🍷سیروسلوک مستان🍷
Open in Telegram
⚘شامل⚘ روشهای رسیدن به سکوت ذهن وپاکسازی از مرشد علی زند #تاسیس 1396/6/20 مدیر کانال👇 @Mah318 https://t.me/joinchat/Qv_GDXOyYu9ldGLf
Show more457
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
Repost from ماتریکس و علی زند، کندالینی
🌈کیفیت عید حقیقی👇👇👇
https://www.instagram.com/tv/CbUd1KwDFwa/?utm_medium=copy_link
☀️نوشته ای از استاد علی زند☀️
😍💥💥🦋سالی پر برکت و سرشار از سلامتی و پاکی و بسیط شدن در انرژی عشق الهی برای یکایک شما عزیزان خواهانیم🦋💥💥😍
@MatrixVaAlizand
Repost from ماتریکس و علی زند، کندالینی
الآن عید بزرگ عاشقان بر شما مبارک
علی زند
☯️☯️
@MatrixVaAlizand
Repost from ماتریکس و علی زند، کندالینی
استاد معنوی فقط اضافات را از اطرافت برمیدارد و چهره حقیقی ات را آشکار میکند
استاد معنوی حقیقی به تو حتی ارزنی نمیدهد تا اضافه کنی. بلکه نمیگذارد حتی ارزنی زنگار روی آیینه دلت بماند
استاد عریانت میکند ، بدون لباس میشوی
آری... لباسِ شخصیتت را به تمامی از تو جدا میکند
تو را کاملا بی شخصیت میکند
وقتی از خودت بیخبر شدی ،اغاز باخبری است.
علی زند
☀️☀️☀️☀️☀️
@MatrixVaAlizand
Repost from ماتریکس و علی زند، کندالینی
هر رابطه ای با دیگران کاملا روحانی است و ابدا مادی نیست
رابطه در خیال زمان حادث میگردد تا روح رشد کند.،
روح بسیار وابسته است،
روح چسبیده به ماده و رهایش نمیکند،
روح کم ارتعاش است که اینگونه چسبندگی دارد
روح متعلق به ماده نیست اما در ماده فرو رفته است، زیرا روح فرکانسش پایین است
روح امده تا بزرگ شود، رشد کند، نورانی گردد و از قفس توهمی بدن برای همیشه رها گردد،
این دنیای خیالی تصاویر فقط برای رشد روح توسط هوشمند روی پرده نمایش داده میشود
علی زند
🕉🕉🕉☀️
@MatrixVaAlizand
Repost from ماتریکس و علی زند، کندالینی
دوستی در درونت همیشه انتظارت را میکشد
اما به دلیل جستجوی بیرونی، صدای دوست درونت را نمیشنوی،
صدای سر نمیگذارد صدای چنگ دل را بشنوی،
در خلوتی ارام بگیر و سکوت کن،
صدای یار و مونس حقیقی ات را که از بدو تولد صدایت میزند ،خواهی شنید،
دوستیکه اگر پیدایش کنی تمامی خویت اشفته میگردد و تمامی عقلت شوریده میگردد
علی زند
🕉🕉🕉
@MatrixVaAlizand
وقتی بر خلاف میل ذهن دچار ایگو زندگی موجی ایجاد میکند، خشمگین میشویم ،علت یکی پنداریست با ایگو .
و تقریبا تمامی موجهای بلند شده توسط زندگی با خواسته های ایگو در تضاد میباشند . زیرا ایگو یعنی جنگ با زندگی.
میزان نارضایتی و خشم در هر موجی متفاوت است و بستگی به یکی پنداری آگاهی با هویت کاذب یا ایگو دارد ،
علی زند
🕉🕉🕉
@MatrixVaAlizand
آیا شهامت زندگی با دستهای خالی را داری؟
اگر بتوانی با دست های خالی زندگی کنی
تمامی خداوند و ملکوتش در دستان تو خواهد بود.
اشو
جنس زندگی در بخشی از ماهیتش نور است
در بخش بسیار لطیف قبل از اینکه فرا اتم به اتم تبدیل گردد
پس میتوان خارج از ذات از نور صحبت کرد
در حقیقت آفرینش از ذات ایجاد شده اما از ذات صحبتی نمیتوان کرد
اما میتوان با کمی غلظت در دانسیته از نور دم زد
پس شما هم خارج از این کیفیت نیستید
شما نور هستید
اما ذات نور هم نیست
ذات ابتدا نور بی رنگ میگردد و بعد متکثر میشود تضاد پیدا میکند و نور با رنگ میشود
الله نور السماوات و الارض
الله ذات است که تعریفی ندارد
الله دو قطبی نیست پس تعریف ناپذیر است
از کیفیتی که قطبیت ندارد چگونه سخن میتوان گفت
تمامی تعاریف به دنیای تضاد ارتباط دارند
کل اشعار مولانا و عرفان در جهان تضاد بیان شده
وجهی بی قطب در پس تمام این سخنان میرقصد
و آن الله است
الله را فقط الله درک میکند
و لا غیر
هر ادراکی که در اصطکاک با الله وجود دارد ادراک الله را تضاد گونه میکند
یک باشنده دو قطبی تفسیر الله را خشن میکند
الله قطبیتی ندارد
پس یک باشنده دو قطبی هر گونه ادراکی از جنس الله را ناقص فهم میکند
و این گونه میشود که بسیار تناقص ایجاد میگردد
زیرا در بخش ادراک نقصی بسیار پدیدار است
وقتی ابزار تشخیص، الهی گردد
الله با کیفیتی ناب ادراک میگردد
حتما در آن لحظه ابزار از هر گونه قطبیت رها گردیده است
و آن ابزار کیفیتی نیست الا خود الله که با الله رو در رو گردیده است
انرژی حیات در نهایت آزادگی، خودش را لمس کوانتومی میکند در ورای قطبیت،
الله با الله مواجه میشود در ساحت الله بی اصطکاک
