بلند گریه کردی.... آقا میخوام بگم کجا بودی کربلا... اون لحظه ای دیدن حسین اوند کنار نهر علقمه یه چیزی از زمین برمیداره میبوسه به رو چشم میزاره... راووی میگه گفتیم حسین قرآن پیدا کرده .. اما خوب که نگاه کردیم دیدیم دستای بریده ابالفضله.... به ناله های دل یتیمان زهرا ... به اون لحظه ای که نتونستند بلند بلند مادر مادر بگن و بلند بلند گریه کنند دستتو بیار بالا از سویدای دلت ناله بزن بگو یازهرا