سرخ
Open in Telegram
سرخ، نخستين رنگ بهار است. سرخ، رنگ راستينِ باز زادگى است. سرخ، رنگ راستينِ ازل است. @aminarthistory @ramin_athari
Show more892
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
892
سلام و درود بر همراهان گرانقدرم در کانال سٌرخ
نوروز باستانی بر همگان پیروز باد
خوشحالم که در طول این سال ها در کنار شما بوده ام و دوست داشتم برای تبریک سال نو ، همان متنی را انتخاب کنم که در ورود به قرنی نو بر ما آغاز گشته است و باشد که این ماهیِ فلک از دلو بٌرون تراود
و عطر زن در هوای ما بپیچد
که روحِ آزادیست….
به زبانِ بهمن محصص:
کولتور ژنرال [فرهنگ عمومی] آنقدر بالا برود که دوباره زندگی قابل لمس باشد.
زندگی که قابل لمس شد، زیبایی خلق خواهد شد.
الان زیبایی نداریم چون زندگی نمیکنیم.
نورزو باستانی بر همگان پیروز باد
ارادتمند شما
رامین اطهری
892
https://www.instagram.com/p/CMp7QWHhJFA/?igshid=YjNmNGQ3MDY=
🔻«نوروز»🔺
هلال ماه بالای سر آبادیست
مااا به لحظه ی مرگ نزدیک می شویم
و گاوی که آبستنِ جهانی دگر است!
که در فرخنده شبی ، روحِ جهانی به حسِ تعلیق در وجودش دمیده شد
سحر هنگام مردی با عبایی سٌرخ
و اسبان، آرام و وحشی!
به تماشای طلوع ...
بر شانه ی مرد، پرندگانِ قٌدسی
آوازِ زندگی سر میدهند
و جهان، در گردشی نو
می چرخد
و بویِ خوشِ زن در هوا می پیچد..
و تو باز خواهی آمد!
رام.مین اطهری
....
892
رنگِ سرخ ، سالِ سرخ ، عيدِ سرخ ...
بوىِ خون ، رنگِ جنون ، عزاىِ مجنون ...
خاكِ سرخ ، هواىِ سرخ ،ساعتِ سرخ ...
اشكِ روان ، نواىِ فغان ، خسروىِ بیجان ...
اولين رنگِ جهان ، عنصر بى حد و كران ...
درود و سلام بر تو اى بانوى آتشين فام ...
بهار لحظهی ایستادن زمان است و شروع چرخهی دیگری برای جهان،
جهانی که از سرما عبور کرده است و در حال شروعی تازه است...
بهار همیشه فصل خیرگی است.
خیره شدن به ابر و باران یا درخت و شبنم
و در آن لحظه طعم زندگی را با چشم چشیدن
اما سال جدید دیگر متفاوت است
خاک وطن سرخ است و ما پای تمام شکوفههای نیامدهاش خون جوانانمان را ریختهایم
تا جوانه از خاک بروید
امسال برای اولین بار خیره به خاکیم
تا سبزی ببینیم سبزی واقعی
تا پایان زمستان تاریک را ببینیم
تا بهار واقعی را ببینیم
ما ایرانیان هر اندازه تاریک و سرد و زمستان هم که باشیم ولی میدانیم مسیر بهار شدن کجاست ! یادتان باشد
بانوی سرخ
ميدانم فصل شكفتنت رسيده و زمين مخمل سبز بر تن كرده بر زير پاي تو ...
اي بانوى سرخ آمدنت خوش
حتى اگر جان بستانى و مال ببرى و كودكان و پيران قربانى كنى و جوانان را به كوچ بفرستى ...
ميدانم در همين نزديكى و در پشت ماه خانه كردى ...
زودتر رخ بنما به ما ...
که امسال دیگر وقتش رسیده ....
ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق
همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید
(حافظ)
نوروز باستانی ایران را به همه عزیزان شادباش میگویم.
