خانه امن
Open in Telegram
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیبهای اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش میکنیم.
Show moreIran211 526The category is not specified
998
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
998
📝فراخوان گفتگو پیرامون روایتگری خشونت جنسی و مسئولیت اجتماعی ما
#بیدارزنی: خشونت جنسی هرگونه رفتار غیراجتماعی است که توهین، آزار کلامی و تهدید جنسی، لمس کردن، حمله جنسی تا تجاوز را در برمیگیرد. این نوع خشونت ممکن است در حیطه زندگی خصوصی و خانوادگی یا در حیطه زندگی اجتماعی روی دهد. سالانه میلیونها زن و کودک در سراسر جهان قربانی حملهها، تجاوزها و سوءاستفادههای جنسی میشوند. سازمان جهانی بهداشت (۲۰۰۲) اعلام کرد ۱۵۰ میلیون دختر و ۷۳ میلیون پسر زیر ۱۸ سال در جهان مورد آزار جنسی قرارگرفتهاند.
🔺در ایران به دلایل ساختاری آمار دقیقی برای تجاوزها و آزارهای جنسی زنان و کودکان وجود ندارد. زنان اغلب از گزارش آزار و تجاوز جنسی به پلیس رو گردانند. ارتباط آنان با آزارگر و ترس از انتقامجویی وی، در سایه فقدان قوانین حمایتی، ترس از برخورد دستگاه عدالت کیفری، لزوم حفظ آبرو و شرم داشتن از بیان ماجرا و ترس از مقصر قلمداد شدن توسط جامعه و از همه مهمتر ساختار نابرابر قدرت بهویژه برای زنانی که در گرهگاه انواع ستم (جنسیتی، طبقاتی، قومیتی/ نژادی) قرار دارند، آنها را از مراجعه به مراجع قضایی باز می دارد. نبود قوانین مربوط به جرمانگاری درست در این زمینه و عدم وجود آمار قابل اتکا در این مسئله به ناشناخته ماندن علل و آثار آن دامن میزند.
🔺انتشار این روایتها از همان ابتدا با چالشهایی روبرو بوده است. چالشهایی که نیازمند گفتگوی جمعی برای هدایت این مبارزه به سمت و سویی هدفمند است. اگرچه از همان ابتدا نیز تحلیلهایی درباره این حرکت آغاز شد. اما اکنون با کاسته شدن از جوش و خروش آن، حرف و حدیثهای بسیاری مطرح شده و لازم است با نگاهی دقیقتر به مسیر این حرکت بنگریم و با خرد جمعی تلاش کنیم این جریان در راستای اهداف جنبش حقخواهی زنان قرار گیرد.
#روایت_آزار
#من_هم
#metoo
👈🏽ادامه مطلب را در INSTANT VIEW بخوانید👇🏾
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30577&rhash=3ec4f87be6d7d1
998
📌«این تاریکی را به سپیده روز خواهید رساند»
📍پیام همدردی و تسلیت ۱۷۵ کنشگر حقوق زنان ایران برای مردم افغانستان
▪️دوازدهم آبان ماه سال جاری، دانشگاه کابل، هدف حمله تروریستیای قرار گرفت که طی آن ۲۲ نفر کشته و بیش از ۲۰ نفر دیگر نیز مجروح شدند. گروه داعش، مسئولیت این حمله تروریستی را به عهده گرفت و اما اکنون بعد از گذشت پنج روز، دانشجویان به پوهنتون کابل بازگشتهاند تا پیام ایستادگی خود را نه تنها به مسئولان این حمله وحشیانه و مرگبار برسانند، که مجدداً نشان دهند که از پای نخواهند نشست و سنگر دانش را به سوی بهروزی و پیشرفت حفظ خواهند کرد. اگرچه این حمله، دانشگاه، دانشجویان و علماندوزی را هدف قرار داده بود، اما زنستیزی و خشونت جنسی و جنسیتی حکومت اسلامی داعش، در کارنامه تمام این سالهایش، بیش از هر جنایت دیگری در کشورهایی که پای این گروه بدان باز شده، گزنده و دردناک بوده است. جنایاتی که هیچگاه نه تنها از یاد بشریت نخواهد رفت، بلکه به وضوح و به کرات، کنشگران فمینیست دغدغهمند را گرد هم آورده است تا باز هم تأکید کنند که تا هنگامی که تبعیض جنسیتی و زنستیزی هست و خشونت جنسی، ابزار جنگی است، ترور، تروریسم، قدرتطلبی و تمامیتخواهی نیز وجود خواهد داشت.
▪️در همین راستا، ۱۷۵ کنشگر حقوق زنان ایران، پیام تسلیت و همدلی خود را به دانشگاه کابل و جامعه افغانستان رساندند؛ پیامی به مردم افغانستان و از جمله خواهرانشان در این کشور که همواره آماج حملات تروریستی به تن و روانشان بودهاند. در این پیام، آمده است:
«صورتهای به خاک غلتیده، رؤیاهای گمشده و نگاههای خاموش زنان و مردان جوان افغانستان، در تصاویر سرخ منتشر شده از دانشگاه کابل، دلهای همگیمان را به نهایت به درد آورده است. دردی به وسعت نگاههایی که پیش از به خون نشستن، به آیندهای چشم دوخته بودند که نه از آنِ یک تن، که از آن نسلی میتوانست باشد. از آنِ نسلهایی که از دل خاک و خون و شیون و ظلم، قدم نهاده بودند به روزهای دانشگاه و کتاب و تحقیق و درس تا ستون بزنند به سقف میهنشان و آیندهای بنا کنند، روشنتر از دیروز، برای مردمانی که سنگینی دههها رنج و تبعیض، دلهایشان را به درد آورده است. جانهای عزیز مادرها و پدرهایی که جوانهایشان را به امید تعلیم و سازندگی روانهی دانشگاه کرده بودند، و اما کدورت کین و استثمار و افراطگرایی و فریب «صلح» میان دولتها و تشنگان به خون باز هم مجال وصال نداد و ما نیز در جای جای این کرهی خاکی و یا در این سوی مرزهای افغانستان، در ایران، در غم جوانان همسایه، شبانهروزی است که به سوگ نشستهایم.
