عطیه محمدزاده:)
Open in Telegram
عطيه محمدزاده مؤسس کلینیک آکادمی همپات @hampat_ir تغذیه اطفال: @mamanatie
Show more6 148
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1330 days
Posts Archive
6 148
گروه سوم:
اگر مسأله ای (چالش، مشکل، سوال و...) توی زندگیتون دارید که تابحال فکر نکردید یکی از گزینههای پیش روتون میتونه تغییر نگاهتون به اون مسأله باشه.
میدونم پیچیدهاس ولی خوبیش اینه که احتمالا ظرفیتش هم تکمیل شده 😅
(باور کنید در این لحظه نمیدونم)
به شما پویش لنز رو پیشنهاد میکنم
6 148
گروه دوم:
دوستانی که یه کاری که انجامش ضروریه و نمیشه از زیرش قسر در رفت رو هی پشت گوش میندازن و این مسأله فضا تو ذهنشون اشغال کرده.
مثلا فرض کن نوشتن پایان نامه
یا دیدن یه دوره آموزشی که قبلا تهیه شده
یا خونه تکونی
بهرحال یه چیزی که تقریباً بزرگه ولی قابل تکه تکه شدن هست.
به شما پویش گامک رو پیشنهاد میکنم
6 148
گروه اول:
دوستانی که چیزمیز اضافه دور و برشون زیاده و دلشون نظم حاصل از خلوتی میخواد.
از لباس و کیف و کفش و کتاب و ظرف و ظروف و اسباببازی بگیر تاااا عکس و فیلمهای تلنبار شده توی گوشی.
به شما پویش کموزنی رو پیشنهاد میکنم
6 148
گوش شیطون کر امروز بعد ناهار یه ساعت خوابیدم.
تازه گل هم قلمه زدم و قلمه های قبلی رو هم کاشتم.
بچه ها هم خوابن فعلا.
فرصت خوبیه که خیلی خلاصه دعوتتون کنم به پویشهای همپات
6 148
کم پیدام؟
یه گزارش از نصف روز بدم؟
دیروز صبح دخترو راهی پیشدبستانی کردم و بعد از چند روز بالاخره فرصت کردم گروه کلاسیشون رو چک کنم.
(تعطیلی ۲۲ بهمن و دورهمی پیشقدم بود و بعدش هم یک روز نرفت پیشدبستانی)
میبینم روز قبل پیام دادن که واسه امروز حتما چند تا گوشپاک کن و ۱۰ تا دونه از انواع حبوبات بفرستیم باهاشون واسه دستورزی. ولی من ندیده بودم :(
ماشین هم نداشتم و کسی هم نبود ۶ماهه رو بسپرم بهش، گوش پاک کنم نداشتیم تو خونه !
ولی مصمم بودم آماده شم و اسنپ بگیرم و چیزایی که لازم بود رو ببرم براش.
اومدیم آماده شیم ولی خونه اونقدر بهم ریخته بود که جورابای ۶ماهه رو پیدا نمیکردم :)
هنوز وسایلی که از دورهمی برگردونده بودیمو نذاشته بودیم سرجاش
لباس های رخت آویز رو هم چون پریروز بارون گرفت سریع برداشتیم و پرت کردیم گوشه اتاق :)
بالاخره جورابا پیدا شد و آماده شدیم و بچه رو گذاشتم تو آغوشی و رفتم که از سر کوچه گوشپاک کن بخرم و بعدش اسنپ بگیرم.
خرید کردم اومدم اسنپ بگیرم میبینم اینترنتم تموم شده.
مای ایرانسلو باز کردم اینترنت بگیرم خطا میداد!
با کد ستاره ۵۵۵ اومدم اینترنت بگیرم اعتبارم کمتر از بسته ای که انتخاب کردم بود.