امین افتخاری ❤️ ۱۴۰۲
892
Repost from Every Night ... هر شب
برای بامدادِ امشب و تحویلها
برای همهی بامدادها و طلوعها و تحولها
حتا اگر سحر نزدیک به نظر نیاید
حتا با همین داغ که بر دل خونین نهادهایم
سكوت آب میتواند خشكی باشد و فرياد عطش
سكوت گندم میتواند گرسنگی باشد
و غريو پيروزمندانهی قحط
همچنان كه سكوت آفتاب
ظلمات است
اما سكوت آدمی فقدان جهان و خداست
فرياد را تصوير كن!
عصر مرا تصوير كن!
در منحنی تازيانه به نيشخط رنج
همسايهی مرا
بيگانه با اميد و خدا
و حرمت ما را
كه به دينار و درم بركشيدهاند و فروخته
تمامی الفاظ جهان را در اختيار داشتيم
و آن نگفتيم
كه به كار آيد
چرا كه تنها يک سخن، يك سخن در ميانه نبود:
آزادی!
ما نگفتيم
تو تصويرش كن!
شعر از احمد شاملو
نگارگر: شهاب جعفرنژاد
@everynight_and_everynight
892
Repost from سرخ
⚪️جلال ستاری:
🔺نوروز یک جشن کیهانی است🔻
🔻نوروز یک جشن کیهانی است که مرتبط با تولد و مرگ کسی نیست.
در فرهنگ های دیگر این جشن در ارتباط با میلاد یک فرد مانند «مسيح» قرار می گیرد.
در نوروز اما صحبت از «رستاخير طبیعت»است.
دومین تمایز را می توان در تغییر زمان برگزاری این جشن دانست که در بسیاری فرهنگها در وسط زمستان است.
اما مزیت فوق العاده ای که نوروز دارد در این است که با آغاز بهار آغاز می شود، هنگامی که پرتو آفتاب به برج حَمل می افتد.
امتیاز فوق العاده این جشن بر فرهنگ های دیگر در این امر است که ممکن است به مرور زمان از یادها رفته باشد اما همزمانی ما با طبیعت نکته برجسته و امتیازی برتر به حساب می آید.
🔺در نوروز نوشدگی «عالم کبیر» با نوشدگی «عالم صغیر» همراه می شوند؛ طبیعت نو می شود و من نیز نو می شوم.
در مراسم نوروز لباس نو پوشیده می شود، شست و شو صورت می گیرد، آراستگی انجام می شود که این اعمال و نوشدگی رفتار همزمان با نوشدگی عالم طبیعت می گردد.
تقارن آدمی و طبیعت از امتیازات نوروز
است.
بر گرفته از باشگاه شاهنامه پژوهان
Shahnamehpajohan
#نوروز #نو_شدگی
#جلال_ستاری
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
892
Repost from سرخ
⚪️مفهوم لی بیدو
🔻فروید «لی بیدو» را با رودخانه ای قیاس می کند که ممکن است تقسیم بشود و در بستر های همجوار جاری گردد.
بنابراین گرچه «لی بیدو» را جنسی تعریف کرده است، اظهار نمی دارد که «همه چیز» جنسی است.
آن تأثیر فرضی که مبنای این نظر فروید قرار گرفته تأثیر «شبکه ای از گرایش هاست» که تمایلات جنسی جزئی از آن تمایلات است. اما تأثیرش در قلمرو دیگر تمایلات به تجربه ثابت شده است.
🔺یونگ می گوید: پیشتر در کتابم با کاربرد اصطلاح «انرژی روانی» این مشکل را گشوده ام و به جای فرضیه جنسی که در کتاب سه مقاله فروید آمده است به نظرم مفهوم «انرژی زا» مناسب تر می نماید .
این بینش به من اجازه داد که اصطلاح «انرژی روانی» و «واژه لی بیدو» را یکی بدانم.
