5 749
Subscribers
-224 hours
-107 days
-8230 days
Posts Archive
5 748
برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی.
منطق مناسبات قدرت
دکتر جواد طباطبایی فیلسوف ایرانشهر:
ما کشور همسایه نداریم که به محض اینکه ضعیف شویم به ما حمله نکند. چه کشور مسلمان از جنس طالبان چه آمریکا و پایگاههایش حتما از فرصت ضعف و بی دفاعی ایران سواستفاده خواهند کرد.
پ. ن، در طول تاریخ پس از ساسانیان ایران مدام از نبود نیروی نظامی قوی آسیب دیده و دو سوم از خاکش را از دست داده است. تلاش عمده نیروهای خارجی هم در این هزار و چند صد سال ضعیف ماندن ایران بوده است.
جایگاه نیروی نظامی زمانی در درون کشور ارج کمتری داشته که نیروهای امنیتی با مردمی که خواهان تغییرات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به نفع کشور هستند درگیر شده و خود در ذهن مردم در جایگاه دشمنان قرار گرفته اند. وگرنه مردم خردمند عمدتا از حمله به کشورشان دفاع نمیکنند .
@Bahamstan
5 748
مقايسه مترو تهران با شهرهاي ديگر جهان
طول مترو تهران از بسياري از شهرهاي جهان بيشتر است.
زير ساخت هاي هر كشوري تسهيل كننده زندگي روزمره است. ويران شدن آنها توسط دشمن خارجي خوشحالي و تشكر ندارد.
ويران كردن زيرساخت ها مردمي را كه از نابساماني هاي داخلي رنج مي برند دچار نابساماني بيشتر و فشار و رنج مضاعف ميكند.
نابودي زير ساخت ها هيچ دستاورد مثبتي ندارد و تاسف براي آنها پس از ويراني شان آب ريخته را به ظرف باز نمي گرداند.
@Bahamstan
5 748
دروغ بزرگترین دشمن حکمرانان و از میان برنده اعتماد مردم
دکتر جواد منصوری سفیر سابق ایران در چین:
در دولت احمدی نژاد سدی را که چینی ها ساختند بنام خودشان جا زدند و بدهی پیمانکار را هم نپرداختند.
داریوش پادشاه هخامنشی:
خدا این کشور را از دشمن- دروغ و خشکسالی در امان بدارد.
@Bahamstan
5 748
توجه دولتهای ایرانی در یک سده گذشته به موقعیت استراتژیک تنگه هرمز
تنگه هرمز از زمان شاه مورد توجه بود که اگر به کشور حمله شد از موقعیت استراتژیک این تنگه بر ضد دشمن استفاده شود.
شاه میگفت این تنگه شاهراه حیاتی خلیج فارس است. و اگر به ما حمله شود هرگز تسلیم نخواهیم شد.
این موقعیت سالها پس از مرگ شاه بکار گرفته شد.
@Bahamstan
5 748
آب انبار نامی چند هزار ساله
آثار آب انبار از زمان فرمانروایی ایلام کشف شده است. راه حلی خردمندانه برای سرزمین گرم.
اکنون شهرداری شیراز ابتکار جالبی در انبار کردن آب برای فصل گرما بکار بسته است.
@Bahamstan
5 748
دکتر هوشنگ سیحون
سازنده آرامگاه خیام- پورسینا (بوعلی)- و نادرشاه:
معماری اسلامی وجود ندارد. معماری ایرانی در زمان اسلام درست است.
@Bahamstan
5 748
سیاست بازان بیشرافت و اهل تحریف
دکتر عباس سوری دانش آموخته فلسفه:
مسئله بنياديني هست بنام شرف كه اكثر چپ ها يا متمايلان به چپ نداشتند.
پ. ن. اعتماد مردم به سیاست و سیاستمداران به علت فقدان شرافت و دروغگویی عموما خدشه دار است.
كسانيكه سوگ مردم را وسيله ميكنند براي اهداف سياسي ممكن نيست با دروغ و تحریف بتوانند سعادت را براي آينده مردم رقم بزنند.
