en
Feedback
İmgeler

İmgeler

Open in Telegram

آنچه از تمام زندگی باقی می‌ماند، خاطره و رویاست... #آیینه

Show more
1 320
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-930 days
Posts Archive
شاید هم زندگی کنار هم قرار نگرفتن ساده‌ی بعضی از اتم‌ها بود.

یه حالیم که جدی جدی منتظرم از آسمون یه سبد معجزه بیفته رو سرم و زندگیم از این رو به اون رو بشه.

آقای عظیمی اگه بگم مشکل دقیقا نون، آب، برق بود نه طلسم تنهایی، خیلی واقع‌گرا خواهم بود؟

من خیلی آدم "بذار برای بعد"ی هستم!

نمیتونم بگم بار ولی یه چیزی رو دوشمه و از سایه‌اش سال‌های اخیرم شبیه به هم گذشته؛ شبیه خواب زمستونی که راکد، سرد و لرزانه.

_من؟ از دور بسيار خشک و جدی، از نزديک صميمی و شوخ و از خيلی نزديک، بسيار غمگينم.

photo content

We said goodbye, with the smile on our faces!

میگم که... نمیدونی چرا نیلوفر من باز نشد هیچ وقت؟

ما خوابِ شراب دیده بودیم خونابه درونِ جام کردند

ما و زندگی‌های کوچیکمون، ما و خیالات بزرگمون!

بیا بغلم کن که شب نه، راه دراز است و ...

خسته شدم از زور زدن برای داشتن یه زندگی معمولی!

از یه جایی به بعد دیگه نیازی به بخشیدن نمی‌مونه چون پذیرفتن وارد داستان میشه!

و به قول فروغ: سبز خواهم شد...

یه حال غریبیه حال پرنده‌ها، آسمون، درختا و من.

قبلا چجوری زندگی یه عالم هیجان داشت؟

میتونی بگی من آدم رنگارنگی‌ام اگه فقط به سیاه و سفید قانعی؟

زمان، امونمون نداد!

میگم: هر چی بزرگ‌تر میشم میزان دراماتیک بودنم هم داره کم میشه. میگه: ولی هنوز هم بیشتر از بقیه‌ی مردم دراماتیکی!