اومدم اعتبارمو شارژ کنم cvv2 کارتم یاد نمیومد😭
برگشتم خونه با نت وای فای اسنپ گرفتم و بالاخره هرطور بود خودمو رسوندم پیشدبستانی و مربی باورش نمیشد که من نفس نفس زنان واسه ۱۰ تا دونه نخود و لوبیا عین کانگورو با بچه تو آغوشی رفتم پیشدبستانی.
اونم با انسپ.
برگشتیم خونه، ۶ماهه یه ساعت خوابید و من یه کم کارامو کردم.
بیدار شد. اونقدر غر زد که گذاشتمش تو آغوشی و رفتم تو کوچه قدم بزنیم باهم!
تا رفتیم بیرون ۵/۵ ساله از سرویسش پیاده شد و پیشنهاد داد بریم قدم بزنیم و بستنی بخریم.
یه ساعتم اینجوری گذشت.
برگشتیم خونه ناهار خوردیم.
۵/۵ ساله خوابید.
۶ماهه هم نیم ساعت خوابید و تا اومدم منم بخوابم بیدار شد.
و این سیکل ادامه داشت تا شب که نمیدونم ساعت چند بود خوابید.
خلاصه که ۳ روزه میخوام بیام خبر بدم ثبت نام پویش های همپات شروع شده و هی نمیتونم :)
6 148
امروز (سهشنبه) هم ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ کارگاه «از فرد تا امت» در حرم مطهر امام رضا (ع) برگزار میشه.
برگزار کننده این کارگاه رایگان، همپات هست و چون حضوری هست ظرفیتش محدوده.
محل برگزاری کارگاه:
رواق خدمت حرم مطهر
آدرس غرفه همپات:
حرم مطهر، نمایشگاه بین المللی قرآن، انتهای راهروی سمت چپ، صنایع خلاق فرهنگی، غرفه همپات
از ساعت ۱۶ الی ۲۱ شما میتونید از غرفه همپات دیدن کنید و بیشتر باهاش آشنا بشید
6 148
کارگاه شروع شده
دوستان پیشقدمی ها میتونن آنلاین جلسه رو شرکت کنن
همنیاز رو چک کنید لینک به اشتراک گذاشته شده
6 148
مشهدی های عزیز، نمایشگاه از همین الان شروع میشه.
ضمنا کارگاه گفتگومحور و رایگان «از اهداف ما تا هدف الهی» با ظرفیت محدود، امروز (یکشنبه) ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ در رواق خدمت، واقع در نمایشگاه قرآن برگزار میشه.
امیدوارم شرکت کنید و تجربه خوبی بسازید.
اطلاعات بیشتر:
@hampat_ir
6 148
دیسلایک کنندگان عزیز چقدر محبت دارین به این کانال😌
هر پستی میذارم در لحظه میخونید و ریاکشن میدید🥹
از اینکه میبینم اینقدر اهمیت میدین به من و کانال من و چک کردن لحظه به لحظه اینجا اینقدر براتون اهمیت داره، حلق در چشمانم اشکه زده 🥹🥹
6 148
خوبی محل اسکانمون این بود که اراده میکردی پنج دقیقه بعد حرم بودی
(با احتساب لباس پوشیدن و وضو گرفتن)
اما ۶ماهه هنگ کرده بود.
تاحالا این همه آدم یکجا ندیده بود.
واسه همین من مدام مشغول بچه بودم و گفتگوهای ناب دورهمی رو از دست دادم.
اون خانمی که تو قسمت اول روایت دورهمی نوشتم که مثل بقیه بدون حجاب و با لباس راحتی نشسته بودن بین بچه ها و داشتن صحبت میکردن و من فکر کردم یکی از پیشقدمی ها هستن، یکی از اساتید مدرسه دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران بودن!
و من چقدر افسوس خوردم که صحبتهای ارزشمندشون رو از دست دادم.
