en
Feedback
🤍🧚🎗️پروانه ی قشنگم🤍🧚

🤍🧚🎗️پروانه ی قشنگم🤍🧚

Open in Telegram

گلچینی از بهترین تکست و متنهای عاشقانه و آرام اهنگهای احساسی و شاد 🎧 عکس نوشته ،ویس های شنیدنی ،تصاویر زیبا و جذاب ... به جای چند تا کانال یه کانال داشته باشید نامی که در تلگرام میدرخشد ❤️مهربانو مدیر کانال ❤تهران/ https://t.me/parpar1325 💕92/

Show more
559
Subscribers
+224 hours
+117 days
+1930 days
Posts Archive
اولین اتوبوس های واحد تهران سال 1329
اولین اتوبوس های واحد تهران سال 1329

File from marmaram
File from marmaram

تنهایی همیشه نبودنِ آدم‌ها نیست؛ گاهی میان هزار نفر ایستاده‌ای و دلت، فقط یک نفر را می‌خواهد که سکوتت را بفهمد، نگاهت را بخوا
تنهایی همیشه نبودنِ آدم‌ها نیست؛ گاهی میان هزار نفر ایستاده‌ای و دلت، فقط یک نفر را می‌خواهد که سکوتت را بفهمد، نگاهت را بخواند و بی‌آنکه چیزی بپرسی، آرام کنارت بماند. تنهایی یعنی دلت پر از حرف باشد و هیچ شانه‌ای برای گذاشتنِ این همه دلتنگی نباشد…

📝 نمی‌گم زیاد داشتیم، ولی چشم و دلمون سیر بود. وقتی تو خونه‌ی باکلاس رفتیم، در و دیوارش ما رو شگفت‌زده نکرد. خونه‌ی معمولی ما رو به «اَه‌اَه» و «پیف‌پیف» وادار نکرد. از ظرفی که توش پرِ موز و خیار بود، انتخابمون خیار بود. چاییِ خونه‌ای که تنها پذیرایی‌ش چایی بود رو با اشتها خوردیم. زرق‌وبرق آدما تحت تأثیرمون قرار نداد. به آدما، فارغ از منفعتی که می‌تونستن برامون داشته باشن، احترام گذاشتیم. بچه‌ی فامیل فقیرمون هم برامون محترم و عزیز بود. درِ خونمون به روی همه‌ی فک‌وفامیل باز بود، نه فقط فک‌وفامیل پولدارمون. چاپلوسی تو سفره‌ی ما قدغن بود و نون حلال توش خوردیم. مارو پول آدما تحت تأثیر قرار نداد؛ هرکی داشت، براش خوشحال شدیم و هرکی هم نداشت، براش آرزوی داشتن کردیم. نگاهمون به جیب خودمون بود، نه جیب بقیه. من از پدر و مادرم به خاطر این چشم و دل‌سیری که بهم هدیه کردن، ممنونم. https://t.me/+p-CUspS2fl43NmI8

4_5895383113919372940.mp36.41 MB

#رودبار #حلیمه‌جان ۳۰ کیلومتری شمال شرق رودبار و کنار روستای حلیمه جان قرار داره https://t.me/+p-CUspS2fl43NmI8

فیلمی که یه خانم حامله ایرانی از میزان تکون خوردن بچه‌اش توی شکمش منتشر کرده! +این دیگه تکون نیست؛ طفلی فهمیده داره وسط جنگ بدنیا بیاد، داره داد و بیداد میکنه😂

Video from marmaram

سلام دوستان خوبم وضعیت سلامت روان را در جامعه‌ی خودمون چطور می بینید؟ به نظر شما باید شامل چه فاکتورهایی باشه ؟ از نگاه من سلامت روان.... یعنی یاد بگیریم همیشه قرار نیست قوی باشیم. گاهی خسته‌ایم، گاهی بی‌حوصله، گاهی دلمان می‌خواهد از همه‌چیز فاصله بگیریم؛ و اینها لزوما نشانه ضعف نیست. سلامت روان یعنی بتوانیم حال خودمان را بشناسیم، به احساساتمان اجازه دیده شدن بدهیم، برای خودمان مرز داشته باشیم و از آدم‌ها و چیزهایی که آرامشمان را می‌گیرند، کمی فاصله بگیریم. گاهی یک خواب خوب، یک گفت‌وگوی صمیمی، کمی قدم زدن، کمتر فکر کردن به گذشته و بیشتر زندگی کردن در همین امروز، بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم به روحمان کمک می‌کند. ما همان‌قدر که مراقب جسممان هستیم، باید حواسمان به ذهن و دل‌مان هم باشد. آرامش، تجمل نیست؛ یکی از نیازهای اصلی زندگی‌ست. شاید بد نباشد امروز از خودمان بپرسیم: آخرین بار کی واقعا حواسمان به حال خودمان بود؟ #سلامت_روان #شهرزاد

وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم! وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم شاعری در چشم من می خواند ... شعری آسمانی در کنار قلب عاشق شعله می زد در شرار آتش دردی نهانی ✍فروغ فرخزاد

خدایا مارا آمالفی ندیده از دنیا مبر ۰ #شهرک توریستی ایتالیا
+1
خدایا مارا آمالفی ندیده از دنیا مبر ۰ #شهرک توریستی ایتالیا

☀️ زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید چه پنهان و چ
☀️ زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا #مولانا #بزرگداشت مولانا گرامی باد. 🌻

📝 قصه‌دار کردن روزها را دوست دارم؛ به اندازه‌ی مربای آلبالو؛ به اندازه‌ی با صورت خوابیدن روی سمت خنک بالش، به اندازه‌ی روزهای اول آشنایی، به اندازه‌ی پابرهنه راه رفتن روی شن، به اندازه‌ی چیدن گیلاس و توت و زردآلو از درخت، به اندازه‌ی مزه‌ی گردوی تازه، به اندازه‌ی نگاه کردن به ابرها. قصه‌دار کردن روزها از معدود کارهایی‌ست که به زندگی‌ام معنا می‌دهد. کجای بیدار شدن و خوابیدن و پختن و کار کردن و درس خواندن و بزرگ شدن شگفت‌انگیز است اگر نشود برایشان قصه ساخت؟ اگر نتوان رازی را در پختن و شستن و خواندن و جنگیدن و مُردن کشف کرد، اگر همه‌چیز همین باشد که هست، چقدر دوستش ندارم. پس هزار تا قصه می‌سازم؛ برای تمیز کردن گاز و شستن ملافه‌ها، برای کنار آمدن با نداشته‌ها، برای تکراری نشدنِ تکراری‌ها، برای تحمل بار هستی، برای زندگی، برای عشق. قصه ساختن، شکل کوچک من است برای مقاومت؛ برای اینکه جهان، با همه‌ی بی‌رحمی‌اش، نتواند همه‌چیز را به «همین که هست» تقلیل بدهد. وقتی زورم به بی‌رحمیِ دنیا نمی‌رسد، شروع می‌کنم به قصه‌دار کردن روزها. 👤#الهه_افشار 💟

📝 بعضیا تو روابط مدام نقش ناجی رو بازی می‌کنن؛ این رفتار نه از سر مهربونی، بلکه بخاطر اینه که ساختار هویت‌شون بدون «درمان کردن دیگری» فرو می‌ریزه. این الگو بیشتر از اینکه عشق باشه، تلاشیه برای فرار از مواجهه با زخم‌های خود. #توییت_ها 🕊

بله، آدم منطقی‌ام؛ تا وقتی پای دلم وسط نیومده باشه.

ببخشید این وزنه پنجاه تنی چیه رو سینه‌مون؟

اما، هیچ انسانی، به اندازه‌ی کسی که از دوست‌داشتن آدم اشتباه برگشته، خسته، بی‌پناه و غمگین نیست.
اما، هیچ انسانی، به اندازه‌ی کسی که از دوست‌داشتن آدم اشتباه برگشته، خسته، بی‌پناه و غمگین نیست.

4_5848197692672450070.mp35.45 MB

تو زندگیت باید مثل کله پاچه باشی یا عاشقت باشن یا متنفر...! نه مثل چایی که همه میگن یکی بریز ببینیم چی میشـه... https://t.me/
تو زندگیت باید مثل کله پاچه باشی یا عاشقت باشن یا متنفر...! نه مثل چایی که همه میگن یکی بریز ببینیم چی میشـه... https://t.me/+p-CUspS2fl43NmI8