▪️ما، کنشگران حقوق زنان ایرانی، این واژگان نه چندان توانمند در وصف حزنمان را که حاوی پیام دلداری و تسلیت و همدلی با بازماندگان دانشجویان از دست رفتهی کشور افغانستان و تمام آنهایی است که در این کشور به عزا نشستهاند، با اندوهی وصفناپذیر به قلم میآوریم تا شاید مرهمی باشد بر زخم عمیقی که در دوازدهمین روز ماه عقرب سال ۱۳۹۹، بر تن دانشگاه کابل و مردم افغانستان نشست. به خون نشستن دانشگاه، کوی آموختن و آموزش و جستار و خلق آتیه، نه تجربهی دیروز افغانستان، که تجربهای به دفعات در کشورهای ماست، چرا که افراطگرایی و سلطهجویی و تمامیتخواهی، زبان دانش را نفهمیده و هیچگاه هم نخواهد فهمید. دانشگاهی که نه تنها میتواند مأمنی و بستری برای خلق جنبشهای رهاییبخش باشد، که دریچهای است به سوی آمال و آرزوهای یک خلق. و بیش و پیش از همه، آماج و انگیزههای زنانی که دههها گوش و چشم و دهانشان را با خاک و خون پر کردند؛ با سنگِ سنگسار و با سنگریزهی انفجار. زنانی که به درازای تاریخ، تن و نفسشان به انقیادِ استیلای فرمانروایان زنستیز در آمده است. فرمانروایانی که از درون مرزهای افغانستان، آرمانهای زنان را گردن زدهاند، و از بیرون مرزهای آن، به نامشان، لشگرکشیهایشان را توجیه کردهاند.
▪️ما کنشگران زنان ایرانی اما باور داریم که افغانستان، این تاریکی را به سپیدهی روزهایی خواهند رساند که ملتی دست ترور، استثمار و دخالت را از آن کوتاه کرده باشند و در کنار مردم افغانستان، و به احترام مقاومت و ایستادگیشان، خواهیم ایستاد و مراتب عمیق همدردی و افسوسمان را از این ترور وحشیانه و خونبار اعلام میکنیم. باشد تا روزی دانشگاه، پناهگاهی امن باشد برای تمام علمجویان و علمورزان و آنهایی که رؤیای سازندگی کشورشان را در سر دارند.»
@bidarzani
اسامی ۱۷۵ امضاءکننده این بیانیه به شرح زیر است⬇️
https://telegra.ph/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF-11-07-2
998
📌تارانا بورکه میگوید من هم باید بر جماعتهای حاشیهای متمرکز شود
✍🏽الیزابت آدتیبا و تارانا بورکه
#بیدارزنی: هاروی واینستین. کوین اسپیسی. لوئیس سی کِی. خبری از فروکش کردن طغیان اتهامهای تعرض جنسی در هالیوود نیست. آلیسا میلانوی بازیگر باعث شد تا #من_هم فراگیر شود، با این حال در سراسر کشور زنان (همچنین عدهای از مردان) از این هشتگ برای به اشتراک گذاشتن تجربههای تجاوز، تعرض و خشونتشان استفاده کردهاند اما کمپین «من هم» دههها قبل شروع شده بود؛ خاستگاه جنبش به دو دههی قبل باز میگردد، زمانی که تارانا بورکه سرپرست یک کمپ جوانان بود، با دختر سیاهپوستی آشنا شد که مورد تجاوز قرار گرفته بود. طی تعاملشان، بورکه پی برد که عبارت «من هم» میتواند نجاتیافتگان را از شرمی که احساس میکنند رها کند و در خدمت قدرتافزایی آنها درآید – به خصوص در جماعتهای اقلیت. ده سال بعد، او کمپین «من هم» را به راه انداخت و امروز این کار را در سازمان غیرانتفاعی دختران خواهان برابری جنسیتی ادامه میدهد که کارش کمک به دختران جوان برای تعیین سرنوشت خود است.
🔷تعداد کمی از این موضوع ابراز ناامیدی کردهاند که #من_هم فاقد نقشهی عملی برای «آن چه بعد از این پیش میآید» است. چگونه این جریان را به تغییری واقعی و ساختارمند تبدیل کنیم؟
🔸من جنبش من هم را به صورت هشتگ آغاز نکردم و حتی اگر مجال این کار را داشتم، احتمالا به این نحو انجامش نمیدادم. به گمانم تماشای آنچه به طور موازی اتفاق افتاد زیباست، اما آنچه نگرانم میکند این است که حال تمام این نجاتیافتگان چه میخواهند بکنند؟ ما شاهد حجم بالای افشاگری در شبکههای اجتماعی هستیم و اگر هنوز درگیرودار کنار آمدن با افشاگری هستید، پس احتمالا آمادگی آن را
نداشتهاید.
💭روندش از این قرار است که باید به پاسگاه پلیس محلی بروید، جرم را گزارش کنید و بعد آنها شما را به مرکز مبارزه با بحران تجاوز ارجاع میدهند. زمانی که این روند را فهمیدم وحشت زده شدم. این فرایند مانع بزرگی برای ماست، زیرا به پلیس اعتماد نداریم. پس زمانی که میگویم باید به دنبال رویکردهای بدیل برای عدالت باشیم، از عدالت ترمیمی و عدالت تحول آفرین صحبت میکنم.
#آزرجنسی
#عدالت_ترمیمی
👈🏽ادامهی مطلب را در INSTANT VIEW بخوانید👇🏽
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30553&rhash=3ec4f87be6d7d1
998
📌جمعی از کنشگران جنبش زنان ایران: محکومیت ترور خونبار در دانشگاه کابل
صورتهای به خاک غلتیده، رؤیاهای گمشده و نگاههای خاموش زنان و مردان جوان افغانستان، در تصاویر سرخ منتشر شده از دانشگاه کابل، دلهای همگیمان را به نهایت به درد آورده است. دردی به وسعت نگاههایی که پیش از به خون نشستن، به آیندهای چشم دوخته بودند که نه از آنِ یک تن، که از آن نسلی میتوانست باشد. از آنِ نسلهایی که از دل خاک و خون و شیون و ظلم، قدم نهاده بودند به روزهای دانشگاه و کتاب و تحقیق و درس تا ستون بزنند به سقف میهنشان و آیندهای بنا کنند، روشنتر از دیروز، برای مردمانی که سنگینی دههها رنج و تبعیض، دلهایشان را به درد آورده است. جانهای عزیز مادرها و پدرهایی که جوانهایشان را به امید تعلیم و سازندگی روانهی دانشگاه کرده بودند، و اما کدورت کین و استثمار و افراطگرایی و فریب «صلح» میان دولتها و تشنگان به خون باز هم مجال وصال نداد و ما نیز در جای جای این کرهی خاکی و یا در این سوی مرزهای افغانستان، در ایران، در غم جوانان همسایه، شبانهروزی است که به سوگ نشستهایم.
