en
Feedback
متن تولد

متن تولد

Open in Telegram
3 394
Subscribers
+324 hours
+17 days
+2730 days
Posts Archive
آهنگ رادوکیان یلدا: شب ما بلنده؛ ماه داره میخنده ●♪♫ دلمون غماشو از ریشه کنده… خونمون کوچیکه، کوچه تیکه تیکه ●♪♫ زیر برف و بارون بد ترافیکه! زیبای من کو تو این هیاهو؟ ●♪♫ دل من دستشه؛ به شرط چاقو!

آهنگ یلدا آرش اوستا: آی شب یلدا… ●♪♫ شب عشق و شبِ شور و ترانه! ●♪♫ شب گل خنده ها… گل نغمه های عاشقونه ●♪♫

آهنگ شب چله مصطفی راغب : شب شب یلدا شد! شب شبِ یلدا شد! ●♪♫ باز دل شیدا شد و رسوا شد و بی تاب شد شب شب یلدا شد و عاشق شد و بی خواب شد! مهربونی و هم زبونی و از سر شب شروع کن… ●♪♫

آهنگ یلدا سعید متین: امشب تا صبح دور همیم با ساز و آواز ●♪♫ محو تماشای توام ای یار طناز ●♪♫ چشمای من چشمای تو خیره به عشقه ●♪♫ خوشحال و میدونم این تاثیر عشقه! ●♪♫ یلدای من رنگ انار روی لباته! ●♪♫ هندونه سرخیه که روی گونه هاته… ●♪♫

آهنگ یلدا حسین توکلی: تو شب یلدا خدا تورو داده ●♪♫ از دل ابرا فرشته افتاده! تو شب یلدا فالم چه خوب اومد ●♪♫ عشق رویاییم؛ دلشو به نامم زد! ●♪♫

آهنگ شب یلدا موزیک افشار: من و عشقم شب یلدا؛ گرم عشقیم توی سرما! ●♪♫ دورمون بزن بکوبه! دور هم بودن چه خوبه… امشب دل من مثل خودت، عاشق و شیداست ●♪♫ امشب شب یلداست! ●♪♫

شَمعِـ تَولُدِ اِمسالَمو{💍} با اروزی{🐼🌈} پیر شدن باتو{🎅🤶} فوت میکنم{😻} تولدم مبارک☺️😋

اینکه میگن امیدوارم هزار ساله یا صد بیست ساله بشی همش حرفه🙂 ولی اینکه بهم بگن از زندگیت چقدر مونده بیشتر خوشحالم میکنه🙃 چون…. هم فرصت دارم بیشتر لذت ببرم از زندگی هم فرصت دارم کنار عزیزانم بیشتر بمونم حداقل اینو میتونستم بدونم که چقدر دیگ از نفسام مونده 🤗 تا بتونم قدر همونا عمر کنم🤟🏼 و به رسم عادت تولدم مبارک

هی تو! تونمیدونی اما من به این ایمان دارم که بغلت یک دنیا آرامشه! پس لطفا امسال برای تولدم یک دنیا آرامش بیار…

وقتی تو نیستی که تولدم را تبریک بگویی… با یک قلب افسرده و غمگین و تنها مطمئن باش تولدم مبارک نیست😔

روز تولدم آغازی نو رویایی در بند اینجا پایان راه تمام امیدهای سالی است که گذشت.. و شروعی دیگر و هی تکرار و تکرار و تکرار.. گذر از زمان از عالمی به عالم دیگر از سازی به سازی، از رقصی به رقصی و سرنوشتی معدوم شده.. گویی میانه ی راه چیزی گم شده و یا ناتمام.. حکایت از نیمه کاره های کودکی و جوانی!! تکرار افکار هر ساله و خوش باید بود دمی در میان ناخوشی که زندگانی این است… تولدم مبارک