تحریف تاریخ هم نوعی بیشرافتی است چه انکار کوروش باشد چه انکار کتابسوزان عربها چه انکار واقعه کربلا و هر نوع دیگری از دروغگویی با ترس از سست شدن افکار همفکران.
@Bahamstan
5 748
به بهانه گفتمان «بعدا بهترش را میسازیم»
آنچیزی که قابل ساختن نیست؛
همان چیزی است که قابل گرفتن هم نیست!
امیر ناظمی
شکلگیری انستیتو پاستور
انستیتو پاستور سوغات هیات ایرانی در «مذاکرات صلح پاریس» پس از جنگ جهانی نخست است. زمانی که در سال ۹-۱۲۹۸ هیات ایرانی به ریاست محمدعلی فروغی و نصرتالدوله فیروز برای شرکت در این مذاکرات به پاریس رفته بودند. مذاکراتی که در آن بسیاری از کشورهای بزرگ، از جمله عثمانی، در همسایگی ما تجزیه شد و انبوهی از کشورهای همسایه امروز ایران، حاصل همان مذاکرات و دوره زمانی هستند.
در جنگ جهانی نخست، ایران محل نبرد انگلیس، روسیه و عثمانی شد، و در عمل بخش زیادی از ایران در تصرف آنان قرار گرفت. در همین زمان بود که جمعیت بزرگی از ایرانیان نیز از قحطی جان دادند، و دولت نیز در کمترین توان قرار داشت. احمدشاه در عمل شاه هیچکاره ای بود و دولت نیز توان اداره أمور را نداشت و «قدرت حکومت» در یکی از کمترین زمانهای تاریخ خود بود. اما هیات ایرانی که سایه تجزیه ایران را به خوبی میدیدند، با اتکاء به دیپلماسی توانستند این خطر را از سر کشور دور کنند.
در حاشیه همین مذاکرات بود که هیات ایرانی با «انستیتو پاستور پاریس» آشنا میشود. در زمان مذاکرات چندین دیدار انجام میشود. در نهایت، ۳ماه بعد، در دیماه ۱۲۹۹ یک موافقتنامه میان رئیس دروس عالی «انستیتو پاستور پاریس» با نصرتالدوله فیروز، وزیر امور خارجه ایران امضا شد. این انستیتو خارج از تعهدات متداول در ایجاد شعب در سایر کشورها، ایجاد شد.
انستیتو پاستور را میتوان نمادهایی دانست از:
نخستین همکاریهای بینالمللی علمی و تکنولوژیکی مدرن ایران با جهان
دستاوردی اجتماعی از حاشیه یک مذاکره سیاسی
امتداد تاریخی و فعالیت مستمر این نهاد علیرغم تغییر حکومت از قاجار به پهلوی و به ج.ا.
در حقیت انستیتو پاستور از اندک نهادهایی بود که از ویژگی «جامعه کلنگی» ایران جان سالم به در برده و تغییرات سیاسی منجر به گرفتن کلنگ برای نابودیاش نشده بود!
آنچه قابل ساختن نیست!
نهادهای اجتماعی حاصل تاریخی از فعالیتهای نسلهایی از یک کشور است. انستیتو پاستور ایران که ابتدا شعبهای از انستیتو پاستور پاریس بود، به مرور و با انباشت تجربه جمعی، تبدیل به مرکزی برای تحقیقات سرمسازی و بعدتر تحقیقات پیشرفته بیوتکنولوژی شد.
تفاوت کشورهای توسعه یافته با سایر جوامع در همین نهادهاست. همانطور که نهاد انتخابات را نمیتوان یک روزه و یک شبه ساخت، نهادهای علمی یا اقتصادی یا اجتماعی را نیز نه میشود، یکباره ساخت و نه میتوان از جایی وارد کرد.
نهادهای توانمند هستند که سازنده آینده و نوآوریها هستند. نهادها در یک فرآیند تکاملی و در یک بازه زمانی طولانی و با مشارکت تعداد قابلتوجهی از اعضاء جامعه امکان ساختهشدن و شکلگرفتن را مییابند.
انستیتو پاستور که در آخرین سال قرن ۱۹ در ایران ساخته شد، و نه هیچ نهاد توانمند دیگری را نمیتوان در کوتاهمدت ساخت.