ما، کنشگران حقوق زنان ایرانی، این واژگان نه چندان توانمند در وصف حزنمان را که حاوی پیام دلداری و تسلیت و همدلی با بازماندگان دانشجویان از دست رفتهی کشور افغانستان و تمام آنهایی است که در این کشور به عزا نشستهاند، با اندوهی وصفناپذیر به قلم میآوریم تا شاید مرهمی باشد بر زخم عمیقی که در دوازدهمین روز ماه عقرب سال ۱۳۹۹، بر تن دانشگاه کابل و مردم افغانستان نشست. به خون نشستن دانشگاه، کوی آموختن و آموزش و جستار و خلق آتیه، نه تجربهی دیروز افغانستان، که تجربهای به دفعات در کشورهای ماست، چرا که افراطگرایی و سلطهجویی و تمامیتخواهی، زبان دانش را نفهمیده و هیچگاه هم نخواهد فهمید. دانشگاهی که نه تنها میتواند مأمنی و بستری برای خلق جنبشهای رهاییبخش باشد، که دریچهای است به سوی آمال و آرزوهای یک خلق. و بیش و پیش از همه، آماج و انگیزههای زنانی که دههها گوش و چشم و دهانشان را با خاک و خون پر کردند؛ با سنگِ سنگسار و با سنگریزهی انفجار. زنانی که به درازای تاریخ، تن و نفسشان به انقیادِ استیلای فرمانروایان زنستیز در آمده است. فرمانروایانی که از درون مرزهای افغانستان، آرمانهای زنان را گردن زدهاند، و از بیرون مرزهای آن، به نامشان، لشگرکشیهایشان را توجیه کردهاند.
ما کنشگران زنان ایرانی اما باور داریم که افغانستان، این سیاهی را به سپیدهی روزهایی خواهند رساند که ملتی دست ترور، استثمار و دخالت را از آن کوتاه کرده باشند و در کنار مردم افغانستان، و به احترام مقاومت و ایستادگیشان، خواهیم ایستاد و مراتب عمیق همدردی و افسوسمان را از این ترور وحشیانه و خونبار اعلام میکنیم. باشد تا روزی دانشگاه، پناهگاهی امن باشد برای تمام علمجویان و علمورزان و آنهایی که رؤیای سازندگی کشورشان را در سر دارند.
@bidarzani
⬇️در صورت تمایل در لینک زیر بیانیه را امضا کنید⬇️
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdnluGgGBFoo6cwxeDIZuoqJzIx86iKeapdFV2cNGEcfLOCXA/viewform?usp=sf_link
998
#زنان | ریسک ابتلاء به کرونا در زنان و مردان یکسان است
📌 ریسک عوارض کرونا برای آقایان بیشتر از خانمها است؛
🔽 اما خانمها بیشتر از آقایان درگیر عوارض سلامت روانی در دوران کرونا میشوند؛ به گونهای که عوارض روانی ناشی از کرونا در زنان ۳ برابر مردان است.
🔽 با توجه به تحقیقات انجام شده در دوران شیوع کووید ۱۹ زنان بیشتر از مردان شغل خود را از دست دادهاند
🔽 در جریان کووید ۱۹ فشار بالای روانی بر زنان تحمیل شده است، علاوه بر بار سنگین شستشو و ضد عفونی منزل، مسئولیت مراقبت از فرزندان و مراقبت از اعضای خانواده که مبتلا به کرونا شدند هم بر عهده زنان افتاد.
🔽 ۷۰ درصد از کارکنان بهداشتی درمانی را در دنیا خانمها تشکیل میدهند و در این مدت آنها نیز فشارهای روانی بالایی را متحمل شدهاند.
🔽 خانمها بیشتر از آقایان دچار افزایش وزن هستند و زمینه بیماریهای قلبی عروقی و استخوانی برایشان افزایش پیدا میکند.
جزئیات بیشتر را در imna.ir بخوانید
🌏 @imnanews
998
📌نگاهی به پژوهشهای انجامشده درباره تجاوز
📌مریم رحمانی
ديگري:نمونههای مورد پژوهش ۹۳ نفر از قربانیان تجاوز جنسی مراجعهکننده به مرکز پزشکی قانونی استان اصفهان بودند که به روش نمونهگیری تصادفی در دسترس انتخاب شده بودند. بیشتر قربانیان در بازه سنی ۲۳ تا ۲۷ قرار داشتند. برای بررسی سلامت روان از پرسشنامه SCL-90 استفاده شد که در این پرسشنامه جنبههای مختلف سلامت روان، از جمله افسردگی، اضطراب، خودبیمارانگاری، وسواس، حساسیت بینفردی، پرخاشگری، پارانویا، فوبیا و روانپریشی مورد بررسی قرار گرفت.
از ۶ شاخص مربوط به پرخاشگری ۳۴.۴ درصد از واحدهای مورد پژوهش زیر شاخص عصبانیت، ۳۴.۴ درصد میل به کتک زدن دیگران، ۳۲.۳ درصد میل به پرت کردن اشیاء، ۳۱.۲ درصد جروبحث و درگیری، و ۳۵.۵ درصد داد و فریاد را در حد خیلی زیاد داشتند.
یافتهها نشان میدهد که ۳/۳۲ درصد قربانیان دارای اختلال روانی خفیف و ۵/۶۴ درصد دارای اختلال روانی متوسط و ۱/۱ درصد دارای اختلال روانی شدید هستند. همچنین بیشترین اختلالات روانی دیدهشده در این افراد افسردگی و پرخاشگری بوده است.
