دلتنگى نام ديگر من است
Open in Telegram
952
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
مثل درد که مانده است
مثل آرزوی آزادی
#محمد_مختاری
@SMnostalgySM
نسیم مست وقتی بوی گل میداد حس کردم
که این دیوانه پرپر میکند یک روز گلها را
خیانت قصهی تلخی است اما از که مینالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست
چرا آشفته میخواهی خدایا خاطر ما را
#فاضل نظری
@SMnostalgySM
چند ماهه هر روز و هر شب سر درد دارم..
چرا انقدر بی خود فکر می کنه..؟!
خب که چی.🥺
هزاران بار دوستات دارم
اما از من دور باش
از آتش و دودم!
من در دنیا چیزی ندارم
جز چشمانات... و غم هایم...
••••••••
أنا ألـفُ أحبّكِ.. فابتعدي
عنّي.. عن نـاري ودُخاني
فأنا لا أمـلكُ في الدنيـا
إلا عينيـكِ... وأحـزاني
#نزار_قبانی
@SMnostalgySM
〇🍂
🍂
با کشورم چه رفته است
که زندانها
از شبنم و شقایق
سرشارند
و بازماندگانِ شهیدان
انبوهِ ابرهای پریشان و سوگوار
در سوگِ لالههای سوخته
میبارند
با کشورم چه رفته است
که گلها هنوز
سوگوارند...
از عشق مهمتر ، احساس مسئولیت است.
آنکه در قبال تو احساس مسئولیت میکند فراتر از عشق دوستت دارد.
♥️❤️
احساس میکنم غم زیاد مُنتهی میشه به
خستگی، مثلاً من الان نه ناراحتم نه افسردم
فقط خستهام از هَمه چی..
سلام دلتنگیهای عزیز
دلم براتون تنگ شده بود😢
بالاخره بعد از مدتها تلگرام برام باز شد
امیدوارم که حالتون خوب بوده باشه❤️
در پهنهی جهان
انسان برای کشتن انسان
تا جبهه میرود
انسان برای کشتن انسان
تشویق میشود!
درجبهههای جنگ کشتار میکنند
یا کشته میشوند
تابوت صد هزار جوان را
پیران داغدار با چشم اشکبار
بردوش میکشند درخاک می نهند.
....آنگاه کودکان را
تعلیم میدهند:
یک شاخه از درخت نبایست بشکنند!🥀
#فریدون_مشیری
@SMnostalgySM
آنموقع این را نمیدانستم که بعضیها خیلی قبل از مرگ واقعیشان میمیرند. حتی چنین تصوری هم نداشتم که آخرین بار که آنها را دیدهای ممکن است آخرین باری بوده باشد که بهراستی زنده بودهاند.
#خیابان کاتالین
#ماگدا سابو
در این دنیای بزرگ، جایی هم آخر برای تو هست،راهی هم آخر برای تو هست. درِ زندگانی را که گِل نگرفته اند! :)
#محمود دولت آبادی
برای همه چیز ممنونم
برای جنگ
برای انقلاب و تبعید
برای این کشورِ مجللِ بیتفاوت
آنجا که اکنون،
هستیمان را امتداد میدهیم.
تقدیری نیست
به شیرینی از دست شدنِ همه چیز
سرنوشتی به یاد ندارم
بهتر از آوارهگی
و هرگز اینگونه در ملکوت نبودهام.
اینجا
خسته از خستگی
خسته از تنفس
ناتوان،
بدونِ پول
بدونِ عشق
در پاریس...
#گئورگی_آداموویچ
@SMnostalgySM
قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر
کـاین کارخانهایست که تغییر میکنند
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
#حافظ
@SMnostalgySM
بعد از مَرحلهی «دیگه خوشحال نشدن»
یه مَرحلهی دیگه ای هم وجود داره بنام:
«دیگه ناراحت نشدن»
تو که خفتهای به راحت دل تو خبر ندارد
که شب دراز هجران ز قفا سحر ندارد
#طبیب اصفهانی
۹
آهو پرسید
بودن واقعی چیست در این خلأ
چنار
سایه سیاه حجت انداخت
@SMnostalgySM