از سوی دیگر تکنولوژی بیش از آنکه یک مساله فنی (تکنیک) باشد، مسالهای اجتماعی است. هر حوزه تخصصی، مثل تکنولوژیهای نفتوگاز یا تکنولوژی IT علیرغم سرمایهگذاری در برخی کشورها شکل نمیگیرند، حتی در برخی از کشورهای برخورداری از نیروی انسانی توانمند (مانند هند) نیز نتوانسته است تضمینی برای شکلگیری شرکتهای پیشرو شود، این تفاوت برآمده از این واقعیت است که توسعه تکنولوژی و شرکتهای پیشروی تکنولوژی بهسادگی قابل ساختهشدن نیستند.
خوشخیالیهایی از جنس «بهترش را خواهیم ساخت» بیش از هر چیزی ناشی از فقدان دانش در خصوص توسعه است.
آنچه قابل گرفتن نیست!
این نهادها به همان اندازه که به سختی شکل میگیرند، به سختی نیز از بین میروند. انستیتو پاستور ایران بیش از دیوارهای یک ساختمان یا آزمایشگاههای آن است. نهادی است که شبکهای گسترده از جامعه متخصصان ایرانی را همراه خود دارد. همراهانی که هر یک بخشی از دانش توزیعیافتهای هستند که نهادی اجتماعی-فناورانه به نام انستیتو پاستور را شکل میدهند، چیزی فراتر از ساختمانهایی که بتوان با یک بمب یا موشک آنان را از ایران گرفت.
هدف قرار گرفتن انستیتو پاستور به عنوان یکی از مهمترین نمادهای فعالیتهای علمی و تکنولوژیک ایران دارای جنبههای نمادین بسیاری است که روایتی بزرگتر از یک بمباران را نشان میدهد.
@Bahamstan
5 748
دیدگاه روانشناختی: افزایش قدرت منجر به بدهنی- خودشیفتگی و رفتار و کردار غیرانسانی میشود
دکتر آدرخش مکری- استاد روانپزشکی دانشگاه تهران:
ارتقا مقام و قدرت به ناتوانی مغز فرد در سمپاتی و مهربانی نسبت به دیگران و تغییر شخصیت او می انجامد.
@Bahamstan
5 748
کتاب: «دیکتاتورها چگونه سقوط میکنند»
نوشته: بروس بوئنو دمسکیتا و آلیستر اسمیت
کتابی که برخلاف روایتهای احساسی و قهرمانمحور، سقوط حکومتهای دیکتاتوری را با منطق قدرت توضیح میدهد، نه با شعار.
این کتاب از ما نمیپرسد «مردم چه میخواهند؟»
بلکه میپرسد:
چه کسانی واقعاً قدرت را در دست دارند و چرا یک روز تصمیم میگیرند کنار بکشند؟
نویسندگان، سیاست را مثل یک بازی اخلاقی نمیبینند؛
آن را مثل یک معاملهی دائمی تحلیل میکنند:
معاملهی پول با وفاداری،امنیت با سکوت ، رانت با بقا
و دقیقاً به همین دلیل است که این کتاب، هم ترسناک است و هم روشنگر.
چرا این کتاب باید خوانده شود؟
چون خیلی از چیزهایی که دربارهی سقوط دیکتاتورها «بدیهی» فرض میکنیم، اشتباهاند.
این کتاب نشان میدهد که:
دیکتاتورها معمولاً با اعتراض مردم سقوط نمیکنند
فساد، انحراف نیست؛ ابزار حکومتداری است
فقر و ضعف جامعه، اغلب تصادفی نیست
فشار خارجی میتواند حکومت را نجات بدهد، نه نابود کند
و سقوطها همیشه از درون حلقهی قدرت شروع میشوند، نه از خیابان
این کتاب به ما یاد میدهد چرا بعضی حکومتها با وجود نفرت عمومی، سالها دوام میآورند
و چرا بعضی دیگر، با ظاهری کاملاً قدرتمند، ناگهان فرو میریزند.
اگر فقط یک دلیل برای خواندن این کتاب باشد…این است:
«دیکتاتورها احمق نیستند،
اما سیستمشان دیر یا زود به نقطهای میرسد که دیگر بهصرفه نیست.»