#سکسوالیته
#تجاوز
#خشونت_علیه_زنان
@Digari_ir
https://bit.ly/2HuT5OB
998
🎥زنان قربانی خشونت در استراسبورگ فرانسه به کلاسهای دفاع شخصی روی آوردهاند
بیشتر بخوانید: https://bit.ly/3nQos7a
@euronewspe
998
🏳🌈اکتبر، ماه آگاهی از #سرطان_پستان است. همه زنان تحت خطر سرطان پستان قرار دارند، اما زنان لزبین، دوجنسگرا و ترنس بیشتر تحت خطر سرطان پستان قرار دارند. این خطر به دلیلی وجود داشتن تابوها، استرس اقلیت و انواع تبعیضها روی زنان ترنس و غیردگرجنسگرا بیشتر است.
🟪دلایل مختلفی ریسک سرطان پستان را برای زنان غیر دگرجنسگرا بالا می برند. تحقیقات نشان میدهند که زنان لزبین یا دوجنسگرا تحت فشارهای استرس اقلیت ناسالمتر زندگی میکنند. یعنی بیشتر الکل مینوشند، بیشتر سیگار میکشند، چربی بدنشان بالاتر است بیشتر تحت خطر سرطان پستان قرار دارند.
🟪همینطور تحقیقات نشان میدهند که زنان همجنسگرا یا دوجنسگرا کمتر از زنان دگرجنسگرا باردار میشوند و به همین دلیل از مکانیزمهای دفاعی علیه سرطان پستان نیز کمتر برخوردار هستند. مکانیزمهای دفاعی بدن مثلا در زنان زیر ۳۵ سال که در صورت بارداری به خاطر شیردهی از آن برخوردار هستند.
🟪زنان ترنس نیز به خاطر در معرض جایگزینی هورمون بودن در حین تطبیق یا بازتایید جنسیت با احتمال بالاتری از سرطان پستان مواجه هستند.
🟪زنان لزبین، دوجنسگرا و یا ترنس به طور کلی بیشتر در معرض افسردگی و استرس و وضعیتهای هراسآمیز قرار دارند.
🟪همینطور به خاطر ترس از تبعیض و تجربههای دردناک گذشته زنان لزبین، دوجنسگرا و یا ترنس کمتر در مورد گرایش جنسی و یا هویت جنسیتی خود با کادر درمان یا پزشکی صحبت میکنند. برخوردهای بدون قضاوت کادرپزشکی و سلامت یکی از راههای مقابله با این وضعیت است. سرطان پستان را جدی بگیریم./شش رنگ
@bidarzani
https://thehill.com/blogs/pundits-blog/healthcare/302978-breast-cancer-risks-higher-for-lesbians-and-bisexual-women?amp#click=https://t.co/ywGAY6RElq
998
📌طبقه اجتماعی، نقش اجتماعی و مكان زندگی آثار سرطان پستان را تشديد میكند
✍غزال مرادی
📍متخصصان روانشناسی برای باورند که مشکلات روانپریشی اصولاً افراد جوانتر را بیشتر متأثر می کند درحالیکه زنان مسنتر کمتر به این مشکلات دچار میشوند. بر پایه این گزارش زنان مسنتر که بالای ۵۰ سال هستند به دلیل اینکه خانواده و بهویژه فرزندانشان در حدی هستند که کمتر نگران آنها باشند و همچنین به دلیل اینکه همسنهای آنها درگیر بیماری های مختلف هستند تا حدود زیادی با مشکل کنار میآیند و بیشتر سعی در درمان دارند.
زنان جوانتر با اطلاع از این مشکل تمایلشان برای تشکیل خانواده یا ادامه زندگی اجتماعی از بین میرود و با مشاهده همسالان خود که از قدرت جوانی و سلامتی برخوردارند دچار اضطراب و پریشانی میشوند. از سوی دیگر به دلیل اینکه سرطانهای پیشرفته پستان احتمال کمتری برای درمان شدن دارند مشکلات روانپریشی بیماران چند برابر میشود.
ماسکتومی پستان (برداشتن پستان درگیر سرطان) بسیاری از زنان را دچار احساس ناخوشایندی از ظاهر خود میکند بسیاری از زنان به دلیل، شرایط مالی قدرت انجام جراحیهای بازسازیکننده را ندارند. بنابراین دچار سرخوردگی و یا انزوا میشوند. از سوی دیگر شیمیدرمانی فرد را از نظر ظاهری و بدنی ناتوان میکند. و همین ناتوانی و حس سربار شدن نقشهای این زنان را دستخوش تحول میکند. در مناطق روستایی و شهرهای کوچک به دلیل مشکلات فرهنگی زنان مجبور به تحمل ازدواج مجدد همسر میشوند یا همسرانشان طلاقشان می دهد.
#زنان_سلامت
#سكسواليته
@bidazani
@Digari_ir
https://bit.ly/3lhFzN8
998
📌کاهش سن یائسگی در کشور
🔸به گفته رئیس مرکز تحقیقات اندوکرینولوژی تولید مثل سن یائسگی زنان ایرانی به ۴۹ تا ۵۰ سال و نیم رسیده است و یائسگی زودرس و نارسایی زودرس تخمدان در یک دهه اخیر افزایش یافته است.
🔸دکتر فهیمه رمضانی در گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به پرسشی دربارهی تحقیقات انجام شده در زمینهکاهش سن یائسگی در زنان ایرانی گفت: درباره روند کاهشی متوسط سن یائسگی نمیتوانم به صراحت اظهار نظر کنم اما موارد یائسگی زودرس که به یائسگی زیر ۴۵ سال اطلاق میشود و یا نارسایی زودرس تخمدان که به یائسگی در سنین زیر ۴۰ سال گفته میشود، طی یک دهه اخیر افزایش یافته است.