می‌توان هر چیزی را تولد نامید مثل تولد یک ستاره و شروع نور افشانی مثل تولد یک شکوفه و دادن زیبایی به درخت مثل تولد یک پروانه و پرواز بر گلها مثل تولد یک صدا، صدایی که دوباره خدا را بخواند مثل تولد یک امید در دل دنیایی از ناامیدی مثل تولد یک فوق انسان که برای خانوده‌اش مثل یک ستاره، یک شکوفه، یک پروانه، یک صدای خدایی و مثل یک امید باشد در روز تولدم عهد می‌بندم، بهترین خودم باشم…

حالم خوب است. نفس می‌کشم ؛ هنوز به آخرین نفس هایم نرسیده‌ام … پس تا نفس هست ، تا نفس دارم عشق می‌ورزم. نمایش زندگی هنوز پایان نیافته است، هنوز فرصت دارم پس حالم خوب است، پس ادامه می‌دهم… جوانه ام می‌رویم شکوفا می‌شوم … من حالم خوب است… تولدم مبارک

من می خندم و اجازه نخواهم داد مشکلات زندگی من را شکست دهند چون امروز روز تولدم است تولدم مبارک

من با یک هدیه متولد شده ام، جذابیت هدیه این است که من فقط یک سال بزرگتر نیستم بلکه یک سال بهتر و زیباتر هستم. تولدم مبارک.

بعضی از افراد با بالا رفتن سن شان زیباتر می شوند شاید به همین دلیل است نمی توانم زیبا شدنم را متوقف کنم!😁 تولدم مبارک!😜

دلم هوای برف کرده است. هوای آن روزی که به دنیا آمدم. آن نقطه آغازین حیات که بر راه ورود من کریستال‌های برف خودشان را به زمین می‌رساندند. اکنون در روز تولدم، دلم را روانه یک دشت بی‌انتها می‌سازم، می‌دوم و جای پایم بر برف‌های سفید می‌ماند. می‌دوم تا به روز تولدم برسم: یک روز زیبا و رویایی از فصلی سفید و پاک. دوستی طعنه‌زنان گفت متولدان زمستان سردند و من آتشی از مهر را در دل خود روشن کردم. آنچنان که به همه برسد. با تولد من آتشی خلق شد تا سرمای زمستان را در خانه‌مان از بین ببرد. غم اگر در دل من جوانه بزند و اگر مرا به جایی برساند که بیهودگی روزها را استمرار بخشم، روز تولدم از اعماق وجودم به من «مبارک باد» می‌گوید. مادرم مرا در آغوش گرفت و پدرم چراغ‌ها را روشن کرد و شادی با صدای گریه‌های من در خانه طنین‌انداز شد. میلاد من سفره محبت را در خانه ما گستراند و تکرار تولدم همچون چراغی همیشه تابان است. روز تولدم همیشه قشنگ و خواستنی است حتی اگر آن بیرون چیزی هیجان‌انگیز نباشد. در صبحگاه آن روز که من پا به این دنیا گذاشتم، در آن روز سرد از فصل برف‌ریزان ابر می‌بارید و بر پشت‌بام خانه نرم نرم برف می‌بارید. و من امروز در سالگرد تولدم به خودم قول می‌دهم که حضور سبز من بر پس زمینه سفید طبیعت زیبایی بیافریند. تولدم مبارک

تولدم که می شود روی یک تکه کاغذ می نویسم “مشترک مورد نظر امروز در دسترس نمی باشد” و می چسبانم به در دلم تا دل مشغولی ها، دغدغه ها، خستگی ها، فکروخیال کردن های بی سروته به یک سال، بدو بدو کردن ها، و… پشت در بمانند و از همان راهی که آمدند برگردند. و تمام روز را من و خودم تنهایی می گذرانیم. مهمان می کنم خودم را به چند صفحه کتاب، به گوش کردن یک موسیقی بی کلام در سکوت، به خوردن یک ناهار چرب و چیلی به دور از چشم برنامه ی غذایی ام در طول سال، قدم می زنم از این سرخیابان تا آن سرش را و خستگی هایم را با خوردن یک فنجان چای پشت میز یک کافه جا می گذارم تا سال دیگر… آری، روزهای تولدم را جانانه تر زندگی می کنم گویی از نو متولد شده ام… تولدت مبارک من