و فهمیدن این نقطه،اولین قدم برای فهم سیاست، تاریخ، و حتی آینده است.
صدا: نیما آزادی
@Bahamstan
5 748
نجاتدادن آن ماهی کوچک!
پوریا عالمی
وقتی آن کودک که لب دریا ایستاده بود و با حوصله یکییکی صدفها و ماهیهایی را که سیل دریا پسشان زده و شنگیرشان کرده بود، از روی ساحل بر میداشت، نگاهشان میکرد و بعد پرتشان میکرد به داخل دریا، سر برگرداند تا به کسی نگاه کند که از او پرسیده بود «عزیزم! این کاری که داری میکنی عبثه… میدونی که؟ هزاران ماهی و صدف از دریا افتادند بیرون و دارند میمیرند… تو که نمیتونی همهشون رو نجات بدی… میتونی؟»، زمان لحظهای متوقف شد و جهان دمی ایستاد تا پاسخ کودک را در خود حک کند:
«درسته که همه رو نمیتونم نجات بدم، ولی این یکی رو که میتونم…»
کودک گفت «این یکی رو که میتونم نجات بدم…» و ماهیای را داشت جان میداد از زمین برداشت و به دریا انداخت. ماهی که نفس کم آورده بود سر زیر آب فرو برد، به زندگی برگشت و دل به دریا زد و زندگیاش را ادامه داد.
فردای ایران، یا شاید فردای هر سرزمینی که امروزی متاثر از هزار خستگی و بیجوابی و غم دارد، شاید با قدمهای کوچکی بهتر خواهد شد. قدمهایی شبیه نجات یک ماهی وقتی نمیتوانیم همه ماهیها را نجات دهیم.
وقتی هزاران دلیل برای وا دادن و تاب نیاوردن و دست برداشتن از زندگی وجود دارد، پیدا کردن یک دلیل برای ادامهدادن، هر چند سخت و بهنظر ناشدنی، دستاویز آدمی برای زندهماندن و زندگیساختن میشود.
تماشای تاریخ جهان و به فراخور شانس به دنیا آمدن ما در این گوشه از جهان و کره زندگیبخش زمین، تماشای تاریخ ایران، نشان میدهد که با تمام فراز و نشیبها و فرسایشهای گوناگون، مسیر جهان در کل رو به آفرینش و رویش است. در واقع مقایسه احوال و اخلاق مردم در امروز نشان میدهد که اوضاع از مثلا صد سال پیش، هزاربار بهتر است. سواد و سلامت و درک جامعه مدام و مستدام رو به بهتر شدن است، هر چند ممکن است سختیها و تنگیها و تنگنظریها و انسدادها و استبدادها مدام سر راه مردم قرار بگیرد، اما خبر خوب این است که مثل رشد درختان، درخت چارهای و راهی جز سر کشیدن و سر برآوردن و سر بلند کردن ندارد.
ما مردم، که مردم فردای دیروز این سرزمین هستیم، سپاسهای فراوان باید به تکتک انسانهایی تقدیم کنیم که برای اینکه امروز، این باشیم، زندگی کردند، تلاش کردند و پلهپله این شیب تند رشد را برای ما دسترسپذیر و قدمبهقدم این راه گنگ و گم پیش رو با برای ما لگدکوب کردند تا کورهراهها بسازند و کورهراهها را تبدیل به راههای هموار کنند.
ما نیز همچون پدران و مادران خود، دانسته یا ندانسته، خواسته یا ناخواسته، در ادامه راه پیشینیان قدم برمیداریم و این قدمهای خرد و کوچک ما، راهی است که فرزندان ما در آن قدم خواهند گذاشت.
جملهای است که همیشه به آن میاندیشم:
بابا! مامان! چرا زمین را به ما اینطوری دادید؟ چرا زندگی را به ما اینطوری دادید؟
این سوال که همیشه از پدر و مادر خود داریم، مولد سوال دیگری است. سوالی که فرزندان ما از ما خواهد کرد:
سوالی که وقتی به آن نگاه کنی سرنخ اصلی ماموریت و مسوولیت ما در زندگی خواهد شد:
ما این زمین و زندگی را چطور از پدران و مادرانمان گرفتیم و چطور این زمین را، این سرزمین را، این زندگی را به کودکانمان خواهیم داد؟
فردای ایران، فردایی روشن خواهد بود اگر امروز شمعی روشن کنیم یا اگر شمعها را از ما دریغ کردهاند، اگر شمعی نداریم، شمعی بسازیم، تا کودک فردا در فردای ایران آن را روشن کند.