🔸رئیس مرکز تحقیقات اندوکرینولوژی تولید مثل وابسته به پژوهشکده علوم غدد درونریز و متابولیسم با بیان این که« در حال بررسی علل افزایش یائسگی زودرس هستیم»، افزود: اکنون بر روی موضوع آلایندههای محیطی و کاهش ذخایر تخمدانی مشغول پژوهش هستیم. از لحاظ نظری، میتوان آلایندههای محیطی را به عنوان یک ریسک فاکتور قلمداد کرد. فاکتورهای تغذیهای هم میتوانند قطعا تاثیرگذار باشند. همچنین تغییر الگوی غذایی و استفاده از محصولات فرآوری شدهای که افزودنیهای زیادی دارند میتوانند به عنوان عامل خطر دیگری قلمداد شوند.
🔸رمضانی درباره نقش استرس در کاهش سطح ذخیر تخمدانی گفت: طی سالهای اخیر سطح استرس در جامعه ممکن است بالا رفته باشد. مطالعاتی که در حیوانات انجام شده نشان میدهد استرس سطح ذخایر تخمدانی را کاهش میدهد. از فاکتورهای دیگری که میتواند به صورت غیرمستقیم در این زمینه تاثیرگذار باشد بالا رفتن سن ازدواج، فرزندآوری و به طور کلی محدود کردن تعداد فرزندان است. این موضوع نیز باعث میشود به طور غیرمستقیم ابتلای خانمها به فیبرومهای رحمی و اندومتریوزافزایش یابد. این اختلالها بعضا نیازمند جراحی هستند و خود این مداخلات جراحی میتوانند باعث کاهش سن یائسگی شوند.
🔸عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: به نظر میرسد با روند کاهشی سن یائسگی در سالهای اخیر روبهرو بودهایم. سن یائسگی در ایران همچنان کمتر از متوسط جهانی است و علاوه بر آن میزان یائسگی زودرس و نارسایی زودرس تخمدان فراتر از میانگین جهانی است./ایسنا
@bidarzani
998
📌سیاستهای مواجهه با آزار در محیط کار: راهنمایی برای کارفرمایان (قسمت اول: بخش اول و دوم)
✍برگردان: شقایق بهرامی و حسام حسینزاده
@bidarzani
🔺طبق قانون کار کانادا کارفرمایان ملزم هستند سیاستهای مواجهه با آزار [سازمان] خودشان را ایجاد کنند. علاوه بر این وجود سیاستها و روندهای مناسب در مواجهه با آزار معیاری است که توسط کمیسیون حقوق بشر کانادا در ارزیابی مسئولیت شرکتها در شکایتهای مربوط به آزار در نظر گرفته میشود. هدف از این نمونه سیاستگذاری کمک به کارفرمایان برای تحقق این الزامات است. با این حال مسئولیت کارفرمایان برای آمادهکردن سیاستهای مناسب، پایش کارآمدی آنها، به روزرسانی آنها به هنگام ضرورت، اطمینان از اینکه تمام کارمندان از سیاستها آگاه هستند، و فراهمکردن آموزشهای لازم، محفوظ است.
🔺آزار، چه جنسی باشد و چه نژادی، بر مبنای یک ویژگی شخصی باشد، و یا از طریق سوءاستفاده از اقتدار، بسیار بیشتر از چیزی که خیلیهایمان ممکن است فکر کنیم در محیطهای کاریمان شایع است. آیا اهمیتی هم دارد؟ بله. آزار نه تنها غیرقانونی است، بلکه همانطور که در صفحات بعدی خواهید خواند، تأثیری منفی بر کارمندان و هزینههای مالی و هزینههای مربوط به بهرهوری برای کارفرمایان به دنبال دارد. یک سیاست مواجهه با آزار کارآمد که در آن آموزش و تعلیم نقشی کلیدی بازی میکند مهمترین قدم برای ایجاد محیط کاری عاری از آزار است.
#آزارجنسی
#تجاوز
👈🏽ادامه مطلب را در INSTANT VIEW بخوانید👇🏽
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30462&rhash=3ec4f87be6d7d1
998
«من هم» شاید بیش از هر چیز زنگی است که دوباره به یادمان بیاورد که تجاوز و خشونت جنسیتی نه امری موقتی است و نه صرفاً مربوط به امروز و اینجا، بل یادآور میشود که خشونت جنسیتی به دلیل مناسبات و سلسلهمراتب قدرت رخ میدهد، مناسباتی که امروز حاصل از سرمایه داری، مردسالاری و سلطهی آلت رجولیت قدرت است. و باز به یاد بیاورد که خشونت جنسیتی صرفاً مسئلهای فمینیستی نیست بلکه مسئلهای طبقاتی نیز هست. «من هم» زنگی باید باشد برای گفتن اینکه دیگر بس است و حالا وقتش است و ما نمیخواهیم در آینده سخن بگوییم و نیازهایمان توسط رسانه ها و منفعتطلبان بازنمایی شود. و باید تلنگری باشد برای اینکه همین الان در همین برهوت کاری کنیم و نه آنکه به آینده موکول شود!
_________
👉https://wp.me/p2GDHh-4op
998
📌چهگونه بیزاری از فمینیسم را نهادینه میکنند؟ / شیرین کریمی
آرش نراقی دانشآموختهی فلسفه و «نواندیش دینی» در یادداشتی زیر عنوانِ «دربارهی زنانی که شریک نظام مردسالارند» چند نکته را دربارهی «نقش زنان در شکلبخشی و تداوم ساختارهای تبعیضآمیز» برمیشمرد و در پایان نتیجه میگیرد که «تغییر و اصلاح نظام تبعیض مردسالار مستلزم مشارکت فعالانهی مردان و زنان است و در این راه توجه به نقش مردان مطلقاً نباید نقشی را هم که زنان در شکلگیری، تحکیم و تداوم این نظام تبعیض دارند، نادیده گرفت.»
نراقی پیش از این نتیجهگیری نکاتی را طرح کرده است که درنگی کوتاه روی آن لازم است.
از آنجایی که ما زنان (زنانی که در فضاهای اجتماعی و علمی و فرهنگی فعالتر هستیم)، چه فمینیست باشیم چه نباشیم از دَم برچسبِ «فمینیست ایرانی» خوردهایم، و از آنجایی که نوشتارهایی از نوع متن آرش نراقی همین طیف را نشانه میروند، خوب است ابتدا روشن کنم که من از سوی فمینیستها یا از زبان یک فمینیست برای یادداشت آرش نراقی پاسخ نمینویسم.
