en
Feedback
سرخ

سرخ

Open in Telegram

سرخ، نخستين رنگ بهار است. سرخ، رنگ راستينِ باز زادگى است. سرخ، رنگ راستينِ ازل است. @aminarthistory @ramin_athari

Show more
892
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
🔴مادر مادر معمایی است که باید گشودش یا به سخنی دیگر زندگی گنجی است که به دست آوردنش مستلزم کشتن اشباح بی روح در خود است. پختگی و بالیدگی روانی با کشتن یا دور کردن شبح بی روح مادر که اصل بسته شدن و منشا نوعی انسداد و وقفه در فکر و رشد روانی است حاصل می آید. مادر، قدرت بیکرانی دارد و یک تنه بر جهان عواطف فرزند ،فرمان می راند . مادر نگاهبان گنجی است اما گاه نمی گذارد که کسی بدان دست یابد. مادر سرچشمۀ زندگی است و گاه سدّی و مانعی در راه دستیابی به چشمه آب حیات که در این صورت، فرزند جويای کمال و استقلال باید از بندهای وابستگی اسارت بار جنین با زهدان برهد، تا به لایق حالِ خود برسد. 🔺️پس باید تصویر دروغین مادر را در خود کُشت تا ایمن شد. باید مادر واقعی یعنی حقیقت را 《 برهنه و عریان 》( =به روشنی تمام دید )، و وقتی همه جامه ها را بر شبح مادر دریدیم و پرده از رویش برافکندیم، آنگاه مادر واقعی خویش را باز مییابیم. چون باید میان حرمت و پاس داشتن واقعی مادر و عشق راستین به مادر و صله ی رحم بیمارگون تمیز داد و فرق نهاد، همانگونه که جوذر پس از کشتن شبح به کمک مادر واقعی خویش شتافت و چون 《مادر خود را دید که به دریوزگی نشسته، از دیدن عقلش برفت.》 کار سترگ جوذر، پیکار با قدرت فائقه و دست و پاگیر شبح مادر، برای دستیابی به گنجینه زندگی است. 🔘كتاب: سیمای زن در فرهنگ ایران ☑️اثر: جلال ستاری #مادر #گنجینه #جلال_ستاری #و_تو_باز_خواهی_آمد! 📕@Red_Reason

photo content

🔴

Repost from سرخ
⚪️موجودات زمینی و آسمانی 🔻برقلس می پرسد: «چه دلیلی می توان برای گردشِ گٌلِ آفتاب پرست که گردشِ خورشید را دنبال می کند و گردشِ گٌلِ مهتاب که گردشِ ماه را پی می گیرد (و آن هر دو به قدر توان شان، جز موکب مشعل های جهان اند)، اقامه کرد، جز آنکه هماهنگی علّی و تلاقی علیّت های موجودات زمینی و موجودات آسمانی را تصدیق کنیم؟» 🔺هانری کربن در اینجا به مناسبت این آیه قرآن را می آورد که: «الم تَرَانّ اللّه یٌسبحٌّ لهٌ من فی السموات و الارضِ و الطیر صَافاتٍ کلٌّ قدعَلِم صلاته و تسبیحه» (آیا ندیده ای که هرچه در آسمان ها و زمین است و نیز مرغانی گه در پروازند تسبیح گوی خدا هستند) 📍«برای آنکه چراغ شرمناکم دلیر شود شب پهناور همه ی ستارگانش را می افروزد» تاگور، کرم شب تاب. این بیت بر بادبزن زنی نوشته شده است. 🕯بریده های از صفحات ِکتاب شعله شمع 🔘كتاب: شعله شمع ☑️اثر: گاستون باشلار ☑️ترجمه: جلال ستاری #شعر #جلال_ستاری #گاستون_باشلار #شعله #خیال #شمع #آسمان #زمین #وحدت_اضداد #به_رنگ_سرخ #و_تو_باز_خواهی_آمد! 📕@Red_Reason