فردای ایران، فردایی زیبا خواهد بود اگر امروز برای حذف و اصلاح و تغییر زشتیها دورخیز کنیم.
برای ساختن آن فردا، وقتی که دستها بسته است و پاها خسته، و توش و توانی نمانده است، شاید راه نجات، نه راههای بزرگ و راهکارهای عمومی، که رفتارها و سلوکهای فردی باشد.
درست شبیه آن پسری که دانسته بود تمام ماهیان و صدفهایی را که دریا پس زده، نمیتواند نجات بدهد، اما همان یک ماهی یا صدف را که میتوانست نجات بدهد، نجات داد.
@Bahamstan
5 748
بیانیهی انجمن تجارت الکترونیک:
«قطع اینترنت» ما را به عصرحجر میبرد!
🔹«هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمیشود، مگر آنکه پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد.» ما میتوانیم روزهای سخت جنگ با دشمن خارجی را با وحدت و امید تحمل کنیم، ما میتوانیم در برابر تهدیدات دشمنان تمدن کهن ایران با اتکا به قدرت یک ملت امیدوار بمانیم، اما نمیتوانیم نابودی زیرساختهای کشور به دست تصمیمگیران کشور خودمان را تاب آوریم و در برابر آن سکوت کنیم. در یک سال گذشته، اینترنت کشور بیش از ۱۰۰ روز قطع بوده است و در جنگ اخیر، رکورد بیش از ۶۰ روز قطعی پیوسته اینترنت را تجربه کردیم. تلختر آنکه مسئولین کشور به جای پذیرش مسئولیت و برقراری اتصال اینترنت، با بهانههایی که از دید متخصصان دیجیتال و مردم غلط و غیرقابل قبول است، مسیر اشتباه خود را توجیه میکنند.
1️⃣ مسئولین در شرایطی امنیت سایبری را به عنوان یکی از بهانههای قطع اینترنت مطرح میکنند، که بزرگترین حملات سایبری از جمله هک چند بانک مهم کشور در زمان قطع کامل اینترنت انجام شد. برای متخصصین روشن است که هر نوع نفوذ یا حملهی سایبری در سطوح بالا به راحتی و از طریق یک پل ارتباطی در داخل شبکه کشور میتواند انجام شود. در حالی که جاسوسان و هکرها چندین راهکار از جمله استفاده آیپیهای وایتلیست شده، اینترنت طبقاتی، اینترنت ماهوارهای (استارلینک)، رومینگ مناطق مرزی و راهکارهای فنی پیشرفته تانلینگ را در اختیار دارند، مسدود کردن اینترنت مردم ایران به چنین بهانههایی دور از هر نوع منطق به نظر میسد. مسئولین در شرایطی از امنیت سایبری سخن میگویند که از یک طرف خود با قطع اینترنت، بهروزرسانی تجهیزات امنیتی و مقابله موثر با حملات سایبری را مختل کرده و از طرف دیگر با هرچه داغتر کردن فروش فیلترشکنها و ناامن کردن فضای مجازی، ناامنی سایبری را تشدید کردهاند.
2️⃣ این روزها مسئولان کشور مدام از دهها میلیون هموطنی سخن میگویند که حاضر به فدا کردن جانشان برای ایران هستند. با داشتن چنین سرمایهای، کشور و حاکمیت نه تنها نیازی به سرکوب و سانسور اینترنت ندارد که بیتردید باید راه را برای رساندن روایتها و صدای ملت، باز و هموار نماید. قطع اینترنت روایت را در انحصار گروهی خاص در داخل و خارج از کشور قرار داده که هرگز نمیتوانند برآیند ملت بزرگ ایران باشند.
