๑۩۞ø¤º°سرای محبت °º¤ø۞۩๑
Open in Telegram
https://t.me/joinchat/AAAAAEMmReD0N2l_KhWNpw لینک کانالمون 🏃☔️💕🏃♀👆 ارتباط با ادمین...............👇🏻 پیشنهاد ارسالی شما ثبت میشه یا درخواستی داش مدیریت چنل بانو بزرگمهر نیره عزیز . . . . . . .
Show more542
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
«یار من خوب است
اما رسم و آیینش بد است»
وقت بحث و گفتگو
کفگیر می گیرد به دست!🤕🤣
رضاالهامی
۰
زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
خال و لبت از مشک و شکر باز ندانم
از فرقت رويت ز دل پر شرر خويش
آهی که برآرم ز شرر باز ندانم
زانگاه که عطار تو را تُنگ شکر خواند
در وصف تو شعرم ز شکر باز ندانم
یا رب چه بلایی است که در مذهب خوبان
دشنام حلال است و شکرخند حرام است!
اوقاتا 🌴
در دل تنگم عجب جا کرده ای جانان من
گر بخواهی در دل تنگ تو جانت میشوم
یک اشاره از تو بنیادِ دلم را میکٓند
گر تو خواهی بهتر از جان جهانت میشوم
ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تو را
آنقدر میخواهمت آهو ، شبانت میشوم
شب شدی تو ماه تابم ، روز خورشید منی
مهربانی دیدم از تو ، مهربانت میشوم
چشمهء عشقی که میجوشی درون سینه ام
حکم دریاییّ و من آب روانت میشوم
گفته بودی دوست داری یک نفر مهمان کنی
چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
از ماتم و درد و غصه ها دورم كن
با جمله ي عاشقانه مسرورم كن😋
در دوره ي مسخ آدميت، بانو
يك بوسه بده به عشق مجبورم كن😝
احمدآوازه
😋😋😋😋😋🤪🤪🤪🤪🤪
آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد !
دیوانه سرِ قول و قرارم که نیامد
بیرون زدم از خانه به آوارگی شهر
خود را به نسیمی بسپارم که نیامد
شهری پُرِ صورت ولی از عاطفه خالی
این چهره و آن چهره، به کارم که نیامد
جز سقف چه آوار بریزم به سری که
بر خاک نیفتاد و به دارم که نیامد
تا صبح من و کوچه و دلشوره ی باران
می گفت، ببارم که ببارم که نیامد .....
عبدالجبار_کاکایی
لطف کردی گفته ای که بی قرارم نیستی
دیگر آن دلداده ی بی اختیارم نیستی
گفته ای دیگر علی رغم تمام لطف ها
بعد از این ها بی سبب چشم انتظارم نیستی
چون تفاوت های عقل و عشق در آسودگیست
از همین رو عاشقِ دیوانه وارم نیستی؟؟
خوش خیالم با تمام خاطراتت سالهاست
در تمامِ لحظه هایی که کنارم نیستی!
یک به یک موی سفیدم را شمارش می کنم
می شمارم ، می شمارم ، می شمارم نیستی
"کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من"
کاش میگفتی کسی که دوست دارم نیستی!!!
حاصلِ شب گریه هایم را غزل نامیده ام
خواستم بر شانه ات قدری ببارم ، نیستی
ابوالقاسم_خورشیدی
دلم تنگ نگاه توست
میدانم که میدانی
اسیر روی ماه توست
میدانم که میدانی
دلم ر اعاشقت کردی و
سرگردان رها کردی
و این تنها گناه توست
میدانم که میدانی
اوقاتا
یارب از عرفان مرا پیمانهای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده
هر سر موی حواس من به راهی میرود
این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده
در دل تنگم ز داغ عشق شمعی برفروز
خانهٔ تن را چراغی از دل بیدار ده
کمی برایم
عشق دم ڪن
عطرِ عاشقانهاش
با من ...
قند بوسـههایش
با "تُـو"❤️م
مجنون را
به محکمه ی عدل بردند
گفتند:
تــــــوبه کن...
گفت: خدایا
عاشقــــــــــــم ،
عاشقترم کن ...