لیبیدو بیانگر سائق یا تمایلی است که هیچ مصدر اخلاقی یا جز آن سدّش نمی کند.
در واقع «لی بیدو » اشتها یا خواهان در حالت طبیعی خود است.
از نظر گاه تکاملی، لیبیدو همان نیازمندی های جسمانی مانند گرسنگی و تشنگی و خواب و آمیزش جنسی یا حالات هیجانی است که جوهر لی بیدو را رقم می زنند.
تمام این عوامل در روان آدمی که بسیار پیچیده است شاخه ها و انشعابات خود را دارند.
✒️چکیده های انتخاب شده از بریده هایی از کتاب
🔘كتاب: دگردیسی های روان و نمادهایش
☑️اثر: کارل گوستاو یونگ
☑️ترجمه: جلال ستاری
#انسان_معاصر #انسان_باستان
#انسان_قدیم #انسان_جدید
#روانشناسی #اسطوره #مدرن #علم
#یونگ #جلال_ستاری #فروید
#واقعیت_مادی #فکر_تخیلی
#لی_بیدو #انرژی_روانی
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
892
Repost from سرخ
⚪️نیچه و کی یرکگور
(زن، زناشویی، عشق)
🔻در زندگانی لخت و عور، دو عزب (بی زن و یکهِ ی بیمارْ مزاج ) که بی آنکه نذر بی زنی و تک زیستی کرده باشند، پاکدامن اند؛
محروم از مهر و محبت روزمره، متحمل همه درد و بلاهای شور و شیفتگی شاعرانه اما عشق شیفتگی به صورت ذهنی (Idee)، دو ماجراجو در عالم روح.
دو هستی ای که تقریبا عاری از سوانح خارجی است:
▫️یکی پیوند نامزدیش را میگسلد و به کلیسا می تازد و در ۴۲ سالگی می میرد(کی یرکگور)
▫️دیگری ازین نیز کمتر حادثه به خود دیده است: چند سالی استاد است و درس می دهد، دیرزمانی تنهای تنها زندگانی سرگردانی دارد و در ۴۴ سالگی گرفتار جنون می شود (نیچه).
فعل و انفعالات عظیم نیروهای اساطیری در این دو زندگانی، بهتر از هر جای دیگر نمایان است:
این دو آدم عفیف پاکدامن، درباره ی «عشق و زن و زناشویی» بسیار اندیشیده اند.
🔺اشاره نیچه به سقراط در مبحث «ازدواج» که در واقع به منزله ی حمله ی رودر رو به دشمن است، چه از لحاظ روح کلام و چه از لحاظ لحن آن، بسی کی یرکگور وار تر است:
«فیلسوف از زناشویی و هر چیزی که ممکن است وی را به زناشویی رهنمون گردد-از زناشویی به عنوان مانعِ محتوم بر سر راهِ نیل به حدّ مطلوب، بیزار است.
چه کس از فلاسفه بزرگ، ازدواج کرده بود؟
نه هراقلیطوس، نه افلاطون، نه دکارت، نه اسپنوزا و نه لایبنیتز و کانت و شوپنهاور. حتی تصور اینکه ممکن بوده به زناشویی تن در داده باشند، ناممکن است.
جای فیلسوفی که همسر اختیار کرده در «کمدی» است، این بر نهادِ من است.
و چنین پیداست که تنها مورد مستثنی، یعنی سقراط، سقراطِ مکاّر، از راه استهزاء (ریشخند و تمسخر) ازدواج کرده بود، تحقیقاً برای اثبات حقیقت این بر نهاد».
🔘كتاب: اسطوره های عشق
☑️اثر: دنی دو روژمون
☑️ترجمه: جلال ستاری
#اسطوره #عشق
#کی_یر_کگور #دون_ژوان
#تریستان #موزار #واگنر #نیچه
#روان #حس #زن #زناشویی
#روانشناسی
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