3️⃣ اما عجیبترین و غیرانسانیترین پدیدهی این روزهای کشور، طبقاتیکردن و چندقطبی کردن جامعه به دست مسئولین با فروش رسمی اینترنت طبقاتی با قیمت حداقل ۵ برابری است. ارائه اینترنت به برخی از طبقات و اصناف از نگاه ما سوء استفاده از یک نیاز بدیهی هر شهروند در جهان معاصر است. چه طور میتوان یک حق بدیهی را از یک شهروند سلب کرده و به شهروند دیگری (به هر بهانه و طبقهبندی) ارائه داد. کدام شهروند ایرانی است که دهها نیاز ضروری به اینترنت نداشته باشد. با چه استدلالی میتوان این نیازهای ضروری را نادیده گرفت، حقوق اولیه یک خانهدار، یک بازنشسته، یک نوجوان، یک کاسب، یک کارمند، یک کارگر و هر ایرانی دیگر را سلب کرد و گفت اینترنت تنها باید در اختیار برگزیدگانی خاص باشد؟
🔹انجمن تجارت الکترونیک، به عنوان نماینده گروه بزرگی از بخش خصوصی اقتصاد دیجیتال ایران، اعتراض قاطع خود را نسبت به «قطع اینترنت»، «اینترنت طبقاتی» و عدم پاسخگویی مسئولین اعلام کرده و اینترنت آزاد و پرسرعت را حق شهروندی تمام مردم ایران میداند.
@Bahamstan
5 748
تبريز خيلى مؤدب با لباس شيك مجلسى روى صندلى نشسته بود.
رشت ازراه رسيد، چترش را پشت در گذاشت و از همان قدم اول
«تى جان قربان، تى بلامى سر» گويان شروع كرد به احوالپرسى با
حاضرين.
كرمانشاه و شيراز زودتر از بقيه به مهمانى آمده بودند، يكى با تنبور و ديگرى با شرابش. كاشان چند دقيقه قبلتر از راه رسيده بود و بوى عطرش زودتر از خودش توجه همه را جلب كرده بود.
در آن گوشه آشپزخانة نيشابور در حال پركردن جامها بود، كرمان در كنارش پسته ها را توى ظرف مى ريخت، ساوه انارها را دانه مى كرد و لاهيجان هم چاى دارچين دم كرده بود. بالاخره فضاى صفاى همه بايد جور مى شد.
تهرانْ پرهيجان و تندتند با همه در حال گفتگو بود. بوشهر اما داشت فقط براى دو سه نفر قصه مى گفت، قزوين قاهقاه به روايتش مى خنديد و سمنان مبهوت و عميق نگاهش مى كرد. سنندج و آبادان تاس مى انداختند و گرگان منتظر بود با برنده نرد ببازد.
دراين لحظه، اصفهان به كرمانشاه گفت: «بزن جانم». همه ساكت شدند. كرمانشاه سازش را نواخت و اصفهان با چهچة دوبيتى هاى بابا طاهر حالشان را ساخت.
همدان لبخند رضايت زد. يزد آرام جلو رفت ويك ليوان آب جلوى اصفهان گذاشت تا گلويش را تر كند.
مشهد تشويق كرد و گفت «شبى خوش است بدين قصه هایش دراز
كنيد. »
شام پاى اهواز بود و چابهار؛ آنها ماهى هايى از هر دو درياى ديار جنوب براى اين ضيافت آماده كرده بودند.
ادويه هاى غذا انگار كار خودشان را كردند و بعد از شام، بندرعباس صداى موسيقى را چنان بلند كرد كه به گوش سرخس و ماكو هم رسيد. نبض رقص درجان جمع به تيش افتاد؛ خرم آباد كِل كشيد، تبريز كتش را درآورد و آمد وسط. قم هم كتابى كه دستش بود را سر جايش گذاشت, از كتابخانه به سوى جمع آمد و دست اردبيل را گرفت تا با هم به صحنه بپيوندند.
شب تولد مهر بود! شب يلدا. كيك وشمع روى ميز بود. به پيشنهاد ايلام، ياران همه با هم شمع ها را فوت كردند. البرز گفت حواستان هست كه حروف «ياران»، همان حروف «ايران» است!