مخصوصا وقتی تا دو نیمه شب توی آشپزخونه برای ۱۰-۱۵ نفر از بچه ها که بیدار بودن از دانش و تجربیاتشون درباره تربیت فرزند میگفتن و همون چند جملهای که فردا صبحش از بچه ها شنیدم چقدر منو به فکر فرو برای بهره بردن از ۱/۵ سال باقیمونده از ۷ سال اول زندگی دخترم...
۷ سال طلایی...
فائزه میگفت ایشون گفتن من بچه مدرسه ای دارم و فقط میدونم کلاس چندم هستن!
بنظرم رسید که چقدر مادران و البته معلمان امروزی نیاز دارن پای صحبت امثال ایشون بشینن.
مخصوصا مادرانی که با مدرسه ای شدن فرزندشون انگار دوباره مدرسه رو از کلاس اول شروع میکنن و نتیجه چی میشه؟
احساس عمیق قربانی بودن...
اگر وقت کنم ادامه دارد...😅
@atiemohamadzade
6 148
ما امروز مهمون داریم :)
کانال همپات رو دنبال کنید تا در جریان اخبار نمایشگاه قرار بگیرید.
@hampat_ir
جای منم خیلی خالیه
۶ماهه اجازه نداد بمونم
اگه رفتین اونجا عکس بگیرین واسه منم بفرستین
6 148
Repost from کلینیک آکادمی همپات
+2
📌گوشهای از کارگاه دیروز با موضوع بازخوانی هویت زن؛ انسان مونث
در این کارگاه بررسی کردیم که «زن بودن» در تجربه هر یک از ما تهدید است یا فرصت.
شرکتکنندگان استعدادها و توانمندیهای خود را برشمردند و سپس تعریفی از زنانگی بر اساس قرآن و واقعیتهای جهان ارائه شد.
همچنین نقش جامعه، ساختارهای شهری و الگوهای فرهنگی در بروز واقعی زنانگی و نقاط قوت آن مانند احساسات، دریافت و توجه به جزئیات بررسی شد و در پایان، منابع و راهکارهایی برای خودشناسی بیشتر معرفی گردید.
کارگاههای بعدی همپات در نمایشگاه قرآن، در ادامهی این کارگاه، با موضوعات «از اهداف ما تا هدف الهی» و «از فرد تا امت»،
🗓️روزهای یکشنبه و سهشنبه
⏰ساعت ۱۸ الی ۱۹.۳۰
📍نمایشگاه قرآن و عترت مشهد، رواق خدمت
برگزار خواهد شد.
📌ما در غرفه؛ با میزهای رشد، مشورت و همپات همراه شما هستیم تا به سوالات شما پاسخ بدیم🌱
دوستان حاضر در مشهد که مایل به شرکت در این کارگاههای رایگان هستند، به آیدی زیر پیام داده؛ نام و شماره همراه خود را اعلام کنند.
@hampatsupport
➳༻❀༺➳
@hampat_ir
➳༻❀༺➳
#رویای_زنان_همپات
🌐اینستاگرام🖊تلگرام🖊بله🖊ایتا
6 148
و اما خبر خوش واسه مشهدی ها یا هرکسی که تا ۳۰ بهمن امکان حضور در مشهد رو داره:
همپات تو نوزدهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن و عترت غرفه داره.
اونجا ما میز رشد، میز گفتگوی خلاق و میز مشورت داریم.
علاوه بر این ها کارگاه رایگان هم داریم.
مربی پیشقدم، مریم مقیمی هم حضور داره و در زمانهایی غیر از زمان برگزاری کارگاه میتونید پشت میز مشورت ببینیدش و اگر سوالی دارید ازش بپرسید.
