en
Feedback
دکتر بخشی پور

دکتر بخشی پور

Open in Telegram

کانال رسمی دکتر عباس بخشی پور دکتری روانشناسی بالینی و استاد تمام دانشگاه تبریز وبسایت آکادمی دکتر بخشی پور www.drbpacademy.com

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
279
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Enactive Embodied Cognition and Disorders of Sele.pdf9.63 KB

رویکرد عامل گرا و اختلالات خویشتن - مورد اسکیزوفرنی دکتر ماریام کایسِلو ترجمه: دکتر عباس بخشی پور دانشگاه تبریز-گروه روانشناسی چکیده: در این مقاله دو رویکرد اخیر درباره اسکیزوفرنی مورد بحث قرار می گیرد: رویکرد پدیدارشناسی و رویکرد عصب شناسی. در این مقاله نشان داده می شود چگونه مسیرهای جدید در فلسفه و علوم شناختی می توانند از «آسیب شناسی روانی خویشتن» تبیین هایی ارائه کنند. استدلال می شود که مفهوم «خویشتن کمینه و بدنی» که در این رویکردها مفروض است، هنوز دارای محدودیت و کاستی هایی است زیرا در این رویکردها، نقش روابط و تعاملات اجتماعی در تکوین و شکل گیری حس منسجم از خویشتن کم رنگ است. همچنین نشان داده می شود بر مبنای این رویکردها هنوز برای این مساله توضیحی در دست نیست که چگونه می توانیم مشاهدات اول شخص و سوم شخص را به نحو رضایت بخشی درون تبیین بدنمندانه اختلالات خویشتن ادغام کنیم. در این مقاله، از علم شناختی عامل گرا، دو مفهوم به خدمت گرفته می شود: مفهوم خودمختاری و مفهوم معنابخشی. بر اساس این دو مفهوم، فرضیه جدیدی بر مبنای رویکرد عامل گرا از آسیب شناسی روانی خویشتن ارائه می شود که دیدگاه های اول شخص و سوم شخص را در خود ادغام می کند علاوه بر این، در این رویکرد قویاً بر نقش تعاملات اجتماعی در شکل گیری خویشتن تأکید صورت می گیرد. نشان داده می شود که چگونه چارچوب نظری عامل گرا می تواند به عنوان مبنایی برای فهمی جایگزین از اختلالات خویشتن مانند اسکیزوفرنی، به عنوان شکل خاصی از خودسازماندهی برساخته شده اجتماعی، عمل کند. کلمات کلیدی: شناخت عامل گرا، خودمختاری، معنابخشی، خویشتن عامل گرا، اختلالات خویشتن، معنای علائم، رویکرد عامل گرا به آسیب شناسی روانی، خود سازماندهی، اسکیزوفرنی 👇👇👇👇👇

ماریام کایسِلو «من مدلی یکپارچه از خویشتن معرفی کرده ام که گفتگوی بین رشته ای را تسهیل می کند و بینش های جدیدی را برای درک آس
ماریام کایسِلو «من مدلی یکپارچه از خویشتن معرفی کرده ام که گفتگوی بین رشته ای را تسهیل می کند و بینش های جدیدی را برای درک آسیب شناسی روانی و پویایی روابط ارائه می دهد. یکی از اصول اصلی تحقیق من این است که خویشتن آدمی هرگز کامل نیست، بلکه یک پروژه گشوده و رو به پیشرفت است و در این مسیر به مشارکت دیگران نیاز دارد. ما انسانها، جزیره ای محصور درخود نیستیم بلکه به دلیل روابط و تعاملاتمان با دیگران، همانی هستیم که هستیم.»

نوروپسیکولوژی_تجربیات_دینی_و_معنوی.pdf8.97 KB

دکتر اندرو نیوبرگ یک نوروساینتیست است که رابطه بین عملکرد مغز و حالات مختلف ذهنی را مطالعه می کند. او پیشگام مطالعه عصب شناسی تجارب مذهبی و معنوی است، رشته ای که به عنوان «نوروتئولوژی» شناخته می شود. در تحقیقات خود برای درک بهتر ماهیت اعمال و نگرش های مذهبی و معنوی، از اشخاصی که در دعا، مراقبه، عبادت و حالات خلسه هستند، از اسکن مغزی و سایر روشهای ثبت زیست شناختی بهره می برد تا زیرسازها و همبسته های عصب شناختی این تجربیات دینی و معنوی را شناسایی کند. به پیوست مقاله ایشان و همسرشان تحت عنوان «نوروپسیکولوژی تجربیات دینی و مذهبی» که در سری سخنرانی های انجمن روانشناسی ایران ارائه کردم، می آید. 👇👇👇

رمزگذاری_و_بازیابی_خاطرات_آسیب_زا.pdf8.14 KB

چگونه ترومای والدین، ردپای بیولوژیکی در کودکان به جا می گذارد. تجربیات نامطلوب می توانند نسل های آینده را از طریق مسیرهای اپی ژنتیک تغییر دهند. راشل یهودا