زنجان مهربان نگاهش كرد چاقورا برداشت وكيك را چنان برش داد
تابه هر حرفى از اين الفبا تكه هاىی برسد و شيرين كنند آن شب را...
اما فال آن شب تار فرخنده نبود، طلسم شد انگار. بامدادٍ فردا خورشيد نتابيد، مهر زاده نشد، وتاريخ به درد و خون زايمان ناتمامٌ گرفتار شد. در حال، مادر و فرزند هرچند هر دو زنده، اما ناكارند.
در آن سحرگاهِ بیخورشید، همه شهرها دور هم نشستند.
تبریز با نگاهی نگران، کراواتش را مرتب کرد و گفت:
«یاران! مهر را باید دوباره صدا زد. این دیار بینور نمیماند.»
رشت، چترش را تکان داد و قطرههای خیال را از سرش پاشید:
«تى جان قربان! دلها اگر یکى شوند، خورشید هم برمیگردد.»
اصفهان با همان صدای گرم، ساز را برداشت و نواخت.
باباطاهر در کلامش پیچید و آسمان بهآرامی لرزید.
مشهد دعا خواند، قم آیه زمزمه کرد، و بوشهر قصهای از دریا گفت
که در آن خورشید، از دل موجها دوباره سر زد.
در این میان، شیراز جام شرابش را بالا برد و گفت:
«اگر امید نباشد، حتی انگور هم ترش میشود!
بیا تا به سلامتیِ نور بنوشیم!»
همه خندیدند، حتی همدان که همیشه آرام بود.
خرمآباد دوباره کل کشید و صدای شادیاش
چون پتکی طلسم شب را شکست.
در همان لحظه، جرقهای از سمت البرز جست.
گرگان به آسمان اشاره کرد و گفت:
«ببینید! مهر دارد برمیگردد.»
و خورشید، خجالتی اما مصمم،
پردهی سیاه آسمان را کنار زد.
مادر ایران لبخند زد، فرزند مهر چشم گشود،
و همه یاران دست در دست هم
سرود «ایران» را با هزاران لهجه، یکصدا خواندند.
پاینده ایران
برداشت از گروه *سیمرغ (نگاهی نو به شاهنامه)*
@Bahamstan
5 748
آنچیزی که قابل ساختن نیست؛
همان چیزی است که قابل گرفتن هم نیست!
امیر ناظمی
شکلگیری انستیتو پاستور
انستیتو پاستور سوغات هیات ایرانی در «مذاکرات صلح پاریس» پس از جنگ جهانی نخست است. زمانی که در سال ۹-۱۲۹۸ هیات ایرانی به ریاست محمدعلی فروغی و نصرتالدوله فیروز برای شرکت در این مذاکرات به پاریس رفته بودند. مذاکراتی که در آن بسیاری از کشورهای بزرگ، از جمله عثمانی، در همسایگی ما تجزیه شد و انبوهی از کشورهای همسایه امروز ایران، حاصل همان مذاکرات و دوره زمانی هستند.
در جنگ جهانی نخست، ایران محل نبرد انگلیس، روسیه و عثمانی شد، و در عمل بخش زیادی از ایران در تصرف آنان قرار گرفت. در همین زمان بود که جمعیت بزرگی از ایرانیان نیز از قحطی جان دادند، و دولت نیز در کمترین توان قرار داشت. احمدشاه در عمل شاه هیچکارهای بود و دولت نیز توان اداره أمور را نداشت و «قدرت حکومت» در یکی از کمترین زمانهای تاریخ خود بود. اما هیات ایرانی که سایه تجزیه ایران را به خوبی میدیدند، با اتکاء به دیپلماسی توانستند این خطر را از سر کشور دور کنند.
در حاشیه همین مذاکرات بود که هیات ایرانی با «انستیتو پاستور پاریس» آشنا میشود. در زمان مذاکرات چندین دیدار انجام میشود. در نهایت، ۳ماه بعد، در دیماه ۱۲۹۹ یک موافقتنامه میان رئیس دروس عالی «انستیتو پاستور پاریس» با نصرتالدوله فیروز، وزیر امور خارجه ایران امضا شد. این انستیتو خارج از تعهدات متداول در ایجاد شعب در سایر کشورها، ایجاد شد.