فمینیستها، اگر اصلاً بخواهند پاسخ بدهند، از منظر مطالعات جنسیت و نظریههای فمینیستی، پاسخی درخور خواهند داد. اما من قبل از هر چیز، برمبنای فهمی که از تجربهی زیسته در این جامعه و پیگیری مسائل زنان و دنبالکردن فعالیتهای فمینیستها دارم مینویسم.
ابتدا بسیار خرسندم که سرانجام سکوت مردانه شکست و صدایی هم از میان مردان به گوش رسید.
یادداشت آرش نراقی در روزگاری منتشر میشود که شماری از زنان ایران در حرکتی نویدبخش افتادهاند به افشاگری «و چنین روزگار کس به یاد نداشت». زنان تجربهی شخصیشان را از تجاوز و آزار جنسی روایت میکنند.
در میان روایتهای زنان تعدادی از مردان نیز روایاتی از تجاوز زنان به مردان منتشر کردهاند. روایتها تکاندهندهاند، اگر بتوانید بخوانیدشان. موضوعی که در این قیلوقال بسیار به چشمم آمد سکوت مردان بود؛ علیالخصوص مردانی که در حوزهی اندیشه و فلسفه و اخلاق و جامعه و حقوق بشر تقریباً همیشه حرف برای گفتن دارند. اکنون اینطور که از این یادداشت پیداست مردان در این بحث به حرف آمدهاند. امیدوارکننده است.
@bidarzani
https://pecritique.com/2020/09/23/چه%e2%80%8cگونه-بیزاری-از-فمینیسم-را-نهادینه/
998
📌آیا باید وظیفهی زناشویی را لغو کرد؟
✍🏽نویسنده: مایا مازورِت
✍🏽برگردان: سپهر یحیوی
@bidrazani
🔹 مایا مازورِت از ماندگاری مفهوم وظیفهی زناشویی، که برخاسته از حقوق شرعی کلیسای کاتولیک در سدههای میانی است، میپرسد.
در مقام نظر، زوجین در چارچوب ازدواج باید روابط جنسی داشته باشند؛ اما در عمل همیشه اینطور نیست. اگر امروز برای ما وظیفهی زناشویی به اندازهی «حق ران» [حق قرون وسطایی شب زفاف برای اربابان] منسوخ مینماید، مسئلهی رضایت زوج برای رابطهی جنسی بحث روز است. آیا وقتی شریکمان به ما ابراز احساسات میکند، ما واقعاً آزادیم که به او نه بگوییم؟ چهزمانی بهنظر میرسد که بسامد روابط جنسی را هنجار اجتماعی خاصی دیکته میکند؟ تجاوز به همسر را چگونه باید تعریف کرد؟
🔺حقّ شرعی (در مذهب کاتولیک)
ژولی ماتیوسی در ابتدا یادآوری میکند که وظیفهی زناشویی برخاسته از حقوق شرعی و در نتیجه منبعث از مذهب کاتولیک است. این تعهد در اصل چارچوبی برای فرزندآوری و ضمانتی برای احتراز از شهوتپرستی است و در آن زمان کوشش خوبی بود. در زمان ابداع مفهوم مدرن ازدواج، یعنی بعد از انقلاب فرانسه، قانون مدنی [کد ناپلئون مصوب ۱۸٠۴] نه از ازالهی بکارت حرف میزند نه از وظیفهی زناشویی. این مفاهیم وجود داشتند ولی حجب و حیا مانع میشد که در نصّ قانون صریحاً نگاشته شوند.
🔺جهان پسا#میتو
جلوتر میآییم و میرسیم به سال مبارک ۲٠۲٠ (سال جهان پسا#میتو). آیا باید این بازماندهی مذهب کاتولیک را در جامعهی لائیک فرانسه حفظ کنیم؟ با این وظیفهی زناشویی که کاربردهایش بسیار محدود، مفهومش مبهم و مشروط به تفسیر قضات است و منجر به این میشود که زوجهای درحال طلاق – اغلب بدون حصول نتیجه – به جان هم بیفتند، چه باید کرد؟
#ازدواج
#تجاوز
ادامه مطلب را درINSTANT VIEW بخوانید👇🏽
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30442&rhash=3ec4f87be6d7d1
998
سميه رستم پور دانشجوي دكتري جامعه شناسي و فعال حقوق زنان ؛
«کدام زنان» از آزار «کدام مردان» می گویند؛ آیا صدای همه قربانیان شنیده می شود؟
مريم رحماني
دیگری: مدتی است روایت های تجاوز و آزارجنسی از سوی زنان قربانی در فضای مجازی منتشر می شود. شکست سکوت ارزشمند است اما در فقدان نظام قضایی دموکراتیک تا چه حد می تواند در کاهش تجاوز و کمرنگ شدن فرهنگ تجاوز موثر باشد؟ آیا کنشگران حقوق زنان و مدنی با همه آزارگران یکسان برخورد می کنند؟ آیا هنوز ملاحظه های سیاسی صنفی… در رسوا کردن آزارگران رخ می نماید؟ مسئولیت کنشگران حقوق زنان در برابر این افشاگری ها چیست؟ جریانی که در ایران آغاز شده است تا چه حد با جنبش Me Too قابل مقایسه یا تاثیر گرفته از آن است؟ سمیه رستم پور دانشجوی دکتری جامعه شناسی در دانشگاه پاریس هشت و فعال زنان به این سوال ها در این مطلب پاسخ داده است. متن مصاحبه در ادامه می آید.
تغيير مهم دیگر اما به این مربوط میشود که زنان بیشازپیش انحصار مردان بر فضا را شکستهاند؛ زمانی فضای عمومی و بهتبع فضای رسانهای و مجازی کاملاً در دست مردان بود. این مسئله اما امروز به شکل جدی دچار تحول شده وزنان حضوری چشمگیر و مؤثر در فضای مجازی و عرصه عمومی دارند. ازاینجهت آنها هم تجربه بیشتری از خشونت در محیط کار دارند و هم امکانهای بیشتری برای اینکه از آزارهایشان بگویند، اینها فضا را برای سایر زنان فراهم کرده است. این بخشی از پیشرفت چشمگیری است که جنبش زنان در ایران داشته هرچند این روند طولانی است و به ثمر نشستن آن زمانی طولانی را میطلبد.