اینجا زندگی میماند و دگر هیچ
تضادی برای مشاهده باقی نمیماند
الله با خودش تنها مانده است
قبل از اینکه رقصی برای قطبیت آغاز کند
ساحتی است که وصفی برای آن نیست
وصف ناچار است تضاد شود
وصف محکوم به تضاد است
الله در هیچ قالبی نمیگنجد
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
الله تائو آفرینش خلقت
زندگی
وقتی برای شاهد سوژه ای برای مشاهده نماند الله درک میشود
علی زند
🕉🕉🕉
@MatrixVaAlizand
من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو
پیش من، جز سخن شمع و شکر، هیچ مگو
سخن رنج، مگو، جز سخن گنج، مگو
ور از این بیخبری، رنج مبر، هیچ مگو
دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:
«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو
آگاهانه زندگی کنید
کارهای خود را به دیگران نسپارید
تا جایی که میتوانید از کسی درخواست نکنید تا برایتان کاری کند
استقلال و عدم وابستگی را تکرار کنید
مثلا همسرتان در آشپزخانه هست و شما در سالن ، استکان میخواهید
در خواست نکنید ، بلند شوید خودتان استکان بیاورید
آگاه باشید که هر لحظه به طرق مختلف در فرکانسهای مختلف دچار وابستگی هستید
وابستگی های فیزیکی ، عاطفی ، روانشناختی را
شناسایی کنید
خودتان را روی کسی نیندازید
رخنه کردن را ترک کنید
مسئولیت تمام رفتارهای خودتان را به عهده بگیرید
برای مستقل شدن در خود الهیتان آگاهانه رفتار کنید
حتی این کیفیت را برای اطرافیانتان هم ایجاد کنید
انسانها را وابسته و آویزان خود نکنید
این فرکانس آلوده به نجاست نفسانیت را ازخود پاکسازی کنید
در خود جای داشته باشید
وابستگی های خود را دقیق ببینید
این وابستگی میتواند از شنیدن دوستت دارم باشد تا الا آخر
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد رها شوید
علی زند
☯🕉
@MatrixVaAlizand
میزان هوشیاریتان را هنگامی متوجه میشوید که موجی از سوی کندا برای انهدام وابستگیهایتان روانه میگردد
تا قبل جاریشدن این موج محال است خودتان را دقیق شناسایی کرده باشید. زیرا بسط شعور به حدی نرسیده است تا شناسایی درست صورت گرفته باشد
موج میآید و شعورتان را متعالی میکند
علی زند
☯☯☯
@MatrixVaAlizand
کسیکه باعث رنجش تو میگردد میتواند موجب شود که تارهایی را که به خودت وصل کرده ای، شناسایی کنی
پس آن فرد بسیار عزیز است
و استاد تو است
من با رفتار تو میفهمم حسودم
و این چه زیباست
تو استادی هستی که مرا به حسادتم اگاه کردی
واین چنین است که روابط قطع میگردد
ما باکسی نشست و برخاست میکنیم که مانند خودمان دروغگو، ریاکار، چاپلوس، و شیاد است
اگر سیاست نفس مکاره نبود
هیچ دوانسانی با هم رفت و آمد نمیکردند
و اگر بالا رفتن فرکانس عشق نبود نیز
🕉🕉🕉
علی زند
@MatrixVaAlizand
در حقیقت تو چای نمی نوشی
تو👈شاهد👉هستی
و شاهد هرگز چای نمی نوشد
اگر می گویند وقتی چای می نوشی
فقط چای بنوش
به دلیل این است که:
رفته رفته بتوانی به آن کیفیتی
که هرگز چای نمی نوشد آگاه بشی
اما از ابتدا باید
با تصویر واقع شده در صلح باشی
و به تصویری دیگر که الان اینجا نیست فرو نروی
و با آنچه که هستِ مجازی
در خیال زمان
در صلحی ژرف قرار بگیری
تا آگاهی در ورای تصویر
بتواند به خودش آگاه گردد
و در بُعد بی فرم و شکل استقرار یابد
من تصویر است
و چای نوشیدن هم
سوژه متصور شده تصویر من
و هر دو یکی هستند
👈شاهدی 👉است که
من و چای
و چای نوشیدن توسط بدن
و بعد لطیف تر آن که فکر این بخش خشن است
و احساسی که در بدن با نوشیدن
چای ایجاد میگردد را متوجه هست
آن👈متوجه👉اصالت توست
آن،👈 آگاه👉
نه چای است
نه نوشنده چای
و نه نوشیده شدن
و نه هیچ یک از حواس پنجگانه
آن که آگاه هست👈هوش👉هست
در ورای آنچه که هست زمانی
وقتی شاهد کاملا
به خیال زمان می نگرد
خیال متلاشی می گردد
زمان متوقف میشود
و شاهد👈خودش👉را متوجه میشود
و این رهایی از ماتریکس نام گرفته است
آزادسازی انرژی حیات از خیال زمان
علی زند
،
در گلو میشِکند
نالهام از رِقَت دل
قِصهها هست
ولی طاقتِ ابرازم نیست.
#هوشنگ_ابتهاج
🔥🔥🔥🔥🔥
هر انسانی صاحب بتخانه ای است
که به تعداد هر بتی که دارد از درک معنای دولت عشق دور مانده است
اهل دل میگویند کافی است یک بت داشته باشی ،حضرت عشق تجلی نمیکند ، حال ببینید انسانهایی که صاحب بتخانه هستند از میخانه چقدر بیخبری دارند
علی زند
☯
@MatrixVaAlizand