انستیتو پاستور را میتوان نمادهایی دانست از:
نخستین همکاریهای بینالمللی علمی و تکنولوژیکی مدرن ایران با جهان
دستاوردی اجتماعی از حاشیه یک مذاکره سیاسی
امتداد تاریخی و فعالیت مستمر این نهاد علیرغم تغییر حکومت از قاجار به پهلوی و به ج.ا.
در حقیت انستیتو پاستور از اندک نهادهایی بود که از ویژگی «جامعه کلنگی» ایران جان سالم به در برده و تغییرات سیاسی منجر به گرفتن کلنگ برای نابودیاش نشده بود!
آنچه قابل ساختن نیست!
نهادهای اجتماعی حاصل تاریخی از فعالیتهای نسلهایی از یک کشور است. انستیتو پاستور ایران که ابتدا شعبهای از انستیتو پاستور پاریس بود، به مرور و با انباشت تجربه جمعی، تبدیل به مرکزی برای تحقیقات سرمسازی و بعدتر تحقیقات پیشرفته بیوتکنولوژی شد.
تفاوت کشورهای توسعهسافته با سایر جوامع در همین نهادهاست. همانطور که نهاد انتخابات را نمیتوان یک روزه و یک شبه ساخت، نهادهای علمی یا اقتصادی یا اجتماعی را نیز نه میشود، یکباره ساخت و نه میتوان از جایی وارد کرد.
نهادهای توانمند هستند که سازنده آینده و نوآوریها هستند. نهادها در یک فرآیند تکاملی و در یک بازه زمانی طولانی و با مشارکت تعداد قابلتوجهی از اعضاء جامعه امکان ساختهشدن و شکلگرفتن را مییابند.
انستیتو پاستور که در آخرین سال قرن ۱۹ در ایران ساخته شد، و نه هیچ نهاد توانمند دیگری را نمیتوان در کوتاهمدت ساخت.
از سوی دیگر تکنولوژی بیش از آنکه یک مساله فنی (تکنیک) باشد، مسالهای اجتماعی است. هر حوزه تخصصی، مثل تکنولوژیهای نفتوگاز یا تکنولوژی IT علیرغم سرمایهگذاری در برخی کشورها شکل نمیگیرند، حتی در برخی از کشورهای برخورداری از نیروی انسانی توانمند (مانند هند) نیز نتوانسته است تضمینی برای شکلگیری شرکتهای پیشرو شود، این تفاوت برآمده از این واقعیت است که توسعه تکنولوژی و شرکتهای پیشروی تکنولوژی بهسادگی قابل ساختهشدن نیستند.
خوشخیالیهایی از جنس «بهترش را خواهیم ساخت» بیش از هر چیزی ناشی از فقدان دانش در خصوص توسعه است.
آنچه قابل گرفتن نیست!
این نهادها به همان اندازه که به سختی شکل میگیرند، به سختی نیز از بین میروند. انستیتو پاستور ایران بیش از دیوارهای یک ساختمان یا آزمایشگاههای آن است. نهادی است که شبکهای گسترده از جامعه متخصصان ایرانی را همراه خود دارد. همراهانی که هر یک بخشی از دانش توزیعیافتهای هستند که نهادی اجتماعی-فناورانه به نام انستیتو پاستور را شکل میدهند، چیزی فراتر از ساختمانهایی که بتوان با یک بمب یا موشک آنان را از ایران گرفت.
هدف قرار گرفتن انستیتو پاستور به عنوان یکی از مهمترین نمادهای فعالیتهای علمی و تکنولوژیک ایران دارای جنبههای نمادین بسیاری است که روایتی بزرگتر از یک بمباران را نشان میدهد.
@Bahamstan
5 748
در حالیکه ترامپ مردم ایران را متعلق به عصر هجر مینامد هایدن برشیت رایتر مستندساز اسرائیلی میگوید:
هدف اسراییل و آمریکا تخریب جایی است که به بشریت خط، معماری، هنر، دین و فرهنگ داده است.
فهم هنرمندان و اهل فرهنگ تفاوت ژرفی با سیاستمداران روان پریش که هرچه به دهانشان میآید میگویند دارد.
@Bahamstan