فعالان حقوق زن همچنین میتوانند بیانیههای حمایتی یا تحلیلی منتشر کنند و در آگاهی بخشی پیرامون موضوع مؤثر عمل کنند. اما همزمان این نقش مهم باعث میشود که اشتباهات تاکتیکی آنها نیز برجستهتر میشود، خصوصاً وقتیکه به حمایت یا همدلی با متجاوزان و آزارگران منجر میشود. آنجا که فمینیستها مصالح فردی و روابط شخصی گرهخورده با فرد متجاوز را بر اصول فمینیستی خود ترجیح میدهند، این انتخاب از چشم دیگران پنهان نمیماند و در درازمدت میتواند به اعتمادسازی جمعی به جریان فمینیسم لطمه وارد کند. بهواقع، کسی که داعیه دفاع از حقوق زنان را دارد ولی شکافی بسیار زیاد بین ادعاها و عمل او وجود دارد، بهنوعی هر نوع اصول برابری خواهانه را به مصلحتهای شخصی که میتواند از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر کند، تقلیل میدهد.
#ازارجنسي
#تجاوز
#شكست_سكوت
#Me_Too
@Digari_ir
https://digari.org/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c/
998
📌بخشهایی از «راهنمای سیاستهای مواجهه با آزار در محیط کار»
✍برگردان: شقایق بهرامی و حسام حسینزاده
اطلاعات برای قربانیان
📍چگونه آزار را شناسایی کنیم؟
هر رفتار ناخوشایندی که شخصی را تخریب، تحقیر یا خجالتزده یا به او توهین کند.
آزار هر رفتاری است که شخصی را تخریب، تحقیر یا خجالتزده کند و فرد معقول باید بداند که این رفتار ناخوشایند است. این عمل شامل کنشها (مثل لمسکردن و هلدادن)، اظهارنظرها (مثل شوخی و نامگذاری)، یا نمایشدادن (مثل استفاده از پوستر و کاریکاتور) میشود. آزار میتواند یک بار اتفاق بیفتد یا با گذشت زمان ادامه یابد. قانون حقوق بشر کانادا از کارمندان و مردمی که کالا و خدمات دریافت میکنند در مقابل آزارهای مرتبط با نژاد، ملیت یا قومیت، رنگ پوست، مذهب، سن، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت خانوادگی، دگرتوانی [معلولیت]، محکومیت عفوشده[۴] یا گرایش جنسی محافظت میکند.
رفتار نامحترمانه که بهعنوان آزار «شخصی» هم شناخته میشود در این سیاست موردتوجه قرار گرفته است. این دست رفتارها شامل رفتارهای ناخوشایندی میشوند که یک کارمند را تحقیر یا خجالتزده میکنند اما مبتنی بر یکی از زمینههای ممنوعه که در بالا ذکر شد نیستند.
📍آزار جنسی
آزار جنسی شامل رفتار رنجآور یا تحقیرآمیزی میشود که به جنسیت فرد مربوط است و همچنین رفتاری با ماهیت جنسی که محیط کار را ارعابآمیز، خصمانه یا «مسموم» میکند، یا گذاشتن شرایط جنسیتی برای شغل یا فرصتهای شغلی یک فرد. چند نمونۀ آن از این قرارند: بحث و پرسش دربارۀ زندگی جنسی فرد، لمسکردن فرد بهشکلی جنسی، اظهارنظر دربارۀ جذابیت یا عدم جذابیت جنسی فرد، پافشاری بر درخواست ملاقات دوستانه یا رمانتیک پس از رد پیشنهاد، گفتن این به یک زن که باید در خانه باشد یا مناسب یک کار خاص نیست، نگاهکردن به کسی بهشکلی وسوسهآمیز، نمایشدادن کاریکاتور یا پوستر با ماهیت جنسی، نوشتن نامه یا یادداشت وسوسهآمیز جنسی.
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30414&rhash=3ec4f87be6d7d1
998
📌«خشونت در هوا موج میزند»؛ تأثیر آلودگی هوا بر خشونت خانگی
🔹نتایج تحقیقات به روز و جدید، از جمله تحقیق گستردهای که پژوهشگران دانشگاه مینسوتا و دانشگاه ایالتی کلرادو انجام دادهاند، نشان میدهد که آلودگی هوا نه تنها به بدن شما آسیب وارد کرده و سلامت جسمی شما را به خطر میاندازد، بلکه سلامت روان شما را نیز در معرض شدیدترین آسیبها قرار میدهد.
🔸نتایج تحقیق این دو دانشگاه در مجله اقتصاد و مدیریت محیط زیستی (Journal of environmental economics and management) در قالب مقالهای منتشر شده و نتیجهگیری میکند که نرخ ارتکاب جرائم، پیوند و ارتباط مستقیم با میزان آلودگی هوا دارد. یعنی هرچه در جامعهای آلودگی هوا بیشتر باشد، به مرور زمان شاهد افزایش میزان بزه و خشونت نیز در آن جامعه هستیم.
🔹همه به یک دلیل ساده: آلودگی هوا و وجود ذرات مضر در آن، انسان را عصبی و پرخاشگر میکند.
ارتکاب جرم، تنها یک مبحث قضایی نیست. بدان معنا که این مقوله در مباحث مربوط به سلامت عمومی نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
تمام این مفاهیم و مقولات هنگامی با یکدیگر پیوند بیشتری پیدا میکنند که بحث «هزینههای اجتماعی» مطرح میشود.
🔸این هزینههای اجتماعی میتواند از نوع هزینههای مالی، شامل هزینههای نگهداری نظام تنبیهی جامعه از قبیل زندانها و دادگاهها باشد و یا هزینههایی که افزایش جرم و جنایت به افراد جامعه تحمیل میکند. عدم امنیت فردی و اجتماعی، کاهش آستانه تحمل افراد در پذیرش تنوعها و همزیستی اجتماعی از دیگر هزینههایی هستند که افزایش خشونت میتواند به سلامت عمومی جامعه اضافه کند.