چگونه ترومای والدین، ردپای بیولوژیکی در کودکان به جا می گذارد. تجربیات نامطلوب می توانند نسل های آینده را از طریق مسیرهای اپی
چگونه ترومای والدین، ردپای بیولوژیکی در کودکان به جا می گذارد. تجربیات نامطلوب می توانند نسل های آینده را از طریق مسیرهای اپی ژنتیک تغییر دهند. راشل یهودا

آموزش مغز.pdf

Photo from Dr. Bakhshipour
Photo from Dr. Bakhshipour

یکی از حیطه های که در جامعه ما اخیراً دیده می شود فروش محصولاتی است که ادعا می شود به ارتقای توانمندی‌های شناختی در کودکان و سالمندان و نیز عموم مردم کمک می کند. در اثربخشی این گونه مداخلات اغلب اغراق صورت می گیرد. به پیوست مبحث «آموزش مغزی» از دانشنامه آزاد ویکی پدیا را آورده ام تا پرتوی بر اینگونه ادعاها افکنده شود و معلوم گردد که چنین ادعاهایی نه تنها حمایت علمی دریافت نمی کنند بلکه بیان و تبلیغ غلط این گونه محصولات با جریمه های سنگین مالی علیه شرکتهای تولید کننده همراه خواهد بود. 👇👇👇👇

اختلال شخصیت مرزی ممکن است ریشه در تروما داشته باشد. تمرکز بر ریشه‌های آسیب‌زای یک تشخیص اغلب انگ خورده روان‌پزشکی، انگیزاننده درمان‌های جدید است. دیانا کوون

چگونه مغز یک قاتل را تشخیص دهیم.pdf3.21 KB

یکی از حیطه های مطالعاتی که بدان علاقه دارم و تحقیقات آن را دنبال می کنم حیطه «عصب-جرم شناسی» است. در این رشته علمی به ویژه بسیار به تحقیقات پرفسور آدریان راین علاقه مندم. آدریان راین (زاده ۲۷ ژانویه ۱۹۵۴) ، روانشناس بریتانیایی است. در حال حاضر ریاست استاد جرم‌شناسی و روان‌پزشکی دانشگاه ریچارد پری را در گروه جرم‌شناسی دانشکده هنر و علوم و در گروه روان‌پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا دارد. در عین حال او را پایه گذار رشته «عصب-جرم شناسی» می دانند که زیر شاخه ای از علم جرم شناسی است. او به دلیل تحقیقات خود در مورد علل عصبی زیستی و زیست اجتماعی رفتارهای ضد اجتماعی و خشونت آمیز در کودکان و بزرگسالان مورد توجه قرار گرفته است. اولین دانشمندی است که از تصویربرداری عصبی برای مطالعه مغز قاتلان بهره می برد. کتاب «آناتومی خشونت» در سال 2013 ، برنده جایزه ادبی آتنائوم در آن سال شد. راین علایق پژوهشی خود را اینگونه معرفی کرده است: «علاقه اصلی پژوهشی من عصب-جرم شناسی است، زیرشاخه جدیدی از جرم شناسی که از تکنیک های علوم اعصاب برای بررسی علل و درمان جرم و خشونت استفاده می کند. من پروژه بهداشت کودک موریس را هدایت می کنم، یک مطالعه طولی و چند نسلی در مورد سلامت و رشد کودکان در آفریقا که بیش از 50 سال از جمع آوری داده ها را در بر می گیرد. آزمایشگاه من بر روی عوامل خطر و محافظت کننده برای اختلال سلوک در دوران کودکی، پرخاشگری واکنشی و فعال، اختلال شخصیت ضد اجتماعی بزرگسالان، قتل، و سایکوپاتی تمرکز دارد. ما همچنین در حال کار روی مداخلات بیولوژیکی برای رفتارهای ضد اجتماعی، از جمله مکمل های غذایی و تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال هستیم. برنامه تحقیقاتی علوم اعصاب بالینی ما بزرگسالان، نوجوانان و کودکان را در بر می گیرد و ما به رفتارهای ضد اجتماعی زن و مرد علاقه مندیم. تکنیک‌هایی که ما در تحقیقات خود استفاده کرده‌ایم شامل تصویربرداری ساختاری و عملکردی مغز، سایکوفیزیولوژی سیستم عصبی خودمختار و مرکزی، اعصاب غدد درون‌ریز، روان‌شناسی عصبی، ژنتیک، فلورسانس اشعه ایکس و تحریک جریان مستقیم جمجمه‌ای است. ما یک دیدگاه زیستی روانشناختی اجتماعی داریم که در آن هدف نهایی ما ادغام فرآیندهای اجتماعی، روان‌شناختی و محیطی با رویکردهای عصب‌بیولوژیکی برای درک بهتر رفتار ضد اجتماعی و در نظر گرفتن پیامدهای آن برای مجازات، مسئولیت و قانون است. من همچنین علایق تحقیقاتی مادام العمر در زمینه سلامت روان، به ویژه اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دارم.» مقاله ای از تیم آدامز تحت عنوان «چگونه مغز یک قاتل را تشخیص دهیم؟» به دستم رسید که گزیده ای از آرای پرفسور راین را به دست می دهد. از این مقاله خوشم آمد و ترجمه اش کردم و به پیوست خدمت شما دوستان تقدیم می کنم. 👇👇👇