en
Feedback
MmD Eblis

MmD Eblis

Open in Telegram

Привет @durov Этот канал не нарушает закон. И в нем нет порнографических и грубых постов. пожалуйста, обратите внимание! Официальный канал в @Telegram «Привет, @durov клянусь, этот канал не транслирует аморальный контент» @Telegram

Show more
700
Subscribers
-2024 hours
-1397 days
-43030 days
Posts Archive
میدونی یکی از ترسناک‌ترین حس‌های بزرگسالی چیه؟
اینکه یه روز بیدار بشی و بفهمی، چیزهایی که یه زمانی از ته دل خوشحالت میکردن، دیگه اون حس سابق رو بهت نمیدن!
نه آهنگ‌ها، نه آدم‌ها، نه موفقیت‌ها و نه حتی رویاهایی که یه زمانی براشون شب تا صبح بیدار میموندی
تو بی احساس نشدی، فقط مدتیه که خیلی درگیر نگرانی‌ها، فشار‌ها، شکست‌ها و فکر کردن به فردا شدی
دیگه یادت رفته آخرین بار کِی واقعا توی لحظه زندگی کردی، آدم وقتی برای مدت طولانی خسته باشه، کم کم توانایی لذت بردن رو از دست میده
𝘔𝘰𝘩𝘢𝘮𝘢𝘥 -

رفیقام تاج رو سرمن هیترامون جاشون رو تخمام شاه یکی داره همه جا چه تلگرام باشه چه جای دیگه اون Mohamad رضـاس!

You are not only my life, but my whole life, I want you so much
You are not only my life, but my whole life, I want you so much

حضور نصفه نیمه به درد هیچکس نمیخوره یا کامل باشید،یا اصلا نباشید!

وقَتی مرا بوسید؛ زِنده شُدم   وقتی تَرکم کّرد مُردم    و اون چّند ساله ایی کِه مرا دوست داشتِ زِندگی کَردم.

خستم از حرفای تکراری، از نصیحتای تکراری از سوال های تکراری مثل چرا خوب نیستی؟ چرا حالت بده؟ چرا گرفته‌ای؟ چرا شاد نیستی؟ خستم از اینکه توضیح بدم حالمو، خسته از خستگی هایی که هیچوقت تموم نمیشن.

گاهی بايد به دور خود يک ديوار تنهايی کشيد نه برای اينکه ديگران را از خودت دور کنی بلکه ببينی چه کسی برای ديدنت ديوار را خراب
+1
گاهی بايد به دور خود يک ديوار تنهايی کشيد نه برای اينکه ديگران را از خودت دور کنی بلکه ببينی چه کسی برای ديدنت ديوار را خراب می کند...

جواب ندادن تماس خودش جوابه، جواب ندادن پیام خودش جوابه، دیر سین کردن خودش جوابه، گاهی جواب‌های کوتاه و بی‌معنی خودش جوابه؛ آدما همیشه مستقیم حرفاشون رو نمیزنن؛ گاهی باید درک کنی، که دل بکنی و بری، بدون اینکه کسی به روت بیاره.

زود سین زدن یه استاندارده که بفهمی چقدر برای طرف مقابلت مهمی

moHamAD Shirazi

امید رفت، رویا مُرد

Time will tell
Time will tell

هیچکس مظلومِ مطلق نیست، هر کسی به سبک خودش خنجر میزنه!

تنها ماندن همیشه نشانه ضعف نیست؛ گاهی یعنی ریشه‌هایت آن‌قدر عمیق‌اند که به کسی تکیه نداری.