هرروز ساعت ۱۶ تا ۲۱
آدرس:
حرم مطهر
نمایشگاه بینالمللی قرآن، انتهای راهروی سمت چپ، صنایع خلاق فرهنگی، غرفه همپات
🗓️از ۲۵ بهمن تا پنجشنبه ۳۰ بهمن
⏰ساعت ۱۶ تا ۲۱
6 148
خب بهنظر میرسه که ۶ماهه هنوز بعد دورهمی به تنظیمات کارخونه برنگشته
از ظهر تا همین حالا غر زد و کوتاه کوتاه خوابید.
الان رفت واسه خواب شب ولی من دیگه جونی برام نمونده که گوشی دستم بگیرم.
انشالله ادامه روایت دورهمی رو فردا مینویسم.
اما یه خبر خوش واسه مشهدی ها.
اگه هنوز همپاتی نشدید ولی دلتون میخواد درباره همپات بیشتر بدونید و حتی تو یک کارگاه حضوری رایگان (با ارائه مربی پیشقدم) شرکت کنید زودی دستا بالا
6 148
کم کم روفرشی های بزرگ پهن شدن و این یعنی وقت ناهار رسیده.
تو آشپزخونه طبقه پایین حسینیه، لوبیاپلو پخته بودیم و چقدر خوشمزه بود!
انگار همه چیش اندازه بود.
نمکش، روغنش، لوبیا سبزش، نرمی برنجش و حتی میزان نارنجی بودنش :)
غذا رو خوردیم و بچه ها به سرعت سفره رو جمع کردن و ظرفارو شستن.
از اینکه درگیر بچه بودم و به اندازه شستن یه بشقاب هم نتونستم کمک کنم، شرمنده بودم.
هرچند که بچه ها مدام بغلش میکردن و نگهش میداشتن که من یه کم استراحت کنم، حتی معصومه پیشقدم ۷ که خودش بیوقفه دنبال صدرای شیطون ۱۵ ماههاش میدوید و من در حیرت بودم که چطور تو این شرایط، نه تنها غر نمیزنه بلکه به این فکر میکنه که چند دقیقه ای کمک من باشه...
بعد از ناهار من چادر مسافرتی رو باز کردم که ۶ماهه رو توش بخوابونم.
اما پروژه با شکست روبرو شد چون کنجکاوی کوچولوهای دیگه رو برانگیخت و هی چند تا کله کوچولو از در و پنجره میومد تو که ببینه اونجا چه خبره😂
بااینحال نیم ساعتی توی چادر خوابید و منم پیشش بودم، در فضایی حدود ۱/۵ در ۱/۵ متر.
دیواره های چادر آبی بود و چراغ های پرنور حسینیه مثل نقطه های درخشان از چهار طرف دیده میشدن، انگار که تو یه آسمون روشن پرستاره گیر افتاده بودم.
ادامه دارد...
@atiemohamadzade
6 148
نشمردم ولی فکر میکنم حداقل ۱۵ تا بچه داشتیم.
از ۶ و ۹ و ۱۰ و ۱۳ ماهه بگیر تا ۳ـ۴ـ۵ سال و دبستانی.
بچه ها واسه خودشون بادکنک، کتاب قصه و دفتر نقاشی و مداد رنگی و اسباب بازی های کوچولو آورده بودن.
یک جغجغه هم تو حسینیه پیدا کردم کم عماد خیلی دوسش داشت.
از بچه ها پرسیدم مال کیه ؟
سمانه گفت این جغجغه سالها سه تا بچه منو بزرگ کرده، حالا آوردمش دورهمی که بچه های اینجا سرگرم شن باهاش :)
از اینکه سمانه با اون بیحالی و هموگلوبین ۸/۵ (کمخونی شدید) موقع بستن چمدون و برداشتن وسایل مهم و ضروری، حواسش به اون جغجغه کوچولوی بدون استفاده تو کمد هم بوده کیف کردم و انگار دریچه نگاه جدیدی بهم داد.
ادامه دارد...
@atiemohamadzade
6 148
پنجشنبه موقع نماز ظهر رسیدیم حسینیه.
