en
Feedback
1997

1997

Open in Telegram

《سلام بر کسانی که قلب انسان‌ها را امانت‌ الهی می‌دانند..♥》

Show more
561
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1997
561

1997
561
4_5994470225641214136.mp36.93 MB

1997
561
میدونی ایزابل حس خفگی فقط برای دریا نیست فقط برای اتاق گاز گرفته نیست. خفگی واقعی مال حرف‌هاست؛ مال کلمه‌هاست. آدم‌ها خیلی‌هاشون توی حرف‌های نگفته‌شون غرق میشن این خفگی نمی‌کشتت اما زندگیت‌رو ازت می‌گیره! حرف بزن! حرف زدن یعنی زندگی.. #پویان_اوحدی

1997
561
یک‌جایی شمس لنگرودی گفته بود: «دست‌های تو تصمیم بود، باید می‌گرفتم و دور می‌شدم.» همون.

1997
561
AUD-20220108-WA0023.mp37.85 MB

1997
561
@Nalepale - Chvrsi & Mahsa Dehdari - Qol.mp38.70 MB

1997
561
photo content

1997
561
4_5773972012028397231.mp316.71 MB

1997
561
چیشده برام موزیک میفرستین🥹😄

1997
561
«أعدّي لي الأرض كي أستريح فإني أحبّك حتى التعب...» زمین را برایم آماده کن تا استراحت کنم؛ که من تو را تا مرز خستگی دوست دارم... #محمود_درویش

1997
561
4_5794035277441795907.mp313.10 MB

1997
561
photo content
+2

1997
561
4_6010120081445489558.mp37.78 MB

1997
561
«تو فهمیدی چرا با همه حرف کم میارم، با تو زمان؟» -چهرازی.

1997
561
4_5875008059650084135.mp311.34 MB

1997
561
شکوفه‌ی پرتقال من، روز بدون مرگ، بدون درد و بدون جنگ وجود نداشته. بگذار بستنیم را لیس بزنم و دوستت داشته باشم. مرا جز تو با د
شکوفه‌ی پرتقال من، روز بدون مرگ، بدون درد و بدون جنگ وجود نداشته. بگذار بستنیم را لیس بزنم و دوستت داشته باشم. مرا جز تو با دنیا کاری نیست.

1997
561
"خواب دیدم دنبال کسی می‌گردم. و این اصلا منصفانه نبود. باید خودش را می‌دیدم. باید دستانش را می‌گرفتم و در آغوش می‌کشیدمش. باید چشم‌هایش را در سینه‌ام پناه می‌دادم و بوی موهایش می‌پیچید توی صورتم. باید می‌بوسیدمش."

1997
561
Dj Wersy - Alcohol 1 Podcast.mp342.04 MB

1997
561
لا تَسْتَطیع أنْ تُحِبُّها بِأسلوبٍ طبیعي، تِلكَ الّتي تَفْهَمُ الشِعْر. «نمی‌توانی به شیوه‌ی معمولی دوستش بداری، زنی را که "شعر" می‌فهمد.» 🌱