امروز، نونزدهِ تیر، زمین دوباره سنگین بود، و آسمان نام‌هایی را آرام آرام بر شانه‌های باد می‌خواند. ما گردِ خاطره‌ها ایستادیم،
امروز، نونزدهِ تیر، زمین دوباره سنگین بود، و آسمان نام‌هایی را آرام آرام بر شانه‌های باد می‌خواند.
ما گردِ خاطره‌ها ایستادیم، نه برای گریه‌ی تنها، نه برای خاموش ماندن، بلکه برای آنکه بگوییم:هیچ خونی در تقویم گم نمی‌شود.
آنان که رفتند، چراغ‌های خاموش‌شده نبودند؛ ستاره‌هایی بودند که از دل تاریکی راه را نشان دادند
نامشان بر دیوارهای شهر ماند، در بغض مادران، در سکوت پدران، در چشم‌های نسلی که فراموشی را نپذیرفت
نونزده تیر، فقط یک روز نیست؛ زخمی است که هنوز نفس می‌کشد، یادی است که هنوز می‌ایستد، صدایی است که می‌گوید: ما زنده‌ایم تا نام شما زنده بماند
درود بر جان‌باختگان، بر آنان که بی‌صدا رفتند  اما صدایشان از هزار فریاد بلندتر شد

امروز، نونزدهِ تیر، زمین دوباره سنگین بود، و آسمان نام‌هایی را آرام آرام بر شانه‌های باد می‌خواند. ما گردِ خاطره‌ها ایستادیم،
امروز، نونزدهِ تیر، زمین دوباره سنگین بود، و آسمان نام‌هایی را آرام آرام بر شانه‌های باد می‌خواند.
ما گردِ خاطره‌ها ایستادیم، نه برای گریه‌ی تنها، نه برای خاموش ماندن، بلکه برای آنکه بگوییم:هیچ خونی در تقویم گم نمی‌شود.
آنان که رفتند، چراغ‌های خاموش‌شده نبودند؛ ستاره‌هایی بودند که از دل تاریکی راه را نشان دادند
نامشان بر دیوارهای شهر ماند، در بغض مادران، در سکوت پدران، در چشم‌های نسلی که فراموشی را نپذیرفت
نونزده تیر، فقط یک روز نیست؛ زخمی است که هنوز نفس می‌کشد، یادی است که هنوز می‌ایستد، صدایی است که می‌گوید: ما زنده‌ایم تا نام شما زنده بماند
درود بر جان‌باختگان، بر آنان که بی‌صدا رفتند  اما صدایشان از هزار فریاد بلندتر شد

امروز، نونزدهِ تیر، زمین دوباره سنگین بود، و آسمان نام‌هایی را آرام آرام بر شانه‌های باد می‌خواند. ما گردِ خاطره‌ها ایستادیم،
امروز، نونزدهِ تیر، زمین دوباره سنگین بود، و آسمان نام‌هایی را آرام آرام بر شانه‌های باد می‌خواند.
ما گردِ خاطره‌ها ایستادیم، نه برای گریه‌ی تنها، نه برای خاموش ماندن، بلکه برای آنکه بگوییم:هیچ خونی در تقویم گم نمی‌شود.
آنان که رفتند، چراغ‌های خاموش‌شده نبودند؛ ستاره‌هایی بودند که از دل تاریکی راه را نشان دادند
نامشان بر دیوارهای شهر ماند، در بغض مادران، در سکوت پدران، در چشم‌های نسلی که فراموشی را نپذیرفت
نونزده تیر، فقط یک روز نیست؛ زخمی است که هنوز نفس می‌کشد، یادی است که هنوز می‌ایستد، صدایی است که می‌گوید: ما زنده‌ایم تا نام شما زنده بماند
درود بر جان‌باختگان، بر آنان که بی‌صدا رفتند اما صدایشان از هزار فریاد بلندتر شد

تو نیمه دیگر من نیستی،تو کیرمی!

من تو ده چیز خلاصه میشم سردرد میگرن بی اعصابی بی حوصلگی کسل بودن تنفر نسبت به ادما حساب نکردن افراد دورم از خودم خوشم میاد یه ادم مودی خردادی چندین نسخه از خودم دارم

چقـدر پـیر شـدیم مـا - Nobody