(محل اسکانمون واسه دورهمی های پیشقدم)
۵/۵ ساله که تو همه دورهمی های قبلی به جز یکی حضور داشته و روزشماری میکرد برای اینکه دوباره بریم دورهمی، سراسیمه کفش هاشو گذاشت تو جاکفشی و با خوشحالی شروع کرد به بدو بدو.
راحت و رها، انگار که رفته باشه خونه خالهاش... :)
یک نفس عمیق کشیدم و یادم اومد از دورهمی های اول که کوچیکتر بود و چند دقیقه اول غریبی میکرد و میچسبید بهم یا پشتم قایم میشد.
کنار در ورودی که یک در چوبی بزرگ بود، آشپزخونه پرنور و دلنشین حسینیه قرار داشت که طبق معمول روی اجاقش کتری های استیل بزرگ قل قل میکردند.
سینکی که با وجود اون جمعیت خالی بود خبر از همراهی بچه ها تو مدیریت کارها میداد و استکان هایی که آماده توی سینی های بزرگ چیده شده بودن، میگفت اینجا بساط چای همیشه به راهه...
کوله و ساک و حتی ۶ماهه رو کنار آشپزخونه رها کردم و وارد سالن اصلی شدم
(یادم نمیاد کی بچه رو ازم گرفت😂)
تا وارد شدم یک حلقه خیلی بزرگ، شاید به قطر ۷ متر از بچه هارو دیدم که با لباس راحت دقیقا مثل وقتی که کنار خانوادهات میشینی و چای عصر میخوری، نشسته بودن وسط حسینیه.
یک نفر باز هم با لباس راحتی و طبیعتاً بدون حجاب داشت صحبت میکرد که من فکر کردم پیشقدمی هستن اما بعد فهمیدم که اشتباه میکردم...
چهره های زیادی برام جدید بود و این یعنی خیلی از بچه های پیشقدم ۷ تو دورهمی شرکت کرده بودن.
شروع کردم به احوالپرسی با بچه ها.
بچه ها یکی یکی اسمشونو میگفتن. میگفتن از کدوم شهر اومدن و پیشقدم چند بودن.
مطابق انتظار، جمعیت پیشقدمی های ۷ بیشتر بود.
چون دورهمی در پایان جدیدترین پیشقدم برگزار میشه ولی بچه ها از اولین پیشقدم تا پیشقدمی که تازه تموم شده امکان حضور دارن.
جلسه رو ریخته بودم به هم ولی دلمم نمیومد از تک تکشون نپرسم کی هستن و از کجا اومدن😁
از هر شهری که فکرشو بکنی داشتیم.
یزد، اصفهان، اهواز، کردستان، بجنورد، شیراز، بوشهر، تهران، تبریز...
و حتی کیش و بندر گناوه !!
بچه ها با هواپیما، قطار، اتوبوس و حتی ماشین شخصی خودشون رو رسونده بودن مشهد.
وسایلو بردم یه گوشه و یک ملحفه پهن کردم و شروع کردم به عوض کردن لباسام.
۶ ماهه هنوز بغل بچه ها بود و من نمیدیدمش اما نگرانش نبودم.
لعیا برام چای با ویفر شکلاتی آورد.
دیدن بشقاب ملامین و استکان کوچولوی قهوهخونه ای لبخند به لبم آورد.
۵/۵ ساله رو دیدم که نشسته کنار زهرا.
زهرا پزشکه و پیشقدمی ۵ و البته نیشابوری :)
ماه آخر بارداریش رو میگذرونه.
میگفت دلش نیومده دورهمی رو از دست بده.
ادامه دارد...
@atiemohamadzade
6 148
سلام.
ما دیشب برگشتیم خونه.
بچه ها هنوز خوابن.
چای و صبحونه خوردم و دراز کشیدم روی مبل و دارم در سکوت خونه که معلوم نیست تا کی دووم میاره، روایت دورهمی رو مینویسم...