photo content

+3
Wounded Heart The Depth of My Soul

Wounded Heart The Depth of My Soul

#عباس_دریس، شاهدِ قتل‌عام ماهشهر بوده. کشتارِ نیزار را با چشم‌های خودش دیده و به «محاربه» محکوم شده. از نگاهِ جمهوری‌ی اسلامی، شاهد بودن، جنایت را دیدن، «به جنگِ خدا» رفتن است. جنایت کردن و بعد، شاهد‌کُشی کردن، و تا می‌شود حرف و تصویر و تصور و تن و اثری برجا نگذاشتن، دیگر زیادی تکراری‌ست. کفایه، عشقِ عباسِ دریس، حتمن او را عاشقانه دوست می‌‌داشته، وقتی فهمیده که قرار است جمهوری‌ی اسلامی عشق‌اش را، شاهدِ قتل و کشتار جمهوری‌ی اسلامی را اعدام کند، طاقت نیاورده. نه، دیگر‌ طاقت نیاورده که شاهدِ مرگِ شاهدِ ماهشهر و نیزار هم باشد. امروز، کفایه دیگر نیست. عباس دریس، شاهدِ ماهشهر و نیزار، شاهدِ مرگِ کفایه هم هست، و او شاهدی‌ست که هر لحظه ممکن است دیگر نباشد. علی، ۱۶ ساله، مهدی، ۱۲ ساله و محمد، ۸ ساله، چه زود شاهد شدند. و چه زود، معنای شهادت دادن را فهمیدند. چه کسی برای عباس دریس شهادت می‌دهد؟ چه کسی برای کفایه شهادت می‌دهد؟ چه کسی برای سه کودکی که از کودکانِ دنیا کمک خواستند، شهادت می‌دهد؟ چه کسی برای شاهد شهادت می‌دهد؟ یک‌بار نوشته بودم: شاهد باش، شاهدم باش! . اعدامِ شاهد، مفقودالاثر کردن تمامِ حرف‌ها و شهادت‌های نگفته و ثبت نشده است. #سعید_زینالی کجاست، و #فرشته_علیزاده چرا نیست که نیست، و #زهرا_کاظمی که داشت از اوین عکس می‌گرفت، چرا با برخوردِ جسمِ سخت کشته شد و چرا تمامِ کسانی که می‌خواهند چیزی بگویند، چیزی ثبت کنند و شهادتی بدهند، سربه‌نیست می‌شوند، به قتلِ زنجیره‌ای دچار می‌شوند، کارد می‌خورند، به زور قرصِ پتاسیم می‌خورند، با طنابِ دار، یا سیم یا سانسور یا شکنجه، خفه می‌شوند، ناپدید می‌شوند، از دنیا بیرون می‌شوند؟ چرا؟ . و یک روز، در ویژه‌نامه‌ای که به پل سلان اختصاص داده شده بود، موریس بلانشو می‌نوشت: هیچ‌‌کس برای شاهد شهادت نمی‌دهد. و ادامه می‌داد: با این‌همه، همآره، برای خودمان هم‌راهی انتخاب می‌کنیم: نه برای ما، برای چیزی درونِ ما، بیرونِ ما، که می‌خواهد نباشیم، غایب باشیم تا بیاید، بیاید و از خطی که بهش رسیدن نمی‌توانیم، عبور کند. هم‌راهی که پیشاپیش از دست رفته، از دست رفتنی که ازین پس جای ماست، به جای ماست. یعنی باید بتوانیم کسی را در خودمان جا دهیم که حتمن همیشه خودمان نیست، جایی، جانی برایش کنار بگذاریم، خودمان را کنار بزنیم تا بیاید، بگوید، شهادت دهد. چه کسی برای شاهد شهادت می‌دهد؟ . ✍ : پرهام شهرجردی #عباس_دریس The Depth of My Soul

🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

photo content

photo content

Repost from سرخ
🔺موضوع : عشق و مرگ در دنياى اسطوره اگر عشق در کالبد الهه یا اساسا زنی متجسم یا، دقیق تر از آن، متجسد گردد ثمره عشقی به اصطلاح رمانتیک خواهد بود. البته، این در حالی است که می دانیم عشق در ذات خود از سویی با درد و رنج و حتی مرگ نیز در ارتباط است: آدمی برای مقابله با مرگ است که عاشق می شود. آری، بشر پیش از همه برای اطفای انزوای خود پس از آن سامان بخشیدن به یک زندگی اجتماعی - فرهنگی خوش، و در پی این همه تولیدمثل و از این رو انتقال ژن های خود به نسل های بعد است که به عشق ورزی روی می آورد. از این روست که عشق همواره در زندگی بشر جایگاهی در خور داشته است؛ چنان که از کمدی تا تراژدی در همه موقعیت های بشری وجهی عاشقانه نیز به کار است. 🔺نتيجه : در نگاه اسطوره شناسى همواره عشق و مرگ پيوند عميقى داشتند چنان كه در غرب همواره نماد و الهه عشق و زيبايي يعني "افروديت " مسبب جنگهاى بسياري از جمله جنگ تروآ و حتى جنگ يونان و پارس بوده است. و از اين رو "افروديت" را ميتوانيم مسئول مرگ هزاران انسان بدانيم گويي "خون" همواره ما به ازاى "زيبايي" بوده است . شايد جنگ امروز ميان تمدن ها هم بر سر زيبايي است ، حتى جنگ ميان انسان با خودش.انسانى كه عاشق زيباييست همواره در پي مرگ خود و تولد انسان جديد است. شايد تنها "زيبايي ماندگار " عشق به "نو شدن" است و از اين جهت "تولد و بهار " همواره با "مرگ و زمستان" رابطه عميق دارد . 🔺تابلو : آفرينش ونوس نقاش : ساندرو بوتيچلى سال : ١٤٨٤ تا ١٤٨٦ ميلادى دوره : رنسانس مكان : گالرى اوفيزى در فلورانس 🔺نگارنده : امين افتخارى #عشق_و_مرگ #عشق #مرگ #اسطوره #هنر #افروديت 📕@Red_Reason

Repost from سرخ
🔺تابلو : آفرينش ونوس نقاش : ساندرو بوتيچلى سال : ١٤٨٤ تا ١٤٨٦ ميلادى دوره : رنسانس مكان : گالرى اوفيزى در فلورانس 🔺نگارنده
🔺تابلو : آفرينش ونوس نقاش : ساندرو بوتيچلى سال : ١٤٨٤ تا ١٤٨٦ ميلادى دوره : رنسانس مكان : گالرى اوفيزى در فلورانس 🔺نگارنده : امين افتخارى #عشق_و_مرگ #اسطوره #هنر #افروديت 📕@Red_Reason

Repost from سرخ
⚪️درباره ی بودلر 🔻الیوت درباره اش می گوید: نفرین خود صورتی از رهایی است-رهایی از ملال زندگی مدرن. چرا که دست کم به زندگی معن
⚪️درباره ی بودلر 🔻الیوت درباره اش می گوید: نفرین خود صورتی از رهایی است-رهایی از ملال زندگی مدرن. چرا که دست کم به زندگی معنا می دهد. من فکر میکنم این دقیقاً همان چیزی است گه بودلر می کوشید در اشعارش بیان کند. 🔻مرثیه سرایی پیر ژان ژوو، شاعر فرانسوی بر مزار بودلر: ای فرشتگان آراسته به طلا، زر و ارغوان و سٌنبل شاهد باشید که من رسالتم را اجابت کرده ام مانند کیمیاگری تمام عیار و روحی از قداست سرشار. 🔘کتاب: جنون هوشیاری ☑️اثر: داریوش شایگان ☑️بحثی درباره ی اندیشه و هنر شارل بودلر #شعر #شارل_بودلر #داریوش_شایگان #جنون_هشیاری #و_تو_باز_خواهی_آمد! 📕 @Red_Reason