🔹اگرچه نمیتوان آلودگی هوا را عامل مشخصکننده و اصلی افزایش خشونت در جامعه و اجتماعات آن دانست، اما امروزه تمرکز بر این موضوع بیش از پیش به چشم میخورد. تحقیقات گسترده درباره ارتباط فیزیولوژیکی و مکانیکی قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا و پرخاشگر شدن افراد در حال انجام است؛ اما تحقیق ذکر شده و تحقیقات مشابه آن، رابطه همبسته معناداری را میان این دو نشان دادهاند.
شاید بتوان ارتباط میزان آلودگی هوا و پرخاشگر و عصبی شدن افراد یک جامعه را، نه به لحاظ پزشکی، بلکه به لحاظ جامعهشناختی این گونه توضیح داد که در چنین جامعهای انسانها احساس میکنند که توسط کسانی که باید با برنامهریزی و مدیریت، این معضل را حل کنند، فراموش و به حال خود رها شدهاند.
🔸گسیختگی اجتماعی و احساس عدم اهمیت شهروندی، از مشکلاتی است که در جوامع دست به گریبان با آلودگی محیط زیستی، به شدت به چشم میخورد. انسانِ رهاشده این جامعه، هوایی را نفس میکشد که سرشار از خشونت است. بازدم او، خشونتی است که علیه دیگران به کار میگیرد.
لینک مطلب
@iroxygen1396
998
📌سیاست فمینیستی دربارهی تنبیه متجاوزان به ما چه میگوید؟
✍شهین غلامی
بیدارزنی: عدالت برای آزاردیدگان تجاوز جنسی به چه معناست؟ از چه طریقی تحقق مییابد؟ آیا توسل به نهادهای قضایی و کیفری و افزایش مجازات متهمان میتواند پاسخگوی رنجی باشد که به آزاردیدگان تجاوز تحمیل میشود؟ سیاست فمینیستی در این میان به ما چه میگوید؟ آیا درخواست افزایش مجازات متهمان خصوصاً در نظامهایی که ممکن است متجاوز با حکم مرگ روبرو شود امری فمینیستی است و نسبتی با جامعهی آرمانی فمینیستی دارد؟
این یادداشت میکوشد به تأملات فمینیستی موجود در این باره بپردازد و گرهگاهها و همچنین ظرفیتهای سیاست فمینیستی را در برخورد با جرم تجاوز و مواجهه با آزاردیدگان و متجاوزان نشان دهد. در بخش اول، این نوشته به بررسی تجربهی هند در این زمینه میپردازد. علت این انتخاب، فراوانی آمار تجاوز در این کشور، مجازات تنبیهی شدید و در مواردی مرگ برای متجاوز و همچنین جنبش فمینیستی پویای هند در برخورد با مسئلهی تجاوز و مخالفت با مجازات اعدام است. در بخش دوم، این یادداشت به مرور سیاستهای فمینیستی دربارهی جرم تجاوز و نظامهای تنبیهی خواهد پرداخت و در بخش پایانی تلاش خواهد کرد پیشنهاداتی را برای پیوند سیاست فمینیستی در برخورد با مسئلهی تجاوز مطرح کند.
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30350&rhash=3ec4f87be6d7d1
998
📌عدالت ترمیمی چیست؟ یک وکیل در این خصوص توضیح میدهد
مسیری متفاوت برای مقابله با آزار و اذیت جنسی
✍برگردان: بنفشه جمالی
📍بیدارزنی: «وقتی گریه میکردم. وقتی دستت رو پس میزدم، به معنی نه بود؛ یعنی نمیخواستم. میخوام بدونم اون لحظه تو فکرت چی میگذشت.»
📍من کنار سوفیا دختر پانزدهساله، زمانی که مستقیماً با مایکل همکلاسی هجدهسالهاش که او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده بود صحبت میکرد، نشسته بودم. این «گفتگوی رو در رو» نتیجهی تلاشی یک ماهه بود تا کمک کنم این دو جوان «عدالت ترمیمی» را تمرین کنند.
📍چشمان مایکل بین من و سوفیا در حرکت بود «من نمیخوام چیزی بگم که تو رو مقصر جلوه بده» «من نمیخوام بگم اون زمان به چی فکر میکردم. برای اینکه احمقانه بود.»
📍مایکل دوباره به من نگاه کرد. تشویقش کردم همه آنچه قبلاً به من گفته بود را دوباره بگوید. نفس عمیقی کشید. کاغذی سفید بیرون کشید و شروع به نوشتن کرد.
📍راهحلی برای اجرای عدالت خارج از سیستم حقوقی
بهعنوان یک کودک بازمانده از آزار و اذیت جنسی و تجاوز همیشه به این فکر میکنم که چه عدالتی برای درد و رنجی که متحمل شدهام باید در نظر گرفته شود. من مانند پروفسور کریستین بلسی، هیچگاه مردانی که به ما خشونت کردند را، چه در کودکی و بعدتر از آن و چه زمانی که زنانی بالغ شدیم، گزارش نکردیم. من میدانستم آنچه میخواستم با اخراج از مدرسه یا تحویل فرد خاطی به دادگاه به دست نمیآید. از نظر من عدالت زمانی اجرا میشود که «آزار را بشناسیم، مسئولیت آن را بپذیریم و درجهت اصلاح آن قدم برداریم».
📍عدالت ترمیمی چیست و چگونه عمل میکند؟
بهعنوان تسهیلگر عدالت ترمیمی کار خود را با این پرسش از افراد آزاردیده شروع میکنم که چه انتظاری از جلسه با فرد آزارگر دارند؟ پاسخ به این سؤال بسیار گسترده است. در مورد پروندههای خشونت جنسی یک موضوع مشترک و کلیدی وجود دارد. آنها میخواهند این جمله را از آزارگر خود بشنوند «تو حقیقت را میگویی. من این کار را با تو کردهام. این تقصیر من است نه تو.» آنها اغلب میخواهند این «پذیرش» در حضور خانواده و دوستانشان اتفاق بیفتد. برخی از بازماندگان نیز دنبال نشانههایی میگردند که فرد آزارگر بهدرستی متوجه شده که چهکاری انجام داده است و آن را دوباره تکرار نمیکند. برخی هم درخواست میکنند که فرد آزارگر را دیگر ملاقات نکنند.
https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/30336&rhash=3ec4f87be6d7d1