Repost from سرخ
🔴اليوت و بودلر، 🔻بذر گلهای ملال در سرزمین بی حاصل ابداعاتِ بی پایان، تجاربِ بی پایان . علمِ حرکت را به ما می آموزند و نه عل
🔴اليوت و بودلر، 🔻بذر گلهای ملال در سرزمین بی حاصل ابداعاتِ بی پایان، تجاربِ بی پایان . علمِ حرکت را به ما می آموزند و نه علمِ سکون را؛ . علمِ بیان و نه علمِ سکوت؛ . علمِ کلمات و جهلِ کلام را. . تمام این علم به جهل نزدیکمان می کند، . تمام این جهل به مرگ نزدیکمان می کند، . نزدیک تر به مرگ، نه نزدیک تر به خدا. . کجاست آن حیاتی که در زندگی از کف دادیم؟ . کجاست آن حکمتی که در دانش از کف دادیم؟ . کجاست آن دانشی که در معلومات از کف دادیم؟ 🔺بخشی از شعر زیبای «صخره» از الویت 🔘کتاب: جنون هوشیاری ☑️اثر: داریوش شایگان ☑️بحثی درباره ی اندیشه و هنر شارل بودلر #شعر #الیوت #شارل_بودلر #داریوش_شایگان #جنون_هشیاری #و_تو_باز_خواهی_آمد! 📕 @Red_Reason

Repost from سرخ
🔴شاعر کاتولیک! 🔻آناتول فرانس در توضیح شخصیت بودلر این عبارات را به کار می گیرد: «بودلر شاعر صفات پلید نیست. او شاعر گناه است و فرق در همین جاست.» خدای بودلر، نه خدایی بخشنده، که خدایی است جبار و قاصم. او با تأكيد مدام بر شیطان و خدا، درصدد برجسته ساختن تصویر گناهِ نخستین و تأكيد بر نفرین شدگی انسان است. در شعر «ویرانگری»، شاعر حضور مداوم شیطان را با این عبارات بیان می کند: شیطان مدام دور و برم میپلکد و گرد من شناور است چون هوای ناملموس؛ او را فرو می بلعم و احساس می کنم می سوزاند ریه ام را و آکنده می سازدش از تمنایی ابدی و گناه آلود البته بودلر به رستگاری و بازخرید گناهان چندان باوری نداشت. او تحت نفوذ «ژوزف دو مستر» به جهانشمولی مشیت الهی اعتقاد پیدا کرد. یگانه پیشرفت بشر به باور او، کاستن از آثار گناه نخستین است، یعنی آگاهی در شر. زیرا گناهی که خود را بشناسد، کم ضررتر و درمان پذیرتر است تا شری که بی خبر از موجودیت خود باشد. البته به نظر لئون بلون ، بودلر را باید به سبب پیروی توأمانش از مارکی دوساد و ژوزف دومستر، در واقع «کاتولیک وارونه» دانست. والتر بنیامین در رد وجه افراطی صفاتی که به بودلر نسبت داده اند، القابی چون شیطان پرست یا کاتولیک متعصب، این نسبت ها را موانعی در مسیر شناخت صحیح هنر شاعر می داند و میگوید باید این هاله ی الهیات مغلوط را از چهره ی او زدود! شارل بودلر را «شاعر سمبولیت»، «شاعر رئالیست» «شاعر شیطان صفت» «شاعرمنحط» «شاعرکلاسیک» «شاعر کاتولیک» «شاعر مرتجع» «شاعر مدرن» «شاعر پست مدرن» می نامند! بودلر کانون انواع صفات متناقض! 🔘کتاب: جنون هوشیاری ☑️اثر: داریوش شایگان ☑️بحثی درباره ی اندیشه و هنر شارل بودلر #روانشناسی #شاعر #شعر #شارل_بودلر #داریوش_شایگان #جنون_هشیاری #و_تو_باز_خواهی_آمد! 📕 @Red_Reason

🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason